شنبه  ۱۳  تير ۱۳۸۸ - ۴ ژوییه ۲۰۰۹
اخبار



مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم: صدای حق‌طلبی مردم را به خشونت کشیدند


به گزارش «موج سوم» متن کامل چهارمین بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم که در اعتراض به تأیید دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران از سوی شورای نگهبان صادر شده، بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

سرانجام شورای نگهبان دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران را بدون توجه به استدلالات کاندیداهای معترض و اعتراضات بحق مردم و دلسوزی های علماء و مراجع و احزاب و مشفقان نظام، به گمان این که اظهارنظر آنان غائله را ختم می کند، رسماً تأیید و سلامت آن را اعلام کرد و حتی برخی از آنها سلامت این انتخابات را در سی سال گذشته بی نظیر توصیف نمودند.

شورای نگهبانی که برخی از اعضاء فقها و حقوقدانهای آنان از ماههای قبل اظهار نظر کرده و بی­طرفی خود را در انظار مردم مخدوش نموده بودند در صورتی که داور و قاضی اگر در رابطه با پرونده ای طرفداری کرده باشد، حق قضاوت در آن را ندارد.

جای شگفتی است انتخاباتی که در برابر چشم همگان از بیت المال جهت ترویج یکی از کاندیداها بطور وسیع استفاده می شد و در مقام جمع آوری رأی از امکانات دولتی بهره بردرای شد.

رسانه ملی به بهانه های مختلف در ترویج و تبلیغ تبیض آمیز به نفع یک کاندیدا دائماً در تلاش بود.

از سویی چهره های خدوم انقلاب و نظام برای مخدوش کردن کاندیداهای دیگر مورد هجمه قرار گرفتند و شگفتا که قوه قضائیه هیچ واکنشی از خود بروز نداد و حتی به همان مقدار در رسانه ملی حق دفاع به آنان داده نشد.

ناظرین کاندیداها که قانوناً باید پیش از مهر و موم کردن صندوق ها تا نهایت تجمیع آراء حضور می داشتند در اکثر صندوقها بعد از مهر و موم صندوق ها اجازه ورود به آنان داده شد و در بسیاری از صندوقها نماینده ای از آنان را نپذیرفتند و در هنگام تجمیع آراء اساسا اجازه حضور نداشتند و در نتیجه با اضافه بودن تعداد آراء مأخوذه با بیش از واجدین شرایط آراء مواجه بودیم. با شتاب بسیار متأسفانه در اعلام نتایج از حیثیت رهبری نیز سرمایه گذاری شد.

با توجه به شکایات زیاد و دلایل محکمی که کاندیداهای دیگر داشتند، به آنان توجه نشد. در فضایی کاملا امنیتی، صدای حق طلبی مردم را که توأم با آرامش بود، به خشونت کشیدند. و متأسفانه با دهها کشته و زخمی و بازداشت غیرقانونی صدها نفر مواجه شدیم، مطبوعات و روزنامه ها یکی پس از دیگری تعطیل یا سانسور شدند، سایتها فیلتر گردید و حتی بر خلاف اصل ۲۵ قانون اساسی تلفن های همراه و پیامک های مردم نیز روزها قطع گردید و هنوز در تهران وصل نشده است. تعجب از این است که وزارت ارتباطات از خود سلب مسئولیت می کند و مسئولیت آن را به عهده دیگران قرار می­دهد.

با همه این اشکالات آیا می شود مشروعیت انتخابات را به صرف تأیید شورای نگهبان پذیرفت؟ آیا با این وضعیت می توان دولت برآمده از این همه تخلفات را مشروع دانست؟

آیا دولت می تواند به عنوان نماینده مردم در اموال و سرنوشت آنان دخالت نماید؟

و...

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن تشکر از همه مردمی که در صحنه حضور یافتند و مصایب و سختی های بسیار را تحمل نمودند بویژه آنان که عزیزانشان را از دست دادند یا آسیب هایی دیدند و سختی هایی دیدند و یا دستگیر شدند. خود را در مصایب و گرفتاریهای آنان شریک می داند و به روان پاک شهیدان مظلوم حوادث اخیر درود می فرستد و همواره خود را در کنار مردم می داند.

و از کانیداهای محترمی که حقوقشان ضایع گردید خصوصاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر خدوم دوران دفاع مقدس و جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی یار قدیمی امام راحل(ره) و همه آنان که از حقوق مردم دفاع می کنند بویژه از مراجع معظم تقلید و علمای بزرگوار حوزه های علمیه، تشکر می نماید و از خداوند متعال برای همه آنان طول عمر با عزت و شوکت مسألت دارد.

و درخواست عاجزانه ما از علمای اعلام و بزرگان دین این است که در این مصیبت بزرگ که حیثیت به دست آمده از دهها هزار خون شهدای عزیز و زحمات طاقت فرسای ایثارگران جانبازان و هدایت و حمایت روحانیت مبارز به ویژه رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) در معرض خطر جدی است، با احساس مسئولیتی که همواره داشته اند باز هم اقدام مناسب را انجام دهند. چرا که سرنوشت حوزه و علما با سرنوشت نظام گره خورده است و اگر مردم نظام را در برابر خود بدانند قطعاً روحانیت و حوزه­ها را در برابر خود می دانند در حالی که به گواه تاریخ، عالمان شیعه به پیروی از مولای خود همواره خصم ظالم و عون و یاور مظلوم بوده اند.

همچینین از قوه قضائیه می خواهیم هرچه زودتر افراد دستگیر شده در اجتماعات آرام را آزاد کند و عاملان و آمران ضرب و شتم­ها، قتلها و تخریب های کوی دانشگاه و جاهای دیگر را شناسایی و مجازات نماید.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم



مجموعه ی فعالان دموکراسی و حقوق بشر در ایران: بنابه گزارشات رسیده از تهران، صدای اعتراضات شبانه ی مردم تهران همانند شبهای گذشته بصورت گسترده از نقاط مختلف شنیده می شود.
مردم تهران امشب از ساعت ۲۲:۰۰ بر بام خانه های خود حاضر شدند و به اعتراضات شبانه ی خود ادامه دادند. آن ها بصورت خانوادگی و همراه با کودکان خود بر بام منازل خود حاضر شدند و بصورت گسترده ندای الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور را سر دادند. ندای الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور بصورت شبانه در همه ی محلات تهران سر داده می شود، اما شدت اعتراضات در مناطق جنوبی تهران بیشتر از جاهای دیگر می باشد.
شعارها، نیروهای سرکوبگر را هراسناک و کلافه کرده است و علیرغم بکار بردن همه ی شیوه های وحشیانه تا به حال موفق به خاموش کردن آن نشده اند. استبداد حاکم با ظاهری فریبکارانه و با سوءاستفاده از مذهب سعی داشت که به اعمال ضدبشری خود مشروعیت بدهد. ولی درک و فهم مردم ایران فراتر از آن است و با سر دادن این شعارها مستبدین حاکم را ضد هر دین و آیین و هر قوم و مذهب ایران و ایرانی میدانند و آنها را از این بابت خلع سلاح کرده اند.
اگر چه امشب ۱۲ تیر ماه جمعه و روز تعطیل بود و انتظار می رفت مردم در روزهای تعطیل بیرون از خانه باشند، اما بیشتر مردم در این ساعات خود را به خانه رسانند تا بر بام خانه هایشان اعتراض خود را نشان دهند .عده ای هم سوار بر وسایل نقلیه خود در خیابان ها شعار اعتراضی خود را سر می دادند. اعتراضات شبانه تا حوالی ساعت ۲٣:۰۰ ادامه داشت.

این گزارش می افزاید، برای مقابله با اعتراضات شبانه ی مردم، تعداد زیادی از نیروهای گارد ویژه، لباس شخصی ها در پایگاه های بسیج و مساجد محله مسقر شده اند. آنها برای خاموش کردن صدای اعتراضات شبانه ی مردم به هر اقدامی متوسل می شوند، از جمله یورش به منازل، ضرب و شتم ، دستگیری و تخریب اموال مردم و موارد متعدد دیگر... ولی تا به حال اعتراضات مردم نه تنها خاموش نشده است بلکه بر شدت آن افزوده شده و نواحی بیشتری به آن پیوسته اند.


فراخوان به شرکت در راه پیمایی های روز ۱۸ تیر
اخبار روز: جبهه ی متحد دانشجویی اعلام کرد در راه پیمایی های روز ۱٨ تیر شرکت می کند. این راه پیمایی ها که از سوی جمعی از دانشجویان دانشگاه های ایران اعلام شده و قرار است در بسیاری از نقاط کشور برگزار شود، با استقبال بسیاری روبرو شده و خبررسانی و فراخوان برای شرکت در آن از همه سو ادامه دارد. متن اطلاعیه ی جبهه ی متحد دانشجویی به شرح زیر است:

در آستانه دهمین سالگرد قیام دانشجویی ۱۸ تیر و در اعتراض به خاک و خون کشیده شدن کوی دانشگاه تهران و سایر دانشگاه ها و به شهادت رسیدن عده ای از هم میهنان بی دفاع توسط دشمنان ایران و ایرانی در کودتای ننگین ۲۲ خرداد، هواداران جبهه متحد دانشجویی طی فراخوانی از همه دانشجویان، کارگران، فرهنگیان، فعالین حقوق زنان، فعالین حقوق بشر و ایرانیان آزاده ای که برای آزادی و حقوق انسانی خود مبارزه می کنند؛ دعوت می کنیم که در حمایت از زندانیان سیاسی و گرامیداشت یاد شهدای ۱۸ تیر و شهدای کودتای ننگین ۲۲ خرداد در "راهپیمایی سکوت" روز پنجشنبه ۱۸ تیر ساعت ۸ غروب شرکت نمایند.

مسیر های راهپیمایی به قرار زیر می باشند:
تهران: پنج منطقه اصلی:
مسیر شماره ۱- مرکز تهران در نزدیکی سفارت روسیه - میدان فردوسی.
مسیر شماره ۲- خیابان ستارخان - میدان صادقیه.
مسیر شماره ٣- خیابان مولوی - میدان رازی.
مسیر شماره ۴- خیابان رسالت - میدان رسالت.
مسیر شماره ۵- خیابان میرداماد - تقاطع مدرس
اسلامشهر: خیابان باغ فیض
ورامین: میدان اصلی ورامین
ری: میدان شهرری
رباط کریم: مقابل شهرداری
شهریار: خیابان ولیعصر
فیروزکوه: میدان امام
لواسانات: بلوار امام خمینی
پیشوا خیابان شریعتی
قرچک ابتدای خیابان محمدآباد
هشتگرد: خیابان امت
پاکدشت خیابان شهید قمی
شهر قدس : میدان قدس
ملارد : بلوار رسول اکرم
دماوند بلوار خامنه ای
نظرآباد میدان شهدا
کرج خیابان اصلی گوهردشت

آذربایجان شرقی:
تبریز خیابان اصلی راسته بازار و مقابل دانشگاه
مراغه : خیابان خواجه نصیر
میانه : خیابان امام خمینی
مرند : خیابان امام خمینی
ملکان : خیابان امام خمینی
هشترود : خیابان امام خمینی
شبستر : خیابان گلشن راز
جلفا : خیابان ولیعصر
سراب : خیابان امام خمینی
اهر : خیابان شهید رجایی

آذربایجان غربی:
ارومیه خیابان خیام
مهاباد : خیابان جمهوری اسلامی
سلماس : خیابان امام
نقده : خیابان شهید علمی
ماکو ، خیابان امام
بوکان : میدان فرمانداری

اردبیل:
اردبیل مقابل استانداری
خلخال: خیابان امام
مشکین شهر: خیابان امام
پارس آباد: خیابان امام
بیله سوار: خیابان امام
گرمی: خیابان امام
سرعین: مقابل آب گرم گاومیش گلی
کوثر: خیابان امام
نیر: خیابان امام
نمین: خیابان امام

ایلام:
ایلام خیابان مسجد جامع
آبدانان خیابان طالقانی
دره شهر خیابان امام خمینی
ایوان خیابان امام

بوشهر:
بوشهر خیابان طالقانی

چهارمحال و بختیاری:
شهرکرد میدان انقلاب
فارسان خیابان شهید بهشتی
لردگان خیابان چشمه برم
بروجن میدان امام حسین
کوهرنگ خیابان مرکزی
شلمزار خیابان رسالت

خراسان جنوبی:
بیرجند خیابان مدرس

خراسان رضوی:
مشهد پارک ملت و میدان احمدآباد
سبزوار : خیابان کاشفی
قوچان : میدان توحید
نیشابور : میدان ایران
بردسکن : میدان مرکزی
چناران : میدان بسیج
تربت جام : میدان مرکزی
خاف : میدان خاتم الانبیا
فریمان : میدان امام رضا
سرخس : میدان مرکزی
تایباد : میدان مرکزی
گناباد : میدان امام ، رشتخوار : میدان شهرداری
بجستان : خیابان بهشتی
تربت حیدریه : میدان مسجد جامع
درگز : میدان گلها
شاندیز و طرقبه : میدان امام خمینی
کاشمر : میدان مرکزی

خراسان شمالی:
بجنورد چهارراه مخابرات
جاجرم : خیابان شهید بهشتی
گرمه : خیابان ولیعصر
ایور : خیابان ولیعصر
اسفراین : خیابان معلم
فاروج : خیابان شهید موفق
آشخانه : خیابان شهید بهشتی

خوزستان:
اهواز خیابان نادری و پل اهواز
دزفول : خیابان امام خمینی
شوشتر : خیابان امام خمینی
آبادان : خیابان ولیعصر
ایذه : خیابان امام خمینی
باغملک : خیابان بهشتی
قلعه تل : خیابان ۲۲ بهمن
ماهشهر : ناحیه صنعتی
مسجد سلیمان : خیابان آزادی
لالی : خیابان معلم
گتوند : خیابان آزادی
بهبهان : خیابان عدالت
شادگان : خیابان امام خمینی
رامهرمز : میدان آزادی
شوش : میدان هفت تیر
اندیمشک : خیابان امام خمینی

زنجان:
زنجان خیابان سعدی

سمنان:
گرمسار : میدان امام
شاهرود : خیابان ۲۲ بهمن
سمنان : میدان سعدی
دامغان : میدان امام

فارس:
شیراز خیابان حافظ و خیابان ملاصدرا
آباده : خیابان امام
اقلید : میدان شهدا
لار : خیابان طالقانی
جهرم : میدان شهدا
فسا : روبروی فرمانداری
داراب : میدان انقلاب
نیریز : میدان ۱۵ خرداد
استهبان : خیابان امام
فیروزآباد : خیابان روزبه
سروستان : فلکه شیخ
لامرد : میدان امام

قم:
قم خیابان ارم

کردستان:
سنندج خیابان ششم بهمن
سقز : خیابان جمهوری
دیواندره : خیابان امام
بانه : خیابان امام ، مریوان : خیابان رجایی
بیجار : میدان اصلی

کرمان:
کرمان: میدان بسیج
رفسنجان : خیابان شهدا
سرجان : بلوار دکتر صادقی
ماهان : خیابان امام خمینی
کهنوج : بلوار بهشتی
بافت : خیابان امام خمینی
زرند : میدان بسیج
جیرفت : میدان آزادی
بم : خیابان امام خمینی

کرمانشاه:
کرمانشاه خیابان طالقانی و شش بهمن و میدان فرهنگیان
کنگاور : میدان امام
دهدشت : میدان مرکزی
صحنه: میدان مرکزی

کهکیلویه و بویراحمد:
یاسوج خیابان استاد لنده میدان مرکزی شهر
گچساران : خیابان شهید بلادیان
سوق : خیابان امام

گلستان:
گرگان فلکه کاخ
گنبد کاووس : فلکه مرکزی
آق قلا : خیابان باهنر
آزادشهر : میدان مرکزی
کردکوی : خیابان امام
بندرگز : خیابان امام
بندر ترکمن : خیابان آزادی
علی آباد : خیابان امام خمینی

گیلان:
رشت خیابان منظریه و میدان گلسار
انزلی : میدان امام
لاهیجان : میدان امام
کیاشهر : خیابان امام
رودسر : خیابان امام
هشتپر : خیابان امام
آستارا : مقابل اداره آموزش و پرورش
فومن : میدان مرکزی شهر

لرستان:
خرم آباد خیابان خرم رود و فرمانداری
دورود : بلوار ۶۰ متری
بروجرد : خیابان شهدا
کوهدشت : خیابان فردوسی
نورآباد : خیابان امام
پلدختر : خیابان امام

مازندران:
ساری وسط خیابان انقلاب آخر خیابان قارن
چالوس خیابان رادیو دریا
بابل : مقابل دانشگاه صنعتی نوشیروانی
آمل : خیابان امام رضا
نوشهر : میدان همافران
بابلسر : خیابان رجایی
قائمشهر : میدان طالقانی
سوادکوه : میدان شهدا
بهشهر : پارک بوستان سرو
تنکابن : بلوار جمهوری
رامسر : خیابان مطهری
نکا : چهارراه امام

مرکزی:
اراک میدان ولیعصر
ساوه : خیابان شریعتی
خمین : خیابان شریعتی
تقرش : خیابان امام خمینی
کمیجان : خیابان معلم
دلیجان : خیابان طالقانی
محلات : روبروی دانشگاه آزاد
آشتیان : خیابان امام

همدان:
همدان میدان بوعلی
نهاوند : میدان ابوذر
تویسرکان : خیابان شهدا
ملایر : چهارراه خیام

هرمزگان:
بندرعباس روبروی مجتمع ستاره جنوب
کیش : خیابان سنایی
قشم : بلوار ۲۲ بهمن
حاجی آباد : میدان امام
میناب : خیابان شهید امینی

یزد:
یزد خیابان پرفسور حسابی
طبس : میدان امام خمینی
بافق : خیابان وحشی بافقی
میبد : خیابان امام خمینی
مهریز : بلوار هفتم تیر
اردکان : میدان شهدا
تفت : میدان امام
اردکان : میدان امام

اصفهان:
اصفهان خیابان چهارباغ بالا و دروازه شیراز
کاشان میدان پانزده خرداد
سمیرم : خیابان قدس
مبارکه خیابان امام
نائین : خیابان امام
شهرضا : میدان شهدا
نطنز : خیابان امام خمینی
نجف آباد : روبروی دانشگاه آزاد
خوانسار : خیابان امام
گلپایگان : سه راه سعیدی

سیستان و بلوچستان:
زاهدان خیابان آزادی
چابهار : بلوار امام
زابل : خیابان فردوسی
ایرانشهر : خیابان ولایت
خاش : خیابان امام

قزوین:
قزوین مقابل استانداری


تظاهرات دانشجویان دانشگاه کاشان، ۱۲ تیر ۱۳۸۸




بیش از هزار نفر در تظاهرات بروکسل شرکت کردند

هم اکنون این تظاهرات در برابر ساختمان کمیسیون اروپا ادامه دارد.

تظاهرات از ساعت ۴ بعد از ظهر به وقت محلی آغاز شده است.

شرکت کنندگان در این تظاهرات با سر دادن شعار‌هایی‌ خواستار "ابطال انتخابات تقلبی"، "آزادی سریع زندانیان سیاسی"، "پایان یافتن سرکوب و شکنجه" و "برگزاری انتخابات سالم" شده اند.

گزارشات تکمیلی متعاقبا به اطلاع خوانندگان خواهد رسید.



علیرضا بهشتی : به جای شکایت از موسوی، طرح عدم کفایت رئیس‌جمهور را بدهید
نوروز :
شنیدن خبر طرح شکایت برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از آقای مهندس موسوی به عنوان عامل اصلی آنچه آشوب های خیابانی نامیده شده، در عین حال در کسانی که از طرز فکر و فرایند انتخاب پرسش برانگیز رهبران این گروه اطلاع دارند شگفتی بر نمی انگیزد، اما با توجه به جایگاهی که نهاد قانون گذاری در تاریخ ایران و به ویژه تجربة سی سالة انقلاب اسلامی داشته، تاسف انگیز است.

علت این تأسف هم این است که مردم از نمایندگانشان انتظار دارند به توکیل نظرات شهروندان بپردازند تا اینکه استقلال و آزادگی مقام نمایندگی را فدای جاه طلبی های غیرقانونی گروهی کنند که مردم را خس و خاشاکی بیش نمی انگارند. به بیان دیگر، مجلس خانة ملت است و مردم از وکلای خود توقع نمایندگی موکلانشان را دارند و نه دفاع از مراجع قدرت با هر ابزار ممکن.

اگر نمایندگان مجلس دست اندرکار اجرایی حوادث اخیر بودند، این ادعا را می شد به سادگی همسان داستان آن دزدی دانست که پس از ارتکاب دزدی «فریاد آی دزد آی دزد» سر داد. اما از آنجا که نادیده انگاشتن اصل عقلایی طلایی تفکیک قوا خوشبختانه هنوز دامن مجلس را نگرفته است، مدعای مطرح شده از بخشی از نمایندگان را باید بیشتر به تحت تأثیر (یا احیانا تحت فشار؟) قرار گرفتن آنان از سوی مجریان انتخابات نسبت داد.

کیست که نداند که مسببان برخوردهای غیرانسانی با معترضان به نتایج انتخابات و ضرب و شتم مردم چه کسانی هستند؟ و کیست که نداند که اعتراض مسالمت آمیزی که در تمامی سخنان و بیانیه های آقای موسوی و دیگر شخصیت های معترض بر آن تأکید شده، حق مسلم شهروندان است که در قانون اساسی نیز بدان تصریح شده؟ مگر آنکه پاسخ طراحان شکایت این باشد که چون دستشان به مسببان اصلی نمی رسد، چاره ای جز مسبب تراشی نمی بینند.

ایکاش این نمایندگان بجای وارونه ساختن صورت مسأله، با تأسی به شهید آیت الله مدرس در پاسداشت حق و پایمردی در برابر ناحق، به خواست اکثریت موکلانشان احترام می گذاشتند و با طرح عدم کفایت ریاست جمهور، خاطرة شجاعت و درایت اخلافشان در مجلس اول را زنده می کردند.


فاطمه شمس همسر محمد رضا جلایی پور خطاب به حداد عادل: آقای عادل! آخرتی هم هست
نوروز :
زمستان بود. عصر یک روز شنبه تعطیل، کانون توحید لندن. تقریبا چهار ردیف جلوتر از جایی که من نشسته بودم، میشد نیمرختان را دید و شناخت. فرصتی دست نداده بود که پیش از این، رئیس مدارس فرهنگ ایران، جایی که چهارسال از عمرم را در یکی از شعب آن سپری کرده بودم را از نزدیک ببینم. آن روز دیدم.

بر حسب یک عادت دیرین، محمدرضا برای قرائت قرآن روی سن رفت. همیشه وقتی هیچکس حاضر به تلاوت قرآن نمیشد، او این کار را میکرد. قرآن میخواند و میرفت پی کارش. آن روز وقتی بسمالله را گفت، نگاهم را از صورت معصوم او گرفتم وبیهوا به نیمرخ شما خیره شدم. ناباورانه نگاهتان را به او دوخته بودید. گویی هضم دیدن و شنیدن او همزمان برایتان کمی دشوار بود. او خواند: «اذا زلزلتالارض زلزالها»... میدانستم که او را خوب میشناسید، اما فکر نمیکردم از دیدنش تا این حد بهتزده شوید. سکوت حکمفرما بود. او ادامه داد: «واخرجتالارضاثقالها»... راستی همسرتان هم آمده بود! شنیده بودم رابطه عاطفی و قلبی عمیقی بینتان برقرار است و دوست دارید در همه سفرها باهم باشید، احساس خوبی بود. ما هم همینقدر عاشق همیم. فقط شاید کمی بیشتر!


او همچنان با صوت بینظیرش میخواند، « فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره»... همیشه وقتی قرآن میخواند، بغض امانم را میبرید. درقرآن خواندن، سبک خاص خودش را داشت. اصرار داشت معنا و صوت با هم همراه باشند. گاهی گویی ادامه دادن و تاکید بر بعضی آیات تحمل خودش را هم طاق میکرد و نرمه اشکی از کناره چشمانش روانه میشد. مثل بچهها زود با دستش پاک میکرد که کسی نبیند. به آخرین آیه سوره زلزال که میرسید هم همیشه قصه همین بود: «ومن یعمل مثقال ذره شرا یره»... صدقاللهالعلیالعظیم. سوره بسیار سنگینیست! حس ترس و خشوع را با هم دارد. ترس را بیشتر.


قرآن را بست و بوسید و پایین آمد. داشت از کنارتان عبور میکرد که برخواستید. دیدهبوسی گرمی با او کردید. دستش را در دستانتان فشردید. اگر کسی نمیدانست گمان میکرد دوستی دیرینهای میان شما دو نفر بوده است. او انگار هنوز در خلسه آیات بود. به زور لبخندی زد. نیمرختان پیدا بود. زبان بدنتان با دستپاچگی حرف میزد. در عرض همان ۱۰ ثانیه گویی میخواستید بر خاطرهای تلخ سرپوش بگذارید. زیرلب به او گفتید: قرآن زیبایی خواندی. احسنت! بعد گفتید: دیدی در مدرسهمان راهت ندادیم خیلی هم برایت بد نشد؟ او میخندید. حس کردم به اجزای صورتش فشار میآید. وقتی موذب میشد نگاهش را میدزدید و خنده در صورتش کش میآمد. چیزی نگفت. ادامه دادید: رفتی رتبه اول کنکور شدی و حالا هم که اینجایی. خندهاش بیشتر کش آمد. وقتی فهمیدید در آکسفورد دانشجوی دکتریست، خنده در صورت شما هم کشدار شد. گفتید موفق باشی جوان و رفتید روی سن برای سخنرانی.


نمیدانم احساستان در آن لحظه چه بود؟ خجالت؟ عذاب وجدان؟ غرور؟ یا اصلا هیچکدام! میدانید؟ یک لحظههایی در زندگی هست که دست و پای آدم لخت میشود. ترجیح میدهد کاش میشد زمان را به عقب برگرداند و یک چیزهایی را جبران کرد. گاهی آدم در لحظه یخ میزند. شاید به خاطر اینکه انتظار دیدن بعضی آدمها یا شنیدن بعضی صداها و یا هر دوی آنها با هم را ندارد! من شاید اگر به جای شما بودم، بیشتر چنین حالتی را تجربه میکردم.

داستان این ماجرا برمیگشت به سالهای دبیرستان. آن سالها من دانشآموز دبیرستان فرهنگ مشهد بودم. به یاد دارم بعدها که برای المپیاد راهی تهران شده بودم، شرح داستان عدم ثبتنام محمدرضا جلاییپور در مدرسه شما میان بچههای دوره پیچیده بود. آن روزها البته روزهای متفاوتی بود. پدر محمدرضا در بند بود. داشت پاداش بیست سال فداکاریاش برای انقلاب را از دست حضرات در اوین میگرفت. علیرغم اینکه نمرات محمدرضا عالی بود از پذیرشش در مدرسه فرهنگ به دستور شما جلوگیری کرده بودند. چرا؟ دلیلش ساده است. چون فامیلاش جلاییپور بود! البته فامیلیهای معروف دیگری هم آن روزها در مدرسه تان مشغول به تحصیل بودند، از جمله صفار هرندی! قبول دارم، قاعدتا تفاوت ره میان این دو اسم در نظرتان سر به فلک میگذارد. بگذریم! بعدها که همسرش شدم برایم تعریف کرد که گذراندن سال آخر پیش دانشگاهی در این یا آن مدرسه برایش چندان تفاوتی نمیکرد. در مدرسه فتح اسمنویسی کرد و در کنکور سراسری سال بعد رتبه اول کنکور در رشته علوم انسانی شد. گرچه برای او توفیری نداشت کجا باشد اما فکر کنم پایان این قصه برای مدرسه شما سنگین تمام شد.


آن روزها گذشته است جناب حداد عادل! قصه کانون توحید و نگاه بهت زده شما و آن گفتگوی چند ثانیه ای هم گذشته است. حالا محمدرضای مرا در سلول انفرادی همان سیستمی که به قول شما محک عدالتش ا شمشیر دولبه علی(ع) است، گرفتار حبس شده. راستش را بخواهید، این دست اتفاقات کمی تلفظ نامتان را برایم دشوار کرده است! بالاخره هرچه باشد شما خود را از پاسبانان فرهنگ آن مرز و بوم میدانید. درهای مدرسه فرهنگتان به رویش بسته شد و درهای زندان را به رویش گشودند. مبارکتان باد این عدالت بی نظیر علوی! این است مصداق عدالت؟ نمیدانم شاید در فرهنگستان شما ذیل واژه عدالت تعریف دیگری نگاشته اند!

از این هم بگذریم ...

دنیا خیلی کوچک است آقای حداد عادل! به کوچکی همان اتفاقی که در کانون توحید لندن افتاد. به کوچکی همان گفتگوی چند ثانیه ای و شاید به کوتاهی همان حس که از دیدن و شنیدن او و عمل خودتان داشتید. ممکن است سالها بعد، جای دیگری باز هم دنیا همینقدر بر من وشما تنگ و کوچک شود. اگر دنیا هم نشد، آخرتی هست. آن روز قطعا از شما معنای جدید عدالت را خواهم پرسید.

آمار