اخبار
نامه ی عده ای از شهروندان تبریزی به آیت الله خامنه ای
گروهی از شهروندان تبریزی در نامه ای خطاب به
رهبر جمهوری اسلامی به او تذکر دادند که پرونده انتخابات از نظر مردم
ایران بسته نشده است.
متن این نامه بدین شرح است:
به نام خدا
حضور محترم رهبر جمهوری اسلامی ایران
آیت الله خامنه ای
اینجانبان امضاء کنندگان زیر گروهی از اقشار و طبقات اجتماعی مختلف شهر
تبریز با اتکا به حقوق مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به دلیل
نگرانی های جدی که از ادامه روند کنونی حاصل از اعلام نتایج انتخابات
بوجود آمده است و با انگیزه وامید به بهبود و اصلاح خود را محق و
مکلف می دانیم موارد ذیل را باستحضار برسانیم و جهت اطلاع عموم مردم ایران
منتشر نماییم.
اکنون که همه راههای اعتراضی مصرح در قانون اساسی مسدودگردیده و عموما"
منجر به بروز خشونت شده و با کمال تاسف و اندوه تعدادی از هموطنان شریف
جان خود را از دست داده اندو بسیاری بازداشت گردیده اند یکی
از راههای مدنی و منطقی و قانونی اعلام
اعتراض و نگرانی خود به وضع بحرانی موجود ر ا
مکتوب نمودن در خواستها و ارسال آن یافتیم اگر چه احتمال می دهیم
حتی این حد اقل نیز مصون از بی مهری دست اندر کاران نباشد.
ابهام و شک موجود در نتایج اعلام شده انتخابات، واقعیتی است که عدم توجه
به آن تا کنون منجر به بروز خسارتهای جبران ناپذیر معنوی و مادی برای
میهنمان و خدشه دار شدن اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران گردیده است و بیم
آن می رود که ادامه روند کنونی و عدم اتخاذ روشی که افکار عمومی اکثریت
جامعه ایرانی را قانع کند منجر به صدمات و مضرات بیشتری گردد. همانگونه که
انتظار می رفت، موکول کردن حل قضیه انتخابات به نهاد شورای نگهبان که به
دلایل متعدد و معلوم خود یکی از عوامل نابسامانی کنونی است گرهی از مشکل
نگشود.
متاسفانه موقعیت استثنایی بوجود آمده بعد از حضور بیش از ۸۵در صد
مردم در پای صندوقها که می توانست به ایجاد پشتوانه بزرگی برای تعامل ملت
و دولت در داخل و تقویت جایگاه ایران در عرصه جهانی منجر گردد با موضع
گیریهای نا مناسب از بین رفت. اینک با به خطر افتادن امنیت اجتماعی
و فدا شدن جان انسانهای بیگناه وایجاد بی اعتمادی عمیق در داخل و
خارج نسبت به مشروعیت نتایج اعلام شده انتخابات ، آیا وقت آن نرسیده
که در کمترین زمان ممکن تدبیر مقتضی با ملحوظ نمودن نظرات دلسوزان و
فرهیختگان نسبت به اصلاح و ترمیم شرایط پیش آمده به عمل آ ید؟
ما امضاء کنندگان این نامه علیرغم تایید نتایج انتخابات ازطرف شورای
نگهبان و با توجه به موارد فوق و همه آنچه که در ایام قبل و بعد از
انتخابات ۲۲ خرداد در میهن عزیزمان شاهد بوده ایم و از روی دلسوزی و خیر
خواهی برای ملک و ملت ایران همچنان بر این باوریم که موضوع انتخابات و
ابهام در نتایج آن ازنظر اکثریت ملت ایران خاتمه یافته نیست و راه حل
موضوع را بایستی در تعیین حکمیتی مرضی الطرفین که منجر به اقناع
افکار عمومی گردد جستجو نمود که شیوه ای مطلوب و مرسوم و متکی بر خرد جمعی
در برهه های حساس تاریخی بوده است.
مسلما" حذف خشونت از صحنه اجتماع ، بر طرف نمودن محدودیت های اطلاع رسانی
داخلی، آزادی سریع بازداشت شدگان وجبران خسارتهای مادی و معنوی مصدومین و
متالمین حوادث اخیر فضای عمومی جامعه را تلطیف نموده و موجبات حفظ و
دوام قوام اجتماعی را فراهم خواهد آورد.در غیر این صورت دولت بر آمده از
این انتخابات توان کافی برای تعامل سازنده در عرصه بین المللی و همکاری با
فرهیختگان، نخبگان ، دانشگاهیان ، مراجع و علما و اقشار مختلف مردم ایران
را نخواهد داشت.
دکتر ابراهیمی- چنگیزاروج زاده- رضا آزادی- دکتر علیرضا استاد رحیمی- رضا
استاد رحیمی- مهندس افغانی- مهندس الهام آقاپور - دکتر آقا محمدی-
احمد اظهری- دکتر امجدی- رحمت الله امیری- بابک ایمانی- مهندس علی با داد
افشرد- دکتریوسف بافنده- دکتر محرم باقری- مهندس فرزانه بالچی- دکتر
علیرضا بربند- دکتر امیر بهرامی- نقی بهروزی- دکتر امرالله بیات- محسن
بیژن پور-عباس پور اظهری- صمد تخمه فروش-یعقوب تقی پور زارعی- دکتررضا
توکلی- فرزیا ثابتی- عذرا جابری- مهندس مجید جابری- مهیندخت جابری- ناصر
جعفری- غلامحسین جعفری زاد- امیر حسین جهانی- بیت الله جمالی- عباس جمالی
- سید محمد چاوشیان- یوسف چمنی - مهندس مسعود حسابگر - مهندس سید حسام
الدین حسامی- مهندس مصطفی حقی فام- فرض الله حیدری - میترا حیدرپور -
رامین خاندانی- اسماعیل خدادادی- مهدی خدادادی- رضا خواستار- فاطمه
دادگران- مهدی دادیزاده – مهندس محمدعلی دستفروش-عباس دهقان نژاد- امید
راکعی- روح الله رحیم پورمطلق- ژینوس رحیم پور- مهندس رضایی - کریم رمضان
زاده- مسعود زالی- مهندس سید حبیب زمزمی- سپهر سپه وندی- دکتر یدالله
سزاوار- دکتر مهدی سزاوار- مهندس سعادت- بیوک سعیدی- حمیرا سلطانی-
دکتر علی اشرف سلطانی آذر- آذر سلیم- امیر سیابی - اشرف شادلو- مهندس
رحمان شاهگلی- دکتر جلیل شرابیانلو- فرهاد شرق شناس- دکتر شیر دل- هدایت
صادقی- محمد صادقی- ابوالفضل صالحی- دکتر علی رضا صلحی- ایوب علیزاده
–مهندس عطا علیزاده - حسن غریب تبریزی- دکتر محمد حسین غفار زاده-
فرشید فاخر- مهندس بهزاد فرزام فرد- جعفر فرزام فرد- دکتر غفار فرزدی-
دکتر محمد حسن فرهودی نیا- امین فرید یحیایی- مهندس علی فرید یحیایی- رضا
فرید یحیایی- رباب فدایی- اسد قربانی- سارا کاظمی- نقی محمودی- دکتر بهزاد
محمدی- محمد محمدی- مهندس مختاری- وحید مختار پور- دکتر علیرضا مرشدی-
دکتر صمد مصدق- وحید منادی- ادریس منافی- مهندس سید جعفر موسوی- مهندس
یوسف مهر- مسعود ناظری فر-کریم ناظمی- رمضان نریمانی- احمد نوروزی- دکتر
نوری زاده- دکتر بابک نیرومند- بهنام نیکزاد- یوسف وحدت- اصغر هدایتی-
کریم یاری- رحیم یاوری- مهندس مجید یعقوب زاده
نامه سرگشاده جمعی از رزمندگان دفاع مقدس به آیت الله خامنه ای
بسمه تعالی
حضورمحترم رهبرمعظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای
با سلام واحترام
تلقی ما تا کنون از ولایت فقیه دست کم براساس آنچه در آموزههای بنیانگذار
جمهوری اسلامی مرحوم امام (ره) و برخی فرمایشات حضرتعالی و همچنین نص
قانون اساسی دیدهایم ، حاکمیت بندهای صالح بر جامعه است که به دلیل
داشتن شرایط لازم صلاحیت رهبری پیدا میکند و درعین حال از طریق خبرگان
مقبولیت عامه را هم به دست میآورد. و به همین دلیل مرز مشخصی را بین نظام
ولایت فقیه ونظام سلطنت خود کامه قائلیم ، بنا براین وقتی با شما به عنوان
مقام رهبری سخن میگوییم درنظرخود بندهای از بندگان خدا مجسم میکنیم که
کمر به خدمت به خلق خدابسته است ؛ وهمین تلقی به ما به عنوان کسانی که
سالها در جبهههای نبرد علیه دشمن متجاوز در خدمت اهداف انقلاب اسلامی بود
ه ایم جسارت میدهد که با شما سخن بگوییم ، درغیر این صورت جای مواخذه
داشتیم که چرا پا از گلیم خود درازتر کرد ه ایم و بالاترین مقام نظام را
مخاطب قرارداده ایم ، که البته اگر خدای ناکرده چنین بود دیگر نه با یک
نظام اسلامی و مردمی بلکه با یک نظام خودکامه سلطنتی مواجه بودیم .
درعین حال اگر این امکان برای امثال ما به وجود میآمد که بدون هیچگونه
مانعی با شما سخن بگوییم و مورد ایذاء و آزار برخی متملقان فرصت طلب قرار
نمیگرفتیم ، ترجیح میدادیم که حرفها و درددلهای خود را به صورت مستقیم
با حضرتعالی در میان بگذاریم تا مبادا بدخواهان از آن سوء استفاده کنند؛
با این حال گفتن این حرفها را آن هم در شرایط کنونی که کشور در موقعیت
حساسی قرار دارد بهتر از سکوت میدانیم .
حماسه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری که در نوع خود بی نظیرترین اتفاق
سیاسی در انقلاب اسلامی بوده است که دوست و دشمن به عظمت آن اعتراف کردند
اکنون قربانی اختلافاتی شده که با تدبیر قابل پیشگیری بود. در حال حاضر با
شرایطی مواجه شده ایم که دست کم بیش از نیمی از جامعه در بهت و حیرت فرو
رفتهاند که ماجرای پیش آمده چگونه رقم خورده است و چرا باید کار به جایی
برسد که پای نیروی نظامی به میان بیاید و رقابت سالم جای خود را به کینه
توزی و دشمنی بدهد و بدتر از همه آن که خون تعدادی از هموطنان مسلمان بر
زمین ریخته شود.
اکنون برای ما به عنوان بسیجیانی که سالها در میادین جنگ پنجه در پنجه
دشمن متجاوز افکنده بودیم هیچ چیز دردناکتر ازآن نیست که در میان بخش مهمی
از جامعه سپاهی و بسیجی به عنوان چماقداران و سلاح بدستان مزدبگیری تلقی
میشوند که درازای دریافت مستمری وپاداش حاضربه سرکوب مردم و به تعبیر
دقیق ترمعترضان به نتیجه انتخابات هستند.
ما فراموش نمیکنیم سالهایی را که بسیجیان در شهر و روستا با سلام و
صلوات و قربانی راهی جبهههای نبرد میشدند و مردم آنها را چشم و چراغ خود
میدیدند. ما فراموش نمیکنیم سالهایی را که بسیجی نماد ایثارگری و دفاع
از ارزشهای اسلام و انقلاب شمرده میشد و درهمان حال که در جبههها چون
شیر بر دشمن میتاختند در برابر مردم چون مشتی خاک متواضع و فروتن بودند و
حتی بسیاری فعالیتهای خود را پنهان میکردند تا مبادا عملشان به تزویر و
ریا آلوده شود. وحال اوضاع چنان شده که نام مقدس بسیجی مترادف چماقداران
رژیم شاه و میلیشای منافقین گشته و ملعبه بازیهای جناحی شده است. اکنون
پای بچههای پاک طینت بسیجی و رزمنده به معرکهای کشیده شده که در شکل
گیری آن دخیل نبودهاند و در حالی آنان تاوان این شرایط را میپردازند که
در به وجود آمدن آن نقشی جز فرمان بری نداشتهاند، و حضرتعالی بهتر از ما
میدانید که خسارتهای معنوی به این سادگیها قابل جبران نیست.
ما ازشما به عنوان کسی که در طول این بیست سال نظام و کشور را در برهههای
مختلف به خوبی مدیریت کرده بودید و در دعواهای جناحهای سیاسی تنها منافع
نظام جمهوری اسلامی را مد نظر قرار میدادید این بار نیز توقع داشتیم که
کار را چنان سامان بدهید که برای دشمنان نظام و انقلاب جز روسیاهی باقی
نماند؛ اما نمیدانیم چرا چنین نشد و نمیدانیم که چرا کار به آنجا رسید
که نیروهای نظامی در برابر بخش قابل توجهی از مردم صف آرایی کردند و شد
آنچه نباید میشد!
برای ما سئوال است که چرا برخلاف سالهای گذشته که در اختلافات پیش آمده
حل مسائل را به کارشناسان و معتمدان میسپردید این بارخود حضرتعالی راسا
حل مشکل را به عهده گرفتید به گونهای که قداست جایگاه شما در معرض توهین
وهتک حرمت قرار گیرد؟
برای ما سئوال است که چرا علیرغم تاکید حضرتعالی بر پیگیری مسائل در
چارچوب قانون روز شنبه ۲۳ خرداد آن هم در شرایطی که هنوز کار اعلام نتایج
به پایان نرسیده بود و شورای محترم نگهبان نیز صحت انتخابات را تایید
نکرده بود شما به جناب آقای احمدی نژاد تبریک گفتید؟
برای ما سئوال است که چرا بعد از راه پیمایی بیش از دومیلیون نفر در تهران
و همچنین ملاقات نمایندگان کاندیداها در روز بعد ازآن تظاهرات عظیم که
جنابعالی وعده پیگیری شکایات را از طریق قانون دادید در خطبههای نماز
جمعه ۲۹ خرداد زودتر ازآن که شورای محترم نگهبان کاربررسی خود را به پایان
برساند با قاطعیت فرمودید که تقلب یازده میلیونی امکان ندارد؛ درحالی که
میدانستید به غیراز طرفداران آقای احمدینژاد حامیان سایر کانیداها نیز
چشم امید به شما دوختهاند تا شاید به زعم آنها حقوقشان اعاده شود. ولو آن
که یقین داشتید که تقلب نشده آیا بهتر نبود تا اجازه میدادید تایید
قاطعانه انتخابات از طریق شورای نگهبان اعلام میشد تا چنین تصور نشود که
شما حتی به توصیه خودتان وفادار نیستید؟
دوبار تایید قاطعانه انتخابات در۲۳ و ۲۹ خرداد آن هم قبل از پایان یافتن
تحقیقات شورای نگهبان این پرسش جدی را به وجود آورد که این همه شتاب ناشی
از چیست؟ اگر تاییدیه حضرتعالی در ۲۳ خرداد را به مصلحت بینی شما برای
پایان دادن به دعواهای احتمالی تلقی کنیم و این که میخواستید با موضعگیری
شما همه به نتیجه اعلام تمکین شده کنند در این صورت چرا شما با دیدن خیل
معترضان در تهران و شهرستانها که طبیعتا از مواضع ۲۳ خرداد مطلع بودند و
نشان میدادند که موضع شما را نپذیرفتهاند بازهم در ۲۹ خرداد موضع خود را
تکرار فرمودید؟ آیا قرار گرفتن در برابر دست کم چهارده میلیون نفر که
بااحتساب خانوادههایشان بیش از نیمی ازآحاد جامعه هستند مصلحت بود؟ برای
ما سئوال است چرا در شرایطی که در تبلیغات جهانی این طور وانمود میشد که
رهبری درایران به آقای احمدی نژاد تعلق خاطر دارند و به همین دلیل نیز
شتابزده و قبل از شورای نگهبان اعلام نظر کرده ، حضرتعالی در خطبههای ۲۹
خرداد به رییس جمهور اظهارمحبت ویژه میکنید تا جایی که او را
ازآقایهاشمی به خودتان نزدیکتر میبینید؟
آیا در شرایطی که هواداران جناحهای مختلف به عنوان قاضی به شما چشم
دوختهاند شرایط قضاوت ایجاب نمیکرد که حتی در نگاه کردن به طرفین دعوا
گونهای رفتار شود که یکی ازطرفهای دعوا آن را حمل بر بی مهری نکند؟
در اینجا بحث برسر آقای موسوی نیست چرا که ایشان مدتها نبوده و بعد از
این هم ممکن است نباشد، بلکه صحبت بر سر کسانی است که به او رای دادهاند
و بعد از این کماکان در صحنه جامعه حضور دارند. آیا تصور نمیفرمایید که
این برخورد در جری کردن بخشی از جامعه و آمدن آنها به درگیریهای ۳۰ خرداد
موثربود؟
ما شاهد بودیم که در طول مدت انتخابات و همین طور درگیریهای بعد از آن تا
قبل از ۳۰ خرداد احدی به جنابعالی توهین نکرد و حامیان کاندیداهای
بسیارمراقب بودند که خارج از خط قرمزهای نظام سخنی نگویند و حتی در روزهای
آخر راهپیماییها با سکوت کامل همراه بود .در حالی که بعد از نماز جمعه ۲۹
خرداد حرمتها شکست و گفتند آنچه را نباید میگفتند با این استدلال که
رهبری قبل از به پایان رسیدن تحقیقات شورای نگهبان از احمدی نژاد حمایت
آشکار کرده و چون او میخواهد که این شخص رییس جمهور شود تحقیق و بررسی به
جایی نمیرسد. و نه تنها به شکایت ما رسیدگی نمیکند که حتی ما را به مرگ
تهدید میکند و این که اگر به خیابان بیایید خونتان به گردن خودتان است!!
درعمل چه دیدیم؟ هزاران نفر به مصاف نیروهای نظامی آمدند و دهها نفر کشته
و زخمی شدند تا بگویند ما را نمیتوانید نادیده بگیرید. درحالی که مشرب
شما در این دو دهه و پیش از آن نیز نادیده گرفتن مردم نبود و حتی درهمان
خطبههای ۲۹ خرداد فرمودید که اگراعتماد مردم به نظام از بین برود این
نظام پا برجا نمیماند.
برای ما سئوال است که با آن پیشینه چرا باید کار به اینجا برسد؟ و دولت
دهم در میان این فضای مملو از بیاعتمادی و کدورت چگونه کار خود را به پیش
خواهد برد؟ برای ما سئوال است که چرا علیرغم تاکید شما براینکه هر
چهارکاندیدا مورد تایید نظام بویژه حضرتعالی هستند، باید انتخابات صحنه
مرگ و زندگی نظام شود به گونهای که طرفهای دعوا موضع خودرا چنان حیثیتی
کنند که عقب نشینی از آن را مرگ خود و نظام ببینند.
در این که ما علاقه داریم جریانهای نزدیکتر به ارزشهای انقلاب حاکم شوند
شکی نیست که آمار وزارت کشور نیز این موضوع را تایید میکند، اما وقتی
شرایط به گونهای شد که جناح رقیب دراین نتیجه تشکیک کرد! چرا حضرتعالی
قبل از تایید مطلق انتخابات نفرمودید که با حضور ناظران بیطرف تمامی
صندوقها بازشماری شوند؟ وقتی وزارت محترم کشور میتواند در کمتر از بیست
ساعت آرای صندوقها را شمارش کند چرا به جای این همه تنش و درگیری که آخر
سر به ریختن خون تعدادی از مردم منجر شد بازشماری کامل آرا در دستور کار
قرار نگرفت؟ در شرایطی که شما نمیخواهید این بخش بزرگ از علاقه مندان
نظام جدا شوند آیا بهتر نبود که تالیف قلوب را در دستورکار قرارمی دادیم؟
همیشه در دعواها از آن طرفی که عقلانی تر رفتار میکند توقع بیشتری برای
کنترل اوضاع دارند ، نهایتش این است بعد از شمارش مجدد انتخابات ابطال و
دوباره رای گیری میشد، آیا یک انتخابات ارزش آن را داشت که جامعه و به
دنبال آن نظام مقدس جمهوری اسلامی درخطر شقه شدن قرار گیرد؟
ما از ابتدای انقلاب تا کنون درگیریهای بسیاری با مخالفان نظام وانقلاب
داشتهایم که در آنها پیروز شده بودیم اما این بار در برابر ما دشمن قرار
نداشت بلکه بخش بزرگی از جامعه قرار داشت که نادیده گرفتن آنها بویژه در
تهران مانند آن است که مانند جزیرهای کوچک در محاصره یک دریای بزرگ قرار
بگیریم، این موقعیت فرسایشی که به طور دائم با اصابت امواج سهمگین به
سواحل این جزیره همراه است شرایط را هرلحظه دشوارتر خواهد کرد، مگراین که
برای آن چارهای عقلانی بیندیشیم.
برای ما سئوال است که چرا مقام معظم رهبری خود را برای پیروزی یکی از
کاندیداها چنین هزینه کرد، درحالی که فرمودید که هر چهار کاندیدا به
خانواده نظام تعلق دارند، نهایت این بود کسی مانند آقای خاتمی کار اجرایی
را دردست میگرفت، در شرایطی که شما او را درآن هشت سال کنترل کردید چه
باک از دیگرانی که به هیچ وجه موقعیت اجتماعی او را ندارند. البته این
بدترین حالتی بود که متصور است ، زیرا با توجه به دقتی که درانجام
انتخابات شده بازشماری تمامی آرا میتوانست به همگان ثابت کندکه شما
بیهوده بر صحت انتخابات تاکید نکرده اید.
به هرحال بعد از بازشماری تمامی آرا چه انتخابات تایید میشد و چه ابطال
مهم اعمال مدیریت حضرتعالی براوضاع بود. انعطاف شما هم نه تنها از
ارزشهایتان کم نمیکرد بلکه نشان میداد که مدیریت اسلامی با روشهای
رژیم سلطنتی که شما عمری را به مبارزه با آن سپری کردید تفاوت چشمگیر
دارد. اما حوادث به گونه دیگری رقم خورد و اکنون برای امثال ما که بخشی از
عمر خودرا برای اعتلای انقلاب اسلامی هزینه کرده ایم روزها و شبها به
سختی میگذرد. و آرزومی کردیم کهای کاش در دوران دفاع مقدس به خون خود
غلتیده بودیم اما شاهد به خاک وخون غلتیدن کسانی نمیبودیم که به دعوت شما
به پای صندوقهای رای آمده بودند و بدتر از آن با این سکوت سنگین بخش مهمی
از جامعه مواجه نمیشدیم که اکنون در تردیدی ویران کننده نسبت به شما
ونظام اسلامی گرفتار آمدهاند.
با آرزوی عاقبت بخیری برای ایران اسلامی
جمعی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس
۱۵/۴/۱۳۸۸
یک جوان بازداشت شده در اوین زیرشکنجه جان سپرد
آژانس ایران خبر :
سهراب اعرابی ۱۹ ساله سال آخر دبیرستان و آماده برای امتحان كنكور در
اعتراضات دهمین دوره ریاست جمهوری در ٣۰ خرداد روز شنبه بازداشت و به مكان
نامعلومی منتقل می شود .
بعد از پیگیریهای پی در پی خانواده بخصوص مادرش متوجه می شوند كه وی در
زندان اوین است, مادر این جوان در روز سه شنبه ۱۶ تیر با گذاشتن كفالت در
دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادی فرزند ش بود, با وجود این كه
این مادر می دانست كه فرزندش در زندان اوین است ولی خیلی نگران بود و می
گفت می ترسم بچه ام را بكشند. این مادر عكسی از فرزندش تهیه كرده بود و به
هر زندانی كه آزاد می شد عكس عزیزش را نشان می داد و از آنها می پرسید كه
آیا او را می شناسند و یا در زندان دیده اند؟ او می گفت به هر كجا و هر
كسی مراجعه می كنم جواب نمی دهند و میگویند صبر كن آزاد میشود. این مادر
كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اینكه یك دفعه از طرف قاضی
مر تضوی خبر آمد كه سهراب اعرابی در زندان درگذشته است, خانواده اش را خبر
كنید تا جنازه فرزندشان را تحویل بگیرند.
اتحادیه اروپا گاز ایران را تحریم کرد
به گزارش خبرنگار اقتصادی پارسینه، بر اساس تصمیم
سیاسی اتحادیه اروپا و با وجود دلایل اقتصادی متعدد، این اتحادیه گاز
ایران را تحریم کرد.
بر اساس توافق نامه "نوباکو" که فردا با حضور سران کشورهای اتحادیه
اروپایی، کشورهای آسیانه میانه و با حضور مهمانانی چون عراق، سوریه،
گرجستان و مصر رسما امضا خواهد شد.
خط لوله نوباکو به طول ٣٣۰۰ کیلومتر به منظور تامین گاز اروپا امضاء می
شود و ساخت آن از سال ۲۰۱۱ میلادی آغاز می شود، بر اساس این توافق نامه
گاز کشورهای ترکمنستان، قزاقستان از بستر دریای خزر به اروپا صادر خواهد
شد، این در حالی است که ذخائر گاز این کشورها بسیار کمتر از ۲۷ تریلیون
متر مکعب است و احداث این خط لوله از بستر دریای خزر نیز پیامدهای زیست
محیطی خواهد شد.
با وجود اینکه خط لوله فعلی ایران به ترکیه برای تامین گاز اروپا کاملا
آماده و به صرفه اقتصادی است، اتحادیه اروپا تصمیم به تحریم گاز ایران
گرفته است.
دهمین انتخابات و جمهوری چهارم
ابراهیم یزدی
۱ - شورای نگهبان، با تایید نتایج دهمین انتخابات ریاستجمهوری، پرونده
این انتخابات را عملا مختومه اعلام كرد. تایید نتایج در حالی صورت گرفته
است كه بیاعتمادی و اعتراضات مردم به مجریان و ناظران رسمی انتخابات
همچنان ادامه دارد. شورای نگهبان گام موثری برای ترمیم یا كاهش این
بیاعتمادی برنداشت. هیاتی هم كه برای رسیدگی به شكایات منصوب شده بود،
كاری از پیش نبرد و قبل از آنكه بتواند كاری انجام بدهد، با موضعگیری
شورای نگهبان، عملا بلاموضوع گردید.
۲ - دهمین انتخابات ریاستجمهوری ویژگیها و پیامدهایی داشته و دارد كه آن
را از تمامی انتخابات گذشته متمایز ساخته است. بیتردید اولین انتخابات
آزاد، منصفانه و سالم و رقابتی بود. دومین تا هفتمین انتخابات
ریاستجمهوری در یك شرایط سیاسی خاصی برگزار شدند كه رقابتی و منصفانه
نبودند، اگرچه میتوان گفت كم و بیش سالم بودند. در انتخابات دومین دوره
ریاستجمهوری آقایهاشمی، یك پدیده سیاسی – اجتماعی بروز و ظهور پیدا كرد.
در انتخابات ریاستجمهوری دفعات قبل از آن، یك كاندیدای اصلی و رسمی وجود
داشت و در كنار وی چند نفری هم كاندیدا میشدند تا گفته نشود كه فقط یك
نفر كاندیدا بوده است. این افراد در كنار كاندیدای اصلی، ۲۰۰ تا ٣۰۰ هزار
رای هم میآوردند اما در انتخابات دوره دوم ریاستجمهوری آقایهاشمی، به
احمد توكلی، بیش از ۴ میلیون رای داده شد. در برخی از استانهای غرب كشور،
نظیر كردستان، احمد توكلی بیش ازهاشمی رای آورد. معنای این رای چه بود؟
یك ناظر خارجی بیاطلاع پنداشته بود كه: احمد توكلی در كردستان محبوبتر
از «هاشمیرفسنجانی» است.
اما این یك پندار غیرواقعبینانه بود. مردم كردستان،به هر دلیل و
انگیزهای در انتخابات شركت كرده بودند و به آن كس كه میدانستندهاشمی
نیست، رای دادند. این رفتار سیاسی مردم عادی یك پیام مهم داشت و آن اینكه
اگر راهكاری مطمئن و كم یا بدون هزینه به مردم ارائه شود، مردم از آن
استفاده میكنند و بهطور سلبی یا ایجابی عدم اعتماد و نارضایتی خود را
ابراز مینمایند.
انتخابات دوم خرداد ۷۶، هم منصفانه نبود، زیرا كاندیداهای واجد صلاحیتی
بودند كه ردصلاحیت شدند، اما در مقایسه با انتخابات دورههای گذشته
انتخاباتی به معنای واقعی رقابتی و تا حدود بسیار زیادی سالم بود. آن
پدیدهای كه به آن اشاره شد در این انتخابات به طور گستردهای ظاهر و
اثرگذار شد. انتخاب خاتمی رای به تغییر مدیریت كشور در چارچوب نظام
جمهوریاسلامی و در نهایت یك پیروزی برای جنبش اصلاحطلبی بود.
علاوه بر این نشان داد که انتخابات ادواری و مشارکت آگاهانه مردم میتواند به آرامی شیفتگان قدرت را از مسند صدارت پائین بکشد.
شكست جریان راست در هفتمین انتخابات ریاستجمهوری، موجب هشداری شد برای
این جریان و در نتیجه برنامهریزی برای «مدیریت یا مهندسی» انتخابات،
بهگونهای كه نتیجه نهایی آن قابل پیشبینی و تعیین شده از قبل باشد.
برای دستیابی به این هدف تغییراتی در آرایش نیروها و مناسبات درونی آنها
اعمال گردید. در هشتمین انتخابات ریاستجمهوری این برنامه اعمال شد، اما
مناسبات بهگونهای بود كه هنوز مدیریت موثر انتخابات امكانپذیر نبود.
نهمین انتخابات اگرچه رقابتی بود، اما آزاد و منصفانه و سالم نبود. جریانی
ویژه و نهادهای مربوط به آن به طور بارز و روشن انتخابات را به نحو مطلوب
مدیریت كردند. شیرینی موفقیت این مدیریت آنچنان بود كه در دهمین انتخابات،
آن را بهطور بیسابقهای علنی و شفاف اعمال كردند. و کردند آنچه به نفع
منافع و مصالح ملی و نظام نبود، و نباید میشد.
٣ - دهمین انتخابات، اگرچه منصفانه نبود، اما بیش از هر دورهای رقابتی
بود. در این انتخابات صفحه جدیدی-مناظره تلویزیونی میان كاندیداها- گشوده
شد. این مساله میتوانست ابتكار جالب و مثبتی باشد اما از همان آغاز
مناظره، آقای احمدینژاد از تاكتیك تهاجمی استفاده کرد. تاکتیکی که به نظر
میرسد با الگوبرداری از شیوه انتخابات آمریکا توسط مشاوران ویژه ایشان
الگوبرداری شده باشد- در این نوع مناظرات اصل بر این است که حمله بهتر از
دفاع است - اما این تاکتیک و محتوای آن مسیر مناظره را به جای تمركز بر
برنامهها، بهسمت و سوی خاصی هدایت كرد. موضوع و محتوای تهاجم او تنها
افراد و دولت خاصی نبود بلكه کارنامه و عملكرد كل نظام در دوره ۲۶ساله قبل
از خود هم در دورههای گذشته و حال را بهشدت زیرسوال برد.
این یك خطای استراتژیك، یا یك برنامه از پیش تنظیم و تدوین شده بود.
رئیسجمهوری، دومین مقام بعد از رهبر، در این نظام است. میلیونها بیننده
و شنونده، در ایران و جهان، این تهاجم را دیدند و شنیدند. آیا اتخاذ این
«تاكتیك» محصول ویژگیهای شخصیتی و انگیزههای شخصی خود آقای احمدینژاد
بوده است یا عمل به مشورتهای مشاورین جدید ایشان پوست خربزهای بود زیر
پای رئیس دولت. تا آن زمان هیچ مقام رسمی در چنان سطح گستردهای کارنامه
کل نظام را به چالش نکشیده بود.
پیامدهای مهندسی انتخابات و این تاكتیك تهاجمی، علنی و عمیقتر شدن
بیسابقه شكاف میان شبكهها و ساختارهای قدرت در نظام جمهوریاسلامی شده
است. مساله اساسی این نیست كه میان كنشگران و تصمیمسازان قدرتمند در این
نظام اختلاف نبوده است. از همان ابتدای بعد از پیروزی انقلاب اگر نگوییم
قبل از آن، اختلاف و شكاف هم در شورای انقلاب، هم در دولت موقت و هم میان
شورا و دولت و هم میان روحانیان و روشنفكران بوده است اما طرفین، به هر
دلیل حتیالامکان آن را علنی نمیكردند. آقای احمدینژاد، در مناظره
تلویزیونی خود، این اختلافات و انحرافات و این شكافها را روی صحنه ریخت و
علنی ساخت. به نظر نمیرسد نهادی قادر به ترمیم آن باشد. این شكاف که در
تمام ارکان قدرت و ساختارها پدید آمده است، به خودی خود واجد پیامدهایی
است كه بررسی آنها برای شناخت رویدادهای آینده ضروری است. پیامد دیگر،
مهندسی دهمین انتخابات ریاستجمهوری و رفتار مجریان و ناظران آن عمیق شدن
بیسابقه شكاف میان دولت – ملت است. اگر در انتخابات خرداد ۷۶، مردم با
آرای سنگین خود،به یك جریان رای منفی دادند، در دهمین انتخابات میلیونها
ایرانی با تظاهرات آرام و قانونمند و باشكوه خود، اعتراض خود را نشان
دادند. برخورد قهرآمیز اعتراضهای مسالمتمحور مردم، نمكی بود كه بر
زخمهای آنها پاشیده شد و راه ترمیم شكافها را سختتر كرده است. یكی دیگر
از پیامدهای انتخابات اخیر شكاف در میان جامعه است. علاوه بر تعمیق شكاف
میان دولت – ملت، انتخابات اخیر، جامعه سیاسی را نیز به شدت پلاریزه و
قطبی كرده است. ادبیاتی كه در این فضا، بهخصوص از جانب رسانهها و نشریات
وابسته به جریان حاكم به كار میرود، بهطور بیسابقهای آكنده از تحریف
حقایق، هتك حرمت و حیثیت افراد و پروندهسازی میباشد.
۴- دهمین انتخابات، صحنهای از تقابل قدرت و حجت بود. اگرچه قدرت بازی را
برده است. حجت این است كه میلیونها ایرانی، از زن و مرد، پیر و جوان، با
تنوعی از گرایشها و باورهای سیاسی – اعتقادی، برای تغییر در مدیریت
اجرایی و پیگیری مطالبات خود، در چارچوب همین نظام و استفاده از ظرفیتهای
همین قانون اساسی و به رهبری كسانی كه خود سالها از اركان همین نظام
بودهاند، در انتخابات شركت كردند و حماسه آفریدند. مشاركت فعال و گسترده
نسل جدید در انتخابات نشان داد كه این نسل تا چه میزان از ذهنیگرایی و
مطلقخواهی نسل گذشته فاصله گرفته است و با واقعگرایی نسبیت در سیاست را
پذیرفته است. این یك فرصت طلایی برای حاكمان نظام جمهوریاسلامی بود با
حسن استفاده از این فرصت امكان جابهجایی مسالمتآمیز و قانونمند قدرت به
نفع منافع و مصالح ملی و تحکیم نظام را فراهم سازند. این همان «املا» یا
فرصتی است كه خداوند در قرآن كریم به آن اشاره دارد. (اعراف ۱٨٣) تغییرات
و تحولات اجتماعی – سیاسی تابع قانونمندیهایی هستند كه از «آیات» خداوندی
محسوب میشوند. خداوند میفرماید: «كسانی كه این قانونمندیها را انكار
كنند، بهزودی و به تدریج از آنجایی که هرگزتصورش را هم نمیکنند، گرفتار
میسازیم، اگر موقتا پیروز شدند نباید خوشحال باشند، این فرصتی است كه به
آنها داده شده است، اما مكر و تدبیر خداوند بسی سنگین و محكم است.» در این
انتخابات این مهلت از دست رفت و نهتنها اشتباهات، خطاها و انحرافها
جبران نشد، بلكه بر كارنامه تخلفات افزوده شد و معادله روابط با ملت به
نقطه غیرقابل ترمیم رسید. پیامدهایی كه لزوما غیرقابل اجتناب نبود با عقل
و تدبیر و فرزانگی سیاسی یافتن راهحلهای مناسب در راستای منافع ملی و
نظام امكانپذیر بود.
۵ - دهمین انتخابات فرصتی بود برای بهبود موقعیت ایران در مناسبات
جهانی. این فرصت به ضرر ایران از دست رفت. بیتردید دولتهایی -نظیر
اسرائیل- بهبود موقعیت ایران در سطح جهانی و منطقه را برنمیتابند. همین
دولتها، از انتخاب مجدد آقای احمدینژاد ابراز خوشحالی كردند. همزمان و
همگام با اسرائیل یكی از سخنگویان نیروهای تندرو ضد ایران و اسلام در
(فاكسنیوز) نوشت: «... پیروزی موسوی تنها موجب تغییر كوچكی به سمت آمریكا
شده و موجبات به تعویق افتادن این ارتباط را فراهم میآورد و تنها موجب
تقویت وجهه ایران در سطح بینالمللی خواهد شد. با توجه به ساختار قدرت در
ایران، انتخاب مجدد احمدینژاد در ایران، با توجه به عملگرا بودن این چهره
و همچنین ارتباط مستقیم با مهمترین مرجع تصمیمگیری در ایران میتواند
شرایط را برای دستیابی به نتیجه رابطه با آمریكا سریعتر فراهم آورد.
همچنین در صورت عدم حصول هرگونه توافقی، این گزینه امكان ایجاد اجماع
جهانی علیه ایران را نیز آسانتر و سریعتر خواهد نمود.» پیامد انتخابات
اخیر ایران و تاثیر آن بر روابط ایران با جهان بیرون نیاز به یك بررسی و
تحلیل جداگانهای دارد. اما آنچه مسلم است و از هماكنون آثار آن پیداست،
انسجام جبهه جهانی علیه ایران میباشد.
۶ – برخی رفتارها با مردم در این انتخابات، نمونهای از خشونت برهنه بود.
به نظر میرسد این خشونت برخلاف پندارها، نه علامت اقتدار بلكه انعكاس ضعف
یا احساس ضعف درونی است. یك تفاوت بسیار مهم میان «ضعف» و ناامنی و «احساس
ضعف و ناامنی» وجود دارد. «احساس ضعف» ممكن است ذهنی و بیاساس باشد. دست
زدن به خشونت برهنه در واكنش به «احساس ضعفی» پندارگرایانه باشد که خود
موجب نابودی اقتدار و تضعیف واقعی قدرت میگردد. بیرون آمدن از برج عاج
ذهنیتها و نگاه واقعبینانه به جامعه زوال اقتدار حاكمان را به خوبی نشان
میدهد. توضیح جناح حاکم برای اعماب خشونت مقابله با خطر انقلاب مخملی
توسط اصلاحطلبان است. انقلابات مخملی که از حوادث اوکراین و گرجستان وارد
ادبیات سیاسی شده است. بعد از فروپاشی شوروی سابق کادرهای حزب کمونیست
حاضر به تمکین به خواست ملت در انتخابات نبودند در نتیجه لجبازی و قدرت
طلبی آنها مردمی که فقط خواستار تغییر حاکمان و نه تغییر نظام بودند با
مقاومت مدنی خود آنها را از قدرت سرنگون ساختند. این نکته که تا کنون هیچ
دولت ملی و مردمی با انقلاب سرنگون نشده است انقدر بدیهی است که نیازی به
اثبات دلیل ندارد. و اگر حکومتی خود را ملی و مردمی بداند نیازی نیست تا
از خطر انقلاب سرح و سفید یا مخملین بهراسد. اما این نمیتواند موجب
خوشحالی باشد. زیرا تغییرات و تحولات سیاسی هنگامی مفید و در راستای منافع
ملی خواهد بود كه مهار شده و گام به گام صورت گیرد. بستن راههای تغییرات
تدریجی پاك كردن صورت مساله است و موجب از بین رفتن ضرورت تغییرات نمیشود
بلكه آنها را به لایههای زیرین جامعه میراند و متراكم و فشرده میسازد
كه دیر یا زود، منفجر خواهد شد. انفجاری كه هیچ تضمینی برای مفید بودن
پیامدهای آن وجود ندارد و آینده مبهمی را ترسیم مینماید. این ابهامها و
نگرانیها یکی از دلایلی است که ایجاد یک رهبری واحد جمعی برای جنبش
اصلاحات و پیگیری مطالبات مردم را ضروری و اجتناب ناپذیری میسازد. اکنون
که مقامات رسمی پرونده انتخابات را بسته شده میدانند کاندیداهای اصلاح
طلب و سایر فعالان سیاسی از گروههای مختلف میتوانند و ضروری است با پشت
سر گذاشتن موانع و ذهنیتهای گذشته، در راستی ایجاد یک رهبری واحد گام
بردارند.
۷ - دهمین انتخابات، ماهیت جمهوری نظام را تغییر داد یا حداقل باید گفت
جمهوری جدیدی است كه برای تمایز از گذشته میتوان آن را «جمهوری چهارم»
خواند. جمهوری اول از بدو پیروزی تا درگذشت بنیانگذار جمهوریاسلامی است.
جمهوری دوم از سال ۱٣۶٨ با تغییرات در قانون اساسی و حذف مقام نخستوزیری
تغییر در شرایط رهبری و... شروع شد. انتخاب آقای خاتمی در خرداد ۷۶، تغییر
در برخی شرایط بود كه آن را از دو دوره قبلی متمایز میسازد كه میتوان آن
را جمهوری سوم نامید. فرآیندی كه با انتخاب آقای احمدینژاد در نهمین
انتخابات آغاز شده بود، با ادامه ریاست دولت توسط ایشان، به اوج خود رسیده
است. همانطور كه انتخابات این دوره بسیار ویژه و پراهمیت بود، خروجی آن
نیز نشانهای از تغییرات بسیار كلیدی در مناسبات و ساختار قدرت میباشد.
بهطوری كه میتوان آن را، متمایز از گذشته، جمهوری چهارم نامید. در حالی
كه ماهیت آن از «جمهوریاسلامی» به «حكومت اسلامی» از نوع تاریخی آن تغییر
پیدا كرده است.
سخنگوی فراکسیون خط امام مجلس : دولت دهم مشروعیت ندارد
نوروز: داریوش قنبری در گفتگو با خبرنگار پایگاه
خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»،با تاکید براینکه بسیاری از
نمایندگان با توجه به شگردهایی که احمدینژاد در این انتخابات به کار گرفت
دولت او را مشروع نمیدانند، اظهار داشت:«بنده کاری به اینکه چه کسی چه
میزان رای آورد ندارم، اما بیتقواییها، تخریب شخصیتها، هزینه از بیت
المال و...مسایلی نیست که مجلس به سادگی از آن بگذرد.»
وی تاکید کرد:«این دولت با اتفاقاتی که در جریان انتخابات رخ داد مشروعیت کامل ندارد و زیر سئوال است.»
نماینده مردم ایلام با بیان اینکه مسئولان نظام باید این حوادث و اتفاقات
را در نظر داشته باشند، تصریح کرد:«شورای نگهبان مرجع تایید انتخابات بود
و انتخابات را تایید کرد، اما مردم اتفاقاتی که رخ داد را به عینه دیدند و
قضاوت خودشان را دارند.»
قنبری خاطر نشان کرد:«برخی از نمایندگان با توجه به اینکه در این انتخابات
از ابزار نامشروع برای کسب رای استفاده شد دولت را مشروع نمیدانند.»
سخنگوی فراکسیون خط امام(ره) مجلس هر گونه تصمیمگیری جمعی در مورد نحوه
برخورد با دولت دهم، شرکت یا عدم شرکت در مراسم تحلیف و جلسات رای اعتماد
به وزرا را موکول به روزهای آینده و پس از تعطیلات مجلس کرد و گفت:«باید
منتظر باشیم و ببینیم چه تصمیم جمعی گرفته خواهد شد.»
وی ادامه داد:«بسیاری از نمایندگان در حوزههای انتخابیه خود شاهد
بودهاند که برای رای گرفتن چقدر پول هزینه کردند، بودجهای که مجلس برای
خشکسالی تصویب کرده بود را یکسال با تاخیر هفته قبل از انتخابات توزیع
کردند.درمورد سود سهام عدالت نیز همین اتفاق رخ داد که اصلا مشخص نیست
مبنای توزیع این سود و نحوه محاسبه چگونه بوده است؟یا قانون خدمات مدیریت
کشوری را گروگان گرفتند.قانونی که باید سال ٨۶ یا در نهایت سال ٨۷ اجرا
میشد را یک ماه مانده به انتخابات اجرایی کردند.»
قنبری گفت:«نمایندگان به چه امیدی باید به وزرای این دولت رای اعتماد
بدهند؟ آیا دولت در چهار سال گذشته توانسته است اعتماد نمایندگان را جلب
کند که ما دوباره رای بدهیم؟»
سخنگوی فراکسیون خط امام(ره)مجلس با اشاره به سئوال مشترک اعضای این
فراکسیون در مورد حوادث پس از انتخابات از وزیر کشور و عدم حضور محصولی در
مجلس برای پاسخگویی به این سئوال گفت:«تعدادی از نمایندگان در مورد روند
انتخابات و حوادث پس از آن سئوالاتی داشتند که در نهایت از سلامت انتخابات
قانع نشدند، یعنی اصلا کسی به این سئوالات پاسخ نداد که ما را قانع کند.»
وی تصریح کرد:«چگونه نمایندگان باید مجددا به وزرای دولتی رای بدهند که
وزیر همین دولت به خود اجازه میدهد پاسخگوی نمایندگان نباشد و کوچکترین
حق نظارتی مجلس که سئوال است را نادیده میگیرد؟»
نماینده ایلام در ادامه با تاکید براینکه نیامدن وزیر کشور به مجلس برای
پاسخگویی به سئوال جمعی از نمایندگان مصداق سوء استفاده از قدرت است،
گفت:«باتوجه به فرمایشات رهبری که توصیه کردند همه مسایل را از طریق قانون
پیگیری کنند، اعضای فراکسیون خط امام چند سئوال در مورد انتخابات و حوادث
پس از آن طراحی کردند، اما دولت به آنها پاسخ نداد.»
وی گفت:«دولتی که وزیر آن به نمایندگان پاسخگو نیست، نباید انتظار رای اعتماد از مجلس داشته باشد.»
نماینده ایلام با بیان اینکه دیوار بیاعتمادی بین بخشی از مجلس با دولت
ایجاد شده است، تاکید کرد:«در این شرایط تا زمانیکه سئوالات و ابهامات
درمورد انتخابات مشخص نشود به نظر من اعضای فراکسیون در جلسات رای اعتماد
به وزرا شرکت نکنند.»
قنبری با بیان اینکه باید در این موارد رفع ابهام صورت بگیرد، اظهار
داشت:«هرگونه تصمیمگیری در مورد کابینه منوط به روشن شدن ابهاماتی است که
در مورد انتخابات و دولت وجود دارد.»
سخنگوی فراکسیون خط امام خاطر نشان کرد:«زمان زیادی تا مراسم تحلیف باقی
نمانده است و من فکر میکنم در این مدت باید اعتماد نمایندگان جلب شود.»
دایره اطلاع رسانی جبهه مشارکت : در مقابل اقدامات کودتاگران می ایستیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پس از كودتای مخملین جریان حاكم علیه جمهوریت نظام و اراده ملت در
انتخابات ۲۲ خرداد، در حالی كه حجم عظیمی از خشونت های بی سابقه علیه
اعتراض های مسالمت آمیز مردمی به نتایج انتخابات شكل گرفت، به موازات آن
اعمال سانسور بی سابقه در رسانه های رسمی و فیلترینگ بی امان سایت های
منتقد جریان حاكم تا سطح نرم ترین و به اصطلاح مجعول "متعادل ترین" سایت
های منتقد و اصلاح طلب را شاهد هستیم.
در این بین پایگاه اطلاع رسانی نوروز كه در آن اخبار، بیانیه ها و اطلاعیه
های رسمی جبهه مشاركت منتشر می شود نیز از گزند فیلترینگ در امان نمانده و
در چند نوبت مورد فیلترینگ جریان مدعی آزادی ٣۶۰ درجه قرار گرفته است.
پایگاه اطلاع رسانی نوروز اولین بار در روز انتخابات ۲۲ خرداد توسط توسط
نیروهای ستاد کودتا فیلتر گردید و پس از دستگیری اعضای جبهه مشارکت ایران
اسلامی در محل حزب و پلمپ دفتر مرکزی جبهه مشارکت در ۲٣ خرداد، این پایگاه
مجددا از دسترسی کاربران خارج گردید که با تلاش های انجام شده دگر بار در
۲۷ خرداد، به عرصه اطلاع رسانی با آدرس جدیدی بازگشت، منتهی کودتا گران
باز هم تحمل آراء مخالف را نکردند و پس از ۲۰ روز مجددا این سایت به محاق
فیلترینگ غیر قانونی رفت.
دایره اطلاع رسانی جبهه مشارکت با اعتراض به این روند، نگرانی شدید خود را
نسبت به خبرها و فعالیت هایی که دال بر تحت تعقیب قرارگرفتن اعضاء و
همکاران سایت نوروز که تنها ارگان باقی مانده جبهه مشارکت ایران اسلامی
است، اعلام می دارد و ادامه این تهدیدها و اعمال را خلاف قوانین صریح کشور
دانسته و خواستار خاتمه سریع اینگونه رفتارهاست.
دایره اطلاع رسانی جبهه مشاركت ضمن محكوم كردن این اقدام آزادی ستیزانه و
رسوای جریان حاكمی كه نشان داده بزرگ ترین دشمن خود را آزادی گردش اطلاعات
و بیان می داند و به دلیل ضعف در منطق و مواجهه كلامی و قلمی روی به بگیر
و ببند متفكران و فعالان و روزنامه نگاران و تحدید جراید و خبرگزاری ها و
فضای مجازی آورده و تحریف اخبار و دروغ پراكنی گسترده را با استفاده از
امكانات وسیع رسانه های عمومی و دولتی به كار گرفته، به اطلاع همه علاقه
مندان به اخبار واقعی و تحریف نشده و كاربران پایگاه اطلاع رسانی نوروز می
رساند كه آنچه را در توان محدود خود داریم، به حول و قوه الهی به كار می
بندیم تا بر این سد غیرقانونی غلبه كنیم و همچنان در عرصه اطلاع رسانی
حرفه ای و شرافتمندانه حاضر بمانیم.
بر این اساس پس از فیلتر شدن سه آدرس قبلی سایت خبری نوروز، فعالیت های این سایت در آدرس جدید norooznews.org ادامه می یابد.
این حضور و تلاش را تا در آغوش كشیدن شاهد آزادی بیان و عقیده و رفع
هرگونه سانسور ادامه می دهیم و با افتخار به بودن در جمع سبز و بزرگ آزادی
خواهان و عدالت جویان ایرانی، بر حق قانونی و مدنی خود برای بیان دیدگاه
هایمان و نشر اخبار واقعی و تحریف نشده تاكید می ورزیم.
در پایان دایره اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی برخوردهای هفته های
اخیر با روزنامه نگاران و خبرنگاران و عکاسان که منجر به دستگیری یا آسیب
دیدن آنان شده است به شدت محکوم کرده و خواستار آزادی تمامی اهالی اطلاع
رسانی دستگیر شده در حوادث اخیر و پایان دادن به جو سانسور و امنیتی شدن
فضای اطلاع رسانی در سطح مطبوعات، سایت های خبری را دارد.
دانستن حق مردم است و ما برای استیفای این حق در كنار مردم می مانیم.
دایره اطلاع رسانی جبهه مشاركت ایران اسلامی
۲۰/۰۴/۱٣٨٨
دستگیری یک عضو ستاد موسوی و یک عکاس دیگر
همزمان با دستگیری های تازه در ایران، گروهی از
خانواده های دستگیر شدگان با ارسال نامه ای دیگر از مراجع تقلید شیعه در
قم خواسته اند که گره از کار آنها بگشایند.
بنابر گزارشها شمس الدین عیسایی از مدیران وزارت کشور دولت محمد خاتمی و
از مسئولان ستاد میرحسین موسوی صبح روز شنبه بیستم تیر دستگیر شده است.
بنابر گزارشها ماموران امنیتی به منزل آقای عیسایی رفته و وسایل شخصی وی از جمله کامپیوترش را نیز با خود برده اند.
در پی گسترش اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، تعداد زیادی از
فعالان سیاسی و منتقدان دولت دستگیر شده اند. آقای عیسایی و مجید سعیدی
عکاس خبری که با روزنامه های اصلاح طلب و اصولگرا همکاری داشته، جزو آخرین
دستگیر شدگان روزهای اخیر هستند.
آیت الله زنجانی: مردم باید تلاش کنند فرد نامشروع و متقلب را از طرق مسالمت آمیز، تغییر دهند
مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی زنجانی پس از
عرض سلام شرایط كارمندان دولت با توجه به غیر شرعی بودن دولت آتی به چه
ترتیب خواهد بود؟آیا ترك كار دولتی جایز است؟در صورت حرج مالی چه باید
كرد؟ با تشكر - ۲۱/۰۴/۱٣٨٨
جواب: با توضیح اینکه فرض ناصالح بودن و یا فاقد شرایط شرعی و قانونی بودن
رئیس یک دولت، نامشروع بودن اصل دولت را موجب نمی شود؛ در فرض سئوال در
چنین شرایطی افراد باید تلاش کنند فرد نامشروع و متقلب را از طرق مسالمت
آمیز، تغییر دهند و فردی که واجد شرایط است را روی کار آورند. این تلاش و
فعالیت، اگر موجب اصلاح امر شود و نتیجتاً فرد واجد صلاحیت را روی کار
آورد، از باب امر به معروف تکلیف است و باید این عمل را انجام دهند و اگر
چنین توان و قدرتی ندارند و ماندنشان در این مقام دولتی، صرفاً باعث تقویت
مدیریت نا مشروع می شود، از باب نهی از منکر نمی توانند در آن محل مانده و
باعث این تقویت شوند و نیز موظفند از هر راه ممکن، در بیان مسئله و توضیح
زیانهای این نوع مدیریت و تبعات سوء آن بکوشند چراکه رعایت مراحل امر به
معروف و نهی از منکر از امور عقلائی و عرفی است و شریعت حقه، آن را مورد
تایید قرار داده است. ولی اگر احتمال داده شود که ماندن در آن جایگاه
دولتی، جلو برخی از اعمال غیر قانونی را گرفته و در جهت تنویر افکار
دیگران اثر گذار است، باید در آنجا مانده و در مواردی ممکن است مشکلی از
انسان گرفتاری برطرف کنند که در این موارد ماندن در آن محل کار، تکلیف است.
آیت الله منتظری: آمران و متصدیان و مباشران اعترافات ساختگی گناهکار و مجرمند
دكتر محسن کدیور از روشنفكران و فقهای نواندیش
معاصر، پنج پرسش شرعی كه آنرا «پرسشهای مردم رشید و مظلوم ایران از
پیشوایان دینیشان» توصیف كرده، با استاد خود آیت الله العظمی منتظری در
میان نهاده كه متن كامل آن را به همراه پاسخ های این فقیه عالی قدر در
سایت اختصاصی خود آورده است.
به گزارش سایت نوروز به نقل از پایگاه اختصاصی محسن کدیور، وی در مقدمه
پرسش های خود با تبریك میلاد امام علی بن ابی طالب (ع)، آورده است: « این
عید سعید را در شرایطى برگزار مىكنیم كه دهها پیرو آن امام همام در
اعتراض مسالمتآمیز به حقكشىهاى حكومت ایران، شهید و صدها نفر مجروح و
هزاران نفر بازداشت و زندانى شدهاند. تأسفبار آنكه این همه تجاوز به
حقوق مشروع مردم به نام اسلام و تشیّع صورت گرفته است. سوگوارانه از نام
سبز على(ع) خرج مىكنند و به (...) مىروند. »
وی در ادامه آورده است: « از محضر شما آموختهام كه اشاعه معارف قرآنى،
تعالیم نبوى و احكام اهل بیت بهترین راهكار مبارزه با ظلم و جور در
هرشرایطى است. اینك به مقتضاى حال و براى روشن نگاه داشتن كورسوى
<امید> در دلهاى پاك نسل جوانى كه از متولیان رسمى به ناماسلام
قساوت دیده، به نام تشیّع خرافات شنیده، و روح و روانشان از این همه دروغ
و ریا و خیانت در امانت زخمى و خسته است، به در خانهاى آمده است كه خانه
امید ملت مظلوم ایران است و یاد مجاهدتها و دفاع جانانه شما از حقوق به
تاراج رفته ملت – به ویژه در ۱٣ رجب سال ۱٣۷۶ و بیش از پنج سال حبس خانگى
متعاقب آن - هرگز از حافظه تاریخی اش محو نمىشود. »
سپس كدیور در پرسش اول ازحکم تصدی مناصب خدمات عمومی پس از از دست رفتن
شرائط الزامی از قبیل عدالت، امانتداری و برخورداری از رأی اکثریت پرسیده
است. فقیه عالیقدر پاسخ داده است: « از بین رفتن شرائط مذکور که شرعا و
عقلا در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی امور عامه جامعه دخیل است خود
بخود و بدون حاجت به عزل موجب سقوط قهری ولایت و تصدی امر اجتماعی و عدم
نفوذ احکام صادره از سوی آن متولی و متصدی می گردد.»
آیت الله منتظری در پاسخ به سؤال از وظیفه شرعی مردم در قبال چنین
متصدیانی، نوشته است: « تصدی چنین افرادی هیچگونه مشروعیتی ندارد و چنانچه
به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت
آنها را در نزد خود و برکناری آنان را از آن منصب با رعایت مراتب امر به
معروف و نهی از منکر و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز
داشته و بخواهند.»
در پرسش سوم ارتباط ارتکاب «یازده گناه کبیره» با «ملکۀ عدالت» مطرح شده
است. آیت الله العظمی منتظری ارتکاب همه این معاصی یا اصرار بر برخی از
آنها را از بارزترین و گویاترین شواهد فقدان ملکه عدالت و از مصادیق آشکار
ظلم و بی عدالتی دانسته است.
کدیور در پرسش چهارم پرسیده است آیا تمسک به جملاتی از قبیل «حفظ نظام از
اوجب واجبات است» می تواند مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زیر پا نهادن
ضوابط اخلاقی و محکمات شرعی باشد؟ استاد در پاسخ خود تصریح کرده است که با
کارهای ظالمانه و خلاف اسلام نمی توان نظام اسلامی را حفظ یا تقویت نمود.
به فتوای آیت الله العظمی منتظری آمر و متصدی و مباشر اعترافات و مصاحبه
های ساختگی تلویزیونی - با زور و شکنجه و تهدید - گناهکار و مجرمند و شرعا
و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود.
این فقیه متأله در پاسخ به پرسش پنجم کدیور مرقوم داشته است: جور، مخالفت
عمدی با احکام شرع و موازین عقل و میثاقهای ملی است که در قالب قانون
درآمده باشد و کسی که متولی امور جامعه است و بدین گونه مخالفت می ورزد
جائر و (...) است و تشخیص چنین (...) در درجه اول بر عهده خواص جامعه یعنی
عالمان دین آشنا و مستقل از حاکمیت و اندیشمندان جامعه و حقوقدانان و
آگاهان از قوانین می باشد و در درجه دوم بر عهده عموم مردم است.
متن كامل این پرسش و پاسخ در سایت محسن كدیور آمده است.
بیانیه جدید ستاد ۸۸ : شعبده بازی شورای نگهبان در تائید انتخابات
ومکرو مکرا.. و ا.. خیرالماکرین
ملت صف شکن و در صحنه ایران، حامیان آزادی، استقلال و آرمان های انقلاب ۵۷ و دوستداران رئیس جمهوری میرحسین موسوی
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با حضور ملتی که برای پاسداری از آرمان
های انقلاب ۵۷ و قانون اساسی نظام مبتنی بر رای مردم به پا خواسته بودند
می توانست سرنوشت ایران عزیز را در برآمدن آزادی و استقلال خویش به سوی
آشتی ملی و اقتدار جهانی رهنمون کند و کشور را که در دوران دولت دروغ و
ریا و تزویر با حضیض ذلت در صحنه خارجی و بی اعتمادی ملی در صحنه داخلی
مواجه بود دوباره با اعتبار و سرشار از اعتماد نماید. امیدی که متاسفانه
با کوتای مخلمین ارباب قدرت و اصحاب نخوت در اندک زمانی به یاس تبدیل شد و
حجت را بر آنانی تمام کرد که انتظار خویش در پاسداری از رای ملت طلب می
کردند.
ما، یاران و یاوران شما ملت شریف ایران در ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و
موسوی (ستاد ٨٨)، همراه با دیگر گروه های حامی رئیس جمهوری منتخب، میرحسین
موسوی، تمام تلاش خود را برای این پرشکوه تر برگزار شدن انتخابات به کار
بسته بودیم تا اثبات نماییم سرنوشت نظام جمهوری اسلامی از دل صندوق های
رای مردم ایران تعیین می شود. اما سناریوی خودکامگان از یک سو و آلت دست
آنان از سوی دیگر به همراه بادمجان دور قابچین هایی که حکم بر تکفیر یاران
امام می دادند و برای این حکم نه تنها از ائمه معصوم و پیغمبر معظم یاد می
نمودند، بلکه در وقاحتی آشکار، خدا را وارد معرکه دعوای جناحی خویش می
کردند، همه و همه میدانی از صحنه جنگی را به تصویر می کشید که در نزد آنان
تنها با خون قابل حل بود. این در حالی است که تمام حرف ما، یاران رئیس
جمهوری میرحسین موسوی، اعتراض در سکوت و شکست حلقه دروغین دولتیان غاصب و
دزدان رای ملت و دروغ گویان آمار دولت است. ما انتخابات برآمده از رای ملت
در ۲۲ خرداد ٨٨ را تنها با ریاست جمهوری میرحسین موسوی، مشروع و مقبول می
دانیم و هیچ گاه شرافت و حیثیت خودمان را در راه این دولت غصبی موجود که
قصد دارد در مرداد ماه حکم تنفیض بگیرد نیز قربانی نخواهیم کرد. ما از
شیوه های اعتراض رئیس جمهوری منتخب، میرحسین موسوی و کاندیدای باثبات،
مهدی کروبی و همچنین اعتراضات رئیس جمهوری پیشین، سید محمد خاتمی، حمایت
می کنیم و به اسباب اعتراف گیری که این روزها بنا را بر شیوه های زندان
استالینی قرار داده اند هشدار می دهیم که آنچه مخالفان پیغمبر بر محمد
مصطفی می کردند حیله و نیرنگی بود که در نهایت دامان خودشان را آلوده کرد
و خداوند مکر آنان را بر خودشان بازگرداند. این سنت تاریخ است، هرچند اگر
قرار باشد در یک بازآفرینی تاریخی توسط اصحاب ارتجاع، ا..اکبر مردم و حمل
شمایل ائمه معصوم توسط یاران میرحسین در نظر برخی از خودفروختگان به قدرت،
همان قرآن بر سر نیزه کردن یاران معاویه و عمروعاص تلقی شود. این به خواب
رفتگان غافل هستند که آنکه قرآن بر سر نیزه می کرد سپاه و جبال و جبروت
داشت که در برابر علی و یاران پیغمبر به هراس افتاده بود. اگر قرار باشد
کسی امروز بازآفرین معاویه و دولت دروغ و نیرنگ وی باشد، مطمئناً او
امیرحسین نیست که نه از سپر و نیزه داران و حکومت خودکامگان و سپاه تا بن
و دندان مسلحان کامی گرفته است و نه ارباب ریا و تزویر چون عمروعاص های
زمانه که مروجان دروغ و نیرنگ هستند، به حمایتش برخواسته اند و نه
دینداران اهل تذبذب، هر روز و هر شب به تحسین و تمجیدش دست می زنند و در
خواب خفتگی جهالت فرویش می برند. آنکه به روش مامون عباسی و وزیر نابکارش،
فضل بن سهل، لباس علویان بر تن کرد تا خود را همراه جامعه ای که به میمنت
حضور علی بن موسی الرضا، سبزپوش شده بود درآورد، همان کسی است که در فردای
پیروزی دروغینش، شال سبز بر گردن انداخت و خود را سید خواند، باشد که
سبزپوشان را یاران خویش بداند. غافل از اینکه اگر از مامون و معاویه نام
نیکی در تاریخ باقی ماند از این فرومایگان نیز به نیکی یاد خواهد شد.
ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی (ستاد ٨٨)
همسر احمد زیدآبادی به رئیس قوه ی قضائیه: به چه اتهامی همسرم ربوده شده و هیچ نهادی خود را ملزم به پاسخگویی نمی داند؟
کسی که باید در زمره نخبگان جامعه تلقی شود؛ به چه اتهامی از درب منزلش ربوده شده و هیچ نهادی خود را ملزم به پاسخگویی نمی داند؟
متن نامه ی همسر احمد زیدآبادی به رئیس قوه ی قضائیه:
ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای شاهرودی
سلام
با عنایت به مسئولیت خطیر رسانه ها در روزگار فعلی و معرفی مکرر صدا و
سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه ای ملی که علی القاعده می بایست
آیینه افکار عمومی جامعه باشد و با توجه به بخشنامه اخیر جنابعالی که
هرگونه مصاحبه با رسانه های خارجی را جرم و قابل مجازات دانسته است ؛
بر آن شدم تا شرح مختصری از رنجهای رفته بر خویش را در طول این مدت بازگو
نمایم.
نزدیک به یک ماه از زمانیکه عده ای ناشناس که خود را پیک موتوری نامیدند
همسر اینجانب آقای احمد زید آبادی را شبانه و بدون ارائه هرگونه برگ جلب،
در مقابل چشم فرزندان خردسالش ربوده اند می گذرد و هنوز هیچیک از نهادهای
مسئول زحمت پاسخگویی درباره وضعیت ایشان را به خود نداده اند.این وضعیت
بارها فرزندان مرا در مقابل این سوال بی پاسخ قرار داده که جرم پدرمان
چیست که اینگونه مورد تهاجم واقع شده است؟ پدری که دانش آموخته دانشگاههای
همین مملکت بوده و دکترای علوم سیاسی خود را با نمره عالی از دانشگاه
تهران دریافت نموده و علی القاعده می بایست در زمره نخبگان جامعه تلقی
شود؛ به چه اتهامی از درب منزلش ربوده شده و هیچ نهادی خود را ملزم به
پاسخگویی نمی داند؟ لازم به ذکر است که علی رغم مراجعات مکرر اینجانب،
برادر همسرم و وکیل آقای زید آبادی به دادگاه انقلاب،تنها پاسخی که دریافت
کرده ایم آن است که «ما اصلا چنین کسی را نمی شناسیم» و «پرونده ایشان هیچ
ارتباطی به ما ندارد»!
متاسفانه دامنه بی قانونی تحمیل شده بر خانواده من به اینجا ختم نشده و
اینبار حریم خانه ام نیز به دفعات در معرض تجاوز قرار گرفته است. چند روز
پس از دستگیری ایشان به شرحی که گذشت؛ چهار مرد قوی هیکل و البته ناشناس
به درب منزل آمده و خواهان ورود شدند؛ حال آنکه تنها من و فرزندانم در
خانه بودیم. علی رغم آنکه متجاوزان موفق به ورود به منزل ما نشدند؛ لیکن
کودکانم تا ساعتها از ترس لرزیده و مدام می پرسیدند چرا نباید ما در کشور
خودمان احساس امنیت کنیم؟ اینها کیستند که با مراجعات مکرر لرزه بر اندام
فرزندانم انداخته و فرزند دوازده ساله ام را دچار چنان وحشتی کرده اند که
اجازه نمی دهد حتی برای چند ثانیه درب منزل باز بماند؟
تمامی حوادث فوق در حالی رخ می دهند که در سراسر این مدت، مدام موضوع
پیگیری اعتراضات از طریق مراجع قاونی بر طبل رسانه ها کوبیده می شود و
سوالی که در این میان بی پاسخ رها شده آن است که چرا تنها طرح اعتراض است
که باید قانونی صورت گیرد حال آنکه طرف مقابل اجباری برای پاسخگویی قانونی
به این اعتراضات احساس نکرده و صریح ترین و بدیهی ترین اصول قانون اساسی و
سایر قوانین کشور را به راحتی زیر پا می گذارند؟! آیا از نظر جنابعالی به
عنوان ریاست قوه قضائیه این کشور، اصل ٣۲ قانون اساسی که به موجب آن:
«هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند
و در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذکر دلایل، بلافاصله، کتبا به متهم
ابلاغ و تفهیم شودو حداکثر ظرف مدت ۲۴ ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه
قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد و در غیر این صورت
متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود» قانون تلقی نمی شود؟ و یا اصل
٣۵ قانون اساسی دائر بر اینکه:«در همه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای
خود وکیل انتخاب نمایند...» قانون رسمی این مملکت نیست؟ آیا همچنان لازم
به تکرار است که نص صریح ماده ۲۴ قانون آیین دادرسی کیفری، ضابطین
دادگستری را به رعایت مفاد اصول پیش گفته ملزم ساخته است؟ به اعتقاد شما
مواد ۱۱۹ و ۱۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری مبنی بر لزوم ابلاغ برگ جلب به
متهم و ضرورت بازداشت در طول روز، از صراحت کافی برخوردار نیستند؟ آیا غیر
از این است که ماده ۱۲۷ همان قانون قاضی را مکلف ساخته تا بلافاصله پس از
جلب متهم و یا حداکثر ظزف ۲۴ ساعت مبادرت به تحقیق نموده و در غیر ابنصورت
بازداشت،غیر قانونی تلقی شده و مرتکب، به مجازات مقرر قانونی محکوم خواهد
شد؟
می خواهم بدانم مراد شما از قانون کدام قانون است؟ به استناد کدام قانون
شبانه، بدون مجوز، بدون دسترسی به وکیل و بدون کوچکترین خبری از محل
نگهداری قریب یک ماه است که همسر مرا بازداشت و هیچ نهادی خود را مسئول
پاسخگویی نمی داند؟ وقتی نه مسئولین قوه قضائیه، نه قاضی پرونده و نه
مسئولین زندان، هیچیک خود را دخیل در این جریان نمی دانند؛ چه راهی برای
من باقی خواهد ماند؟ از شما می پرسم وقتی رسانه ملی حاضر نیست حتی هفته ای
یک ساعت زمان در اختیار جریان مقابل بگذارد؛ چگونه انتظار دارید با رسانه
های خارجی مصاحبه نکنم؟ این، حق و بلکه تکلیف شرعی من است که جامعه را از
ظلم رفته بر خویش آگاه نمایم و طبیعی است وقتی همه راههای داخلی از رادیو
و تلویزیون گرفته تا روزنامه ها و مطبوعات مسدود گشته اند، راهی جز مصاحبه
و اطلاع رسانی از طریق رسانه های خارجی باقی نخواهد ماند. لذا یرای رفع
این مشکل پیشنهاد می کنم حداقل هفته ای یک ساعت زمان در اختیار ما گذاشته
و امثال مرا از مصاحبه با رسانه های خارجی بی نیاز کنید. در غیر این صورت
مسئولیت این امر بر عهده شما خواهد بود.
با احترام
مهدیه محمدی
همسر دکتر احمد زیدآبادی
۲۱ تیر ۱٣٨٨
آخرین خبرها از چگونگی کشته شدن سهراب اعرابی
خبرنامه گویا - طبق آخرین خبرهای موثق دریافتی سهراب اعرابی، که خبر کشته
شدن او دیروز به خانواده وی ابلاغ گردید، پس از پایان راهپیمایی میلیونی و
مسالمتآمیز مردم تهران در شامگاه روز ۲۵ خرداد توسط تیراندازی یک عضو
بسیج از پشت بام پایگاه گردان ۱۱۷ عاشورا، ناحیه مقاومت بسیج ویژه قدس، در
تقاطع خیابان آزادی و خیابان جناح - که فیلم آن همان شب به شکل وسیعی در
سایت های اینترنتی منتشر گردید - به قتل رسیده است.
گلوله شلیک شده به سوی سهراب، درست به زیر قلب او اصابت کرده است.
انتقال وی به بیمارستان و تلاش برای زنده نگه داشتن او به نتیجه ای نرسید و در نهایت این جوان ۱۹ ساله، جان خود را از دست داد.
آثار شکنجه بر پیکر سهراب دیده نشده است و تنها بر سینه او اثر دیسک های شوک آور برای زنده نگاه داشتن وی دیده می شود.
گفته می شود مامورین بر اساس ظاهر سهراب، سن وی را بیش از ۱۹ سال تشخیص داده بودند.
خانواده سهراب، به ویژه مادر او، از روز ۲۵ خرداد تا روز گذشته برای یافتن
وی به همه ارگان ها و مکان هایی که فکر می شد مراجعه نمودند اما هیچ پاسخی
دریافت نکردند. حتی یک بار به اشتباه خبر رسید که سهراب را در زندان اوین
دیده اند. این خبر دلگرمی ای برای خانواده وی بود که حداقل سهراب زنده
است؛ تا این که روز گذشته، شنبه ۲۰ تیرماه، از سوی مامورین مجموعه عکس
هایی از کشته شدگان وقایع اخیر را به خانواده سهراب نشان دادند که خانواده
اعرابی ناباورانه تصویر سهراب در میان دیگر تصاویر را تشخیص دادند. این که
بقیه تصاویر متعلق به چه کسانی بود و در چه تاریخی کشته شده بودند مشخص
نیست، اما آن چه روشن است تعداد زیاد کشته شدگان است که هنوز هویت آنان
مجهول مانده است.
سهراب اعرابی، هم در فعالیت های انتخاباتی این دوره فعال بود و هم در
تظاهرات اعتراضی ۲۵ خرداد فعالانه شرکت کرد. وی که سال آخر دبیرستان را می
گذراند برای امتحان کنکور آماده می شد و خانواده وی در زمان بی خبری نگران
از دست دادن امتحانات کنکور سهراب بودند.
سرنوشت نامعلوم مبلغ میلیاردی فروش ملک دولتی خیابان ملاصدرا
تابناک :
اطلاعات فرستاده شده به «تابناک»، حکایت از ناپدید شدن بیش از چهار
میلیارد تومان از داراییهای یک دستگاه دولتی در استان تهران دارد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، بر پایه اطلاعات فرستاده شده و همچنین
راستآزمایی آن از سوی «تابناک»، مسئول اسبق یکی از دستگاهای دولتی در
زمان مدیریت خود که به سالها پیش برمیگردد، اقدام به خرید یک دستگاه
ساختمان مسکونی برای اسکان خانوادهاش به عنوان خانه سازمانی دستگاه مزبور
و البته از ردیف بودجهای که مربوط به این موضوع نبوده است، میکند.
اما سال گذشته، ریاست وقت این دستگاه مهم دولتی استان تهران که هماکنون
در یکی از وزارتخانهها پست مهمی دارد، اقدام به فروش این ساختمان واقع در
خیابان ملاصدرا، خیابان شیراز شمالی، کوچه... میکند.
طبیعی است، تا بدین جا تخلفی نشده، اما نکته اصلی این است که اکنون با
گذشت بیش از یک سال از فروش این ساختمان متعلق به یک دستگاه دولتی، پول به
دست آمده از فروش آن به مبلغ چهار میلیارد و پانصد میلیون تومان، تاکنون
به خزانه دولت واریز نشده است.
موضوع مهمتر آن که شخص یاد شده هر چند به شکل کمرنگ، اما از سوی برخی
جریانهای حامی دولت به عنوان یکی از گزینههای تصدی پست وزارت مطرح شده
است.
استاد شجریان رسمأ از صدا و سیما به دادگاه شکایت کرد!
موسیقی ما :
دقایقی پیش با خبر شدیم، استاد محمدرضا شجریان از طریق شکایت به قوهی
قضاییه، پیگیر عدم پخش آثارشان در صدا و سیما هستند. استاد در گفتوگویی،
اعلام کردند بهدلیل ادامهی پخش آثارشان از صدا و سیما، موضوع ممنوعیت
پخش صدایشان در این رسانه را از طریق مجاری قانونی پیگیری خواهند کرد.
ایشان همچنین تأکید کردند که، نگران مشکلات احتمالی آتی نخواهند بود و
موضوع را تا رسیدن به حق خود ادامه خواهند داد.
به گفته شجریان فقط صدا و سیما اجازه دارد دعای ربنا را پخش کند و پخش سایر سرودها و ترانه های ایشان به طور کلی برخلاف میل او است.
لازم به توضیح است که استاد شجریان چندی پیش با ارسال نامهای به آقای
ضرغامی رئیس صدا و سیما خواستار عدم پخش ترانههای خود در تلویزیون شده
بود.
متن نامه :
جناب آقای ضرغامی
رییس محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی
با سلام
همانطور که اطلاع دارید صدا و سیما در شرایط فعلی مستمراً اقدام به پخش
سرودهای میهنی اینجانب به ویژه سرود "ای ایران ای سرای امید" میکند.
جنابعالی مستحضرید این سرود و دیگر سرودهای خوانده شده متعلق به سال ۱۳۵۷
و ۱۳۵۸ است و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد.
اینجانب در سال ۱۳۷۴ نیز اعلام کردم راضی به پخش آثار خود از صدا وسیما
نیستم. مجدداً تقاضای خود را تکرار کرده و تاکید می کنم، آن سازمان هیچ
نقشی در تهیه این آثار نداشته و شایسته است به حکم شرع و قانون سریعاً
کلیه واحدهای آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداری کنند.
محمدرضا شجریان ۲۵/۳/۸۸
ویدئوی فریاد های الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور تهران یکشنبه ۲۱ تیر ۸۸
آمار