پنجشنبه
۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۹
اخبار
پاسخ نوروز به دروغ پردازی های اخیر رسانه های
ستاد کودتا در خصوص انتشار اسامی شهدا
پس از انتشار اسامی شهدای سبز در سایت نوروز
کودتاگران به تلاش افتادند که بگونه ای انتشار این خبر را خنثی سازند.
از
یک طرف فرمانده سپاه به میدان آمد و اعلام کرد که در حوادث پس از انتخابات
فقط ۲۹ نفر کشته شدند که ۲۰ نفر آنها بسیجی بودند ( که البته تا امروز نام
هیچیک از آنها اعلام نشده است!)، و از طرف دیگر صدای و سیما به عنوان بوق
امپراطوری دروغ تلاش کرد تا با تدوین و اجرای سناریویی همچون ماجرای ترانه
موسوی بدنبال افراد همنامی با اسامی شهدای اعلام شده بگردد تا آنها به پای
دوربین برای تکذیب کشته شدنشان بیاورد که در نهایت تلاش توانستند دو نفر
را بیاورند تا کشته شدنشان را تکذیب نمایند!جدای از اینکه مردم با تجربه
مربوط به شهید ترانه موسوی اینگونه تکذیبه ها را ساختگی می دادند اما این
عمل صدا و سیمای کودتاگران با تمام دسیسه هایی که به کار بسته اند به
معنای تایید کشته شدن بقیه اسامی اعلام شده در پایگاه اطلاع رسانی نوروز
است.
نشانه دیگری که در این ارتباط می توان بدان اشاره کرد حمله به
دفاتر پیگیری آقایان موسوی و کروبی برای کسب اطلاع از وضعیت آسیب دیدگان
پس از انتخابات و جمع آوری آمار کشته شدگان و مجروحان می باشد که
کودتاگران با ربودن کلیه اسناد و اوراق این دفاتر و پلمپ و تعطیل کردن
آنها در پی آنند که روند اطلاع رسانی در این باره را مسدود و متوقف سازند
و از افشای بیشتر جنایات انجام شده و خون های بنا حق ریخته جلوگیری نمایند
غافل از اینکه در دنیای کنونی انجام چنین کاری ناممکن است و شاید عصبانیت
یکی دو روز اخیر کودتاگران در بازداشت فرزند شهید بهشتی و مهندس الویری و
همینطور پلمپ دفتر مهدی کروبی و انجمن دفاع از حقوق زندانیان نیز از این
نشات می گیرد که به هیچکدام از مدارکی که در پی آن بوده اند دسترسی پیدا
نکرده اند.
از اینروست که به رغم همه تلاشهای کودتاگران برای
پوشاندن و لاپوشانی جنایات انجام شده هر روز اخبار مربوطه از جایی بیرون
می زند و رسوایی بیش ازپیش را برای آنها ببار می آورد.
و مردم
بخوبی دریافته اند که هرگونه تکذیبه دستگاههای تبلیغاتی را دلیلی بر صحت
اخبار منتشره قلمداد کنند.
اما برخی توضیحات در این مورد لازم می
نماید:
۱- فشارهای بسیاری از طرف نهادهای امنیتی بر خانواده های شهدا و
آسیب دیدگان از فجایع چند ماه اخیر وارد شده است که یا شهادت عزیزان خود
را مرگ طبیعی اعلام کنند و یا بر اثر تصادف و بیماری. نهادهای مختلف
امنیتی با تطمیع و اگر نشد با انواع تهدید از جمله تهدید جان و مال دیگر
عزیزان آن خانواده و عدم تحویل پیکر عزیز جانباخته شان از مراجعه خانواده
به نهادهای مستقل جلوگیری می کنند. این فشارها بر خانواده ها از یک طرف و
فشارهای وارده به نهادهای مدنی مستقل مدنی و فعالان حقوق بشر که در روزهای
گذشته به اوج خود رسیده است از طرف باعث شده است جمع آوری مستندات در این
زمینه به کاری سخت و طاقت فرسا تبدیل شود. و به همین دلیل هم سایت نوروز
در انتشار اسامی فقط ۲۵ نفر از شهدا را به عنوان شهدای قطعی در بند اول
جول خود نام برده و دیگر اسامی را قابل بررسی و تحقیق عنوان کرده است.
۲-
به تمام فشارهای فوق باید به اعمال غیر انسانی برخی نهادهای امنیتی نیز
اشاره نمود. این نهادها برای خدشه دار و بی اعتبار کردن طالاعات منتشر شده
توسط نهادهای مدنی و فعالان حقوق بشر به هر نیرنگ و فریبی دست می زنند.
ارسال اطلاعات غلط و پس از انتشار ساخت گزارشهایی تلوزیونی از این دست یکی
از این شگردهاست. و متاسفانه در این انتخابات حداقل در دو نوبت، به
خانواده خبر شهادت فرزندانشان داده شده است و پس از انتشار اخبار مربوط به
آن، آن عزیز به خانه بر می گردد.
٣- یکی از اسامی که در لیست منتشر شده
توسط سایت نوروز در ردیف ۱٨ قرار داشت و به عنوان یکی از دلایل بی اعتباری
لیست توسط رسانه تصویری ستاد کودتا به نمایش گذاشته شد "احمد نجاتی کارگر"
بود.
اواسط مردادماه خانمی به ........... مراجعه و مدعی می شود فرزندش
در حوادث پس از انتخابات به شهادت رسیده است، پس از تحقیقات ..........،
معلوم می شود جوانی با این مشخصات در یکی از بیمارستانهای تهران بدلیل
اصابت گلوله بستری بوده است و سپس در حالی که وضعیت جسمی وی وخیم بوده،
توسط نهادهای امنیتی از بیمارستان منتقل شده است. سپس با حضور در منزل فرد
یاد شده با اعلامیه فوت وی روبرو می شوند و خبر را تائید شده می پندارند.
تصویر
زیر عکسی است از اعلامیه فوت این شخص که توسط مادر وی و یا کسی که مدعی
شده بود مادر اوست در اختیار .............. قرار گرفته است.
پشت پرده دیدارهای محرمانه مراجع: دعوت از آیت
الله سیستانی برای سفر به ایران
نوروز
:
منبع نزدیك به یك مرجع تقلید پشت پرده دیدارهای محرمنه اخیر مراجع
با یكدیگر را دعوت از آقای سیستانی برای سفر ایران عنوان كرد.
به
گزارش امروز، این منبع كه نخواست نام خود را فاش كند گفت: با فجایع بعد از
انتخابات سئوالات جدی میان مراجع تقلید ایجاد شده است كه دیدارهای آنان
برای بررسی وضعیت جاری كشور و یافتن پاسخ این سئوال هاست.
وی یكی
از موارد مورد بحث در همه این جلسات را بررسی نحوه دعوت از حضرت آیت الله
العظمی سیستانی مرجع عالیقدر جهان تشیع عنوان كرد و تاكید كرد: به نظر می
رسد با بی اعتنایی هایی كه از سوی حاكمیت به نظر مراجع می شود باید
همبستگی بیشتری ایجاد شود كه در این راستای برنامه دعوت از ایشان برای سفر
به ایران در حال پیگیری است.
به نظر می رسد با بازداشت سید علیرضا
بهشتی فرزند آیت الله بهشتی و آماده شدن حاكمیت برای برخورد با سیدمحمد
خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی كروبی، روند دعوت از آیت الله سیستانی شدت
گرفته است.
بازداشت یکی از اعضای ارشد ستاد ایثارگران
میرحسین موسوی
نوروز :
محمد
عزلتی مقدم، از اعضای ارشد ستاد ایثارگران میرحسین موسوی، شامگاه دیروز در
منزل خود بازداشت شد
به گزارش موج سبز آزادی، حدود ساعت ٨:۲۰
شامگاه دیروز عدهای با حضور در محل منزل محمد عزلتی مقدم، که از سالها
سابقه حضور در سپاه در دوران دفاع مقدس برخوردار است ابتدا به تفتیش منزل
وی اقدام کردند و سپس او را بازداشت نموده و با خود بردند.
با وجود
پیگیریهای صورت گرفته، هنوز اطلاعی از محل نگهداری این عضو ارشد ستاد
ایثارگران میرحسین موسوی در دست نیست.
بنیاد حفظ و نشر آثار بهشتی پلمپ شد
نوروز :
همسر سید علیرضا بهشتی در تشریح
نحوه بازداشت مشاور ارشد میرحسین موسوی گفت:«عصر سه شنبه ساعت ۵ بعد از
ظهر، ۵ مأمور امنیتی به منزل فرزند بهشتی مراجعه و با حكم جلبی كه
امضای دادستانی تهران بر آن بود وارد منزل او شدند.»
به گزارش
کلمه، وی كه به همراه فرزندانش در منزل حضور داشتند میگوید در این حكم بر
جلب و تفتیش محل استقرار آقای بهشتی بدون تفتیش حریم خصوصی تأكید شده است
اما مأموران تمام اتاقها ازجمله اتاق خواب را تفتیش كرده و وسایل آن را
به هم ریختهاند و حتی مقداری وسیله شخصی و یا اوراق درسی را هم با خود
بردند.
وی با اشاره به حضور ۵/۴ ساعته مأموران در منزل از برخورد
زننده و زشت یكی از مأموران كه حكم جلب در دست او بود خبر داد و گفت وی
حتی به نوۀ خردسال بهشتی هم بیاحترامی میكرد.
گفتنی است
مأموران پس از بازرسی منزل فرزند بهشتی و دستگیری او به محل بنیاد
حفظ و نشر آثار بهشتی مراجعه و ضمن جمعآوری كامپیوترها و اسناد محل این
بنیاد را نیز پلمپ كردند.
زهره آشتیانی خبرنگار سایت اعتماد ملی بازداشت
شد.
نوروز :
در پی پلمپ دفتر حزب
اعتماد ملی که روز سه شنبه و با حکم دادستان تهران صورت گرفت، زهره
آشتیانی خبرنگار سایت رسمی اعتماد ملی( سحام نیوز) به همراه محمد داوری،
سردبیر و یکی دیگر از خبرنگاران این سایت بازداشت شدند.
زهره آشتیانی
پیش از این نیز چندین بار احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود.
روز سه
شنبه پس از پلمپ دفاتر مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی و بازداشت اعضای سایت،
منزل آشتیانی نیز مورد تفتیش ماموران قرار گرفت.
زهره آشتیانی، سابقه
همکاری با روزنامه های توسعه، اقبال، اعتماد ملی و برخی دیگر از روزنامه
ها و خبرگزاری های اصلاح طلب را در کارنامه خود دارد.
سخنگوی اعتماد
ملی در گفتگو با خبرگزاری ایلنا بازداشت این سه نفر را تایید کرد.
متهم به قتلهای زنجیرهای ماهشهر مرد
فارس: متهم به قتلهای سریالی ماهشهر كه در
هفته جاری به ارتكاب به این قتلها اعتراف كرده بود، درگذشت.
به گزارش
روابط عمومی دادگستری كل استان خوزستان، علت مرگ متهم قتلهای زنجیرهای
ماهشهر از سوی پزشكی قانونی در دست بررسی است.
حكیم حیدری ٣۴ ساله،
متاهل و دارای دو فرزند ۱۰ شهریور ماه پس از ۴۵ روز فعالیت و تحقیق
ماموران پلیس به عنوان مظنون اصلی قتلهای ماهشهر در خانه خود واقع در
ماهشهر دستگیر شد و به ارتكاب قتلها اعتراف كرد.
وقوع این قتلها توسط
مقتول در ماههای خرداد و تیر امسال رخ داد، در دوازدهم خرداد ماه امسال،
جسد زنی به نام (ز) ۲۴ ساله در محدودهای خارج از شهر ماهشهر در حالی كه
دست و پایش طناب پیچ شده بود، كشف شد، تنها ۲۴ روز از كشف این پرونده
گذشته بود كه جسد یك زن به نام (س) ۲۶ ساله نیز در نزدیكی محل كشف نخستین
جسد پیدا شد و در حالی كه پلیس در حال بررسی این پرونده بود، جسد سومین زن
كه مربوط به یك زن ۲۷ ساله بود نیز در ۲۴ تیر ماه كشف شد.
سرانجام ۱۲
مرداد ماه امسال مرتضی راضی جلالی رئیس پلیس آگاهی استان خوزستان، از
دستگیری سه مظنون (دو مرد و یك زن) در روند رسیدگی به این قتلها خبر داد.
سرانجام
با انجام تحقیقات گستردهتر توسط ماموران آگاهی و نتایج پزشكی قانونی،
مظنون اصلی قتلهای سریالی ماهشهر در ۱۰ شهریور ماه در خانه خود دستگیر شد.
این
قاتل در بازجوییها به چهار فقره قتل اعتراف كرد، این در حالی است كه تنها
سه جنازه در محلهای گفته شده، یافت شد و محل انداختن جنازه مقتول چهارم
كه از سوی قاتل اعلام شده، شناسایی و كاوش شد، اما هیچگونه جنازهای در
این محل رویت نشد.
قتلهای ارتكابی به شكلی به هم تشابه دارند و وجه
تشابه آنها نحوه قتل، سریالی بودن قتلها بوده است.
علت و انگیزه
قتلهای صورت گرفته تجاوز جنسی اعلام شده و قاتل هیچگونه سابقه كیفری
نداشته است.
حزب موتلفه اسلامی : مطالب موسوی و کروبی از
واشنگتن و لندن طراحی میشود
به گزارش
فارس، به نقل از روابط عمومی حزب موتلفه اسلامی، محمد کاظم انبارلویی رئیس
مرکز سیاسی حزب موتلفه اسلامی در جمع طرفداران حزب موتلفه اسلامی با اشاره
به جنگ نرم دشمن علیه ایران اظهار داشت: مهمترین موضوع در مسائل سیاسی
کشور در حال حاضر موضوع حضور در میدان جنگ نرم است.
رئیس مرکز سیاسی
حزب موتلفه اسلامی تاکید کرد: در حال حاضر در وسط مهلکه نبرد نرم هستیم و
دشمنان به دنبال ایجاد شکاف در جامعه با یک قدرت رسانهای نیرومند هستند.
انبارلویی
افزود: دشمنان فکر میکردند در این نبرد پیروز میشوند اما در همان مراحل
اولیه و تدارکاتی که برای انتخابات دیده بودند شکست خوردند آنها پیشبینی
کرده بودند با تکرار دروغ تقلب در انتخابات بتوانند نا آرامیهایی را در
شهرهای بزرگ ایجاد کنند که نتوانستند اما ما تلفات را در این نبرد داشتیم.
انبارلویی
در ادامه یاد آور شد: متأسفانه در نبرد نرم دشمن برخی از نخبگان که در دهه
اول انقلاب انصافا برای نظام در حد توانایی خود زحمت کشیدهاند به راحتی
به استخدام پروژه درآمدند.
وی ادامه داد: متأسفانه مطالبی که از سوی
آقایان موسوی و کروبی عنوان میشود دقیقا پیامهایی است که در اتاق نبرد
نرم واشنگتن، پاریس و لندن طراحی شده است.
رئیس مرکز سیاسی حزب موتلفه
اسلامی در پایان تاکید کرد: باید توجه ویژهای به جنگ نرم داشت زیرا دشمن
از این راه به دنبال از بین بردن جمهوری و اسلامیت نظام است.
فیروز آبادی: پیام های اوباما به ایران
نشانه «واقع بینی» وی است
رادیو فردا
:
حسن فیروزآبادی، رییس کل ستاد نیروهای مسلح ایران، روز چهارشنبه،
با تایید پیام های باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا، به رهبران ایران طی
شش ماه اخیر، این پیام ها را نشانه واقع بینی وی خوانده است.
پیشتر
خبر های تایید نشده ای درباره پیام دوم باراک اوباما به آیت الله علی
خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی منتشر شده بود، اما این نخستین بار است که
یک مقام بلندپایه ایران ارسال پیام دوم رییس جمهوری امریکا را تایید می
کند.
سرلشکر حسن فیروز آبادی که در مراسم تودیع و معارفه وزرای
سابق و فعلی دفاع ایران صحبت می کرد، گفته است: «به نظر می رسد در دوره
آقای اوباما یک نگاه واقع بینانه تر به مسائل وجود دارد و دو پیام آقای
اوباما طی شش ماه اخیر می تواند نشانه همین نگاه واقع بینانه باشد.»
آقای
فیروز آبادی زمان ارسال نامه دوم رییس جمهور آمریکا را مشخص نکرده
است. این در حالی است که اخبار ضد و نقیضی در خصوص زمان نامه رییس جمهوری
آمریکا منتشر شده است.
در حالی که برخی رسانه ها می گویند این نامه
اخیرا ارسال شده است، تریتا پارسی، کارشناس مسائل ایران، به روزنامه
واشینگتن تایمز گفته است که هر دو نامه مربوط به قبل از انتخابات است.
هفته
گذشته چند وبسایت خبری و روزنامه در داخل و خارج از ایران، گزاش دادند که
باراک اوباما، با نزدیک شدن به پایان مهلتی که به تهران در مورد برنامه
هستهای آن داده است، یعنی اواسط ماه سپتامبر، «به تازگی» نامه دیگری
برای رهبر جمهوری اسلامی فرستاده است.
بنا بر گزارش رسانه های
خبری، نخستین نامه بین روزهای چهارم تا دهم ماه مه سال ۲۰۰۹ یعنی پیش از
انتخابات ریاست جمهوری ایران ارسال شده و در آن درباره برنامه هسته ای
ایران و آغاز گفت و گو های دو جانبه صحبت شده بود.
در همین حال
روزنامه «واشینگتن» تایمز هفته گذشته به نقل از یک ایرانی آگاه به این
موضوع نوشته است که این نامه دو هفته پیش و از طریق سفارت سوئیس به ایران
«تحویل» داده شده است.
این منبع آگاه که خواسته بود نامش فاش نشود
به واشینگتن تایمز گفته بود: باراک اوباما در این نامه خواستار «روابط
بهتر» با ایران شده است.
این در حالی است که تریتا پارسی، رییس
«شورای ملی ایرانیان آمریکا» به روزنامه واشینگتن تایمز گفته است:
آیتالله خامنهای به نامه اول باراک اوباما پاسخ داد و پس از آن رییس
جمهور آمریکا نامه دوم خود را برای وی ارسال کرد.
به گفته تریتا
پارسی، این نامهنگاریها پیش از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران
در ۲۲ خرداد صورت گرفته است.
آمریکا تا کنون به صورت رسمی خبر
ارسال نامه دوم باراک اوباما به رهبر ایران را تکذیب نکرده است.
ایران
و آمریکا به دنبال گروگان گیری کارمندان سفارت آمریکا در تهران، روابط
دیپلماتیک خود را قطع کردند. سفارت سوئیس در تهران نقش دفتر حافظ
منافع آمریکا را برعهده دارد.
حمایت از فلسطین برای کسب امتیازات
در
همین حال، رییس کل ستاد نیروهای مسلح در بخش دیگری از اظهارات خود به نقش
حمایتی ایران از گروه های فلسطینی و حزب الله لبنان پرداخت.
آقای
فیروز آبادی گفته است: از نگاه راهبردی حمایت از گروه های فلسطینی و دیگر
گروه ها «نه تنها هزینه برای نظام نیست بلکه نوعی سرمایهگذاری برای کسب
امتیازات منطقهای و بینالمللی از نگاه منافع ملی است. از نگاه ارزشهای
ملی و منطقهای نیز به کارکردهای گوناگون مانند جایگاه و نقش منطقهای
و... تاکید خواهد کرد.»
ایران همواره حمایت از آنچه که «آرمان
فلسطین» می خواند بخشی از اصول سیاست خارجی خود خوانده است ولی این نخستین
بار است که یک مقام ایرانی از بهره برداری از این موضوع برای گرفتن
امتیازات بین المللی سخن به میان می آورد.
در قوه قضائيه روندی را پیش
میبرند که با رفتن و آمدن افراد هم تغییری در آن داده نمیشود
دويچه وله : عباس جعفری دولتآبادی دادستان
جدید تهران گفته است که دادگاههای معترضان به انتخابات نباید به صورت
علنی برگزار شود. وی همچنین گفته است استقلال قاضی باید حفظ شود و نباید
دستوری برای آزادی یا دستگیری کسی به قاضی تحمیل شود.
روزنامه
سرمایه به نقل از فرهاد تجری، عضو کمیته ویژه مجلس برای بررسی وضعیت
بازداشتشدگان اخیر، نوشته است که دادستان جدید تهران خواهان برگزاری
غیرعلنی دادگاههای فعالان سیاسی است. این در حالی است که طبق اصل ۱۶۸
قانون اساسی، رسیدگی به جرایم سیاسی باید در دادگاه علنی و با حضور هیأت
منصفه باشد.
اما آیا محاکمات برگزارشده، واقعا دادگاه علنی محسوب
میشدند؟ در جلسات اول و چهارم این دادگاهها که به بررسی اتهامات سران
احزاب و فعالان سرشناس سیاسی اختصاص داشت، به هیچیک از اعضای خانوادههای
این افراد اجازه حضور در دادگاه داده نشد. وکلای تعیینشده توسط خود
متهمان نیز در این جلسات شرکت نداشتند. تنها در جلسه چهارم یکی از وکلای
تعیینی حضور داشت و سایر وکلا به این دلیل که تا روز برگزاری دادگاه اجازه
مطالعه پرونده و صحبت با موکلانشان را نداشتند، از حضور در دادگاه خودداری
کردند. از اصحاب رسانه نیز تنها رسانههای وابسته به جریان حاکم، مثل فارس
و ایرنا، حضور داشتند.
بر این اساس، دکتر نعمت احمدی، حقوقدان،
معتقد است، اصولا تا کنون نیز این دادگاهها علنی نبوده، هرچند وی تاکید
میکند که گفتهی دادستان مخالف نص صریح قانون اساسی است: «بین علنی و
غیرعلنی بودن و پخش دادگاه به صورت برنامهای از تلویزیون که حالت شو
(نمایش) داشته باشد، باید تفاوت قائل شد. این که ایشان میفرمایند باید
غیرعلنی باشد، مخالف صریح قانون اساسی است. ولی آنچه آقایان تا به حال به
صورت علنی برگزار کردهاند هم، مخالف صریح قانون بود. چون آن جمعی که در
آن دادگاه نشسته بودند، ما نمیدانیم چه کسانی هستند؟ به خاطر اینکه
خانوادهی زندانیان نبودند، اما یکسری افراد آنجا نشسته بودند.
وقتی که وکلا نباشند، خانوادهی زندانیان نباشند، چگونه میشود گفت این
دادگاه علنی است؟ ما اختلافمان با پخش برنامه قبل از صدور و قطعیت حکم به
وسیلهی دادگاه است. چه ایشان بگویند دادگاه علنی باشد، چه غیرعلنی،
متأسفانه برخلاف قانون اساسی دادگاههای انقلابی اصولا غیرعلنیاند، ذات
غیرعلنی دارند. اما پخششان از صدا و سیما دیگر گناهی نابخشودنی است و
حالا که اسم همه را هم از صدر تا ذیل بردهاند. دیگر چیزی باقی نمانده است
که در این دادگاهها گفته شود».
دادستان جدید تهران همچنین گفته
است که بسیاری از مسائل درباره متهمان حوادث پس از انتخابات نباید
رسانهای میشد. این در حالی است که رسانههای وابسته به دولت، از قبیل
خبرگزاری فارس و روزنامه کیهان، اساسا قبل از تشکیل دادگاهها اظهارات یا
اعترافات متهمان را منتشر میکردند. پس از برگزاری محاکمات نیز سخنان
دیگری را که در دادگاه از متهمان شنیده نشده بود، تحت عنوان «اعترافات
منتشرنشده» انتشار میدهند.
نعمت احمدی میگوید، این بایدها و
نبایدهای دادستان باید به مرحله عمل درآید و از حرف خارج شود: «من حرفهای
جدیدی در این صحبتها نشنیدم. همهشان میگویند باید، باید. هیچ کدامشان
نمیگویند که دیگر اتفاق نخواهد افتاد. از این بایدها هم تا به حال زیاد
داشتیم».
اقدامات جدید دادستانی تهران
سخنان دادستان جدید
تهران در حالی منتشر شده که روز سهشنبه هفدهم شهریور، در اولین اقدامات
صورت گرفته به دستور دادستان تهران، مرتضی الویری، عضو حزب کارگزاران
سازندگی، و علیرضا بهشتی، مشاور میرحسین موسوی، بازداشت شدند. همچنین دفتر
مهدی کروبی و دفتر انجمن دفاع از حقوق زندانیان به دستور مستقیم دادستانی
تهران پلمپ شد.
دکتر نعمت احمدی از جمله کسانی بود که پس از
برکناری سعید مرتضوی از سمت دادستانی تهران، این اقدام را مثبت تلقی کرد و
با توجه به گذشته روشن دادستان جدید تهران، امیدوار بود که مشی دادستانی
تهران تغییر کند. ولی وی اکنون میگوید: «من واقعاً از دیروز در بهت فرو
رفتهام. چطور دادستان جدید که گذشته ایشان را حداقل میدانیم گذشتهی نرم
و ملایمی بوده، دست به چنین اقدامی میزند. اگر اقدام ایشان برنامهی شخصی
خودشان باشد، که خب معنیاش این است که در بر همان پاشنه میچرخد. ولی اگر
در این برنامهها ایشان فقط بهعنوان یک فرد ناظر بودهاند، شاید افراد
دیگری هنوز در سیستم قضایی هستند که دارند چنین پروسهای را پیش میبرند.
من نمیدانم، انصافاً نمیدانم. چون از دیروز با حرکتی که صورت گرفت، تمام
مهندسی ذهنیای که راجع به دادستانی جدید و شیوهی برخوردش داشتم به هم
ریخته است. نمیدانم چه پروژهای دارند».
آیا این پروژه میتواند
از جایی بالاتر از دادستانی تهران در حال اجرا باشد؟ آیا دادستان تهران
تنها مجری دستوراتی است که از "بالا" میگیرد؟ اگر اینطور است این مقام
بالاتر چه شخص یا ارگانی است؟ آیا رئیس قوه قضائیه میتواند از نظر حقوقی
و قانونی به دادستان تهران دستور چنین اقداماتی را بدهد؟
پاسخ دکتر
احمدی منفی است: «رییس قوهی قضاییه سمت قضایی ندارد. ایشان در
جابهجاییها نقش دارد، ولی در تصمیمگیریها نمیتواند نقشی داشته باشد.
شما دیدید در نخستین روزی که ایشان ریاست قوه قضاییه را برعهده گرفتند،
روزنامهی اعتماد ملی به دستور دادسرای تهران بسته شد و این اولین روز
کاری آقای لاریجانی بود و یا همین اتفاقات بعدی. جایگاه قضایی ایشان از
باب تصمیمگیری در قانون، شغل قضا محسوب نمیشود که بگوییم ایشان بخواهند
تصمیم قضایی بگیرند یا تصمیم قضایی گرفتهاند. به هرحال باید به این مهم
توجه کنیم که در دادگستری هنوز روندی را پیش میبرند که با رفتن و آمدن
افراد هم تغییری در آن داده نمیشود».
اما سرچشمهی این روند که
افراد هم در آن نقشی ندارند، کجاست؟
میترا شجاعی
صدای اعتراض خود را به نیویورک برسانیم
موج سبز آزادی :
در روزهای ۲٣ و ۲۴ سپتامبر
برابر با اول و دوم مهر ماه قرار است مجمع عمومی سازمان ملل برگزار شود.
ظاهرا احمدینژاد نیز تصمیم گرفته که در این جلسه به عنوان نمایندهی ملت
ایران شرکت کند؛ حال آنکه اکثریت ایرانیان او را نمایندهی خود نمیدانند.
گروهی از فعالان سبز ایرانی در نیویورک، در اقدامی ابتکاری، تصمیم
گرفتهاند تجمع اعتراضی ایرانیان در این دو روز را به ایرانیان مقیم
آمریکا محدود نکنند و صدای دیگر ایرانیان سراسر جهان را نیز به گوش
مسئولان سازمان ملل و سران کشورهای جهان برسانند. همهی شما میتوانید در
این طرح بزرگ ملی شرکت کنید و فریاد خود را از هر جای جهان که هستید، به
نیویورک برسانید و بگویید: احمدینژاد رئیس جمهور من نیست.
همانطور
که میدانید، مجمع عمومی سازمان ملل هر ساله در شهر نیویورک برگزار میشود
و یکی از شش رکن اصلی سازمان ملل به حساب میآید. در این گردهمآیی
سالیانه، رؤسای جمهور همهی کشورهای عضو به نمایندگی از ملتشان در مجمع
حاضر میشوند و از حق رای برابر با سایر ملل برخوردار هستند. این رؤسای
جمهور علاوه بر شرکت در جلسات استراتژیک سیاسی و دیدار با سایر رؤسای
جمهور جهان و داشتن حق رای دربارهی امور داخلی سازمان، به ایراد سخنرانی
هم میپردازند و از رویاهای ملتشان میگویند. بدیهی است که دولتها و
روسای جمهور به عنوان نمایندگان ملت، در برابر حق عضویت و داشتن حق رای در
سازمان ملل و به عنوان یک عضو از جامعه جهانی، متعهد به الزاماتی و از
جمله بدیهیترین آنها ملتزم به اجرای اعلامیهی جهانی حقوق بشر میشوند.
اما
مجمع عمومی تنها فرصتی برای دولتها نیست تا به عرض اندام سیاسی بپردازند.
در عین حال فرصتی است برای ملتها تا شکایات و گلایههایشان از دولتها و
حکومتها را نزد سازمان ملل ببرند و به این ترتیب صدایشان را به گوش مردم
جهان برسانند. فلسطینیان، چینیان، مسلمانان، کردها، یهودیان، مخالفان جنگ،
عراقیها و افغانها، طرفداران محیط زیست، اهالی گرجستان و بسیاری دیگر از
فرقهها و دستههای قومی و سیاسی، هنگام برگزاری مجمع عمومی با تضاهرات و
گردهمآیی مقابل سازمان ملل، میکوشند به نقض آشکار حقوق بشر در
کشورهایشان اعتراض کنند و سازمان ملل را بابت پذیرفتن دولتهایی که متعهد
به اعلامیه حقوق بشر نیستند، تحت فشار بگذارند.
نه تنها نفس حضور و
همایش مردم باعث شرمساری دولتهای ناقض حقوق بشر میشود، بلکه دست سران
متخلفی مثل رئیسجمهور فعلی ایران را در داد سخن دادن از عدل جهانی و
افادات سیاسی در برابر سایر ملل کوتاه میکند و در بسیاری موارد باعث
میشود تا دولتهای دیگر در دیدار و مذاکره و مصاحبه با آنها جانب احتیاط
را بسنجند و از دیدار حذر کنند.
اکنون در حالی که این پرسش که آیا
دولت کودتا جسارت شرکت در مجمع عمومی را به عنوان نمایندهی ملت ایران به
خود خواهد داد یا خیر، جای بحث و تامل بسیار دارد، ایرانیان سراسر امریکا
برای سفر احتمالی و وقاحت سیاسی که خاص شخصیت احمدینژاد است، آماده
میشوند. آنها آماده میشوند تا به نیویورک بیایند و با حضور چند صد هزار
نفریشان بازتاب پرطنین صدای مردم ایران در مقابل عدالتخانه جهانی باشند.
درست
همزمان با سخنرانی احتمالی محمود احمدینژاد در مجمع عمومی سازمان ملل،
وقتی که مردم جهان پشتشان از خشونت و نفرتی که این مرد با حرفهایش می
پراکند (به یاد بیاورید سخنرانی احمدینژاد را در مجمع عمومی سالهای گذشته
و در کنفرانس دوربان سوئیس) در حال لرزیدن است و ترسشان از ملت ایران به
عنوان واحدی یکپارچه از جنس احمدینژاد رو به فزونی است، سبزها با
فریادهایشان صدای صلح و رهایی بخشی ایران خواهند بود.
آنها آن روز
در برابر تمام ملل جهان یکصدا فریاد خواهند زد: «احمدینژاد رئیسجمهور
ما نیست.» یکصدا فریاد خواهند زد: «این دولت، دولت ننگ و خون و نکبت
است.» یکصدا فریاد خواهند زد: «ایران ای سرای امید» آنها در برابر
سازمان ملل یکصدا شعر سعدی را در خاطرهی مردمان زنده خواهند کرد تا شاید
سیمای احمدینژاد را به عنوان نمایندهی ملت ایران از اذهان جهان پاک
کنند: «بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به درد
آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار» و یکصدا سعید حجاریان و نام تک تک
زندانیان سیاسی را فریاد خواهند زد و سهراب و اشکان و ندا خواهند شد.
اما
ایرانیان ساکن نیویورک در اقدامی بیسابقه و ابتکاری تصمیم گرفتهاند که
حقیقتا بازتاب صدای هموطنانشان باشند. در حالی که ایرانیان در طول
انتخابات و در حوادث بعد از آن تجربههای بدیعی در استفاده از اشکال جدید
رسانهها و ابزارهای ارتباط جمعی را برای آگاهی رسانی به مردم جهان به دست
آوردند و در شرایطی که به هیچ خبرنگار خارجی اجازهی حضور در تظاهرات داده
نمیشد، مردم خودشان تبدیل به رسانه شدند و شبکههای بزرگ و معتبر خبری
دنیا را واداشتند تا تصاویر مخابره شده توسط آنها را در برنامههایشان
پخش کنند و با این کار و شکل جدید استفادهشان از موبایل و اینترنت و
تویتر و فیسبوک چشم جهان را به خودشان خیره کردند، این بار هم ایرانیان
ساکن نیویورک بر آنند تا امکان حضور خود ایرانیان را در این مراسم فراهم
کنند و نه تنها بازتاب صدای سبزها که بهانه ای برای حضور خود سبزها باشند.
سبزهای
نیویورک به دنبال یک ساختارشکنی سبز دیگرند. به همین منظور آنها تصمیم
گرفته اند تا با اعلام فراخوان از همهی مردم ایران دعوت کنند تا با ضبط
صدایشان با صدایی محکم به مردم جهان بگویند: «احمدی نژاد رئیسجمهور من
نیست.» به این ترتیب آنها با پخش صدای حقیقی مردمی که در رنجاند، تاثیری
عمیقتر بر مردم و ملتهای جهان خواهند گذاشت.
برای همکاری و کمک
در تسریع اطلاع رسانی، «موج سبز آزادی» نیز ضمن خبر رسانی این موضوع،
دستورالعمل ساده چگونگی ضبط صدا را هم در اختیار خوانندگان قرار میدهد.
شما هم فراموش نکنید که یک رسانهاید. اعضای فامیل و خانواده و همه کسانی
را که ممکن است به هر دلیلی به کامپیوتر دسترسی نداشته باشند، بنشانید و
صدایشان را ضبط کنید و به آدرس ایمیل زیر بفرستید:
isnotmypresident@gmail.com
ضبط
کردن صدا هم بسیار ساده است. نه تنها اکثر موبایلها برنامه ای جهت ضبط صدا
دارند و شما می توانید فایلهای موبایلتان را مستقیما به این دو آدرس بالا
بفرستید، بلکه می توانید جهت ضبط صدایتان از برنامه Recordpad استفاده
کنید. این برنامه معمولا به صورت خودکار روی اغلب کامپیوترها نصب شده است.
برای این کار، کافی است مراحل زیر را طی کنید:
Start Menu >>
All Programs >> Accessories >> Entertainment >> Sound
recorder
وقتی بر روی Sound recorder کلیک میکنید، صفحه برنامه
باز میشود. برای ضبط صدا، دکمه قرمز Record را کلیک کنید و صدای خود را
ضبط کنید و به دو زبان زنده دنیا و با صدایی بلند بگویید: «احمدینژاد
رئیسجمهور من نیست.» پس از پایان، دکمهی Stop را بزنید، به قسمت
Recordings بروید و صدای ضبط شده را از لیست انتخاب کنید و با زدن دکمهی
Play از کیفیت صدای ضبط شده اطمینان حاصل کنید. در صورت رضایت از صدای ضبط
شده، با زدن دکمهی Save به صورت فایل آن را ذخیره کنید: در اینجا قاعدتا
شما سه گزینهی ضبط به فرمت wav و mp3 و aiff را در پیش رو دارید که به
منظور حفظ کیفیت و کاهش حجم فایل ضبط شده، بهتر است از گزینه mp3 استفاده
کنید و در آخر هم آن را از طریق ایمیل برای ایرانیان مقیم نیویورک بفرستید.
اما
اگر این برنامه را بر روی کامپیوترتان نداشتید، فراموش نکنید که این
برنامه بر روی سیستمهای ویندوز، مکینتاش و لینوکس قابل استفاده است و
برای دریافت برنامه می توانید به سایت http://www.nch.com.au/recordpad
مراجعه و Get It Now را انتخاب کنید و برنامهی دریافت شده را ابتدا نصب و
بعد دستورالعمل بالا را اجرا کنید.
ممکن است به زودی فضای امنی
برای آپلود فایلها نیز ایجاد شود که از طریق «موج سبز آزادی» اعلام
میشود.
به هر حال فرصت را از دست ندهید. ما تا این میزبانی با
شکوه فقط ده روز فرصت داریم و شما نه تنها یکی از ملیونها ایرانی معترض
به نتایج انتخابات هستید، بلکه اکنون فرصت دارید تا اعتراض خود را به نقض
حقوق بشر در ایران و مهمتر از همه به حق حضور احمدینژاد در صحن سازمان
ملل اعلام کنید. او رئیسجمهور ما نیست و این تنها صدایی است که سازمان
ملل باید به آن گوش دهد. بگذارید صدایتان در کنار صدای هزاران نفر دیگر از
هموطنانتان و این بار نه از میدان آزادی و انقلاب تهران، که از مقابل
سازمان ملل و در کنار تمام ملل آزاده، به گوش جهان برسد؛ شاید که دیوارهای
عدالتخانهی جهانی شنواتر باشد. صدای خودتان، دوست و آشنا و فامیل، کسانی
را که به اینترنت و کامپیوتر دسترسی ندارند ولی مایلاند صدایشان در مقابل
سازمان ملل شنیده شود و خودتان را ضبط کنید و به آدرسی که گفته شد،
بفرستید. فراموش نکنید که رسانه شمایید.
استقبال جبهه مشارکت از
تشکیل "راه سبز امید"
بسم الله
الرحمن الرحیم
نوروز :
دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران
علی رغم همه تلخی ها و بد اخلاقی ها و سوء استفاده های اصحاب قدرت، دست
آوردهای شیرین و بزرگی داشت که به مرور نتایج آن برای همگان روشن خواهد شد.
شاید
مهم ترین دست آورد این انتخابات، ظهور و بروز اراده ملی در بالاترین سطح و
در فراگیرترین عرصه برای غلبه بر موانع و عوامل عقب ماندگی و در جا زدن
کشور بود که با گشودن "راه سبز امید" تردیدی نیست که این ملت با آگاهی و
شناخت کامل و با برخورداری از صبر و بردباری مثال زدنی و با بلوغ مدنی
کاملی که در این عرصه از خود نشان داد، روز به روز فضاهای جدیدی را برای
شکوفایی ظرفیت های ملی خواهد گشود. بدین معنا دهمین انتخابات ریاست جمهوری
اسلامی، پیروزی ملتی بود که شکوفایی خود را جشن گرفت و راه روشن خود به
سوی سعادت و ترقی را شناخت و در آن گام به پیش نهاد.
آن چه به نام
بیانیه "راه سبز امید" توسط قرزند پاک ملت، انسان فرهیخته، فداکار و
متدین، جناب آقای میرحسین موسوی انتشار یافت در حقیقت مانیفست رهایی مردم
ایران از چرخه معیوب استبداد – وابستگی – عقب ماندگی است. این متن پرمحتوا
حاصل اندیشه در یک قرن تلاش ملت ایران برای آزادی و پیشرفت و خودباوری و
بخصوص تعمق فراوان در انقلاب اسلامی ایران و نتیجه بهره گیری از تجارب
مغتنم جنبش اصلاح طلبی مردم ایران در دهه گذشته است و می تواند به عنوان
چراغ پرفروغی در راه پرفراز و نشیب آنان راهگشای همه ملت برای رسیدن به
آرزوها و آمال خود باشد.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با تبریک به
جناب آقای مهندس موسوی برای "راه سبز امید" از این حرکت راهگشا و امید
آفرین استقبال می کند و حمایت همه جانبه خود را از پویندگان این مسیر پر
رهرو اعلام می دارد.
از نظر ما "راه سبز امید" دارای شاخصه ها و
نمادهای مهمی است که تبیین و پردازش آن ها می تواند در تداوم راه و در
تسهیل وصول به مقصد ما را یاری کند. در این جا ما به طور بسیار موجز در حد
بضاعت خود به این مهم می پردازیم و امیدواریم آحاد ملت ایران و به خصوص
نخبگان و فرهیختگان و اهل دانش و قلم در روشن تر ساختن این راه نورانی یار
و یاور دیگر هم وطنان خود در این مسیر باشند.
۱- اساس "راه سبز
امید" بازگشت و توجه کامل به متن جامعه است. اصلاحات برای آن بود که شکاف
بین ملت و حاکمیت را ترمیم کند اما ضعف جامعه مدنی سبب شد تا در این مهم
به توفیق کامل دست پیدا نکند. تجربه سترگ اصلاح طلبان اینک می تواند در
راه تقویت و توانمند کردن جامعه ایران به عنوان منشا اصلی قدرت و اقتدار
در "راه سبز امید" با بازگشت پرتوان به جامعه به کار گرفته شود و به خصوص
در عصر یخبندان گردش دموکراتیک قدرت، و در زمان خاکمیت انحصار بازگشت به
جامعه به صورت دموکراتیزاسون کامل جامعه ایران می تواند سرآغاز تحولی بزرگ
در مدنیت این کشور به شمار آید. این "بازگشت به مردم" در عین حال که محور
همه حرکات را آحاد شهروندان قرار می دهد اما ماهیتا با نگاه توده وار که
مشارکت مردم را تنها از طریق سلسله مراتب فرماندهی و بسیج شده از بالا می
پسندد کاملا متفاوت است. در نگاه "راه سبز امید" در حقیقت قدرت در جامعه
به صورت هرمی ترسیم می شود که قاعده و اساس آن را مردم آگاه، باشعور،
دارای حق کامل دانستن و از آن مهمه تر پرسیدن تشکیل می دهد. مردمی که در
تعیین حق سرنوشت خود آزادی کامل دارند و هیچ کس نمی تواند این حق را از
آنها سلب کند.
۲- "راه سبز امید" توانمندسازی جامعه ایران را به
نحوی در دستور کار قرار می دهد که هر فرد به عنوان یک ملت شناخته می شود.
تجربه موفق "هر شهروند یک ستاد" و "هر شهروند یک رسانه" ما را امیدوار می
کند که اینک به دنبال تحقق "هر فرد ، یک ملت " باشیم. در این دیدگاه
نادیده انگاشتن حق هر فرد به مثابه ظلم به تمام ملت است و در مقابل هر فرد
با مسئولیت پذیری در برابر جامعه خود تکلیف دارد تا به صورت فعال در همه
اموری که با سرنوشت سایر هموظنان خود ارتباط دارد مشارکت فعال داشته باشد.
٣-
"راه سبز امید" ایرانیان را دارای آنچنان ظرفیت بالا و والایی می داند که
تکیه بر این ظرفیت را برا یآبادانی و سربلندی ایران کافی و وافی می داند و
نه تنها با فعلیت رساندن این ظرفیت نوید ایرانی آباد و آزاد را می دهد
بلکه خود را قادر به ارائه الگویی مناسب برای همه کسانی می داند که می
خواهند فارغ از سلطه هر قدرتی متکی به خود و هویت خود باقی بمانند. بر این
اساس تمام نگاه "راه سبز امید" به داخل و ظرفیت های ملی است و در عین حال
که از تمام فرصت های بین المللی در راه سربلندی ملت ایران استفاده می کند
اما تعامل به جهان را به قیمت نفی هویت و کم انگاری ظرفیت های ملی نفی می
کند.
۴- "راه سبز امید" در عین پذیرفتن تکثر و تنوع در درون جامعه
ایرانی« نه تنها شکاف های جامعه را فعال نمی کند بلکه با چسب هویت ملی و
برابری حقوقی تمام ایرانیان، از این همه تکثر به عنوان سرمایه ای برای رشد
و تکامل همه جانبه جامعه ایرانی بهره خواهد گرفت. در "راه سبز امید" همه
ایرانیان، از هر جنسی، از هر نژادی، از هر آیینی و از هر فرهنگ و زبانی،
بخشی از هویت ایرانی است که وقتی در کنار هم قرار گیرند، وحدت ملی را شکل
می دهند. در این نگارستان زیبا به نام ایران، آحاد این ملت علاوه بر
افتخار ایرانی بودن، مفتخر به نقش داشتن در تکمیل این هویت پربار هستند.
۵-
"راه سبز امید" اگر نگوییم تنها راه، مسلما از معدود راه هایی است که با
پیمودن آن می توان به تداوم راه انقلاب اسلامی در قالب "جمهوری اسلامی، نه
یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد" امیدوار بود. امروز متاسفانه رفتارهای
ناهنچاری که به نام دین و انقلاب چهره نظام را خدشه دار کرده، دفاع از
جمهوری اسلامی را برای بسیاری از دلبستگان به آن مشکل کرده است. "راه سبز
امید" با نشان دادن سره از ناسره نه فقط در گفتار بلکه در رفتار و شیوه
عمل خود و ترسیم چهره رحمانی دین می تواند اعتماد بر باد رفته را به میراث
امام و شهیدان برگرداند. بر همین اساس "راه سبز امید" علیه هیچ فرد یا
چریانی نیست بلکه نفی کننده رفتارهایی است که با جمهوری اسلامی هیچ قرابتی
ندارد و چون وصله ناجوری دامن این نظام را آلوده کرده اند. "راه سبز امید"
دشمن استبداد، وابستگی، ویژه خواری، شایسته ستیزی، ریاکاری، دروغ گویی و
حاکمیت بداخلاقی هاست.
۶- ویژگی مهم "راه سبز امید" به رسمیت
شناختن همهه نهادهای جامعه مدتی و به خصوص احزاب است. "راه سبز امید" فضا
را بر هیچ حزب و جریان و گروهی حتی مخالفان خود تنگ نمی کند بلکه با
گسترده کردن فضای سیاسی و اجتماعی همچنان آحاد ملت را به تشکل یابی،
سازماندهی و عمل جمعی فرا می خواند. همچنین با اهتمام به ایجاد شبکه های
گسترده اجتماعی در ابعاد کوچک و بزرگ در خانه، مدرسه، دانشگاه، حوزه،
کارگاه و سازمان های صنفی و حرفه ای یادآور این نکته است که در صورت وجود
چنین شبکه های گسترده ای است که نهادهای تاثیرگذار جامعه مدنی مانند احزاب
می توانند به اهداف والای خود دست یلبند. در حقیقت "راه سبز امید" پیشنهاد
می کند جامعه ایرانی با ظرفیت مثال زدنی خود شایسته آن است که در همه
زمینه ها و عرصه ها به کار جمعی روی آورد به نحوی که دست تطاول روزگار
نتواند این همبستگی و وحدت را با هر حیله ای دستخوش آسب کند.
۷-
"راه سبز امید" که در پاسخ به محدودیت های فراوان ایجاد شده بر سر راه ملت
در راه احقاق حق خود اعلام موجودیت کرد از چنان وسغت نظر و قدرت روحی
بالایی برخوردار است که برای کاهش رنج ملت و کاستن از هزینه های ملی برای
رسیدن به سازش با قدرت حاکمه راه حل های عادلانه ای را ارایه می کند که
اگر ذره ای انصاف وجود داشته باشد و اراده ای برای برون رفت از بحران یافت
شود، این راه حل ها که برگرفته از آموزه های الهی و منشا گرفته از روح
گذشت ایرانی است مورد توجه خواهد بود.
جبهه مشارکت ایران
اسلامی با ابراز خوشوقتی از آغاز این مرحله در تاریخ ایران عزیز، اطمینان
دارد تلاش همه مردم ایران در "راه سبز امید" سبب شکوقایی استعدادهای
فراوان و سربلندی روزافزون ملت خواهد شد و دیر نخواهد بود روزی که قدرت
ملت در حرکت پرتوان خود همه کس و همه چیز را به تسلیم در برابر اراده خود
وا خواهد داشت.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
۱٨ شهریور ۱٣٨٨
اطلاعيه سازمان دانش آموختگان ايران: آيا
عبدالله مومنی زنده است؟
ادوارنيوز :
درپی
ابراز نگرانی شديد خانواده عبدالله مومنی پس از گذشت ۳۵ روز بی خبری مطلق
از سلامتی وی، و انتشار برخی شايعات نگران کننده، سازمان دانش آموختگان
ايران (ادوارتحکيم وحدت) اطلاعيهای را بدين شرح منتشر ساخت:
اطلاعيه
سازمان دانش آموختگان ايران (ادوارتحکيم وحدت)
آيا عبدالله مومنی
زنده است؟
ملت شريف ايران؛
اينک که اثبات شده است در اين
ملک هيچ دادرسی بر سر کار نيست، ناچار از آنيم که ديگر بار از دردها و
مصائب با شما بگوييم. قريب سه ماه از بازداشت آقايان احمد زيدآبادی و
عبدالله مومنی دبيرکل و سخنگوی سازمان دانش آموختگان ايران میگذرد و
همچنان هيچ مرجعی حاضر به پاسخگويی در مورد اتهامات و حتی محل نگهداری
آنان نبوده و همچنانکه پيش از اين بيان داشتيم اين اقدام چيزی جز يک
گروگانگيری تمام عيار برای سرپوش نهادن بر کودتای ۲۲ خرداد نيست.
امروز
۳۵ روز است که از عبدالله مومنی هيچ اطلاعی در دست نيست. آخرين خبر از وی
مربوط است به ملاقات همسر و دو فرزنداش با او در حياط زندان اوين؛ همسر
مومنی وضعيت وی را در آن ملاقات اينگونه توصيف کرده بود: «همسرم شديدا
تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه است و نزديک ۲۰ کيلو وزن کم کرده است. آن
کسی که ديديم اصلا عبدالله مومنی نبود؛ فقط يک پوست و استخوانی بود که
تعادل روحی و روانی و قدرت حرف زدن وايستادن و راه رفتن نداشت. هيچ چيزی
از عبدالله نمانده است».
اين آخرين اطلاعی است که از عبدالله
مومنی، در دست است و پس از گذشت ۳۵ روز اينکه حتی از يک تماس تلفنی وی نيز
با خانواده دريغ شده به باور ما متاسفانه ممکن است ناشی از آن باشد که جان
عبدالله مومنی به مخاطره افتاده باشد.
تاسف آورتر آنکه آگاه شديم
پرونده آقايان عبدالله مومنی و احمد زيدآبادی در اختيار قاضی مسئول فجايع
بازداشتگاه کهريزک است؛ فردی که نه تنها به رغم ادعای دروغگويان، به
دليل مشارکت در جناياتی بی سابقه، از کار برکنار نشده است بلکه
ناجوانمردانهتر از پيش به آزار خانوادههای مظلوم و ستمکشيده زندانيان
سياسی میپردازد.
از سوی ديگر شايعات هولناک و به شدت نگران
کنندهای که در مورد سلامتی عبدالله مومنی منتشر شده، همسر او را وحشت زده
و خواب را از ديدگان فرزندان بيگناهاش ربوده است، وضعيتی که دستکم با
شنيدن صدای پدر برای چند لحظه میتواند تا حدی از شدت آن کاسته شود؛
خواستهای کوچک که بيش از يکماه است از آنان دريغ شده است.
همسر
عبدالله مومنی معتقد است «حتما اتفاق ناگواری افتاده است که از عبدالله
هيچ خبری نيست». او از همه میخواهد که «هر کاری» از دستشان بر میآيد
برای اطلاع از سرنوشت همسرش انجام دهند.
اکنون پرسش ما از هر نهاد
يا شخصی که در اين آدم ربايیها نقشی دارد تنها يک جمله است! آيا عبدالله
مومنی زنده است؟
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم
وحدت)
۱۹/۶/۱۳۸۸
خانهتکانی گسترده در وزارت نفت؛ ۱۵۰ مدير
نفتی میروند
پارلمان نيوز :
خبر،
پويا دبيری مهر: سيدمسعود ميرکاظمی، وزير نفت دولت دهم زودتر از آنچه
پيشبينی میشد دست به غربال و خانه تکانی در وزارت نفت زد. زمزمههای
برکناری نقرهکار معاون بين الملل و بازرگانی وزارت نفت توسط وزير جديد،
از وزارت نفت به گوش میرسد و قرعه به نام وی افتاده است.
سيدمسعود
ميرکاظمی که اين روزها سخت درصدد مطالعه برای افزايش آگاهیهايش در خصوص
نفت و صنايع وابسته است تا بتواند در اجلاس اوپک از مواضع نفتی ايران دفاع
کند، از سويی ديگر با فرامين خاص و نامههای پی درپی درخصوص تغييرات
مديران ارشد وزارت نفت مواجه شده است.
نقرهکار شيرازی، معاون
بينالملل وزارت نفت که ميرکاظمی از وی دل خوشی ندارد اين روزها در حال
شال و کلاه است تا با بازگشت ميرکاظمی از وين و دريافت حکم برکناریاش
وزارت نفت را ترک گويد. تغيير معاون بينالملل نفت در حالی رخ میدهد که
«نفتیها» وی را يکی از بهترين معاونان وزارتخانه نفت مینامند.
معاون
اکنون وزير نفت، کسی است که اوايل انقلاب و در حالی که هنوز هيچ سازمانی
در جمهوری اسلامی قوام و شکل مطلوب خود را نيافته بود و آغاز جنگ از سويی
و تحريمهای بينالمللی از سوی ديگر کشور را در تنگنا قرار داده بود و
مردم نگران وضع معيشيتی خود بودند، سرپرست وزارتخانهای را بر عهده گرفت
که قرار بود سيلوهای از گندم خالی را پر کند و برای تأمين مايحتاج مردم
برنامهريزی کند.
همه نگاهها به وزارت بازرگانی به سرپرستی
نقرهکار شيرازی بود. اخبار متفاوتی از غارت مايحتاج مردم در گوشه و کنار
کشور به گوش میرسيد. فشارها بيشتر میشد. کشور در شرايط حساسی قرار داشت.
وزارت بازرگانی بايد کاری میکرد. او در آن زمان تحصيل در آمريکا را نيمه
تمام رها کرد تا به انقلابيون بپيوندد.
نقرهکار شيرازی در روزهای
سخت اوايل انقلاب، در برابر تاراج مواد غذايی و خالی شدن سولهها از سوی
شورشگران مخالف انقلاب اسلامی کميتهای ويژه تشکيل داد تا جلوی اغتشاشات
را بگيرد. اما اين مرد با تجربه در حوزه بينالملل حالا سايه سنگين وزيری
را احساس میکند که در سالهايی که وی سرپرست وزارت بازرگانی بود،
ميرکاظمی محصلی بيش نبود. معاونی که در سالهای سکنی در وزارت نفت بيش از
۴۰ ميليارد دلار سرمايهگذاری چينیها و مالزیها را در صنعت نفت و گاز
ايران سبب شد.
نقرهکار شيرازی آن زمانی از چشم ميرکاظمی افتاد که
در جلسه اتاق بازرگانی ايران، چند روز قبل از جلسه رأی اعتماد مجلس به
وزير نفت، به برنامههای سرمايهگذاری خارجی ميرکاظمی برای وزارت نفت تاخت
و آنها را غير عملی دانست. وی به گفتههای پراکنده آن روز ميرکاظمی درباره
صنعت نفت اشاره کرد و گفت: «برخی از مشکلاتی که از سوی مسعود ميرکاظمی،
وزير پيشنهادی نفت دولت دهم درباره صنعت نفت مطرح شد، داخلی و بينالمللی
است و مسئوليت صنعت نفت نبوده است. به طور نمونه اگر سرمايهگذار خارجی
نمیتواند وارد صنعت نفت شود، به وزارت نفت و وزارتخانه ديگر مربوط نيست.
کل نگاه سياسی و بينالمللی باعث عدم ورود سرمايههای خارجی و فناوریهای
روز به داخل کشور شده است.»
احمدینژاد حتی جواب سلام آقای هامانه
را هم نمیداد
وزارت نفت روزهای پر حاشيهای را میگذراند. محمود
احمدینژاد اينبار وزير نفتی را دارد که بر خلاف وزرای قبلی تابع و کم
حاشيه است. اما بدنه وزارت نفت چه نگاهی به احمدینژاد و نحوه تعاملش با
اين وزارتخانه را دارند؟
يکی از مديران رده بالای وزارت نفت در گفت
و گو با «خبر» درباره رويکرد احمدینژاد به بدنه وزارت نفت گفت:
احمدینژاد از همان ابتدای دولت نهم در ۴ سال پيش کار خود را با توهين و
برخورد با وزارت نفت آغاز کرد. طرح مباحثی چون مافيای نفتی و اينکه پول
نفت سر سفرهها نيست و بايد سر سفرهها بيايد، اين نکته را به ذهن متبادر
میکرد که گويی در وزارت نفت يک شبکه مخوفی از دزدان و آدم خواران وجود
داشتند و آقای احمدینژاد آمد تا دست اينها را از نفت کوتاه کند. يک روز
آقای محمود احمدینژاد در کميسيون تلفيق مجلس گفت: «ما مگر چه میگوئيم که
اينهمه به ما توهين میکنند. ما حرفمان اينست که بايد وزارت نفت پاکسازی
شود. بدنه وزارت نفت را شبکههای مافيايی فراگرفتهاند.»
اين مقام
آگاه نفتی در ادامه افزود: اينکه در حال حاضر آقای ميرکاظمی به وزارت نفت
رسيده است عقبه تاريخی دارد. احمدینژاد در دولت نهم افرادی را به عنوان
وزير پيشنهادی نفت به مجلس معرفی کرد که همگی آنها معتمدين و از دوستان
نزديک وی بودند. معرفی آقای «سعيدلو» که معاون مالی اداری وی در دوران
شهرداری احمدینژاد بود و معرفی آقای «صادق محصولی» در زمانی که وی در
استانداری اردبيل فعاليت داشت و با چراغ سبز آقای احمدینژاد به تجارت
مغاير با قوانين کشور میپرداخت و اگر قرار بود برای تجارتش ۶۰ درصد
ماليات و عوارض و عوايد به دولت بپردازد و ۴۰ درصد بهره ببرد، ۲۰ درصد به
دولت میپرداخت و ۸۰ درصد سود میبرد. اينها همه و همه به دليل نزديکی وی
با احمدینژاد بود. بعد از اينکه در مجلس فضا به شدت بر عليه محصولی شد و
بحث «وزير ميلياردر» طرح شد خود محصولی از قبول کانديدايی برای وزارت نفت
کنارهگيری کرد. بعد از محصولی حتی فردی به نام «تسلطی» به مجلس معرفی شد
که انگشت تعجب بر دهان نمايندگان مجلس نقش بست. چه آنکه وی بويی از نفت
نبرده بود و تنها سابقهاش رياست طرحهای ساختمانی و زيربنايی شرکت ملی
صنايع پتروشيمی بود.
وی افزود: در نهايت احمدینژاد وزيری هامانه
را به مجلس معرفی کرد و هامانه به دليل اينکه در حقيقت يک وزنهای در
وزارت نفت بود، به خوبی به موضوعات نفتی تسلط داشت و مجلس به وی رأی داد،
اما رويارويی وی با احمدینژاد هم حکايت جالبی دارد.
در حقيقت آقای
هامانه فرامين احمدینژاد را که بعضاً غير نفتی بود اجرايی نمیکرد و
مسيری را که احمدینژاد انتخاب کرده بود دنبال نمیکرد. بزرگترين جلوه عدم
تفاهم احمدینژاد با وزيری هامانه هم عدم قبولی قائم مقامی کردان در وزارت
نفت از سوی وی بود و هامانه تا روز آخر هم مقاومت کرد. کار به جايی کشيده
بود که آقای احمدینژاد حتی جواب سلام آقای هامانه را هم در هیأت دولت
نمیداد.
وی در خصوص آمدن نوذری به وزارت نيز گفت: آمدن نوذری به
وزارت نفت در شرايطی بود که گرچه وی از نظر سطح کارشناسی در حد و اندازه
هامانه نبود، اما بدنه وزارت نفت وی را قبول کرد، گرچه هامانه سعی میکرد
در مسير احمدینژاد حرکت کند. نخستين اقدام وی هم اين بود که قائم مقامی
کردان را به رسميت شمرد، اما معاونتهای ديگر، يعنی آقايان «ترکان و
نعمتزاده» همچنان در برابر جريانی که همراه با احمدینژاد بود مقاومت
میکرد.
احمدینژاد از عملکرد نوذری هم رضايت نداشت، چه آنکه نوذری
هم وزير نفت مورد علاقه وی از آب در نيامد. اما امکان تغيير هم نبود، چه
آنکه ديگر چوب خط رئيسجمهور برای تغيير وزير نفت پر شده بود، لذا نوذری
تحمل شد، اما همچنان اين اصطکاک وجود داشت. از سويی نوذری در بحث بودجه ۸۶
و ۸۷ خريد بنزين در مجلس سخنانی ايراد که عصبانيت احمدینژاد را در پی
داشت و تير خلاص همکاری اين دو با يکديگر بود. همين اختلافات سبب شد تا
نوذری اولتيماتوم جدی رئيسجمهور را بپذيرد و در برابر وی کرنش کند، شاهد
اين مدعا نيز تغيير دو معاون در وزارت نفت بود که به مذاق احمدینژاد خوش
نمیآمدند. نوذری ترکان و نعمتزاده را قبل از انتخابات برکنار کرد تا
شايد در دولت بعدی ماندگار شود، اما چون در آن سطح از تبعيت يا هم جنس
بودنی که رئيسجمهور بارها در سخنان خود میگويد، نبود نوذری گزينه سوخته
تلقی شد.
پشت پرده معرفی ميرکاظمی به مجلس برای تصدی وزارت نفت
يکی
از نمايندگان مجلس که نخواست نامش فاش شود در خصوص معرفی سيدمسعود
ميرکاظمی به عنوان هشتمين وزير نفت جمهوری اسلامی ايران به «خبر» گفت:
معرفی آقای ميرکاظمی به مجلس برای تصدی وزارت نفت طبيعی بود؛ چه آنکه وی
از معدود وزرايی بود که در همايشهای انتخاباتی در تابستان امسال به شدت
از محمود احمدینژاد حمايت کرد. وی از وزرای معتمد احمدینژاد است.
وی
در خصوص پشت پرده معرفی سيدمسعود ميرکاظمی به وزارت نفت گفت: اگر توصيه
رهبری در خصوص رأی به وزرای کابينه دهم نبود، ميرکاظمی به قطع از وزرايی
بود که در رأیگيری میافتاد، چرا که وی از ابتدايیترين اطلاعات در خصوص
نفت برخوردار نيست.
اين مقام آگاه گفت: برداشت ما اينست که
ميرکاظمی در مجموع موفق نخواهد بود، علت آن هم اينست که بدنه وزارت نفت وی
را نمیپذيرد، کم سواد است و از اوضاع بیاطلاع است. ميرکاظمی در مجلس جای
«ليتر» و «تن» را جابجا میگويد و واحد شمارش نفت را تن مینامد!
جالب
است که وی در يکی از جلسات تخصصی کميسيون انرژی مجلس در خصوص «اکتان»
بنزين گفته است که اکتان بايد از ۹۵ به ۸۷ برسد، اين درحالیاست که اکتان
بنزين بايد بالاتر باشد تا ميزان احتراق آن افزايش يابد، اين را حتی
دانشجويان ترم اول شيمی هم میدانند اما ميرکاظمی از آن بیخبر است.
وی
با اشاره به اينکه ميرکاظمی نمیتواند وزير وزينی در بخش نفت باشد به
برنامه وی برای تغيير زنجيرهای مديران ارشد وزارت نفت اشاره کرد و گفت:
ميرکاظمی اساساً برای ايجاد تغييراتی که در ذهن رئيسجمهور بوده است به
اين وزارتخانه آمده است و تغييرات وسيعی را در برنامه دارد که در همين
راستا ليستی تهيه شده و به وی ارجاع شده است تا ۱۵۰ نفر از مديران وزارت
نفت را تغيير دهد. هم چنين شنيده شده است که محمد علیآبادی قرار است تا
چند روز ديگر به عنوان رئيس شرکت ملی نفت منصوب شود.
اين مقام آگاه
در خصوص اين تغييرات اتوبوسی و سليقهای گفت: «بايد يقين کرد که در برابر
اين تغييرات مقاومتهايی ايجاد خواهد شد و وزير نفت بايد پاسخگوی اين
ماجرا باشد.»
وی افزود: بهانه اين تغييرات هم همان بحث قديمی و
تکراری مافياست که آقای احمدینژاد مطرح کرده است، اين درحالی است که
نبايد بدنه مديريتی و کارشناسی وزارت با اين بهانهها از هم پاشيده شود و
اگر هم فسادی در وزارت نفت وجود دارد، رئيسجمهور بايد مستندات خود را به
قوه قضائيه ارائه کند.
وی در پاسخ به اين سؤال که چه کسانی در جلسه
شب رأی اعتماد با ميرکاظمی در هتل هما ديدار و لابی داشته گفت: نمايندگان
مجلس هم اين خبر را از طريق پيامک دريافت کردند اما معلوم نشد که محتوای
آن جلسه و حاضرين در آن چه کسانی بودند.