چهارشنبه
۱۱ شهريور ۱۳۸۸ - ۲ سپتامبر ۲۰۰۹
اخبار
فرمانده
کل سپاه: انقلاب
مخملی از بستر انتخابات و دموکراسی رخ می دهد
فرمانده کل سپاه بخشی از آنچه تلاشهای برنامهریزی
شده برای انجام کودتای مخملین در کشور میخواند با استناد به اعترافات
جدید برخی از افراد سیاسی را تشریح کرد.
سردار سرلشکر محمد علی
جعفری فرمانده کل سپاه در ادامه سخنان خود در جمع پیشکسوتان دفاع مقدس با
اشاره به اینکه خیلیها میگویند نگویید انقلاب مخملی چراکه وقوع انقلاب
در ایران ممکن نیست، گفت: «ولی همین اتفاق در خیلی از کشورها از بستر
انتخابات و دموکراسی انجام گرفته است».
وی افزود: «بزرگترین نقطه
آسیب انقلاب و محتوای نظام، همین جاست. مقاطع انتخابات (البته در گذشته
کمتر این فرصت در اختیار مخالفین استمرار انقلاب اسلامی و راه امام قرار
گرفته بود)، محل بروز چنین رفتارهایی است، اما در دهه چهارم انقلاب با این
موضوع بیشتر مواجه هستیم».
جعفری اضافه کرد: «بعضی از آقایانی که
چند وقتی است دستگیر شدهاند، اعترافاتی داشتهاند که به صراحت اعلام
میکنند در گذشته نیز همین هدفها دنبال میشده، اما به شکل دیگر. البته
برخی فکر میکنند این حادثه اخیر یک اتفاق ساده بود و تنها یک رقابت سیاسی
به شمار میرفت که در درون نظام اتفاق افتاد. البته اینکه میگوییم درون
نظام، از یک نظر درست است، چون همه مردم در زیر چتر نظام جمهوری اسلامی
زندگی میکنند. اما در جایی دیگر مفهوم از درون نظام آن است که ما محتوای
نظام را قبول داشته باشیم در حالی که در این انتخابات موضوع به این سادگی
نبود».
عضو شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: «پاسخ به این موضوع در
جملات و اطلاعاتی که به آنها استناد خواهم کرد، نهفته است. وقتی حرف از
براندازی به میان میآید به آن معنایی که آمریکاییها در گذشته میگفتند و
امروز جرأت بیان آن را ندارند، نیست. بلکه منظور همان است که به اصطلاح
«تغییر رفتار جمهوری اسلامی» خوانده میشود. یعنی تغییر جهتگیریهای اصلی
انقلاب و عدول از اصول و آرمانهای انقلاب که هدف آمریکاییها نیز اکنون
همین است».
جعفری یادآور شد: «شاید برخی بگویند که این اعترافات
منتشر شده همچون سخنان آقای ابطحی بر اثر فشار و زور بوده است، این افراد
مدعی چارهای ندارند جز اینکه دروغ بگویند. آقای ابطحی در مدتی که در
زندان بود با خروج از جوی که دیگر بر او حاکم نبوده و دور شدن از آن
دوستان خود، با بحث آزاد، تحولی در او به وجود آمده و این سخنان را گفته
است. البته ایشان روزی بیرون خواهد آمد و آن موقع نیز میتوانید در مورد
استدلالهای وی اظهارنظر کنید. چراکه دانستن حق مردم است، مردم باید
بدانند».
وی در ادامه سخنان خود به طور مستند به برخی از سخنان
افراد اصلاح طلب اشاره کرد که آنها هدف اصلی خود برای پیروزی در انتخابات
را تضعیف ولایت فقیه عنوان کرده و اینگونه گفتهاند:
* آقای موسوی
خوئینیها در بهمن ٨۷ اینگونه میگوید: «ما باید بیاییم و توان بگذاریم تا
به هر قیمتی رهبری را از تخت پایین بکشیم. او باید بفهمد که این مملکت
آنطور نیست که ایشان هر جور بخواهد به هر سمت بکشد. خاتمی و یارانش اکنون
کلی تجربه دارند.
* آقای ابطحی در اعترافات خود میگوید: «خاتمی و
فاتح و مهدیهاشمی رفسنجانی میگفتند که "برنده شدن در این انتخابات خیلی
با انتخابات گذشته فرق میکند. در این صورت جریان اصولگرا و رهبر دیگر
نمیتوانند سرشان را بلند کنند و این معنای یکسره کردن کار است. " یعنی
رسیدن به یک نظام با ولایت فقیه بسیار ضعیف شده یا بدون ولایت فقیه جا
بیفتد. اعتراضات در انتخابات کاملا برنامهریزی شده بود.»
* آقای
خاتمی در بهمن ٨۷ میگوید: «اگر در این انتخابات احمدینژاد سقوط کند،
عملاً رهبری حذف میشود، اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره به
قوه اجرایی بازگردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت. سقوط
اصولگرایی به معنای پایان اقتدار رهبری تلقی میشود و با شکست اصولگرایان
باید قدرت رهبری را مهار کرد».
* آقای نبوی میگوید: «باید سعی
کنیم احمدینژاد را کاندیدای رهبری معرفی کنیم که اگر شکست خورد، رهبری
شکست خورده باشد. ما یک بار این کار را در خرداد ۷۶ انجام دادیم که ضربه
سنگینی بود و به سختی از جا بلند شدند، اکنون باید ضربه نهایی را به رهبری
بزنیم. برای محدود و پاسخگو کردن قدرت باید از بالاترین قدرت شروع کرد».
*
آقای عطریانفر اعتراف میکند که «آقای تاجزاده در انتخابات میگفت "اگر
بتوانیم ببریم، با تجربیاتی که در این سالها کسب کردهایم به راحتی
میتوانیم رهبری را مهار کنیم. " شاید تنها کسی که انقلاب مخملی در ذهنش
کاملا تئوریزه شده بود و بدون آنکه اسمش را بیاورد همان ایدهها را مطرح
میکرد، آقای تاجزاده بود.»
* آقای ابطحی در رابطه با هدف
اصلاحات میگوید: ««هدف اصلاحات حذف عنوان ولایت فقیه و رهبری دینی و
تغییر حاکمیت انقلابی و دینی به حاکمیت عرفی و سکولار است».
سردار
جعفری گفت: «آقای ابطحی استراتژیهای اصلاحات را اینگونه بیان میکنند:
«"۱- دین ستیزی؛ یعنی بیتوجهی و غیرارزشی معرفی کردن دینداری و دینداران.
۲- رواج بیبند و باری که مهمترین شکل آن بیتفاوت کردن دختران و پسران
نسبت به رابطه با یکدیگر بوده است. ٣- حذف نمادهای دینی و انقلابی ".
ابطحی میگوید سعی میشد در جلسات کم کم عکس امام و رهبری حذف شود».
وی
اضافه کرد ابطحی خصوصیات اصلاحطلبان را نیز اینگونه ذکر میکند: «"۱- غرب
باوری؛ بیهویتی اصلاحطلبان در سیاست خارجی شاخصترین وجه آنها بود. آنها
از هیچ دریوزگی برای جا انداختن خود در مقابل غرب فروگذار نبودند و حاضر
به اجرای ظالمانهترین تقاضاهای غرب بودند».
به گفته عضو شورای
عالی امنیت ملی، ابطحی دومین شاخصه اصلاحطلبان را آلوده شدن به فسادهای
مالی عنوان میکند و میافزاید: «ریشه همه مشکلات همین موضوع بود».
جعفری
افزود: «این نوع انحرافات در مسیر انقلاب، امروزه بسیار جدی شده و تشخیص
آن بسیار سخت است و همه توان و هدف دشمن خارجی روی همین مفاهیم متمرکز شده
است».
فرمانده کل سپاه با طرح این سوال که آیا در این فضا باید
ساکت بنشینیم و نظارهگر باشیم، گفت: «برخی نیز متأسفانه با آنها همگام
شدند که انشاءالله هدایت شوند. جالب آنکه این اتفاقات بعضا به اسم مبارزه
با انحراف انجام میشود و برخی میگویند در راه امام و انقلاب انحراف
ایجاد شده و ما میخواهیم جلوی آن را بگیریم».
عضو شورای عالی
امنیت ملی با اشاره به تعبیر مقام معظم رهبری مبنی بر فتنه عمیق خواندن
اتفاقات اخیر گفت: «این ماجرا بحران نبود. البته یک آزمایش
” وقتی حرف
از براندازی به میان میآید به آن معنایی که آمریکاییها در گذشته
میگفتند و امروز جرأت بیان آن را ندارند، نیست. بلکه منظور همان است که
به اصطلاح «تغییر رفتار جمهوری اسلامی» خوانده میشود. “
بزرگ نیز بود،
اگر ما خواهان بقای نظام هستیم و دوست داریم راه امام استمرار داشته باشد،
باید بیش از این دقت کنیم و در موضعگیریها در رأی دادنها در حمایت از
جریانات سیاسی، شناخت از دشمنان، بیشتر دقت کنیم».
سرلشکر جعفری
یادآور شد: «نخبگان و خواص انقلاب متأسفانه ریزش داشتند، اما نباید نظام
را با عملکرد من یا شما سنجید، بلکه باید با معیارها و شاخصهای صحیح راه
امام و شهدا را ادامه داد. متأسفانه برخی از نخبگان به این نکته مهم که
ولیفقیه فصلالخطاب موضوعات است، توجه کافی نکردند و به راحتی نقدهای
نادرستی به آن وارد میکنند و اگر آنها اینگونه رفتار کنند، نباید ادعای
پیروی از راه امام و طرفداری از نظام را داشته باشند».
فرمانده کل
سپاه خطاب به اینگونه افراد گفت: «بیایید مردانه موضع واقعی خود را اعلام
کنید و روی آن بایستید. البته برخی میخواهند در عمل در مقابل اصل نظام
بایستند ولی مردم متوجه این قصد آنها نباشند اما ما وظیفه داریم آنها را
رسوا کنیم و این وظیفه سنگین بر دوش همه ماست که وظیفه پیشکسوتان جهاد و
شهادت در این زمینه بسیار مهم است».
جعفری یادآور شد: «حفظ انقلاب
نیازمند سرباز، سردار و البته انسانهای خط شکن است».
وی در ادامه
در پاسخ به سوالی درخصوص اعلام برخی اسامی افراد سیاسی گفت: «معتقدم ما
امروز بعد از این فتنه بزرگ و این ضربه بزرگ اعتباری که به حیثیت نظام
جمهوری اسلامی وارد شد، دیگر این اسم آوردنها حتماً باید انجام شود».
وی
با انتقاد از کسانی که دفاع از احمدینژاد را مساوی با دفاع از رهبری
میدانند، گفت: «رهبری کجا و ماها یعنی دیگر مسئولان نظام کجا؟ برخی
طیفهای سیاسی در این انتخابات معتقد به نه به احمدینژاد به هر قیمتی
بودند که البته به جز تأکید آنها بر موضوع هر قیمتی، بقیه شعارشان، قابل
قبول است، چرا که نوعی مبارزه انتخاباتی است ولی وقتی برخی اتفاقات پشت
صحنه مشاهده میشود پیچیدگیهای سختی اتفاق میافتد».
جعفری در
پاسخ به سوال دیگری درباره استفاده از مشایی در دولت، این موضوع را نادرست
عنوان کرد و گفت: «البته آقای احمدینژاد در این زمینه استدلالها و
نظراتی دارند و ایشان را آدم درستی میدانند و در همین موضوع انتصاب ایشان
به عنوان معاون اول، آقای احمدینژاد گفتند که من با رهبری صحبت میکنم و
اگر ایشان قانع نشدند، این انتصاب ملغی خواهد شد ولی برخی رفتارهای آقای
احمدینژاد درباره موضوع انتصاب مشایی جای دفاع ندارد».
* حوادث
اخیر بزرگترین حادثه در طول تاریخ انقلاب که میتوانست محتوای انقلاب را
تهدید کند
سرلشکر در بخش دیگری از سخنان خود در جمع پیشکسوتان جهاد
و شهادت که در مسجد ولی عصر(عج) تهران گردهم جمع شده بودند، با بیان اینکه
بسیاری از افراد امروز فراموش کردهاند که اهداف شهیدان در دفاع مقدس چه
بود و ما برای چه میجنگیدیم، خاطرنشان کرد: «وصیتنامه اکثر شهیدان بر
موضوع رهبری و نظام ولایت فقیه تاکید دارد».
وی افزود: «امروز
افراد زیادی از راه امام(ره) حرف میزنند ولی بعضا در مقابل یکدیگر عمل
میکنند و باید بدانیم که صحبت کردن از راه امام(ره) آسان است اما عمل
کردن و شناخت این راه به خصوص امروز بسیار سخت است».
فرمانده کل
سپاه با بیان اینکه امام(ره)، اسلام را به جمهوری اسلامی گره زد و حفظ
نظام را از اوجب واجبات میدانستند، اظهار داشت: «هدف اصلی ما دفاع از
محتوای واقعی جمهوری اسلامی است، نه شکل ظاهری آن».
جعفری خطاب به
پیشکسوتان جهاد و شهادت گفت: «ماندن در این راه مانند انقلابی ماندن است
که این امر در اوائل انقلاب آسان بود ولی امروز بسیار سخت است و خیلیها
نتوانستند این روحیه را حفظ کنند».
وی با تاکید بر اینکه توصیه به
ماندن در مسیر جهاد و شهادت باید هدف اصلی اینگونه نشستها باشد، خاطر
نشان کرد: «مقام معظم رهبری نیز همواره بر این موضوع تاکید دارند که نباید
تنها در دوران گذشته پر افتخار ماند بلکه باید تکلیف امروز را ببینیم؛ چرا
که گاهی برخی قدرت تطبیق با شرایط امروز انقلاب را ندارند».
وی با
تاکید بر اینکه هدف امروز ما همان اهداف گذشته یعنی حفظ اصالت جمهوری
اسلامی است و فقط مصادیق تفاوت میکند، ادامه داد: «امروز حتی شاهد تغییر
در تهدیدات علیه کشورمان هستیم؛ چرا که امروز شیوه جنگ عوض شده و دفاع نیز
از نوع همطراز به ناهمطراز تغییر یافته است و البته اولویت تهدید برای
دشمنان دیگر نظامی نیست».
فرمانده کل سپاه با بیان اینکه از سال ٨۰
همواره منتظر حمله نظامی آمریکا بودیم، خاطر نشان کرد: «آنها هیچگاه جرات
عملی کردن این تهدید را نداشتند اما باید بدانیم که امروز تهدید علیه نظام
و انقلاب، جدی تر از گذشته است».
جعفری با اشاره به این مطلب که
بیتردید تهدید نظامی هیچگاه منتفی نیست، خاطر نشان کرد: «نیروهای مسلح
همواره باید برای ارتقاء آمادگی خود، تلاش کنند».
وی با اشاره به
موضوع هستهای کشورمان گفت: «در طول این سالها شاهد دو مدل برخورد بااین
موضوع بودیم که باید ببینیم کدام یک از این برخوردها با مبانی جمهوری
اسلامی بیشتر سازگار بود و استقلال و آزادی ملت ایران در کدام برخورد نمود
بیشتری داشت».
عضو شورایعالی امنیت ملی عدالت، حمایت از مستضعفین و
پرهیز از اشرافیگری را از جمله اصول و مبانی انقلاب اسلامی عنوان کرد و
گفت: «دشمن در طول این ٣۰ سال تلاش کرد تا این مبانی را زیر سئوال ببرد».
جعفری
با تاکید بر این مطلب که هیچ کس حتی آمریکا جرات و توان براندازی نظام
جمهوری اسلامی را ندارد، گفت: «اما آنها تلاش میکنند تا محتوای اصلی نظام
و مبانی آن را خدشهدار کنند و در داخل نیز، برخی افراد که حتی سوابق
انقلابی نیز دارند در این مسیر حرکت میکنند».
وی با بیان اینکه
استمرار انقلاب یعنی تحول دائمی و روز به روز به سوی خوبیها، افزود:
«امروزه تهدید علیه انقلاب از تهدیدات سخت به سمت تهدیدات نرم و خصوصا در
ابعاد فرهنگی و سیاسی تغییر ماهیت داده است و اگر این موضوع مورد توجه ما
ثقرار نگیرد، ممکن است این انقلابی که حاضر بودیم برای آن تمام هستی خود
را بدهیم، به راحتی و از طریق دیگر از بین برود».
فرمانده کل سپاه
در ادامه با تاکید بر اینکه امروز باید تهدید اصلی انقلاب را به درستی
بشناسیم، اظهار داشت: «پیشکسوتان جهاد و شهادت باید امروز نیز به عنوان
خط شکن در این مسیر حرکت کرده و رسالت خود را انجام دهند».
جعفری
تشخیص دشمن و شناخت تهدیدات امروز را بسیار سخت توصیف کرد و با اشاره به
حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: بزرگترین حادثه در طول
تاریخ انقلاب که میتوانست محتوای انقلاب را تهدید کند، همین حوادث اخیر
بود که در قالب انتخابات بروز کرد.
وی گفت: «برخی از به کار بردن
واژه انقلاب مخملی ناراحت میشوند اما باید بدانیم که همین اتفاقات در
بسیاری از کشورها در بستر انتخابات و دموکراسی صورت گرفت و از آن نتیجه هم
گرفتند».
فرمانده کل سپاه با بیان اینکه در گذشته افراد ضد انقلاب
و مخالفین استمرار راه امام (ره) کمتر توان سوء استفاده از مقاطع
انتخابات را داشتند، اظهار داشت: «برخی آقایان به صراحت در اعترافات خود
اعلام کردند که این اهداف در گذشته نیز به شکل دیگری دنبال میشد».
جعفری
با بیان اینکه حوادث اخیر موضوع سادهای نبود، گفت: «این اتفاقات از
ماهها قبل طراحی شده بود و حتی در گفتار دشمنان نیز اعلام میشد که دنبال
تغییر رفتار در جمهوری اسلامی هستند که این تغییر رفتار به معنای همان
عدول از مبانی انقلاب است».
دفتر رهبری میخواهد با پول آسیب دیدگان را
ساکت کند
موج سبز آزادی :
«موج
سبز آزادی» مطلع شده که دفتر رهبری در اقدامی نامناسب با پرداخت پول به
بازداشتشدگان کهریزک تحت عنوان «دلجویی رهبری» تلاش کرده آنها را راضی
کند که از طرح آزار و اذیتهای صورت گرفته در دورهی بازداشت در رسانهها
خودداری و پیگیری این موضوع را رها کنند.
به گزارش موج سبز آزادی،
مدتی پیش تعدادی از کسانی که در کهریزک بازداشت شده بودند، به صورت
جداگانه از سوی دفتر رهبری فراخوانده شدهاند و با آنان مصاحبه شده است.
در این مصاحبه از آنان دربارهی جزئیات رفتارهایی که در بازداشتگاه کهریزک
با آنان صورت گرفته است، سؤال شده و آنان نیز پاسخ گفتهاند.
این
گزارش حاکی است، بعد از مدتی، تعدادی از آنان که بیشتر مورد آزار و اذیت
واقع شده بودند، دوباره به دفتر رهبری فراخوانده شدهاند و به هر یک از
آنان مبالغی - از یک میلیون تومان به بالا - به عنوان دلجویی از جانب
رهبری پرداخت شده و به طور تلویحی از آنان خواسته شده است که از طرح موضوع
آزار و اذیتها در رسانههای عمومی خوداری کنند. این در حالی است که مقام
رهبری دو روز پیش وعده داده بود نظام در برخورد با جنایتها مسامحه نخواهد
کرد، و البته لازم به ذکر است که این دلجویی پولی، قبل از سخنان فوق انجام
شده بود.
یکی از مواردی که برخی از بازداشت شدگان به آن اشاره
میکنند، حضور سردار رادان و برخی دیگر از فرماندهان نیروی انتظامی در بین
شکنجهگران بوده است. یکی دیگر از موارد نیز که برخی از افراد به آن اشاره
کردهاند، موضوع تجاوز به زندانیان است. حال باید از مسئولان دفتر رهبری
پرسید: آیا این حرمتهای شکسته شده و آن جنایتهای انجام شده را با پول
میتوان خرید؟
اکثر آسیبدیدگان کهریزک، با توجه به نحوهی برخورد
شکنجهگران و همچنین متجاوزان، معتقدند که تجاوزها اشتباه شخصی یک یا دو
نفر از پرسنل نبوده و به عنوان یک شکنجهی سیستماتیک برای افرادی که بر سر
موضع خود میماندهاند و تسلیم بازجویان نشدهاند، به کار رفته است.
دلجویی کار مثبتی است، اما وقتی به قربانیان اینگونه وانمود میشود که
انگار فقط خطای انسانی چند مأمور باعث آن جنایتها بوده است، و وقتی
مشارکت فرماندهان نیروی انتظامی و برخی از قضات که مستقیم زیر نظر مرتضوی
کار میکردند، در این قضیه نادیده گرفته میشود، این دلجوییها کارآیی
نخواهد داشت؛ به خصوص دلجویی با پول!
دلجویی واقعی هنگامی خواهد
بود که تمام دستاندرکاران این ماجرا در هر رده و مقامی، از جمله سردار
رادان، در دادگاهی علنی محاکمه شوند و برای مردم روشن شود که این
فرماندهان از چه کسی یا کسانی مجوز چنین شکنجههایی را داشتهاند. سؤال
مردم این است که اگر شهید گرانقدری مانند روح الامینی در آن بازداشتگاه
جهنمی به شهادت نمیرسید، آیا باز هم این بازداشتگاه تعطیل میشد؟ و اساسا
مگر جنایتگاه کهریزک امروز و دیروز برپا شده بود و مگر سابقهی این
شکنجهها فقط به این دو ماه باز میگردد؟
«موج سبز آزادی» اسنادی
دارد که نشان میدهد اگر هم شخص رهبری بر فرض مطلع نبوده، بیشک دفتر
رهبری لااقل از یک سال قبل در جریان جنایتهای کهریزک بوده است. مسئولان
دفتر رهبری میدانند که یکی از چهرههای به مراتب نزدیکتر از آقای
روحالامینی به نظام، سال گذشته شکایتنامهای را در خصوص بازداشت دو
روزهی فرزندش در کهریزک برای رهبری ارسال کرد و رهبر هم آن را به بازرسی
ارجاع داد و بازرسی هم به ناجا و ... در نهایت کار به شکواییهای دوباره
به رهبر رسید. جرم آن جوان تنها این بود که تصادف کرده بود اما در جلسهی
دادگاه حرفی زده بود که قاضی به خاطر لجاجت با او، دستور بازداشت دو
روزهاش در کهریزک را داده بود؛ دستوری که حتی باعث تعجب مأموران انتظامی
شد که به او میگفتند: هر کاری میتوانی بکن تا به کهریزک نروی، وگرنه
معلوم نیست سالم برگردی! آیا مسئولان دفتر رهبری این گردش کار دفتر بازرسی
ویژه را به خاطر نمیآورند و یادشان نیست که در همین دو روز چه بر سر این
جوان آمده بود؟
مسئولان دفتر رهبری باید بدانند تا وقتی که شکنجه
وجود دارد، چنین دلجوییهایی شائبهی نمایشی بودن دارد. شکنجه هنوز در
بازداشتگاهها وجود دارد. هنوز پای هیچ عضو همین مجلسی که اکثریت
نمایندگانش با دفتر رهبری رابطهی نزدیک دارند، به بعضی از بازداشتگاهها
نرسیده است. آیا نگهداری جمعی از مخلصترین نیروهای انقلاب برای بیش از ۷۵
روز در بند انفرادی به خاطر اتهامات واهی، شکنجه نیست؟ آیا محروم کردن این
عزیزان از تمام حقوقی که مجرمان دارند، در حالی که اتهامهای واهیشان
هنوز به تأیید حتی همین دادگاههای فرمایشی - نمایشی نرسیده است، شکنجه
نیست؟ آیا ضرب و شتم و تحقیر و توهین به آنان و بقیه زندانیان که هنوز
ادامه دارد، شکنجه نیست؟ آیا اینها را هم میخواهند چند صباحی بعد با پول
بخرند؟
آغاز به کار سايت ايران سبز
سايت جديد ايران سبز توسط جمعی از دانشجويان،
هنرمندان و مستندسازان مستقل به راه افتاد. آنان قصد دارند با گردآوری
مجموعهای ارزشمند از عکسها و فيلمهای گرفته شده، به ثبت تاريخی وقايع
انتخابات رياست جمهوری ايران کمک کنند و نگذارند اين تصاوير به فراموشی
سپرده شده و در گذر زمان محو شوند. گردانندگان سايت ايران سبز درباره
فعاليت شان چنين نوشته اند:
" دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری
ايران برگزار شد. حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی حکايت از عزم جدی
برای تغيير رئيس جمهور پيشين و سياستهای در پيشگرفته او داشت. اما نتيجه
انتخابات با آنچه انتظار میرفت فاصله بسيار داشته و بهت و حيرت مردم از
اين نتيجه، اعتراضات گستردهای را به همراه آورد.
متأسفانه اين
اعتراضات مسالمتآميز به خاک و خون کشيده شد و حکومت ايران تلاش کرد تا با
قطع شبکههای اينترنتی و تلفن همراه، ممنوعيت فعاليت و اخراج خبرنگاران
خارجی، امکان مخابره اخبار و اطلاعات را به خارج از کشور سلب نمايد، تا
آنچه را که بر مردم خويش می کرد از چشم جهانيان دور بدارد.
در اين
شرايط بسيار دشوار، هر ايرانی رسانه ای شد برای انعکاس ظلمی که بر ايران و
ايرانی رفت. عکسها و فيلمهای اغلب غيرحرفهای که با دوربين يا تلفن
همراه گرفته شده بود، جايگزين تصاوير حرفهای در خبرگزاریهای سراسر جهان
گرديد. انعکاس جهانی اين تصاوير، از طرفی ماهيت مسالمتآميز جنبش سبز مردم
ايران را به جهانيان نشان داد و از طرف ديگر برای حکومت ايران روشن نمود
که زير ذرهبين نگاه منتقدانه افکار عمومی در سطح بين المللی قرار دارد.
حال پس از گذشت زمان و با توجه به پراکندگی اطلاعات و تصاوير موجود، بيم
آن ميرود که اين تصاوير به فراموشی سپرده شده و در گذر زمان محو شوند.
اهميت اين قضيه هنگامی مشخص میشود که بداينم اغلب اين تصاوير تنها در
کامپيوترهای شخصی و بدون هيچ نسخه دومی ذخيره شدهاند. از طرف ديگر هر
روزه تعداد بسيار زيادی از تصاويری که بر روی سرورهای عمومی قرار
گرفتهاند، پاک شده و يا دچار صدمات جبرانناپذيری میشوند که ديگر هيچ
جايگزينی ندارند. هر تصوير پاک شده، برگ سوختهای از کتاب تاريخ است که به
فراموشی سپرده میشود.
ما، جمعی از دانشجويان، هنرمندان و
مستندسازان مستقل، برآنيم تا با گردآوری مجموعهای ارزشمند از عکسها و
فيلمهای گرفته شده، به ثبت تاريخی اين وقايع کمک کنيم و اجازه ندهيم که
حقايق برای آيندگان انکار شود. اين بار ثبت تاريخ را به ديگران وا
نمیگذاريم و خود، تاريخنگار آنچه خواهيم بود که بر ما گذشت.
پس از
گردآوری مجموعه در نظر داريم، با رعايت قانون حق انتشار برای صاحبان
تصاوير، از آنها در نمايشگاههای بينالمللی، ساخت فيلمهای مستند و ديگر
فعاليتهای مرتبط استفاده کنيم. ضمن اينکه سعی خواهيم کرد تا اين مجموعه،
در صورت رضايت فرستنده عکس يا فيلم، در اختيار ديگر گروههای فعال نيز
قرار گيرد و کمکی باشد به برگزاری هر چه بهتر تمام اين برنامهها در سراسر
جهان، تا واقعيت رخدادهای اخير ايران بر جهانيان روشن گردد."
ايران
سبز را در اينجا ببينيد
http://greeniran.info/support.html
فرمان لغو حکم سفارت ۴۰ سفير ايران در خارج که
با "اغتشاش گران" هم آوايی کرده اند
فارس:
آن عده از سفيران ايران در کشورهای مختلف که با اغتشاش گران هم آوايی
کرده اند فراخوانده می شوند.
خبرگزاری فارس نوشت: حکم پايان
ماموريت ۴۰ نفر از سفرايی که دور ماموريت آنها در نقاط مختلف جهان به
پايان رسيده بود صادر و روز گذشته به آنها اعلام شده است.
قرار است
به جای اين افراد سفرای جديدی از کارشناسان معتقد به مبانی انقلاب در
سفارتخانه های ايران حضور پيدا کنند.
برخی از اين افراد در جريان
اغتشاشات اخير تهران رسماً به موضع گيری در حمايت از آشوب گران پرداخته
بودند.
همچنين بازنشسته نمودن افرادی که دوره خدمتی آنها سپری شده
است از ديگر اقداماتی است که در ماههای آينده صورت خواهد گرفت.
فارس
افزود:در حال حاضر ۸۰ سفارتخانه ايران نيازمند حضور کارشناسان و سفرای
جديد ارزيابی شده است.
مهدی کروبی با نگارش نامه ای از آیت الله
منتظری تقدیر کرد
- از این که به
خاطر برخی تعرضات از این حقیر تفقد کردید قدرانی می کنم
- تحمل این
شرایط دردناک تر از مسائلی است که برای اشخاص ایجاد کرده اند
سحام نیوز : مهدی کروبی با نگارش نامه ای
به آیت الله منتظری از حمایت های ایشان از خویش در حوادث پس از انتخابات
تقدیر کرد . در این نامه آمده است: "از این که به خاطر برخی حوادث و
تعرضات پیش آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از
این حقیر تفقد نمودید و طی نامه ها و بیاناتی اظهار تاسف فرمودید لازم
دانستم بدین وسیله تشکر و قدردانی خود را اعلام دارم."
متن کامل این
نامه به شرح زیر است:
محضر مبارک حضرت آیت اله العظمی منتظری (دامت
عزه العالی)
سلام علیکم
ضمن عرض ارادت و آرزوی قبولی اعمال
و عبادات در ایام این ماه مبارک، سلامتی و عزت حضرتعالی را از درگاه
خداوند متعال مسئلت دارم.
از این که به خاطر برخی حوادث و تعرضات پیش
آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از این حقیر تفقد
نمودید و طی نامه ها و بیاناتی اظهار تاسف فرمودید لازم دانستم بدین وسیله
تشکر و قدردانی خود را اعلام دارم و از اینکه این پاسخ با کمی تاخیر خدمت
تان ارسال می شود پوزش می خواهم.
تعرض و برخی توهین ها و ناملایمات
برای شخص بنده و یا اشخاصی دیگر آن قدر اهمیت ندارد که متاسفانه ما در عمر
خود شاهد باشیم ارزش ها و معیارهایی که هزاران نفر برای احیا و استقرار آن
ها در جامعه عمر و جوانی، سلامتی و سرمایه های مادی و معنوی خود را در نیم
قرن گذشته در این کشور گذاشته اند به راحتی مغفول بماند و یا حتی عمداً
زیر پا گذاشته شود. قانون اساسی میراث گرانسنگی که آن همه زحمات جمع کثیری
از خبرگان و آزادگان و دلسوزان خدا ترس این ملت، بعد از سال ها تحمل رنج و
شکنجه و خفقان دوران ستم شاهی و با هزاران امید و آرزو به تصویب رسید و به
تایید امام راحل (ره) و ملت شریف ایران مزین شد، به راحتی اصول مسلم آن
نادیده گرفته شود و گزینشی و یک طرفه، برخی اصول آن تا حد آیات قرآن بزرگ
داشته شود و برخی اصول که حاوی اساسی ترین حقوق ملت و آزادی های فردی و
اجتماعی است و پرهیز از خودکامگی و دیکتاتوری را برای جامعه تضمین می کند
به راحتی زیر پا گذاشته شود. انتخابات آزاد و بی طرفانه عملاً در پرتو
دخالت های مراکز قدرت بی معنا شود و آزادی احزاب و مطبوعات به راحتی توسط
مراکز خودکامه ای مورد تعرض قرار گیرد و دستگیری ها و زندان ها و محاکمات
غیر قانونی و غیر منطبق با اصول قانون اساسی امری عادی قلمداد شود و از
همه وحشتناک تر به بهانه حفظ امنیت، بزرگ ترین ناامنی؛ حمله و کشتار و ضرب
و شتم و شکنجه و.... برای جوانان و زنان و مردانی که فقط با احساس مسئولیت
و امیدی که خودِ این مسئولین در آن ها برانگیخته بودند که می توانید
آزادانه به هر کسی رای دهید و بعد دیده بودند که چگونه نتایج اعلامی
برخلاف روال قانونی و با دخالت های علنی مسئولین اجرا و نظارت بر خلاف
آرای آن ها اعلام می شود، به صحنه حساس مسئولیت آمده و در تظاهراتی آرام و
حتی بدون شعار اعتراض خود را اعلام کردند و دیدیم که چگونه مورد تهاجم
قرار گرفتند.
باری تحمل این شرایط، بسیار دردناک تر و ناگوارتر از
مسائلی است که برای اشخاص ایجاد کرده اند که به خاطر دفاع از حقوق ملت
دچار تهاجم فیزیکی و توهین و افترا بشوند.
امید است خداوند متعال به
همه مسئولین ما احساس مسئولیت و انگیزه امانتداری برای مردم و سعه صدر و
تحمل حکومت داری عادلانه و رعایت اخلاق و دستورات اسلامی را عنایت فرماید
و به همه اقشار جامعه به ویژه علما و بزرگان حوزه احساس مسئولیت و توان
اعتراض و برخورد با قانون گریزی ها و قانون ستیزی ها عطا کند.
والسلام
مهدی
کروبی
۸/۶/۱۳۸۸
دیدار خانواده یکی از شهدای حوادث اخیر با
کروبی به منظور شرح ماجرای کشته شدن
سحامنیوز:
محمود رئیسینجفی، یکی دیگر از شهدایی است که در حوادث پس از انتخابات ۲۲
خرداد در میدان آزادی تهران مورد ضرب و شتم واقع شد و به شهادت رسید.
شایان
ذکر است که نام این شهید تا کنون در زمره شهدا اعلام نشده است.
این خبر
حاکی است:همسر مرحوم نجفی در خصوص چگونگی فوت همسرش گفت: «شغل ایشان
کارگری بود. آقای نجفی، ام دی اف کار بود. معمولا هر روز ساعت ۶ صبح
برای کار میرفت و اوایل شب به خانه بر میگشت. روز ۲۵خرداد تا ساعت ۵/۱۰
شب ایشان به خانه نیامدند و ما نگران بودیم. حدود ساعت ۵/۱۰ زنگ در به صدا
درآمد. با توجه به این که آقای نجفی، کلید داشت فکر کردم که غریبه است، از
آیفون پرسیدم کیست؟ صدای همسرم را شنیدم و متوجه شدم که آقای نجفی است.
گفت با توجه به مشکلی که برای او پیش آمده، نمیتواند در را باز کند!
نگران
شدم و به سرعت پایین رفتم و در را باز کردم. دیدم که اوضاع ایشان بسیار بد
و نابسامان و بدنشان زخمی و خونآلود است و نمیتواند سرپا بایستد. به او
کمک کردم که به داخل بیاید. بدن او زخمی، ورمکرده، خونین و به شدت آسیب
دیده بود. بعد از پرس و جو از وی، آقای نجفی گفت: بعد از پایان کار، من از
طرف میدان آزادی به خانه میآمدم که دیدم مردم در حال فرار هستند و عدهای
هم آنان را تعقیب میکنند. متوجه شدم که عدهای مسلح و باتوم به دست مردم
را میزنند و فراریان را تعقیب میکنند. من از ماجرا بیخبر بودم و اصلا
نمیدانستم که چرا این نیروها مردم را تعقیب میکنند و میزنند. من راه
خود را میرفتم که این نیروها مرا گرفتند و با باتوم و مشت و لگد به شدت
مورد ضرب و جرح قرار دادند. هر قدر هم به آنان گفتم که من از سر کار دارم
بر میگردم و اصلا نمیدانم که چه خبر است، اعتنا نکردند و مفصل مرا کتک
زدند. به قدری با باتوم و مشت و لگد مرا زدند که بیحال شدم و از هوش
رفتم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم که در داخل یک اتومبیل در حال حرکت
هستم. تلاش کردم که با دستهایم موقعیت اطرافم را بفهمم. متوجه شدم که چند
نفر دیگر نیز در وضعیت من هستند و گویی آنان مرده و یا بیهوش هستند و مرا
روی آنها انداختهاند. با دستم به کف ودیواره ی اتاق ماشین کوبیدم و سر و
صدا کردم. نیروهایی که ماشین را هدایت میکردند، وقتی متوجه شدند که من
زنده هستم و سر و صدا میکنم ماشین را نگه داشتند و در را باز کردند. من
با التماس به آنان گفتم که من زن و بچه دارم و از سرکار میآمدم و اصلا
نمیدانم که چرا این بلا به سر من آمده است. ظاهرا یکی از آنان دلش سوخت و
آمد و مرا کشید و بیرون انداخت. من مطلقا نای ایستادن و حرکت کردن را
نداشتم. با سر و صدا و حرکت دست از کسانی که از آنجا عبور میکردند، کمک
خواستم. بعد از مدتی دو سه نفر جمع شدند. از آنها پرسیدم که اینجا
کجاست، گفتند: اینجا حکیمیه است. من برای آنان موقعیت خود را توضیح دادم
و از آنان کمک خواستم و گفتم که یک ماشین بگیرند تا مرا به منزل برساند.
مردم برای من ماشین گرفتند و این ماشین مرا به خانه رساند.»
خدیجه
حیدری افزود: «مرحوم آقای نجفی حدود ۱۳روز زنده بود، بدنش زخمی و پاهای
او به شدت باد کرده و دستش هم فلج شده بود. شکمش هم به شدت ورم کرده بود.
ما به شدت میترسیدیم که او را به بیمارستان ببریم و بستری کنیم.
میترسیدیم که با توجه به وضعیت موجود برای خانواده ما مشکل ایجاد کنند.
تا این که روز به روز حال همسرم بدتر شد. روز ششم تیرماه پدر شوهرم آمد و
تصمیم گرفتیم که با کمک او همسرم را به بیمارستان طرفه ببریم. در
بیمارستان طرفه، پزشک مربوطه گفت: با توجه به این که الآن امکان بستری
کردن وی وجود ندارد، او را ببرید و فردا صبح بیاورید تا او را بستری کنیم.
همسرم شب خوابید و صبح که میخواستیم او را به بیمارستان ببریم، هرچه او
را صدا کردیم دیدیم جواب نمیدهد.»
آقاجان رئیسنجفی، پدر مرحوم نجفی
در ادامه گفت: «البته بدن او تا آن لحظه گرم بود. به اورژانس زنگ زدیم،
آمدند و گفتند متأسفانه فوت کرده است. گفتند به ۱۱۰ زنگ بزنید. یک سرباز
آمد و تا ساعت ۱ بعد از ظهر طول کشید. جنازه را به پزشکی قانونی کهریزک
بردند. ما هم شدیدا میترسیدیم که این موضوع موجب دردسری برای خانواده
بشود. فردا به آنجا رفتیم و جنازه را ندادند و گفتند: باید از نیروی
انتظامی نامه بیاورید. به نیروی انتظامی رفتیم و یک مأمور دادند و همراه
وی پرونده را در میدان انقلاب به شعبه ۷ بردیم. با توجه به این که ما برای
تشییع جنازه و مجلس ترحیم اطلاعیه داده بودیم و میهمانها به بهشتزهرا
آمده بودند، از آنها خواهش کردم که کار ما را زود راه بیاندازند. گفتند:
همان که تیر خورده را میگویید. ظاهرا ما از تیر خوردن او مطلع نبودیم.
بعد از این که از من تعهد گرفتند که ما حق شکایت از کسی را نداریم،
نامهای دربسته را به ما دادند و ما به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم. نامه
را دادیم. گفتند: کجای ایشان تیر خورده؟ گفتیم نمیدانیم؟ گفتند در نامه
اینطوری نوشته است. هر کاری کردیم باز هم جنازه را ندادند و ما به بهشت
زهرا رفتیم و میهمانها را به رستوران بردیم و از آنجا قبل از این که
جنازه را دفن کنیم به مجلس ترحیم رفتیم.
پدر مرحوم نجفی در ادامه گفت:
فردا دوباره رفتیم و گفتند: تشخیص هویت نشده، دوباره جنازه را به پارکشهر
بردند و بعد از تشخیص هویت گفتند: تشخیص اسلحهشناسی نشده و باید انجام
شود، باز هم جنازه را ندادند.»
پدر مرحوم نجفی افزود: «فردا با یک
مأمور به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم و ساعت ۱ بعد از ظهر جنازه را به ما
تحویل دادند و ما آن را به بهشتزهرا بردیم و دفن کردیم و چون میترسیدیم
که برای اعضای خانواده مشکلی ایجاد شود، در اطلاعیه مجلس ترحیم از چگونگی
فوت پسرم چیزی نگفتیم. الآن هم این ترس را داریم.»
پدر مرحوم نجفی در
پایان خطاب به مهدی کروبی گفت: «بعد از این که متوجه شدیم جنابعالی پیگیر
مسائل مربوط به کشتهشدگان و آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات هستید،
دلگرم شدیم و به خدمتتان آمدیم تا اجازه ندهید خون فرزند ما پایمال شود.»
در
ادامه، آیتالله مهدی کروبی ضمن عرض تسلیت به خانواده مرحوم محمود
رئیسینجفی و آرزوی غفران الهی برای آن مرحوم گفت: «متأسفانه در حوادث
دردناک پس از انتخابات، تعدادی از هموطنان و فرزندان عزیز ما بهناحق
مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و برخی از آنان همانند مرحوم محمود رئیسینجفی
در اثر این تعدیات جان خود را از دست دادند و خانواده خود و ملت ایران را
داغدار کردند.»
کروبی در ادامه با اشاره به اهمیت جان انسان گفت: «در
قرآن کریم قتل بهناحق یک انسان، معادل قتل همه انسانهای روی زمین قلمداد
شده است؛ زیرا وقتی یک انسان مظلومانه و بهناحق کشته میشود، در حقیقت
زمینه قتل بهناحق سایر انسانها نیز فراهم میآید.»
دبیرکل حزب اعتماد
ملی با اشاره به ضرورت اهتمام مسؤولان به جبران خسارتهای وارده گفت:
«علی(ع) وقتی میشنود که جواهرات یک زن یهودی که در سایه حکومت او زندگی
میکند، به غارت رفته است به مسجد میآید و در حالی که ناله او بلند است،
فریاد بر میآورد که اگر یک مسلمان با شنیدن چنین ظلمی از شدت ناراحتی
بمیرد، شایسته است و جای هیچگونه ملامتی برای او نیست.»
کروبی افزود:
«یقینا جان انسانها و جوانان رشید و مسلمانی که در این حوادث، بیگناه
کشته شدند، بسیار ارزشمندتر از جواهرات یک زن یهودی است و مسؤولان کشور
مکلفند که بدون هیچ مجامله و پردهپوشی، پاسخگوی این جنایات باشند و
متجاوزان به جان، مال و عرض مردم را به سزای اعمالشان برسانند تا التیامی
بر دردهای خانوادههای داغدیده و ملت بزرگوار ایران باشد.»
کروبی در
پایان ضمن توصیه خانواده مرحوم محمود رئیسینجفی به صبر جمیل، گفت: «من
نیز نهایت تلاش خود را میکنم که از همه خانوادههای داغدار از جمله
خانواده مرحوم رئیسینجفی، حمایت کنم و در راستای احقاق حق آنان بکوشم.»
لازم
به ذکر است علاوه بر پدر،ُ پدر زن و همسر مرحوم محمود رپیسی نجفی آقای
رحمت الله بیگدلی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز در این جلسه حضور
داشتند.
نشست مجمع عمومی نمایندگان ادوار مجلس به دلیل
فشارهای وارده لغو شد
پارلماننیوز:
نشست مجمع ادوار نمایندگان مجلس که قرار بود امروز بعد از نماز مغرب و عشا
با حضور چهرههای برجسته اصلاحطلب در موسسه الهادی برگزار شود، لغو شد.
شهربانو
امانی با اعلام این خبر به خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط
امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، گفت:«طی تماسهایی که نیروهای امنیتی از روز
دوشنبه و سه شنبه با مجمع داشتند، به شدت تاکید کردند که این نشست نباید
برگزار شود و در صورت برگزاری با آن به شدت برخورد میشود.»
وی
ادامه داد:«از طرف دیگر موسسه الهادی به شدت تحت فشار بود که از برگزاری
این نشست خودداری کند.»
این نماینده اسبق مجلس یادآور شد:«مجمع
ادوار هر سه ماه یکبار مجمع عمومی خود را برگزار میکند که از ابتدای سال
تاکنون، به خاطر حوادث بعد از انتخابات و اخیرا هم به خاطر مخالفت مراکز
امنیتی برگزاری آن به تعویق افتاد.»
گفتنی است در این مجمع عمومی
قرار بود بزرگان اصلاحات از جمله آقایان خاتمی موسوی و کروبی و همچنین
اعضای ارشد احزاب و گروههای سیاسی اصلاحطلب حضور پیدا کنند.
در
این هفته این دومین باری است که تجمع اصلاحطلبان با مخالفتهای موکد لغو
میشود، چرا که روز یکشنبه هم قرار بود مراسم افطاری با حضور خاتمی، موسوی
و کروبی از طرف شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در مسجد امیرالمومنین(ع)
برگزار شود که این برنامه هم به دلیل مخالفتهای انجام شده لغو میشود.
همسر محمد ملکی: درمانده شدهام، نمیدانم دکتر
زنده است یا نه
رادیو فردا :
فریدون
زرنگار - با گذشت بیش از ده روز از بازداشت محمد ملکی، رئیس سابق دانشگاه
تهران، خانواده وی هنوز موفق به تماس با او نشدهاند. با توجه به بیماری
آقای ملکی همسر و فرزندان وی نگران جان او هستند. دکتر محمد ملکی از
فعالان سیاسی منتقد حکومت است، و اولین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب
اسلامی سال ۱۳۵۷ بود.
رادیوفردا در گفتوگویی با قدسی میرمعز، همسر
دکتر ملکی، از آخرین خبرهایی که ایشان از وضعیت همسر خود دارد پرسیده است.
قدسی
میرمعز: اکنون ۱۰ روز است که او را بردهاند. یک روز بعد از بازداشت آقای
دکتر ملکی، آقای دکتر مولایی، وکیل ایشان، در دادستانی انقلاب شعبه ۲ او
را دیده و او ورقه وکالت را مجدداً امضا کرده است، ولی بعد از آن دیگر هیچ
خبری نداریم.
خانم ملکی! اطلاع
دارید همسرتان به چه اتهامی بازداشت شده است؟
قدسی میرمعز:
گفتهاند اتهام او اقدام علیه امنیت ملی و شرکت در اغتشاشات است. دکتر
ملکی به این اتهامات اعتراض کرده، چون او اصلا رأی نداد و حدود سه ماه بود
که در رختخواب بستری بود.
شما
بعد از بازداشت، با آقای دکتر ملکی ملاقات داشتهاید؟
قدسی
میرمعز: نه ایشان را دیدهام و نه تلفن زده است و هیچ خبری ندارم. با توجه
به این که گفتهاند دو ماه بازداشت موقت در بند ۲۰۹ زندان اوین است و
میدانیم که شرایط ۲۰۹ چگونه است، اگر خدایی نکرده بلایی سر دکتر بیاید
اصلاً در سلول انفرادی کسی نمیفهمد.
آقای مولایی بعد از اولین دیدار با آقای
دکتر، آیا باز هم تماسی با موکل خود داشته است؟
قدسی میرمعز:
نه، البته آقای مولایی به من گفت که روزهای چهارشنبه آقای حداد هست و برو
دادستانی. من به دادستانی انقلاب مراجعه کردم، آخر سر گفتند آقای حداد و
آقای عقیلی، رئیس دفتر او، مرخصی هستند و چون دکتر ملکی وکیل دارد به شما
اجازه نمیدهند با او ملاقات کنید یا تماسی داشته باشید.
دکتر ملکی
باید هر ۲۸ روز یک بار یک آمپول خاص برای بیماری سرطان پروستاتش تزریق
کند. پنجشنبه گذشته نوبت تزریق بود و امکان تزریق این آمپول در زندان
نیست، چون این دارو بسیار حساس است و هنگام تزریق بیمار باید در آرامش
کامل باشد و این مسئله در زندان ممکن نیست.
از وزارت اطلاعات تلفن زدند
که آمپول دکتر را بیاورید اینجا ما خودمان تزریق میکنیم، به آنها گفتم
شما امکان ندارد بتوانید با این شرایط آمپول را تزریق کنید.
داروها را
که به دست دکتر نمیدهند و ما نگران هستیم که داروها را بهموقع به دکتر
ندهند و وضعیت جسمی او بهشدت در معرض خطر است.
آقای مولایی تلاش کرده دکتر را ببیند و موفق
نشده است؟
قدسی میرمعز: بله، آقای مولایی همان روز چهارشنبه که
من به دادستانی انقلاب رفتم، اقدام کرد و قرار است دوباره مسئله را
پیگیری کند تا ببیند نتیجه چه خواهد شد.
در نظر دارید چه اقداماتی انجام دهید؟
قدسی
میرمعز: حقیقت این است که من نمیتوانم کاری انجام دهم. دفعههای قبل من
بارها به زندان اوین و دادستانی انقلاب مراجعه میکردم و آنها به من جواب
میدادند. اما این بار نمیدانم اصلاً کجا باید مراجعه کنم. کسانی که
آمدند و دکتر را بازداشت کردند، گفتند از سوی وزارت اطلاعات هستند و دکتر
را پیش آقای حداد میبرند.
آقای حداد مرا خوب میشناسد، چون سال ۸۰ با
اینها درگیر بودیم و دکتر در سال ۶۰ در زندان اوین بود، اما وقتی مراجعه
کردم گفتند او مرخصی است.
آقای مولایی هم تلاش خود را میکند، ولی من
نمی دانم اصلاٌ به کجا مراجعه کنم. واقعاٌ درمانده شدهام و نمیدانم دکتر
زنده است یا نه.
نامه دوم اوباما به ایران رسید
تابناک :
گفتنی است، این رفتار اوباما در حالی
انجام میشود که انگلیس، آلمان و فرانسه خود را برای اعمال تحریمهای
جدیدی علیه ایران، به بهانه فعالیتهای هستهای در ایران آماده میکنند.
باراک
اوباما، رئیسجمهور آمریکا در اردیبهشت ماه امسال و پیش از برگزاری
انتخابات ریاست جمهوری ایران، نامهای برای رهبری ایران فرستاد که رهبر
انقلاب، همان هنگام پاسخ نامه وی را همراه با استدلالهایی فرستادند.
به
گزارش «تابناک»، اوباما به تازگی نامه دومی را برای ایران فرستاده است.
بنا
بر این گزارش، هرچند هنوز مفاد و جزییات این نامه پخش نشده است، ولی بر
پایه برخی شواهد، حدس زده میشود که رئیسجمهوری آمریکا، خواهان باز شدن
راهی برای آغاز مذاکرات ایران و آمریکاست.
گفتنی است، این رفتار
اوباما در حالی انجام میشود که انگلیس، آلمان و فرانسه، خود را برای
اعمال تحریمهای جدیدی علیه ایران، به بهانه فعالیتهای هستهای در ایران
آماده میکنند.
شمار جانباختگان اعلام شده به ۷۲ نفر رسید
در حالی که فرمانده سپاه در کنفرانس خبری خود
اعلام کرد، آمار جان باختگان انتخابات ۲۹ نفر است که از این تعداد ۲۰ نفر
متعلق به نیروهای بسیج بوده اند کمیته پیگیری امور زندانیان و جانباختگان
حوادث پس از انتخابات از اضافه شدن سه جانباخته دیگر به لیست ۶۹ نفره این
کمیته خبر داد.
با گذشت هفته ها از وقایع پس از انتخابات، هنوز در
مورد تعداد جانباختگان اختلاف زیادی وجود دارد.
در حالی که فرمانده
سپاه در کنفرانس خبری خود اعلام کرد، آمار جان باختگان انتخابات ۲۹ نفر
است که از این تعداد ۲۰ نفر متعلق به نیروهای بسیج بوده اند سخنگوی کمیته
پیگیری امور زندانیان و جانباختگان حوادث پس از انتخابات از اضافه شدن سه
جانباخته دیگر به لیست ۶۹ نفره این کمیته خبر داد.
به گزارش
خبرنگار "کلمه" سیدعلیرضاحسینی بهشتی سخنگوی کمیته پیگیری امور زندانیان و
جانباختگان حوادث پس از انتخابات افزود:هنوز خانواده شهدایی هستند که به
دلیل جو حاکم بر جامعه به این کمیته مراجعه نکرده اند.
وی با اشاره
به سخنان اخیر فرمانده سپاه خاطرنشان کرد:اگر آمار ارائه شده از سوی
فرمانده محترم سپاه پاسداران در مورد شهدای بسیج دقیق باشد این مساله نشان
می دهد که آمار شهدا بسیار بیشتر از تعدادی است که در لیست کمیته پیگیری
امور زندانیان و جانباختگان حوادث پس از انتخابات وجود دارد چرا که هیچ یک
از شهدایی که نامشان در این لیست وجود دارد از اعضای بسیج نیستند.
وی
همچنین اعلام کرد کمیته پیگیری آمادگی دارد در صورتی که فرمانده محترم
سپاه اطلاع دقیق از افراد و مشخصات آنان دارد ، لیست ۲۹ نفره خود را جهت
تطبیق با لیست ۷۲ نفره کمیته ارائه دهد تا کمیته نیز در رسیدگی به وضعیت
انان تلاش های خود را انجام دهد .
«حسین طائب» فرمانده بسیج پیش از
این بارها اعلام کرده بود که تعداد شهدای بسیجی در حوادث اخیر ۸ نفر بوده
است که این آمار با آمار فرمانده سپاه در تناقض است.
اظهار نگرانی خانواده های سعید حجاریان و محسن
امین زاده از وضعیت این دو زندانی
نوروز
:
دخترسعید حجاریان در مورد آخرین اخبار از وضعیت ایشان اظهار داشتند
که قریب یک ماه است که اجازه ملاقات نداشته اند و با توجه به وضع نامناسب
جسمانی آقای حجاریان و فشارهای وارده به ایشان که حتی در فیلمها و عکسهای
منتشر شده از دادگاه مشهود است، نگرانی شدید نسبت به سلامتی ایشان وجود
دارد.
زینب حجاریان ادامه داد: همچنین پزشک ایشان آقای دکتر اسدی
پس از مشاهده این تصاویر، علی الخصوص تصویری که واضحاً نشاندهنده گزیدگی
شدید لب زیرین است، از احتمال بروز تشنّج که منجر به گاز گرفتگی لبها و
دندان میشود ابراز نگرانی عمیق نموده اند.
وی گفت: به علاوه چهره
ایشان در دادگاه پف آلود، بی روح و شبیه به یک ماسک بوده و چشمانشان از
فرط گریه یا بیخوابی به شدت سرخ بوده است و همه اینها علائم افسردگی در
اثر فشارهای روانی شدید میباشد.
دختر حجاریان خاطرنشان کرد: در ضمن
کمیته ویژه پیگیری مجلس قرار بود روز شنبه با آقای حجاریان دیدار داشته
باشند که چنین ملاقاتی صورت نگرفته است و ظاهرا قرار است تنها بخشی
ازافراد هماهنگ با ستاد کودتای این کمیته با ایشان ملاقات داشته باشند.
در
پایان وی افزود: با این اوصاف بیم آن می رود که بازجویان در صدد افزایش
فشارهای روانی بر آقای حجاریان باشند و با توجه به وضع شکننده سلامتی
ایشان و آزار و ایذاء ظالمانه بازجویان، جان ایشان در خطر جدی است.
همچنین
خانواده محسن امین زاده به شدت نگران وضعیت وی هستند.
محسن امین
زاده، معاون وزیر خارجه کابینه سید محمد خاتمی از ۲۰ روز پیش تاکنون هیچ
تماسی با منزل خود نداشته است.
با وجودی که نزدیک به ٨۰ روز از
بازداشت امین زاده میگذرد، خانواده و وکیل او هنوز موفق به ملاقات با وی
نشده اند. این درحالی است که سایر زندانیان که حتی همزمان با امین زاده
بازداشت شده اند حداقل یکبار با خانواده یا وکیل خود دیدار داشته اند.
بنا
به گفته قاضی مرتضوی قرار بود که خانواده امین زاده روز چهارشنبه ( چهارم
شهریور ) با وی ملاقات کنند، اما آنها هنوز موفق به دیدار با عزیز دربند
خود نشده اند.
این عضو موسس جبهه مشارکت از ابتدای بازداشت خود
تاکنون در سلول انفرادی بوده و تنها ۲ بار آن هم به مدت ۲ تا دقیقه با
خنواده خود تماس تلفنی داشته است.
دولت تقلبی در کنکور هم تقلب میکند
موج سبز آزادی :
با اعلام نهایی نتایج کنکور
کارشناسی ارشد دانشگاه های سراسری ایران، مشخص شده که عدهای از دانشجویان
که حائز رتبههای بالایی در مرحلهی اول شده بودند، با محرومیت از تحصیل
مواجه شدهاند. همزمان گزارشهایی به «موج سبز آزادی» رسیده که از دست
بردن سازمان سنجش در نتایج کنکور حکایت میکند.
به گزارش موج سبز
آزادی، روز گذشته تعدادی از فعالان دانشجویی در حالی که با رتبههای بالا
مرحله اول آزمون را پشت سر گذاشتند، قادر به دیدن نتایج نهایی خود در سایت
سازمان سنجش نشدند. این دانشجویان با دو پیام «مردود» یا «لطفا به سازمان
سنجش مراجعه کنید» مواجه شدند.
این در حالی است که دولت نهم به
دلیل برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و برخلاف رویهی سالهای گذشته، در
مرحلهی اول و زمان انتخاب رشته، سیاستهای گزینشی و تبعیضآمیز خود در
حذف فعالان دانشجویی را اعمال نکرده بود و دانشجویان فعال هم با اعلام
نتایج آزمون خود در مرحلهی اول روبهرو شده و توانسته بودند کارنامه
اولیهی خود را دریافت کنند. اما پس از گذشت انتخابات و در مرحلهی دوم،
دولت کودتا همچون سالهای قبل تعدادی از فعالان دانشجویی را بهرغم
رتبههای بالایشان «مردود آموزشی» اعلام کرد.
در همین حال خبرهایی
به «موج سبز آزادی» رسیده است مبنی بر اینکه سازمان سنجش در نتایج کنکور
کارشناسی ارشد امسال دست برده است.
یکی از این گزارشها مربوط به
دو نفر است که یکی از آنها در ستاد انتخاباتی احمدی نژاد رفت و آمد میکرد
و با رتبهی ۹۰۰ در دانشگاه امیرکبیر پذیرفته شده است، در حالی که دیگری
با رتبهی ۵۰۰ پذیرفته نشده است.
دو گزارش دیگر، یکی مربوط به فرد
دیگری که با توجه به رتبهی پایینش حتی احتمال مجاز بودن خود را نیز
نمیداده است، به واسطهی ارتباط با یکی از فرماندهان سپاه در دانشگاه
تبریز پذیرفته شده است؛ و بعدی مربوط به کسانی است که به خاطر سهمیههای
جانبازی، در دانشگاه تهران قبول شدهاند و برای آنکه اعتراضی به این پذیرش
وارد نشود، در کارنامه اولیه آنها نیز دست برده شده و درصدها افزایش یافته
است.
گفتنی است از سال ٨۵ که این بدعت ناعادلانه در محرومیت
دانشجویان از ادامه تحصیل به دلیل آنچه که نداشتن صلاحیت عمومی خوانده می
شود، آغاز شده است، تاکنون ده ها دانشجو به دلیل فعالیتهای انتقادی نسبت
به دولت، از حق تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری محروم شدهاند.
همچنین
شایان ذکر است که شورای دفاع از حق تحصیل، یکی از تشکل هایی که سال گذشته
با هدف پیگیری حقوقی وسیاسی وضعیت دانشجویان محروم از تحصیل ایجاد شد، به
تازگی از حق اساسی و قانونی تمامی ایرانیان برای تحصیل دفاع کرده است.
گزارشهای
موجود نشان میدهد که در سال ٨۵ دانشجویان منتقد که حائز رتبههای ممتاز
در کنکور کارشناسی ارشد شده بودند، با درج سه ستاره در فرم ثبت نام
دانشگاه از تحصیل محروم شدند.
همچنین در ادامهی روند غیر قانونی
حذف فعالان دانشجویی از دانشگاهها توسط دولت احمدینژاد در سالهای ٨۶ و
٨۷ دانشجویان ستارهدار اساسا از دریافت کارنامهی اولیه محروم شدند و پس
از پیگیریهای فراوان نیز همچنان موفق به کسب کارنامه و ادامه تحصیل نشدند.
حال
در سال جاری و در دورهی دولت کودتا نیز تعداد زیادی از فعالان دانشجویی،
بهرغم کسب رتبههای ممتاز در کنکور کارشناسی ارشد، از تحصیل محروم
شدهاند. محرومیت از تحصیل دانشجویان در حالی رخ می دهد که احمدینژاد در
مناظرههای تلویزیونی وجود دانشجویان ستارهدار را از اساس تکذیب کرده بود.
در
همان زمان و در واکنش به این اظهارات دروغین احمدینژاد، دانشجویان محروم
از تحصیل طی سه سال گذشته، در ایام رقابتهای انتخاباتی اخیر ضمن انتشار
اسامی نزدیک به ۶۰ تن از دانشجویان ستارهدار، با اقدام به برگزاری سه
تجمع و راهپیمایی، نسبت به تضییع حق اولیه تحصیل و نفی وجودشان توسط
احمدینژاد اعتراض کردند.
اما پس از کودتای ۲۲ خرداد نه تنها هیچ
مرجع قانونی اقدام به رسیدگی این اعتراضات نکرد، بلکه جمع زیادی از
دانشجویان محروم از تحصیل نیز بازداشت شدند.
واکنش تند مجمع روحانیون مبارز علیه اتهامات
فرمانده سپاه به محمد خاتمی و موسوی خویینی ها
مجمع روحانیون به انتشار اطلاعیهای اظهارات بی اساس
دستگاههای تبلیغی سپاه و فرماندهان آن را به شدت محکوم کرد. متن این
اطلاعیه که در سایت مجمع روحانیون مبارز منتشر شده به شرح زیر است:
این
روزها شاهد اظهارات بی اساس و تهمت های فراوان از سوی دستگاه های تبلیغی و
محافل خاص نسبت به شخصیت ها و گروه ها برای توجیه سیاست نادرست و اقدام
های خلاف شرع و قانون هستیم و تا وقتی فردی با مسؤولیت رسمی بالا، دروغی
آشکار را مبنای تحلیلی نادرست و توجیه اقدام های خلاف و خشونت آمیز می کند
چه باید کرد؟
فرمانده سپاه با دروغی بزرگ و تهمتی ناروا نسبت
به حجة الاسلام و المسلمین خاتمی و آیت الله موسوی خوئینی، علاوه بر اینکه
بی اعتباری به اصطلاح اعترافات افراد دستگیر شده را بیش از پیش نشان داد،
به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که عظمت گذشته آن اینک ابزاری
در جهت توجیه سیاست های نادرست و انجام اقدام های ناسازگار با مبانی و
ارزش های اسلام و انقلاب شده است جفا کرد.
آیا انتظار از مدعی
العموم جدید برای نشان دادن عکس العملی مناسب نسبت به این اتهام و دروغ
پردازی و موارد مشابه آن که موجب تشویش افکار و تحریک بعضی افراد و زمینه
ساز اجرای برنامه های خطرناک می شود، به خصوص با توجه به وعده رییس محترم
قوه قضائیه برای برخورد با تخلفات از هرکس و در هر مقام، انتظاری نا به
جاست؟ به امید آنکه این انتظار شرعی و به حق، هر چه سریع تر جامه عمل
پوشیده و این روند اقدامات مغایر با مصالح کشور و منافی با اخلاق و دین و
قانون متوقف گردد.
روابط عمومی مجمع روحانیون مبارز - یازدهم
شهریور هشتاد و هشت
محمود
رئیسی نجفی را چگونه کشتند
محمود رئیسینجفی، یکی دیگر از شهدایی است که در
حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد در میدان آزادی تهران مورد ضرب و شتم واقع
شد و به شهادت رسید که نام این شهید تاکنون در زمره شهدا اعلام نشده
بودهاست.
همسر شهید نجفی در خصوص چگونگی فوت همسرش گفت: «شغل
ایشان کارگری بود. آقای نجفی، ام دی اف کار بود. معمولا هر روز ساعت ۶
صبح برای کار میرفت و اوایل شب به خانه بر میگشت. روز ۲۵خرداد تا ساعت
۵/۱۰ شب ایشان به خانه نیامدند و ما نگران بودیم. حدود ساعت ۵/۱۰ زنگ در
به صدا درآمد. با توجه به این که آقای نجفی، کلید داشت فکر کردم که غریبه
است، از آیفون پرسیدم کیست؟ صدای همسرم را شنیدم و متوجه شدم که آقای نجفی
است. گفت با توجه به مشکلی که برای او پیش آمده، نمیتواند در را باز کند!
نگران شدم و به سرعت پایین رفتم و در را باز کردم. دیدم که اوضاع ایشان
بسیار بد و نابسامان و بدنشان زخمی و خونآلود است و نمیتواند سرپا
بایستد.
به او کمک کردم که به داخل بیاید. بدن او زخمی، ورمکرده،
خونین و به شدت آسیب دیده بود. بعد از پرس و جو از وی، آقای نجفی گفت: بعد
از پایان کار، من از طرف میدان آزادی به خانه میآمدم که دیدم مردم در حال
فرار هستند و عدهای هم آنان را تعقیب میکنند. متوجه شدم که عدهای مسلح
و باتوم به دست مردم را میزنند و فراریان را تعقیب میکنند. من از ماجرا
بیخبر بودم و اصلا نمیدانستم که چرا این نیروها مردم را تعقیب میکنند و
میزنند. من راه خود را میرفتم که این نیروها مرا گرفتند و با باتوم و
مشت و لگد به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. هر قدر هم به آنان گفتم که
من از سر کار دارم بر میگردم و اصلا نمیدانم که چه خبر است، اعتنا
نکردند و مفصل مرا کتک زدند.
به قدری با باتوم و مشت و لگد مرا
زدند که بیحال شدم و از هوش رفتم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم که در داخل
یک اتومبیل در حال حرکت هستم. تلاش کردم که با دستهایم موقعیت اطرافم را
بفهمم. متوجه شدم که چند نفر دیگر نیز در وضعیت من هستند و گویی آنان مرده
و یا بیهوش هستند و مرا روی آنها انداختهاند. با دستم به کف ودیواره ی
اتاق ماشین کوبیدم و سر و صدا کردم. نیروهایی که ماشین را هدایت میکردند،
وقتی متوجه شدند که من زنده هستم و سر و صدا میکنم ماشین را نگه داشتند و
در را باز کردند.
من با التماس به آنان گفتم که من زن و بچه دارم و
از سرکار میآمدم و اصلا نمیدانم که چرا این بلا به سر من آمده است.
ظاهرا یکی از آنان دلش سوخت و آمد و مرا کشید و بیرون انداخت. من مطلقا
نای ایستادن و حرکت کردن را نداشتم. با سر و صدا و حرکت دست از کسانی که
از آنجا عبور میکردند، کمک خواستم. بعد از مدتی دو سه نفر جمع شدند. از
آنها پرسیدم که اینجا کجاست، گفتند: اینجا حکیمیه است. من برای آنان
موقعیت خود را توضیح دادم و از آنان کمک خواستم و گفتم که یک ماشین بگیرند
تا مرا به منزل برساند. مردم برای من ماشین گرفتند و این ماشین مرا به
خانه رساند.»
خدیجه حیدری افزود: «مرحوم آقای نجفی حدود ۱٣روز
زنده بود، بدنش زخمی و پاهای او به شدت باد کرده و دستش هم فلج شده بود.
شکمش هم به شدت ورم کرده بود. ما به شدت میترسیدیم که او را به بیمارستان
ببریم و بستری کنیم. میترسیدیم که با توجه به وضعیت موجود برای خانواده
ما مشکل ایجاد کنند. تا این که روز به روز حال همسرم بدتر شد. روز ششم
تیرماه پدر شوهرم آمد و تصمیم گرفتیم که با کمک او همسرم را به بیمارستان
طرفه ببریم. در بیمارستان طرفه، پزشک مربوطه گفت: با توجه به این که الآن
امکان بستری کردن وی وجود ندارد، او را ببرید و فردا صبح بیاورید تا او را
بستری کنیم. همسرم شب خوابید و صبح که میخواستیم او را به بیمارستان
ببریم، هرچه او را صدا کردیم دیدیم جواب نمیدهد.»
آقاجان
رئیسنجفی، پدر مرحوم نجفی در ادامه گفت: «البته بدن او تا آن لحظه گرم
بود. به اورژانس زنگ زدیم، آمدند و گفتند متأسفانه فوت کرده است. گفتند به
۱۱۰ زنگ بزنید. یک سرباز آمد و تا ساعت ۱ بعد از ظهر طول کشید. جنازه را
به پزشکی قانونی کهریزک بردند. ما هم شدیدا میترسیدیم که این موضوع موجب
دردسری برای خانواده بشود. فردا به آنجا رفتیم و جنازه را ندادند و
گفتند: باید از نیروی انتظامی نامه بیاورید. به نیروی انتظامی رفتیم و یک
مأمور دادند و همراه وی پرونده را در میدان انقلاب به شعبه ۷ بردیم. با
توجه به این که ما برای تشییع جنازه و مجلس ترحیم اطلاعیه داده بودیم و
میهمانها به بهشتزهرا آمده بودند، از آنها خواهش کردم که کار ما را زود
راه بیاندازند. گفتند: همان که تیر خورده را میگویید.
ما از تیر
خوردن او مطلع نبودیم. بعد از این که از من تعهد گرفتند که ما حق شکایت از
کسی را نداریم، نامهای دربسته را به ما دادند و ما به پزشکی قانونی
کهریزک رفتیم. نامه را دادیم. گفتند: کجای ایشان تیر خورده؟ گفتیم
نمیدانیم؟ گفتند در نامه اینطوری نوشته است. هر کاری کردیم باز هم جنازه
را ندادند و ما به بهشت زهرا رفتیم و میهمانها را به رستوران بردیم و از
آنجا قبل از این که جنازه را دفن کنیم به مجلس ترحیم رفتیم.
پدر
مرحوم نجفی در ادامه گفت: فردا دوباره رفتیم و گفتند: تشخیص هویت نشده،
دوباره جنازه را به پارکشهر بردند و بعد از تشخیص هویت گفتند: تشخیص
اسلحهشناسی نشده و باید انجام شود، باز هم جنازه را ندادند. فردا با یک
مأمور به پزشکی قانونی کهریزک رفتیم و ساعت ۱ بعد از ظهر جنازه را به ما
تحویل دادند و ما آن را به بهشتزهرا بردیم و دفن کردیم و چون میترسیدیم
که برای اعضای خانواده مشکلی ایجاد شود، در اطلاعیه مجلس ترحیم از چگونگی
فوت پسرم چیزی نگفتیم. الآن هم این ترس را داریم.»
پدر مرحوم نجفی
در پایان خطاب به مهدی کروبی گفت: «بعد از این که متوجه شدیم جنابعالی
پیگیر مسائل مربوط به کشتهشدگان و آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات
هستید، دلگرم شدیم و به خدمتتان آمدیم تا اجازه ندهید خون فرزند ما
پایمال شود.»
فردا مراسم چهلم شهید محسن روحالامینی برگزار
میشود
مراسم چهلمین روز شهادت محسن
روحالامینی، فردا پنجشنبه از ساعت ۱۴ تا ۱۵:٣۰ در محل مسجد ولیعصر
تهران، واقع در خیابان خالداسلامبولی، جنب پارک ساعی برگزار خواهد شد.
پیش
از این مراسم بزرگداشتی که قرار بود عصر ۴ مرداد برای شهید محسن روح
الامینی در مسجد بلال برگزار شود، با فشار حامیان کودتا به خانواده وی لغو
شده بود.
لاریجانی جزو منافقین است !
نمایندگان مجلس
شورای اسلامی با توجه به نظرشان در مورد کابینه پیشنهادی به چهار گروه
موافق ، موافق معترض ، مخالف و منافق تقسیم بندی شده اند. علی لاریجانی
رئیس مجلس و چند تن از نمایندگان اصولگرا در گروه منافقان قرار دارند.
به گزارش خبرنگار رویداد نارضایتی گسترده
نمایندگان مجلس و معرفی وزرای بسیار ناتوان و بدون سابقه اجرایی مناسب ،
نگرانی هواداران دولت از عدم رای آوری بسیاری از اعضای کابینه ی پیشنهادی
احمدی نژاد را در پی داشته است.
هفته گذشته در جلسه ای با حضور احمد
جنتی ، احمد خاتمی ، مهدی طائب ، مرتضی مقتدایی و برخی از مشاوران و
معاونان احمدی نژاد و چند نماینده مجلس از جمله حداد عادل، مهدی کوچک
زاده، حمید رسایی، مؤيد حسينی صدر و کاظم موسوی و مدیران دو خبرگزاری
هوادار دولت ، نسبت به اعمال فشار و تطمیع برخی از نمایندگان مجلس برای
دادن رای اعتماد به کابینه پیشنهادی تصمیم گیری شد.
در این جلسه
نمایندگان مجلس شورای اسلامی به چهار گروه موافق ، موافق معترض ، مخالف و
منافق تقسیم بندی شده اند. که بیشترین تعداد نمایندگان در گروه های مخالف
و موافق معترض قرار گرفته اند.
طبق پیشنهاد طائب گروه های رایزنی انرژی
خود را اول بر روی نمایندگان معترض و مخالف بگذارند و سعی نمایند با برخی
امتیاز دهی ها در حوزه تحت نظرشان ، رضایت این نمایندگان را جلب نمایند به
شرطی که این نمایندگان به همه اعضای کابینه رای دهند.
مکانیزمی نیز جهت
نظارت بر رای دهی نمایندگان تعیین شده است و هواداران احمدی نژاد در میان
نمایدگان مجلس مجری این شیوه نظارتی خواهند بود تا کسی از نمایدگان از
توافق خود تخطی ننماید.
خبرگزاری های دولتی نیز وظیفه فضا سازی و اعمال
فشار به نمایندگان مجلس را بر عهده گرفته اند. همچنین مصوب می گردد برخی
از اعضای کابینه پیشنهادی با برخی نمایدگان شاخص مذاکره نمایند تا از
انجام هرگونه مخالفت با کابینه پیشنهادی پرهیز کنند.
جالب آنست که در
تقسیم بندی نمایندگان، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی به همراه چند
نماینده اصولگرای دیگر مجلس در گروه منافقان قرار داده شده اند.
مرتضوی: دادستانی در وقايع پس از
انتخابات، کارنامه درخشانی دارد
سعيد
مرتضوی، دادستان سابق تهران، روز چهارشنبه در مراسم تودیع خود گفت:
دادستانی در جريان اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوری ايران کارنامه
درخشانی داشته است.
آيتالله صادق لاريجانی، رييس قوه قضائيه
ايران، روز شنبه هفتم شهريور ماه در حکمی، عباس جعفری دولتآبادی را به
سمت دادستان عمومی و انقلاب تهران را جايگزين سعيد مرتضوی کرد.
یک
روز بعد از این تغییر رییس قوه قضاییه طی حکمی آقای مرتضوی را به عنوان
معاون غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل کشور، منصوب کرد.
سعيد
مرتضوی، که نامش با دادگاههای مطبوعات و توقيف موقت و بیسرانجام تعداد
زيادی از نشريات اصلاحطلب در سالهای اخير گره خورده است، از ارديبهشت
ماه سال ۱۳۸۲ و همزمان با احيای دادستانی در زمان رياست آيتالله شاهرودی
بر قوه قضائيه، سمت دادستان عمومی و انقلاب تهران را بر عهده داشت.
آقای
مرتضوی روز چهارشنبه در مراسم توديع خود و معارفه دادستان جديد انقلاب و
عمومی تهران، اعتراضات به نتيجه انتخابات رياست جمهوری ايران را «فتنه
بزرگ» خواند و گفت: «دادسرای عمومی و انقلاب تهران در اغتشاشات اخير
کارنامه درخشانی داشته است.»
پس از اعلام نتيجه انتخابات رياست
جمهوری، تهران و برخی شهرهای ايران شاهد تظاهرات معترضان به نتيجه
انتخابات بود.
به گفته سخنگوی قوه قضاييه در اين اعتراضات چهار
هزار نفر بازداشت شدند که دست کم سيصد نفر از آنها همچنان در زندان به سر
می برند.
تعدادی از اين دستگير شدگان در بازداشتگاهها ايران کشته
شده و گزارش هايی نيز درباره تجاوز به برخی از آنها منتشر شده است که
پرونده های انها در حال بررسی است.
در همين زمينه، عليرضا حسينی
بهشتی، عضو کميته پيگيری امور زندانيان و کشته شدگان حوادث پس از
انتخابات، روز چهارشنبه اعلام کرد که شمار کشته شدگان اعتراض های خيابانی
پس از انتخابات به ۷۲ نفر رسيده است.
سعيد مرتضوی همچنين در مراسم
توديع خود گفته است: آغاز مسئوليتش در دادسرای عمومی انقلاب تهران با
حوادث ۱۸ تير و ۲۰ خرداد همزمان شده بود که در اين دوران قضات به «سرعت
وارد عمل شده و پروندهها را مورد بررسی قرار دادند.»
طی سال های
حضور سعيد مرتضوی در دادستانی تهران، پرونده های مختلفی درباره او مطرح شد.
يکی
از نخسيتن پرونده هايی که نام سعيد مرتضوی را در سطح جهانی مطرح کرد،
مسئله مرگ زهرا کاظمی، عکاس ايرانی-کانادايی در زندان اوين است. دولت
کانادا، سعيد مرتضوی را به قتل زهرا کاظمی متهم کرده و خواهان بازداشت وی
است.
منصور اسالو به سلولهای انفرادی بند ۱ معروف به
سگدونی منتقل گردید
فعالین حقوق
بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از بند ۴ زندان گوهردشت کرج
،منصور اسالو رئیس هیئت مدیره شرکت اتوبوس رانی تهران بعد از ظهر امروز به
سلولهای انفرادی بند ۱ معروف به سگ دونی منتقل کردند.
آقای منصور اسالو
رئیس هیئت مدیره شرکت اتوبوس رانی تهران واحد بعد از ظهر روز چهار
شنبه ۱۱ شهریور ماه به صورت ناگهانی از بند ۴ زندان گوهردشت به
سلولهای انفرادی بند ۱ که معروف به بند آخر خطیها است وپاسداربندها
به سلولهای انفرادی آن سگ دونی اطلاق می کنند منتقل شده است.شرایط این بند
وحشتناک می باشد و زندانیان سیاسی که به این بند منتقل می شوند تحت شکنجه
های وحشیانه قرار می گیرند. در حال حاضر بهروز جاوید طهرانی در این
بند بسر می برد.
در روز یکشنبه ٨ شهریور ماه مامورین حفاظت و اطلاعات و
گارد زندان به بند ۴ زندان گوهردشت کرج یورش بردند و زندانیان سیاسی و از
جمله آقای منصور اسالو مورد ضرب و شتم و اهانت قرار دادند و آنها را به
مدت ۵ ساعت در زیر گرمای و آفتاب شدید قرار دادند و در این مدت حق استفاده
از سروس بهداشتی و نوشیدن آب محروم بودند . آنها همچنین به سلولهای
زندانیان سیاسی یورش بردند و وسائل زندانیان را تخریب و دست نوشته ها و
سایر وسائل شخصی آنها را با خود بردند.
آقای اسالو از ناراحتی های
متعددی رنج می برد و انتقال او به سلولهای انفرادی معروف به سگ دونی جان
او را در معرض خطر جدی قرار میدهد
یورشهای وحشیانۀ و اذیت و آزار و
انتقال زندانیان سیاسی به دستور وزارت اطلا عات صورت
گیرد و توسط علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان ،کرمانی
رئیس حفاظت و اطلاعات زندان،نبی الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات
زندان به اجرا در می آید.
نیروهای انتظامی سفرههای افطار مقابل
زندان اوین را با خشونت برچیدند
برگزاری
مراسم افطار در حاشیه اتوبان
نیروهای انتظامی و امنیتی با
تجمع کنندگانی که برای برگزاری مراسم افطار به دعوت سازمان دانش آموختگان
ایران در مقابل درب اصلی زندان اوین حاضر شده بودند، برخورد کردند.
به
گزارش روابط عمومی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم)، دهها تن از
ماموران امنیتی که از چند ساعت پیش از اذان مغرب در محوطه روبروی زندان
اوین حاضر شده بودند، همزمان با پخش صدای اذان مغرب و وقت افطار هنگامی که
اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت و تعدادی از خانوادههای زندانیان سیاسی
سفرههای خود را پهن کردند با هجوم به آنها و اعمال خشونت سفرههای افطار
پهن شده در مقابل زندان اوین را برچیدند.
این اقدام نیروهای
انتظامی و امنیتی که همزمان با پخش اذان مغرب و هنگام افطار توام با اهانت
به حاضران صورت گرفت، با اعتراض شرکت کنندگان در این مراسم مواجه شد که
نیروهای انتظامی با توسل به خشونت برخی روزهدارانی را که در کنار
سفرههای افطار نشسته بودند به روی زمین کشاندند و آنها را از محل دور
کردند.
در این میان توهین یکی از افسران نیروی انتظامی به همسر
عبدالله مومنی (همسر شهید) با ابراز انزجار حاضران مواجه شد.
گزارشها
حاکی است که تا ساعتی پس از افطار نیروهای انتظامی از هرگونه توقف صدها
نفر از شهروندان که قصد داشتند به این مراسم بپیوندند در مقابل درب اصلی
زندان اوین جلوگیری بعمل آورند.
درپی متفرق کردن جمعیت، تعدادی از
حاضران با حضور در کنار اتوبان یادگار امام و در فاصله چند صدمتری زندان
اوین سفرههای افطار خود را پهن کرده و در کنار خانواده زندانیان سیاسی
روزه خود را افطار کردند.
حضور تعدادی از خانوادههای شهروندان
عادی که با تهیه غذا به صورت خودجوش به این مراسم پیوسته بودند از نکات
جالب توجه بود.
اين اقتصاد زانو بر زمين زده است
ايلنا: بحران جهانی اقتصاد آرام آرام سایه سنگین خود
را از فعالیتهای تجاری، صنعتی، بازرگانی، خدماتی و تولیدی جهان جمع
میکند، تا در نیمه دوم سال 2009، جهان به آرامی خود را برای روزهای بهتر
سال 2010 آماده کند. بحران جهانی با آثار مخرب و سنگین خود از راه رسید،
قربانیان فراوانی در جای جای زمین گرفت و در نهایت، با تدابیر ریز و درشتی
که کشورهای مختلف جهان اتخاذ کردند، جای خود را به روزهای کنونی داد که
شاید تعبیر دوران نقاهت اقتصاد جهانی برای آن، پر بیراه نباشد.
به
گزارش ايلنا، در همین حال، بودند کشورهایی که به سبب نحوه مناسبات اجتماعی
میان ملت و دولت آن ممالک و چارچوبهای فکری رهبران آن که فکر میکردند
اعتراف به وجود بحران به معنای اذعان به ناتوانی آنهاست، سعی کردند تا
بحران را نادیده گیرند و آن را یکسره تکذیب کنند. ایران هم یکی از همین
کشورها بود که کوشید بین ملت خود اینگونه القا کند که گلستانی است در
میان آتش، غافل از اینکه با ندیدن بحران، روزهای را رقم زد که حال شاید در
تعبیری سختگیرانه، آتشی است در دشت اقتصاد جهانی.
کاهش بیسابقه
ظرفیتهای تولیدی
یکی از شاخصهای آشکاری که از وجود بحران گسترده در
صنایع کشور خبر میدهد، کاهش شدید ظرفیت تولیدی صنایع مختلف در کشور است،
بهگونهای که در حال حاضر و بنا به گفته رئيس اتاق بازرگاني تهران و
تائید این موضوع از سوی مديركل اقتصادي وزارت صنايع، شهرکهای صنعتی کشور
با یک سوم ظرفیت کار میکنند. در همین زمینه مدیرعامل صنایع شیر ایران نیز
از فعالیت صنایع لبنی با کمتر از 50 درصد ظرفیت خود خبر میدهد. محمود
نجفي میگوید: "با توجه به صدور مجوزهاي كوچك صنعت از طريق وزارت جهاد
كشاورزي و مجوزهاي صنايع بزرگ توسط وزارت صنايع، در مجموع 600 كارخانه
فرآوري لبنيات در كشور فعالند، اما به دليل كار با زير 50 درصد ظرفيت از
صرفه اقتصادي برخوردار نيستند".
كارخانههاي آردسازي با 45 درصد ظرفيت
خود كار ميكنند
در همین زمینه، معاون بازرگاني داخلي شركت بازرگاني
دولتي ايران با اذعان به وجود بحران در كارخانههاي آردسازي كشور عنوان
میكند که اين كارخانهها با 45 درصد ظرفيت خود كار ميكنند. عليرضا كريمي
در مورد تاثير بحران مالي جهاني بر كارخانههاي آردسازي كشور در پاسخ به
اين سوال كه آيا اين موضوع موجب تعطيلي واحدي شده است، اظهار میكند:
كارخانجات آردسازي تعطيل يا ورشكسته نداشتهاند، البته كارخانههاي
آردسازي در كشور، عموما خودشان در مرز 45 درصد كار ميكنند. وي ادامه
میدهد: اين يعني كارخانههاي آردسازي كشور از تمام ظرفيت خود استفاده
نميكنند. وي با عنوان اينكه اين كارخانهها در دنياي رقابت بايد خودشان
خود را پيدا كنند، بيان میكند: در اين شرايط طبيعتا زماني كه موضوعهاي
درجهبندي و كيفيت مطرح ميشود، واحدهايي ميتوانند بمانند كه كيفيت را
مانند بازار و قيمت تمام شده مدنظر خود قرار ميدهند. كريمي در پايان
متذكر میشود: اگر 45 درصد ظرفيت كار كردن كارخانهها را بحران بدانيد كه
به نظرم بحران است، بايد بگويم بله آنها در بحران هستند.
بحران در
صنعت واگنسازي
شركت واگن پارس (اراك) كه برخي از آن به عنوان يكي از
بزرگترين شركتهاي واگنسازي منطقه خاورميانه ياد ميكنند، اين روزها حال
و روز چندان خوشي نداشته و اين وضعيت حتي با اعتراض كارگرانش نيز مواجه
شد، بهگونهای که چندي پيش وزير راه و ترابري در بازديد از كارخانه
واگنپارس با اعتراض شديد كارگران اين كارخانه روبرو شد.
غلامرضا
رزازي، مديرعامل شركت واگنپارس درباره آخرين وضعيت واگنپارس و همچنين
مشكلات بهوجود آمده براي كارگران اين شركت میگوید: مشكل عدم پرداخت حقوق
كارگران واگنپارس تا حدودي برطرف شده و از 5/2 ماه حقوق پرداخت نشده
كارگران معادل 5/1 ماه آن پرداخت شده است. به گفته او در صورت ادامه وضع
موجود تعديل نيرو در واگنپارس اجتنابناپذير خواهد بود. وي با اشاره به
اينكه براي پرداخت حقوق كارگران خود از شركت سرمايهگذاري ايران خودرو
قرض گرفتهايم، خاطرنشان میكند: متاسفانه هماكنون بازار ريلي كشور در
شرايط ركودي شديدي به سر ميبرد. از يك سو تسهيلات مربوط به خريداران واگن
در بخش خصوصي قطع شده و از سوي ديگر مجوز واردات واگنهاي دست دوم مسافري
از اروپا نيز همچنان صادر ميشود. رزازي با بيان اينكه واگنپارس
هماكنون با حدود 30 درصد از ظرفيت خود كار ميكند، اضافه میكند: البته
وزير راه در بازديد از كارخانه واگنپارس وعده داد كه به زودي سفارش ساخت
واگن به اين شركت داده شود. مديرعامل شركت واگن پارس همچنين تاكيد میكند:
در صورتي كه مشكلات فعلي صنعت واگنسازي كشور بررسي و حل و فصل نشوند،
چندان به آينده واگنپارس و صنعت واگنسازي كشور خوشبين نيستم. اين مقام
مسوول با اشاره به اينكه هماكنون شرايط ظالمانهاي بر صنعت واگنسازي
كشور حاكم شده است، عنوان میکند كه بايد به سختي با رقباي چيني، روسي،
اوكرايني و هندي كه با كمترين قيمتها وارد بازار ايران ميشوند، رقابت
كنيم. اين در حاليست كه شركتهاي خارجي از حمايت دولتهاي خود استفاده
ميكنند، اما در ايران صنعت واگنسازي عملا از هيچگونه حمايتي برخوردار
نيست.
خواب تابستانی صنعت فولاد کشور
قریب 7 ماه پیش، گنجيان عضو
انجمن توليدكنندگان فولاد ايران به خبرنگاران گفت: هم اكنون حدود 300
ميليارد تومان نقدينگي معادل 500 هزار تن محصولات فولادي توليدشده در
انبار كارخانهها انباشته شده و به فروش نرفته است. وی با اشاره به اين كه
مسوولان وزارت بازرگاني در بحران بهوجود آمده براي فولادسازان داخلي خواب
مانده و هيچگونه چارهانديشي نكردهاند، افزود: همه مسوولان ميدانند،
بحران بهوجود آمده ناشي از چيست، اما براي حل آن كاري انجام نميدهند.
همه فولادسازان دنيا دچار بحران شدهاند و محمولههاي شركتهاي بزرگ در
آبهاي اطراف ايران سرگردان بوده و شركتها حاضرند محصولات خود را زيرقيمت
در بازارهايي مانند ايران كه مانع وارداتي ندارند، بفروشند. در چنين
شرايطي نظارت بر اجراي قوانين ضددامپينگ ضرورت زيادي دارد، اما متاسفانه
در اين زمينه نيز هيچ گونه نظارتي وجود ندارد. گنجيان با اشاره به اين كه
در بين كشورهاي توليدكننده فولاد در جهان فقط در ايران تعرفه واردات فولاد
صفر تعيين شده است، عنوان كرد: در برخي از كشورهاي توليدكننده فولاد،
تعرفه واردات بين 130 تا 135 درصد است. با این حال بیتفاوتی مسوولان
دولتی ادامه داشت تا 6 ماه بعد، بار دیگر فریاد فولادسازان بلند شود. تقی
بهرامی نوشهر رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران میگوید: در حال حاضر
بهدلیل بحران مالی جهانی پروژههای بزرگ و کوچک به تعطیلی کشانده شده و
انبارهای فولاد مملو از فولاد است که حتی در داخل کشور هم شاهد این موضوع
هستیم. وی میافزاید: هم اکنون اروپا و آمریکا با اجرای قانون
آنتیدامپینگ و تغییر تعرفه از ورود فولاد جلوگیری میکنند تا تولید داخل
را نجات دهند اما متاسفانه بهرغم اینکه بخش خصوصی ظرفیت تولید 11 میلیون
تن فولاد را دارد، در سال گذشته بیش از 8 میلیون تن واردات فولاد
داشتهایم و این روند در سالجاری هم ادامه پیدا کرده است. بهرامی نوشهر
میگوید: متاسفانه بهرغم هماهنگیهای انجام شده بین وزارت صنایع و معادن،
بازرگانی، کمیسیون صنایع مجلس و انجمن فولاد، وزارت بازرگانی بدون در نظر
گرفتن توافقات انجام شده به یکباره به بهانه اجرایی نشدن تعهدهای مربوط به
افزایش تعرفه فولاد از ابلاغ این افزایش سرباز زده است.
در همین رابطه
از کارخانه فولاد کاویان خبر میرسد که انبارهاي ورق این شرکت پر شده و
امكان توليد در نورد و لوله سمنان به علت تراكم محصولات ميسر نيست. از
طرفي وضعيت شغلی پرسنل مجتمع گیلان، فولاد كاويان و نورد و لوله سمنان با
3 هزار نفر پرسنل در خطر است.
صنایع کشتیسازی در محاق
مديرعامل
ايزوايكو در تشریح شمایی از وضع حال حاضر صنایع کشتیسازی در ایران
میگوید: در صورت حمايت نشدن از سوي سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران
(ايدرو) حتي در پرداخت حقوق ماهانه نيروهاي كاري خود نيز دچار مشكل
ميشويم. فتحالله محمدي، مديرعامل و نائب رئيس هيات مديره شركت مجتمع
كشتيسازي و صنايع فراساحل ايران (ايزوايكو) میافزاید: در حال حاضر
ايزوايكو مجموعه درآمدزايي محسوب نميشود و در چنين شرايطي اگر سفارشي نيز
به اين شركت داده نشود، مشكلات بيش از پيش خواهد شد. وي میگوید: نياز به
حمايت داريم و براي پرداخت حقوق ماهانه نيروهاي كاري خود و اجراي
پروژههاي فعلي نياز كمك مالي و گرفتن قرض از ايدرو داريم.
البته این
وضعیت تنها مختص ایزوایکو نیست. صدرا شرکت عظیم تولید تجهیزات دریایی،
چندی است که با تعدیل چند باره نیروهای خود، از تصمیم برای تعطیلی بخش
کشتیسازی خود خبر میدهد، امری که محمودیان، معاون کشتیسازی شرکت صدرا
با رد آن و با بيان اينكه صدرا براي اجراي پروژههاي جديد كشتيسازي به
تامين نقدينگي لازم نياز دارد، میگوید: براي اجراي پروژههاي جديد
كشتيسازي، بدهي سنگين صدرا نیز بايد پرداخت شود كه رقم آن به حدود 700
ميليارد تومان ميرسد.
حسنرضا صفري، دبير انجمن مهندسي دريايي ايران
نیز با بيان اينكه اعلام برنامههایی براي تعطيلسازي بخش كشتيسازي
صدرا، جامعه دريايي كشور را شوكه كرد، خاطرنشان میكند: متاسفانه شوراي
عالي صنايع دريايي تاكنون حتي يك جلسه هم برگزار نكرده و صندوق حمايت از
صنايع دريايي كشور نيز بلاتكليف مانده است. صفري با اشاره به اينكه سال
گذشته شركتهاي صنايع دريايي ايران به ويژه كشتيسازان با مشكل دسترسي به
منابع مالي حاصل از طرح وجوه اداره شده مواجه شدند، میگوید: متاسفانه اين
مشكل باعث شد كه برخي از شركتهاي كشتيسازي كشور با تعطيلي و تعديل نيرو
مواجه شوند. وي همچنين با انتقاد از سازمان صنايع دريايي خاطرنشان میكند:
سال گذشته اين سازمان كمتر اقدام به واگذاري فعاليتهاي خود به بخش خصوصي
كرد و متاسفانه از سويي ديگر برخي دخالتهاي دولت در صنعت دريايي باعث
ايجاد انحصار و كارشكني در فعاليتهاي بخش خصوصي شد.
باد صنعت تایر هم
میخوابد
هر چند وجود بحران در صنعت تولید تایر ایران به روزهای وقوع
بحران جهانی در سال گذشته و امسال بازنمیگردد و کارگران کیان تایر،
ماهها پیش از آنکه همکاران آنها در سراسر جهان دچار بحران شوند، با بحران
همآغوش بودند، اما ماههای اخیر سایه بحران را بر سر تایرسازان ایرانی
گستراند.
ایجاد بحران مالی در جهان و همچنین ورود لاستیکهای بیکیفیت
در چند سال اخیر که عمده آنها چینی است، موجب شده که بسیاری از
تولیدکنندگان داخلی از صحنه تولید حذف شوند. در حال حاضر نیز 3 کارخانه
لاستیک دنا، البرز و آرتاویل تایر به ستاد حمایت از صنایع واگذار شدند تا
توزیع محصولات این شرکتها به صورت عادلانه بین 500 نمایندگی اتحادیه صنف
فروشندگان لاستیک و روغن توزیع شود اما گفته میشود توزیع لاستیک در کشور
در انحصار چند نفر قرار گرفته و این مسأله موجب شده بازار لاستیک در
آشفتگی مزمنی قرار گیرد. همچنین بدهی سنگین خودروسازان به قطعهسازان به
گفته دبير انجمن صنعت تاير ايران این فرآیند را شدت بیشتری بخشیده است.
اکبر توانا در این باره میگوید: توليدكنندگان تاير مبالغ هنگفتي از
خودروسازان طلبكارند؛ به گونهاي كه رقم مطالبات تا پايان فروردين ماه
امسال 81 ميليارد و 500 ميليون تومان بوده است.
بحران فقط دامن صنعت را
نگرفته است
با این حال باید اشاره کرد که بحران اخیر تنها دامن صنعت
ایران را نگرفته است. برای مثال صنعت گردشگری ایران لطمات شدیدی از بابت
بحرانهای اخیر در کشور متقبل شده است، به طوریکه كميته بحران لغو تورهاي
ورودي به كشور در نامهاي به معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و
گردشگري درخواست كرد که براي فعاليت تورگردانها، وام بدون بهره يا كمك
بلاعوض داده شود و دولت با هدف حضور پررنگ در نمايشگاههاي بينالمللي
گردشگري كمك كند. محمدعلي واقفي، عضو هيأت مديره جامعه تورگردانان ايران و
عضو كميته بحران لغو تورهاي ورودي در اين جامعه در این باره میگوید: در
اين نامه، ضمن اعلام آخرين آمار تورهاي لغوشده، پيشبيني شده است با اين
روند، احتمال از دست دادن دو فصل كاري پاييز و بهار در گردشگري ايران وجود
دارد. بنابراين از معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درخواست
كردهايم، براي اينكه تورگردانان به فعاليت خود ادامه دهند و به تعديل
نيرو مجبور نشوند، وام بدون بهره و درازمدت يا كمك بلاعوض پرداخت كنند تا
اين بحران، پشت سر گذاشته شود. وي ادامه میدهد: با ستاد برگزاري
نمايشگاههاي گردشگري و تبليغات نيز مكاتبه و درخواست شده است، براي حضور
پررنگ نسبت به سالهاي گذشته در نمايشگاههاي بينالمللي، بخش دولتي كمك
مالي كند، چون با توجه به لغو بسياري از تورهاي ورودي و قطع درآمد
آژانسها، تورگردانان به پرداخت هزينههاي حضور در نمايشگاههاي
بينالمللي قادر نيستند. بنابراين بخش دولتي براي اينكه اين حضور پررنگ
تجربه شود، بايد كمك كند. واقفي میگوید: بسياري از آژانسها توان پرداخت
حقوق كاركنان خود را ندارند. با اين حال تمايل داريم، ايران در
نمايشگاههاي بينالمللي بيشتر حمايت شود.
علاوه بر بخش گردشگری، بخش
کشاورزی نیز زیانهای غیرقابل جبرانی از بحران اقتصادی کنونی در ایران
متحمل شده است. بحران باقی ماندن چای و برنج ایرانی در کارخانهها و جولان
دادن محصولات خارجی در بازارهای ایرانی، قطعاتی از پازل بحرانی است که
نهایتاً بخش کشاورزی ایران را با مشکلات لاینحلی روبرو خواهد ساخت.
بحران
اقتصادی کار دموکراتها بود
تمامی موارد فوق قطعاتی از مجموعه عواملی
هستند که سال 1388 را به یکی از سختترین و نفسگیرترین سالهای اقتصادی
ایران بدل ساختهاند. بحرانی که روزگاری جهان را میسوزاند و مسوولان به
راحتی از کنار آن گذر میکردند، امروز با تدابیر گوناگون اتخاذ شده در
سراسر جهان در حال گذر از مرزهای سایر کشورهاست، اما به دلیل خوشبینی و
ضعف تحلیل مدیران ایرانی، امروز به مشقی برای صنعت، کشاورزی و خدمات ایران
تبدیل شده است. در همین حال، مروری بر آخرین سخنان وزیر جوان و کمتجربه
صنایع نشان میدهد که این خوشخیالیها همچنان مسوولان ایرانی را گرفتار
خود کرده است. وزير صنایع دولت نهم و گزینه پيشنهادي صنايع و معادن برای
دولت دهم با اشاره به اينكه گسترش دامنه بحران مالي جهاني به سراسر جهان
نتيجه اقدامات حزب دموكرات براي پيروزي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا
بود، میگوید: به نظر ميرسد غرب در حال حاضر بزرگنمايي اخبار مربوط به
انتشار بيماري آنفلوانزاي خوكي در سطح جهان با هدف كماهميت جلوه دادن
اثرات بحران مالي جهاني است. علياكبر محرابيان میافزاید : بحران مالي
جهاني در ابتدا چندان بزرگ نبود، اما حزب دموكرات آمريكا براي پيروزي در
انتخابات رياست جمهوري اين كشور ابعاد اين بحران را بزرگ جلوه داد تا حزب
رغيب خود يعني جمهوريخواه را تخريب كند و همين امر كمكم باعث شد تا اثر
رواني ناشي از بحران مالي جهاني حتي به خارج از آمريكا نيز منتقل شود.
وزير پيشنهادي صنايع و معادن دولت دهم در ادامه با بيان اينكه برخي از
صنايع كشور با معضل كاهش توليد روبرو شدهاند، اخبار مربوط به انباشت
فولاد در برخي از كارخانهها را نادرست دانسته و میگوید: به عنوان مثال
در حال حاضر شركتهاي فولاد مباركه و ذوب آهن اصفهان پيشفروش داشته و يا
بر اساس سفارش توليد ميكنند و مشكلي نيز در زمينه فروش محصولات خود
ندارند. به گفته اين مقام مسوول با وجود اينكه در حال حاضر تعرفه واردات
فولاد به ايران پايين است، اما هيچ مشكلي در بازار داخلي به وجود نيامده
است.
ابراهیم
یزدی: نمیتوانند اصلاح
طلبان را از صحنه خارج کنند
در بحبوحه اخباری که هر روز و هر ساعت از مجلس و
دادگاه و زندان میرسد و در میان انبوه بیانیهها و نامهها و ... که
بسیار با اهمیت نیز هستند، صحبت از تاریخ معاصر و یا خواندن مصاحبهای در
این زمینه، حوصله فراوان میخواهد.
اما باید توجه داشت اصلاح طلبان که
می خواهند در "راه سبز امید" قدم بگذارند، شایسته است لحظه ای بایستند، به
پشت سر خویش بنگرند تا دریابیند در کجای تاریخ ایستادهاند، تا کنون چه
کرده اند و اکنون چه میخواهند. باید از خود و از متفکرانمان بپرسیم که
چرا فراز و فرودهایی مشابه، در طول تنها یکصد سال، در عرض یک سرزمین و
میان یک ملت اتفاق افتاده است؟
همین چند روز قبل، 56 امین سالگرد
روزهایی بود که طعم شیرین آزادی و تسلط بر سرنوشت خویش، بر زبان ایرانیان
به تلخی گرایید. جنبش ملی شدن صنعت نفت و پایان آن یعنی کودتای 28 مرداد
سال 32، فراز و فرودی بود که مردم ما پس از جنبش مشروطه آن را تجربه کردند
و این حکایت تجربه کردنها، دو بار دیگر نیز در انقلاب اسلامی و جنبش
اصلاحات برای ما تکرار شده است.
از اين رو به بهانه تحولات اخير با
دكتر ابراهيم يزدي در خصوص فراز و فرودهاي جنبش اصلاح طلبي به گفتوگو
نشستيم كه مشروح اين گفتوگو در پي ميآيد:
*پس از انقلاب، جنبش
اصلاح طلبی چگونه، از کجا و چرا آغاز شد؟ آیا این جنبش در راستای جنبش های
گذشته است؟
جنبش اصلاحطلبی یک واقعیت اجتنابناپذیر است. معنا و
مفهوم جنبش اصلاحطلبی این است که پس از پیروزی انقلاب، انحرافاتی از
آرمانها و اهداف انقلاب بوجود آمده است، که میبایستی ترمیم و اصلاح
شوند. اگر به سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب توجه کنیم، از آن زمان
دو برخورد استراتژیک با این اشتباهات و خطاها مطرح گردید:
الف) برخورد
براندازی که ناشی از نگاه مطلق بینی یا مطلق گرایی بود. عده ای که خواهان
همه یا هیچ بودند، بر اساس یک داوری نادرست، به این نتیجه رسیدند که کل
نظام را باید براندازی کرد و اعلان جنگ مسلحانه دادند. در هیچ کشوری به یک
گروهی که به دولت اعلان جنگ مسلحانه می کند، دسته گل نمی دهند. بدین ترتیب
یک فضای نظامی امنیتی خشن بر کل نظام جمهوری ما تحمیل و درگیری نظامی و
خشونت شروع شد.
به نظر ما براندازی، یک تحلیل و راهبرد نادرست بود که
نه تنها میسر نبود بلکه مفید و مطلوب هم نبود. علاوه بر آن، بر اندازی
بدون بکار بردن زور، امکان پذیر نبود و به فرض اینکه براندازی می توانست
پیروز شود، مجبور بود قدرت به دست آمده را با زور نگه دارد و این یک نقض
غرض آشکار بود و ما رادوباره در حلقه منحوسه زور و خشونت گرفتار می ساخت.
ب)
راه دوم، استراتژی مبارزه مسالمت آمیز قانونی گام به گام بود که نهضت
آزادی ایران از سال 1360 به بعد آن را مطرح کرد. این استراتژی اولاً واقع
بینانه به جهت منطق تغییر و تحول بود، ثانیاً معطوف به ساختار قدرت در
ایران پس از پیروزی انقلاب بود.
*مگر ساختار قدرت در ایران چه
ویژگی داشت که می گویید مبارزه مسالمت آمیز با توجه به ساختار قدرت در
ایران مناسب بود؟
در جلسه پیش کنگره نهضت آزادی ایران در سال 63 من به
عنوان عضو شورای مرکزی و رئیس دفتر سیاسی، تحلیلی ارائه دادم، که چرا ما
با براندازی مخالفیم و راهبرد تغییرات تدریجی و مسالمت آمیز و یا اصلاحات
را بر گزیدهایم. در آن تحلیل اشاره کردم که ملت ما نزدیک به 100 سال است
که برای دموکراسی مبارزه می کند. اما آیا تحقق دموکراسی تابع نیات مردم
مدارانه رهبران و کنشگران سیاسی است، یا بر خاسته از درون شرایط ویژه
سیاسی و فرهنگی است؟ در چه شرایطی و چگونه دموکراسی پدیدار و نهادینه می
شود؟
در آن تحلیل نشان دادم که تجربه تاریخی در سایر کشورها، حاکی از
آن است که دموکراسی تنها در جوامعی به وجود آمده و استقرار یافته که
ساختار قدرت در آن جامعه سه مشخصه را پیدا کرده باشد:
1) یک قدرت فوق
العاده قوی یا یک قدرقدرت وجود نداشته باشد یا به عبارت دیگر باید تکثّر
قدرت وجود داشته باشد.
2) آرایش نیروهای سیاسی متکثر بگونه ای شکل
گرفته باشد که هیچ یک از این نیروها نتواند (حتی اگر خواست) سایر نیروها
را از میان بر دارد و به یک قدر قدرت تبدیل شود.
3) آرایش نیروها بگونه
ای باشد، که حیات هر یک از نیروها، منوط و مشروط به حیات نیروهای دیگر
باشد، که اگر چنین نباشد، نیروها در تقابل با یکدیگر، هم خودشان و هم
جامعه را از بین می برند.
اینها سه شرط لازم برای پیدایش دموکراسی در
یک جامعه است. در اروپا وقتی دموکراسی شروع به شکوفایی کرد، که در میان
قدرت پادشاهان و کلیسا و فئودالها و زمینداران و دهقانان بدون زمین، بورک
ها یعنی گروه جدید پیشه وران و به عبارتی بورژوازی رشد کرد. به طوری که نه
این نیروها توانستند کلیسا را بطور کامل ار بین ببرند، نه کلیسا آنها را
از بین برد.
در امریکا نیز تضادها و تعارضات درونی حتی به جنگ داخلی
کشیده شد، اما نه جنوبی ها توانستند بطور کامل شمالیها را از بین ببرند،
نه شمالی ها جنوبی ها را. بنابراین به جایی رسیدند که باید با هم بسازند.
از درون این تجربه تاریخی دموکراسی شروع به شکل گیری کرد.
در جلسه سال
63 نهضت آزادی، ساختار و مناسبات سیاسی دو کشور هندوستان و پاکستان را در
همسایگی خودمان مثال زدم. هر دو به جهت سوابق تاریخی و جغرافیایی، یکسان
هستند، چه شد که در هندوستان دموکراسی پیروز شد و امروز به عنوان یکی از
بزرگترین دموکراسی های جهان شناخته شده، ولی در پاکستان، نظامیان تا بحال
کودتا کرده اند و باز هم خواهند کرد و هنوز که میبینیم، پاکستان سرانجامی
پیدا نکرده است؟ بعضی میگویند بخاطر اینکه دولت هند لائیک است ولی
پاکستان جمهوری اسلامی است، در حالی که به نظر من به این مساله مربوط
نیست. به نظر من در هندوستان تکثر قوا وجود داشت. حزب کنگره ملی بود،
هندوها بودند، نجسها بودند، فرقه ها، زبان ها و مذاهب گوناگون وجود داشت
و دارد. در آن زمان حزب کنگره اقتدار داشت، ولی جنبش برای آزادی هند بدون
همکاری مسلم لیگ نمی توانست موفق شود. یعنی همه نیرو ها مجبور بودند با هم
کار کنند. در انتخابات اخیر، هندوهای افراطی که قدرت را در دست داشتند،
نتوانستند حزب کنگره را از بین ببرند. حزب کنگره مجدداً پیروز شد، این حزب
نیز نمی تواند هندوها را از بین ببرد. یعنی یک تکثری بوجود آمده و آن سه
قائده که گفتم، در آنجا حاکم است.
در پاکستان اما از همان ابتدای
تاسیس، یک حزب واحد قدرت را در دست گرفت، ترکیب جمعیتی و ساختار قدرت، تک
صدا (monologues) شد. حزب مسلم لیگ که محمد علی جناح رهبرش بود و همه اعم
از نظامی و غیر نظامی عضو این حزب بودند، بر مسند قدرت نشست. این ساختار
قدرت از تک محور همان ابتدا و یا قدرت برتر بود و اجازه نمی داد و نداد
افکار و اندیشه های متفاوت سیاسی و فرهنگی حضور داشته باشند و رشد کنند.
*آیا
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران چنین ساختار و مناسبات سیاسی متکثری
بوجود آمده که به پیروزی دموکراسی امیدوار باشیم؟
پاسخ ما در سال 63
مثبت بود. ما اعتقاد داشتیم که پس از پیروزی انقلاب، ساختار قدرت در کشور
دچار یک تغییر و تحول تاریخی شده است.
برای مثال، ارتش در زمان شاه یک
قدرت تعیین کننده و بلا منازع بود. شاه، امریکا یا انگلیس اهدافشان را از
طریق قدرت ارتش پیش میبردند. خودشان که نیرو و قدرتی نداشتند. ارتش در
زمان شاه نه تنها یک قدرت نظامی، که یک ابزار سیاسی بود و قدرت فائقه یا
ابر قدرت محسوب می شد و هیچ قدرتی در برابر آن نمی توانست عرض اندام کند.
بعد
از پیروزی انقلاب ارتش ماند، ولی چون آن ساختار درونی ارتش (اطاعت
کورکورانه) بهم خورد، دیگر قدرت فائقه نبود. در زمان شاه، یک فرمانده ارتش
میتوانست به نیرو های تحت فرماندهی خود دستور دهد که بروند و تهران را
بگیرند، اما پس از انقلاب دیگر چنین چیزی، در داخل ارتش امکان پذیر نبود.
فرمانده میتوانست بگوید، برای دفاع از کشور به مرزها برویم، اما
نمیتوانست بگوید برویم تهران را بگیریم که جمهوری در خطر است. پس از
انقلاب، غیر از ارتش، در میان روشنفکران و هم در میان سنتگرایان، نیروهای
متعددی وجود داشت و این نیروها با هم در تقابل و چالش بودند، اگر چه در
جاهایی با هم کار میکردند ولی هیچ وقت هیچ کدام نتوانستند تبدیل به یک
نیروی برتر شوند.
* آیا در این سالهای اخیر نیز آن سه شرط برقرار
است؟
از دیدگاه من در حال حاضر، آن سه شرط لازم و نه کافی، برای تحقق
دموکراسی در ایران بارزتر از سالهای اول انقلاب است. الان آقای هاشمی هم
هست و یکی از قطبهاست. جریانات راست و محاقظه کار هم هستند و طیفی از
اصلاح طلبان نیز حضور دارند. همه این ها نشانه تکثر در ساختار قدرت است.
اما مناسبات به گونهای شکل گرفته که هیج کدام اگر هم بخواهند، حذف دیگری
را به صلاح نمیدانند. عامل باز دارنده، وابستگی حیات هر کدام به وجود و
حیات دیگری است. میدانند در صورت حذف دیگری، خودشان هم ضرر میکنند.
همینطور در مورد اصلاحطلبان و حتی نهضت آزادی. علاوه بر این، حضور و
فعالیت سیاسی هر یک از نیروها به نفع بقیه هم هست. اگر خبرنگاری در اینجا
با من صحبت می کند، نشانه آن است که من به عنوان دبیرکل نهضت آزادی ایران
که دولت قبولش ندارد و با تمام نیرو فعالیت آن را محدود کرده است، وقتی
مصاحبه میکنم، حکومت می تواند آن را نشانه آزادی در ایران معرفی کند.
ممکن است، کسی خرده بگیرد که این سوء استفاده حاکمیت از شرایط است، اما
این نگاه درستی نیست. در دموکراسی نیت کنشگران مورد کنکاش و سئوال قرار
نمی گیرد.
نشانه های دیگری نیز از تقابل نیروها وجود دارد که در همین
انتخابات خود را نشان داد. الان جریانی صاحب دولت شده که خیلی هم قدرتمند
است، ولی علیرغم تلاشی که کرده و می کند، نمیتواند اصلاح طلبان را از
صحنه خارج کند. عامل محدود کننده این است که حذف اصلاح طلبان منجر به سقوط
و حذف پایگاه اجتماعی همه آن ها میگردد. ویژگی بحران کنونی در همین است.
بسیاری از نیرو های درون حاکمیت این خطر را احساس کردهاند و میکوشند از
ادامه این روند مخرب جلوگیری کنند. متأسفانه نهادهای تصمیم ساز و کنشگر
در بر خورد با موانع پیش رو، به جای قبول واقعیتهای سیاسی موجود، متوسل
به شیوههای غیراخلاقی شدهاند. اما این روش عملاً به ضرر خودشان تمام شده
است .تنوع و تکثر نیروها در ایران و بررسی دقیق رویدادها نشان می دهد که
شرایط ایران اجازه ادامه چنین روشی را نمی دهد. فکر کردن در باره برخی از
کارها یا به عبارتی تصور ذهنی انجام آنها آسانتر از انجام آنها است.
وفتی کاری انجام میشود، نظیر دادگاههای فعالین سیاسی، و در معرض دید و
فضاوت مردم قرار می گیرد، تازه به ابعاد آن پی برده میشود. .تاثیر منفی
این دادگاهها از هزاران مقاله و کتاب بیشتر است.
این کشمکش ها و تعامل
ها آرام آرام ما را به جایی می برد که همه یاد میگیرند و می فهمند که
تنها راه بقا برای هر نیرویی تحمل حضور نیروهای دیگر است. قاعده و قانون
متروک شده "همه یا هیچ" به کلی مردود است. هیچ راهی نیست جز این که همه
بپذیرند سایرین هم حق حیات دارند و این چیزی است که دارد اتفاق می افتد.
به محض این که این روند شروع شود، صفحه جدیدی باز خواهد شد. بنابراین اگر
دموکراسی یادگرفتنی است، بخشی از این فرایند یادگیری در حال طی شدن است.
آن
سه شرط لازم برای استقرار دموکراسی در بطن جامعه ما بوجود آمده است. شرط
کافی اینست که ما چه کنیم. رفتارهای ما در این دوره تعیین کننده است.
اتخاذ سیاست های افراطی که بخواهد این سازماندهی یا آرایش نیروها را برهم
زند، به ضرر جنبش دموکراسی خواهی است. ما باید با حضور خودمان در صحنه نه
با غیبت خودمان، دائماً روی این مسیر اثرگذار باشیم تا به یک نقطه چرخش
کیفی اساسی برسیم. با ادامه وضع کنونی یک زایمان جدید صورت میگیرد و آن
زمانی است که همه به این نتیجه برسند که برای همدیگر حق حیات قائل شوند و
فرصتها نیز بطور مساوی برای همه وجود داشته باشد. هم حزب موتلفه اسلامی
حق حیات دارد، هم حزب اسلامی کار، هم جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب
اسلامی و هم نهضت آزادی ایران باید حق حیات داشته باشد.
آیا ما به این
سمت و سو می رویم؟ به نظر من بله، حرکت زیگزاگی و همراه با نوسان است، ولی
در مجموع به این سمت می رویم و برای ادامه این حرکت، حضور در انتخابات
ضروری بود . انتخابات برای ما یک رویداد است، در حالی که اصلاحات یک
فرایند است و ما از طریق رویداد انتخابات می توانیم بر فرایند دموکراسی
اثر بگذاریم و گذاشته ایم.
*به دوران 8 ساله اصلاحات بپردازیم.
بسیاری از افراد معتقدند که در زمان اصلاحات دستاورد مثبت قابل ملاحظه ای
نداشتیم. نظر شما چیست؟
من این را قبول ندارم. اولاً این یک نگاه
مطلقگرا به مسائل است. خیلی مطلقبینی است که ما بگوییم هیچ چیز اتفاق
نیفتاد. من فقط به چند مثال اشاره می کنم:
در دوران 8 سال اصلاحات، چون
شخص رئیس جمهور به یک سلسله از ارزش های مدنی اعتقاد داشت، گفتمان سیاسیش
نیز این گونه بود و این گفتمان را به نسل جدید منتقل کرد. حتی به احزاب هم
منتقل شد. البته احزاب محافظهکار باید این دوره احمدینژاد را تجربه کنند
تا بفهمند که فایده ندارد. تأثیر گذاری حرفهای آقای خاتمی یا نهضت آزادی
و .... بستگی به این دارد که مخاطب در کجا نشسته است. اگر اصلاح طلبان در
مسند قدرت بودند، این تجربه برای آنها مفید نبود، اما چون از قدرت پیاده
شدند، باید این گفتمان را بپذیرند و پذیرفتند. اما وقتی موتلفه در مسند
قدرت نشسته، معلوم است که نمی پذیرد. موتلفه هم باید این تجربه را پشت سر
بگذارد. موتلفه از آقای احمدی نژاد حمایت کرد. نتیجهاش این شده است.
شخصیتهای شناخته شده محافظه کاران مانند ناطق نوری، توکلی، موتلفه و ...
تجربه احمدینژاد رویشان اثر گذاشته و دیدگاه هایشان را تغییر داده است.
نه اینکه آنها هم اصلاح طلب شدهاند، بلکه از دیدگاههای مطلقگرا فاصله
گرفتهاند. تغییرات در جریانات سنت گرایی که بر مسند قدرت نشسته خیلی کند
است اما واقعی و عینی است
نکته ديگر این که فصل تازه ای در تاریخ
روزنامه نگاری ایران با روی کار آمدن آقای خاتمی آغاز شد. آیا ما در زمان
قبل از آن، این روزنامهها را داشتیم؟ قبل از آقای خاتمی اصلاً روزنامهای
نبود که حرفهای ما را بنویسد. وقتی "جامعه" آمد، "طوس" آمد، "شرق" آمد،
آرام آرام فضایی درست شد که ما حق حرف زدن پیدا کردیم. ما قبلاً چنین چیزی
نداشتیم. صداها به جایی نمی رسید. این دستاوردهای ناملموس و جزئ جزئ را
نباید نادیده گرفت.
سخنرانیهای آقای خاتمی، روزنامههای آن دوران و در
کل، گفتمان اصلاحات در مردم اثر گذار بوده است. متأسفانه ما ایرانیها
خواهان همه یا هیچ هستیم. همه چیز را خیلی زیاد و با زور و فوری
میخواهیم. در حالی که اساس آفرینش تدریجی است و خدا اصرار دارد بگوید ما
خلقت شما را در شش مرحله انجام دادیم. بنابراین خلقت، تدریجی، گام به گام
و مرحله به مرحله است. اما ما این نگاه را نداریم. کسانی که دوره اصلاحات
را بصورت سفید سفید یا سیاه سیاه می بینند، مبتلا به نگاه مطلق گرا و مطلق
خواه هستند.
*چرا اصلاح طلبان با این که دو قوه از سه قوه را در
اختیار داشتند، شکست خوردند؟
ما معتقدیم که محاقظهکاران و سنت گرایان،
بعد از شکست خرداد 76، (یعنی زمانی که فکر میکردند شخص دیگری رأی می آورد
ولی جامعه همه را غافلگیر کرد)، وضعیت را ارزیابی و به جمع بندیهای جدید
رسیدند. جمع بندی آنها این بود که باید انتخابات را مدیریت کنند. از خرداد
76 به بعد این جریان سیاستهای جدیدی پی میگیرد .ما در نهضت آزادی ایران
شکست اصلاحطلبان را تحلیل و به این جمع بندی رسیدیم که جنبش اصلاحطلبی
فاقد رهبری است. همچنین آرایش نیروهای سیاسی به گونه ایست که نه یک فرد و
نه حتی یک حزب، نمیتواند رهبری جنبش را در دست گیرد، بلکه مجموعه نیروهای
اصلاح طلب با هم باید بتوانند. بر اساس همین تحلیل بود که در نهمین
انتخابات ریاست جمهوری، وقتی دکتر معین آمد، ما خواستار تشکیل جبهه
دموکراسی خواهی و حقوق بشر شدیم و امیدمان این بود که زیر این چتر همه
نیروهای اصلاح طلب با هم جمع شوند و پتانسیل 20 میلیون رأی به خاتمی را
تبدیل به یک نیروی سیاسی اثر گذار در صحنه تبادلات قدرت کنند که متاسفانه
نشد.
امروز هم این نیاز هم چنان وجود دارد. سیر تحولات در کشورمان به
گونهای و به سمت و سوئی است که همگرائی میان نیرو های سیاسی متعلق به
جنبش اصلاح طلبی ضروری است. تحولات سیاسی در خلاء صورت نمی گیرند. مناسبات
جهانی و بحران های منطقه ای به گونه ای شکل گرفته اند که اگر نیرو های
درونی متعهد به منافع و مصالح ملی در فرایند تحولات تاثیر گذار نباشند،
این خطر وجود دارد که نیرو های بیرونی نقش کلیدی اثر گذار پیدا کنند.
جریان راست و محافظه کار هم علیالاصول باید از همگرائی نیرو های اصلاح
طلب، به خاطر حفظ منافع ملی و کیان کشور، استقبال کند.
اما آیا اصلاح
طلبان قادر خواهند بود یک سازماندهی فراگروهی، با شرکت همه گروههای اصلاح
طلب و دموکراسی خواه بوجود آورند و آرایش جدیدی از گروه ها را در جامعه
ایران تجربه کنند؟ به عبارت دیگر آیا با توجه به رویداد دوره انتخابات و
پس از آن، انسجام سیاسی نیروها و تبدیل آن به یک نیروی منسجم و قابل بهره
مندی در مبادلات قدرت امکان پذیر است؟ آیا نیروهای اصلاح طلب به سمت و
سویی حرکت می کنند که به هم نزدیک شده و همگرایی پیدا کنند ؟
به نظر می
رسد علیرغم شرایط ظاهراً نامطلوب، زمینه های ذهنی و عینی برای تحقق این
نیاز فراهم شده است. بروز و ظهور موثر آن ممکن است کمی به طول انجامد اما
کاملاً در دسترس میباشد. باید امیدوار بود.
سخنان
دادستان جدید تهران در مراسم معارفه
تابناک:
صبح امروز در نشست تودیع و معارفه
دادستان انتظامی قضات و دادستان عمومی و انقلاب تهران، دادستان جدید
تهران، برنامهها و اولویت کاری خود را اعلام نمود.
به گزارش
خبرنگار «تابناک»، در نشست صبح امروز که در سالن اجتماعات قوه قضاییه و با
حضور حجالاسلام رئیسی، معاون اول قوه قضاییه، محسنی اژهای دادستان کل
کشور، خلفی دادستان سابق انتظامی قضات، شفیعی دادستان جدید انتظامی قضات و
آقایان سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران و جعفری دولتآبادی، دادستان جدید
عمومی و انقلاب تهران و دیگر مسئولان عالیرتبه قضایی برگزار شد، در آغاز
معاون اول قوه قضاییه سخنرانی کرد و به دنبال آن، حجتالاسلام خلفی، آقای
سعید مرتضوی، حجتالاسلام شفیعی و سپس آقای جعفری دولتآبادی سخنرانی
کردند.
بنا بر این گزارش، در این نشست، جعفری دولتآبادی، رئیس
سابق دادگستری کل استان خوزستان و دادستان عمومی و انقلاب جدید تهران،
اولویتها و دغدغههای کاری خود را در سمت جدید اعلام نمود.
وی در آغاز
سخنرانی خود، با تشکر از فعالیتهای مرتضوی اعلام کرد: قانون محور همه
فعالیتها و اقدامات دادسرای تهران خواهد بود.ملاک من قانون است، چه که در
صورت اجرای قانون چنین مسائلی از جمله موضوع بازداشتگاه ها اتفاق نمی
افتاد.
وی گفت که در برنامه کاریاش، مبارزه با دانهدرشتها و
مفسدان اقتصادی، بدون هیچ گونه اغماض و گذشتی در دستور کار قرار دارد و
بنا بر منویات و فرمایشان رهبر انقلاب با شدت با آنان برخورد خواهد شد.
وی
با اشاره به تقسیمبندیهایی که گاه از سوی برخی افراد انجام گرفته و
مفسدان اقتصادی خوب و بد را از یکدیگر متمایز میکنند، اعلام داشت:
مفسدان اقتصادی خوب و بد نداریم و با همه این افراد برخورد خواهد شد که
البته باید گفت، قطعا برخورد با چنین افرادی با جنجال، سروصداها و
اعتراضهای بسیاری همراه خواهد بود و هزینه بسیاری نیز در بر خواهد داشت؛
اما با حمایت مسئولان عالی قضایی، هیچ ترس و واهمه ای از اجرای عدالت
نداریم.
وی ادامه داد: توصیه من به مطبوعات و رسانهها، فصل چهارم
قانون مطبوعات بوده و برخورد با رسانهها و مطبوعات در صورتی که از قانون
تخحطی کرده باشند و از چهارچوب قانون خارج شوند و با اعلام تهمتها و
موارد اتهامی، امنیت جامعه را به خطر بیندازند، امری بدیهی است، اما در
صورت رعایت قانون، ما پشتیبان مطبوعات در اطلاعرسانی و آگاهی بخشی به
جامعه و پیشگیری از وقوع جرم خواهیم بود.
وی افزود: در اینجا با
ضابطان قضایی اتمام حجت کرده و اعلام میدارم که ملاک، چهارچوب قانون است
و نظارت شدیدی بر عملکرد و فعالیت ضابطان خواهم داشت.
جعفری اشاره
کرد: من به شدت با خواستههای ضابطان که میگویند که چه کسی را بازداشت،
آزاد و یا محکوم کنید، برخورد میکنم و چنین اظهاراتی را برنمیتابم.
ضابطین قضایی باید با محوریت قانون و دادستان فعالیت کرده و دنبالهرو
دادستان در اجرای قانون و عدل باشند.
این گزارش در ادامه یادآور
میشود، سرانجام مراسم تودیع و معارفه دادستانهای انتظامی قضات و
دادستانهای عمومی و انقلاب تهران، با اهدای احکام انتصاب حجتالاسلام
شفیعی و آقایان مرتضوی و جعفری دولتآبادی، به پایان رسید.
شایان
ذکر است که در این مراسم هیچ یک از مسئولین نظامی و انتظامی حضور نداشتند.
فیلم
افشاگری دختری جوان از دوران بازداشت
خود در زندان رژیم