اخبار

حسینیان:سعید امامی هیچ نقشی در قتل‌های زنجیره‌ای نداشت 

بیانیه جبهه‌ مشاركت ‌ایران ‌اسلامی درباره واقعه ناگوار رخ داده در ایوان غرب

 خاتمی: از تخریب هیچ نگرانی ندارم

موسوی تبریزی: سخنان خاتمی عین تعبیر امام راحل بود

حاجی درواکنش به اقدامات تازه علیه خاتمی:اشتباه بزرگی را مرتکب می‌شوند

‏واكنش روزنامه ها به موج تازه تخریب خاتمی

بازخوانی انتخابات مجلس هشتم در گفتگو با وزیر اطلاعات دوره اصلاحات 

 درخواست از اتحادیه اروپا برای پافشاری بر بهبود حقوق بشر در ایران 

 نیشکر هفت تپه، بار دیگر اعتصاب کرد 

 حاصل ۳۰ سال حکومت اسلامی: نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقر! 

 کلاهی که دولت بر سر میلیون ها کارمند خود گذاشت 

 وزیر اطلاعات: عوامل بمب گذاری در شیراز در ارتباط با انگستان و آمریکا بودند !

 مرحله ی دوم انتخابات هم ناسالم بود 

گزارشگران بدون مرز : سرکوب وب‌نگاران فمینیست را متوقف کنید


حسینیان:سعید امامی هیچ نقشی در قتل‌های زنجیره‌ای نداشت 

رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی در دانشگاه صنعتی امیركبیر گفت:‌ اگر روزی دستم می‌رسید و این قدرت را داشتم پرونده قتل‌های زنجیرهای را باز می‌كردم و ریشه‌های این قضیه را بیرون می‌كشیدم.

به گزارش فارس روح‌الله حسینیان رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی كه عصر امروز در آمفی‌تئاتر مركزی دانشگاه صنعتی امیركبیر و در جمع دانشجویان این دانشگاه با موضوع آفت‌های انقلاب اسلامی سخن می‌گفت، در پاسخ به این سؤال كه مسئولان انقلاب اسلامی چه مقدار دچار دنیاگرایی شدند اظهار داشت: در یك برهه‌ای از زمان متأسفانه یك مانور تجملات در كشور ایجاد شد كه در آن زمان مقام معظم رهبری نسبت به این مسئله هشدار دادند.
وی با بیان اینكه ساده‌زیستی مسئولان و رهبران انقلاب از عوامل بسیار مؤثر در پیروزی انقلاب بود خاطرنشان كرد: مردم پابرهنه و مستضعف براین اساس به انقلاب اعتماد كردند و وارد میدان فداكاری شدند و در سوم تیر ٨٤ هم با این كار عملی جلوی این حركت و سرعت آن را گرفتند.
یكی از دانشجویان نظر حسینیان راجع‌ به پوستر تبلیغاتی این نشست را پرسید كه وی در پاسخ گفت: ما جزو مخالفین اینهایی هستیم كه عكس‌شان در پوستر آمده است در دوم خرداد هم همه درگیری‌های ما با اینها، پشتوانه‌هایشان بود كه عكس ایشان را نكشیده‌اند.

دانشجوی دیگری خواستار تشریح كامل قضیه قتل‌های زنجیره‌ای از سوی حسینیان شد كه در پاسخ شنید: در آن زمان چند قتل پشت‌سر هم به‌وقوع پیوست كه در زمان حاكمیت دوم خردادیها برای ما امر عجیبی بود و تحلیل‌مان این بود كه سازمان منافقین برای بدنام كردن نظام این كار را كرده است ولی بعد فضایی بوجود آمد كه جریان دوم خرداد شروع كرد این قتل‌ها را به گردن جناح رقیب بیندازد و آقای سروش در آن زمان در مقاله‌ و سخنرانی‌هایی علت این قتل‌ها را علت ایدئولوژیك عنوان كرد. عده‌ای هم وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی را متهم كردند.
حسینیان با بیان اینكه من قبل از آن دوران قائم مقام دادستان انقلاب در وزارت اطلاعات بودم و به همین خاطر با بدنه وزارت ارتباط داشتم اظهار داشت: بعد از تحقیقات و به دست‌ آوردن اطلاعات متوجه شدم كه عامل اصلی این قتل‌ها آقای كاظمی معروف به «موسوی» از جریان دوم خرداد بود.

وی با بیان اینكه یكی از مقام های اجرایی كشور در دیداری كه از وزارت اطلاعات داشت گفته بود كه آقای موسوی از ذخایر ما در وزارت اطلاعات هستند اضافه كرد: این آقای موسوی برنامه‌ریز و هدایت‌‌گر بوده است.
رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی با بیان اینكه برنامه‌ریزی‌ قتل‌ها توسط كسانی كه مورد اعتماد جناح دوم خرداد بود بسیار سؤال‌برانگیز بود افزود: بعداز پیگیری‌ها معلوم شد جریان حساب‌شده‌ای پشت این قضیه است كه به دنبال نابود كردن وزارت اطلاعات بوده است چرا كه آقای دُری‌ نجف‌آبادی را وادار به استعفا كردند.
وی با بیان اینكه آنها به دنبال بازداشت ٥٠ مدیركل كارآزموده و متدین وزارت اطلاعات بودند اظهار داشت:‌ در آن زمان شایعات غیراخلاقی برای این افراد درست كردند و اعتراض اول من در آن شرایط به بازجوها بود چرا كه معتقدم بودم پرونده باید دست افراد بی‌طرفی باشد.

حسینیان در ادامه به سخنرانی خود در مشهد و تشریح سابقه بازجوها، سابقه برنامه‌ریزی‌ها، ملاقات با نیازی و... اشاره و اضافه كرد: من در آن زمان نمی‌خواستم تا صحبت‌هایم منتشر شود اما حكمت الهی بر این تعلق گرفت كه صحبت‌هایم منتشر شود و مدتی نگذشته بود كه آقایان به برخی از حرف‌های بنده رسیدند و قبول كردند كه بازجوها پرونده را منحرف كرده‌‌‌اند.
وی به پیغام یكی از مقام های اجرایی كشور از طریق وزیر اطلاعات مبنی بر سكوت خودش اشاره كرد و گفت: من در جواب به آنها گفتم كه به دنبال جنجال و تشنج نیستم اما شما نمی‌توانید دوستانتان را كنترل كنید و همین هم شد و شروع كردند به متهم كردن افراد بی‌گناه و حتی به من اتهام دادند كه فتوای قتل صادر كرده‌ام.

حسینیان با بیان اینكه پس از رسیدگی‌های ابتدایی توسط گروه بازجوهای جدید مشخص شد كه سعید امامی و برخی دوستان بی‌گناه كه مورد اتهام واقع شده بودند هیچ نقشی در قتل‌های زنجیره‌ای نداشتند افزود: آنها پرونده را تكمیل كردند و كیفرخواست هم علیه رقبای موسوی و دیگر عوامل اجرایی صادر شد.
وی افزود: در آن زمان اطلاعاتی به دست آوردیم كه روزنامه‌های زنجیره‌ای در یك جلسه‌ای به این نتیجه رسیدند كه اعلام كنند صاحبان فتوای قتل برای محفوظ شدن خودشان عامل واسطه بین خود و اجراكنندگان قتل یعنی سعید امامی را كشته‌‌اند به‌ همین خاطر تصمیم گرفتم تا بازی آنها را برهم بزنم و با حضور در مراسم ختم سعید امامی نقشه اصلی آنها تحت‌الشعاع تخریب من قرار گرفت.

یكی از دانشجویان با بیان اینكه در شرایط فعلی تمام قوا از یك جناح هستند خطاب به حسینیان گفت، چرا این پرونده اكنون در دادگاه صالحه رسیدگی نمی‌شود كه حسینیان در پاسخ اظهار داشت: آنها مدعی هستند كه پرونده را رسیدگی كردند و كسی‌كه فرمانده بوده و كسانی‌كه مجری بوده‌اند محاكمه شده‌اند اما اگر روزی دستم می‌رسید و این قدرت را داشتم این پرونده را باز می‌كردم و ریشه‌های این قضیه را بیرون می‌كشیدم.


بیانیه جبهه‌ مشاركت ‌ایران ‌اسلامی درباره واقعه ناگوار رخ داده در ایوان غرب

نوروز: جبهه مشاركت ایران اسلامی با صدور بیانیه‌ای وقایع رخ داده در ایوان غرب كه منجر به كشته شدن سه نفر از شهروندان جوان این شهر شده بود را به شدت محكوم كرد.
متن كامل این بیانیه به شرح زیر است:

به نام خدا

پرونده تجربه پرهزینه و گرانسنگ انتخابات مجلس هشتم با رخداد وقایع تأسف بار ایوان غرب، كه منجر به كشته شدن سه جوان دانش آموز و مجروح شدن تعدادی از مردم بیگناه شد، ظاهراً بسته شد اما فصل تازه ای را به روی همه افراد و گروه هایی كه دل در گرو انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی‌(ره) و میراث گران قدرش «جمهوری اسلامی ایران» دارند، گشود. بحث «نظارت استصوابی» كه پس از رحلت بنیانگذار نظام، از سوی شورای نگهبان مطرح و زمینه اجرایی آن فراهم شد و به تدریج دامنه آن گسترش یافت، در طول زمان به كمرنگ كردن شعار «میزان رأی ملت است» و اصل «جمهوریت» نظام انجامید به گونه ای كه انتخابات مجلس هفتم را از محتوا تهی ساخت و به تعبیر ریاست وقت دو قوه مقننه و مجریه وقت تكلیف دو سوم كرسی های مجلس را پ یش از انتخابات تعیین نمود و خیل كثیری از نیروهای فعال سیاسی را از حضور در انتخابات محروم ساخت. در انتخابات مجلس هشتم با یكدست شدن حاكمیت و همه عوامل اجرایی و نظارتی، روند انحرافی كه پس از رحلت امام خمینی‌(ره) با اعمال «نظارت استصوابی» در انتخابات مجلس چهارم شروع شده بود به اوج خود رسید و به شكلی سازمان یافته، شاهد دستكاری در امر انتخابات از مرحله اول بررسی صلاحیت نامزدهای نمایندگی تا نحوه رأی گیری و شمارش آراء و اعلام نتایج بودیم. قصه پر غصه انتخابات مجلس هشتم صفحات نازیبایی را در كارنامه «جمهوری اسلامی ایران» و تاریخ انقلاب اسلامی برجای نهاده است كه حاكمیت یكدست اصولگرا باید پاسخگوی آن باشد. نیروهای اصلاح طلب به رغم شرایط دشوار، ناسالم، غیررقابتی، ناعادلانه و غیرقانونی كه بر روند اجرایی و نظارتی انتخابات مجلس هشتم حاكم بود به دلیل وفاداری به راه امام و جمهوری اسلامی ایران و به منظور پاسداری از این میراث گرانقدر و «نهاد انتخابات» با تحمل همه نامهربانی‌ها و اتهام زنی‌ها و حذف‌ها در انتخابات حضوری معترضانه یافتند و در حوزه هایی كه امكان رقابت نسبی وجود داشت به مشاركت فعال پرداختند. نتایج برآمده از این حوزه ها، به جز حوزه تهران كه مسؤولان انتخابات تا امروز حاضر نشده‌اند آرای صندوق‌ها را به تفكیك در اختیار نامزدها و افكار عمومی قرار دهند و در مورد نتایج اعلامی حرف و حدیث بسیار وجود دارد، نشان داد كه پیروزی نسبی از آن نامزدهای مورد حمایت اصلاح‌طلب بوده و این به معنای آن است كه اگر امكان رقابت آزاد و برابر و سالم برای نامزدهای اصلاح طلب در همه حوزه های انتخابیه وجود داشت، قطعاً تجربه مجلس ششم تكرار می‌شد و این همان نكته‌ای است كه برخی مسؤولان اجرایی نظارتی انتخابات مجلس هشتم قبل از ورود به انتخابات نسبت بدان هشدار دادند و گفتند كه باید از تكرار مجلس ششم به هر نحوی جلوگیری شود! و البته برای تحقق این هدف از هر وسیله ای استفاده كردند چرا كه از نظر اینان هدف، وسیله را توجیه می‌كند.

برای تحقق این هدف كار تا آنجایی پیش رفت كه از دستكاری در شمارش آراء برای جلوگیری از ورود نماینده اصلاح‌طلب به مجلس از ایلام با ابطال انتخابات در دشتستان خودداری نكردند و سرانجام این كار، اعتراض مردم رأی دهنده در ایوان غرب را در پی داشت كه با بی تدبیری مسؤولان مربوطه به كشته شدن سه جوان هموطن و مجروح شدن عده‌ای از شهروندان انجامید. حادثه ایوان غرب از این نظر نقطه مبهمی در كارنامه مسئولان امر است چرا كه تاكنون سابقه نداشته است كه نیروهای حكومتی پاسخ شهروندان معترض به تخلفات انتخابیاتی را با گلوله داده و خون آن‌ها را بریزند. قطعاً از دولتی كه بنابر مدعایش برای عدالت محوری، مهرورزی، خدمت به بندگان خدا و تعالی كشور بر سر كار آمده است پذیرفته نیست، رأی دهندگانی را كه برای پاسداری از رأی‌شان به اعتراض بر آمده‌اند به گلوله ببندد و جوانانی بی گناه را به خاك و خون كشد. هر چند معلوم نیست در نظامی كه از «انقلاب به نام خدا»بر آمده است چگونه و چه افرادی باید پاسخگوی این آیه الهی «كه به كدامین گناه كشته شدند؟» باشند، اما كمترین انتظار آن است همه افرادی را كه در سطح محلی و استانی و ملی علی قدر مراتبهم در بوجود آوردن این حادثه تأسف بار دخالت داشته‌اند به پیشگاه ملت معرفی و به اندازه بی تدبیریشان مجازات نمایند تا در آینده دیگر هیچ مسؤولی به خود حق ندهد در مقابل اعتراض مدنی و مشروع شهروندان متوسل به زور و گلوله شود.

وجه دیگر این رخداد تأسف بار ناشی از بی تدبیری مسؤولان مربوطه، میدان دادن به نیروهای فرصت طلب ضدانقلاب و برون مرزی برای بهره برداری از این گونه حوادث است. نقاط مرزی كشور ما به لحاظ بافت قومی، مذهبی و محرومیت های اقتصادی ومعیشتی مردمش از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است و دقت نظر بیشتری را در اداره امور می‌طلبد. هر چند مردم این نقاط، بویژه مردم استان های مرزی در غرب كشور، در دوران جنگ تحمیلی میهن دوستی و وفاداری به نظام را با بذل جان و مال و ایستادگی سلحشورانه اثبات كرده‌اند اما اینان به همین میزان از نظام و مسؤولان انتظار پاداش و همراهی دارند و حتی اعتراضشان به دستكاری در آرایشان از سر مسؤولیت و دلسوزی و وفاداری بوده است و اینكه در مجلس نماینده ای داشته باشند كه بیشترین قرابت و همخوانی را با آن‌ها دارد و بتواند مطالبات آن‌ها را در عرصه ای ملی فریاد زند. كمترین هوش و درایت به مسؤولان محلی و استانی حكم می‌كرد به شیوه‌ای متوسل نشوند كه فضای غبارآلودی را برای ورود گروه‌های برانداز ضدانقلاب به عرصه فراهم كند.

جبهه‌مشاركت‌ایران‌اسلامی با تأكید بر مواضع خود نسبت به انتخابات مجلس هشتم و همدردی با خانواده مصیبت دیدگان و شهروندان شریف ایوان غرب و محكوم كردن شیوه برخورد با معترضان و كشتن سه تن از شهروندان مجدانه خواستار رسیدگی سریع به موضوع از سوی مراجع مسؤول بویژه قوای مقننه و قضائیه می‌باشد، و از آنجا كه این حادثه تأسف بار انتخاباتی را به لحاظ پیامدهای محلی، ملی و بین المللی نقطه عطفی در روند اداره امور و نظام انتخاباتی كشور می‌دانیم خواهان ارائه گزارشی دقیق از چگونگی علل و عوامل وقوع این حادثه به افكار عمومی باشیم. به نظر ما بازكردن دمل چركینی كه به ریختن خون سه جوان هموطن ما انجامیده است می‌تواند بنیان یك بازنگری در شیوه اداره امور و انتخابات باشد و اینكه اگر «میزان رأی ملت باشد»، «مجلس» هم «در رأس امور» خواهد بود، و ما همچون دورانی كه این گونه بوده است شاهد رخداد تأسف بار ریختن خون هموطنان در پای صندوق های رأی برای حفظ رأیشان نخواهیم بود.

جبهه مشاركت ایران اسلام


 خاتمی: از تخریب هیچ نگرانی ندارم

امروز:بیست و دومین نشست ماهانه بنیاد باران با حضور حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی و اعضای بنیاد در محل دایره المعارف اسلامی برگزار شد.
به گزارش سایت امروز به نقل از روابط عمومی بنیاد باران؛ در این نشست مرتضی مبلغ طی سخنانی گزارشی از روند برگزاری انتخابات مجلس هشتم ارائه داد و همچنین دکتر محسن امین زاده در سخنانی به مرور تحولات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال 1386 پرداخت که گزارش آن متعاقبا در سایت قرار خواهد گرفت. مرتضی حاجی مدیرعامل بنیاد باران نیز شرح کوتاهی از برنامه های بنیاد در سال جاری را ارائه داد.
در ادامه این جلسه رئیس بنیاد باران در سخنانی با اشاره به انتخابات مجلس هشتم، مجلس آینده را مجلسی منتقد به وضع موجود دانست. وی همچنین حضور نیروهای مستقل در ترکیب مجلس آینده را قابل توجه دانست و ابراز امیدواری کرد: به لطف خداوند همین مساله باعث بشود که با نظارت و کنترل بیشتر جامعه ما در مسیری حرکت کند که خیر او در آن است.
خاتمی با تاکید بر انجام صحیح وظیفه نظارتی و کنترلی از سوی مجلس گفت: مجلس این وظیفه سنگین خودش را ایفا کند و وظیفه کنترلی و نظارتی خود را بدون ملاحظات خاص و فقط با در نظر گرفتن رضایت خدا و مردم و خدمت به آنان این کار را انجام دهد.
رئیس بنیاد باران با اشاره به شیوه برگزاری انتخابات نیز تصریح کرد: نگرانی بیشتر این است که این شیوه تبدیل به یک رویه شود و همه از حالا باید نگران آن باشیم و جلوی آن را بگیریم.
سیدمحمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به موضوع صدور انقلاب و مطالبی که طی روزهای اخیر پیرامون سخنان وی در برخی رسانه ها نقل شده، گفت: اگر ما توانستیم، تحت نام «جمهوری اسلامی» نظامی را بسازیم که مردم در آن دارای احترام هستند، از آراء مردم حراست می شود، آزادی وجود دارد، نقد قدرت هزینه ندارد، اقتصاد کشور پیشرفته است، عدالت در آن پیاده شده، سیر ارتقا علمی، فنی و صنعتی کشور، سیر صحیحی باشد و جایگاه و شان ملت ایران در جامعه بین المللی افزون تر شود، بزرگترین خدمت را به انقلاب کرده ایم و این یعنی «صدور انقلاب».

متن کامل سخنان حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی، دو نکته را عرض می کنم. یکی راجع به انتخاباتی که گذشت. البته این موضوع نیاز به تحلیل بیشتری دارد و شاید اینجا مجال آن نباشد و من هم به تنهایی نتوانم این کار را انجام دهم. اما اجمالا می گویم؛ آنچه بود گذشت. نتیجه ای که حاصل شد، اینکه {مجلس آینده} مجلسی است که نسبت به وضع موجود منتقد است، از آنچه که می گذرد راضی نیست، از بی برنامگی ها (یا بهتر بگوییم، برنامه ریزی های غلط)، از وضع اقتصاد، از حذف نیروها، از ادعاهایی که با واقعیتها تطبیق نمی کند (بلکه گاهی درست در مقابل آن است) و بدتر از همه با فرار به جلو با تخریب دیگران{راضی نیست}. من فکر می کنم، شاید این مجلس، مجلسی باشد که اکثریتش به این وضع اعتراض دارد. مساله دوم که در این انتخابات رخ داد، حضور قابل توجه نیروهای مستقل بود که عمدتا در غیاب نیروهای اصلاح طلب توانستند، رای مردم را بگیرند و از این جهت هم فکر می کنم، مجلس هشتم متفاوت با مجالس دیگر باشد. امیدوارم که به لطف خداوند همین مساله باعث بشود که با نظارت و کنترل بیشتر جامعه ما در مسیری حرکت کند که خیر او در آن است. ما دارای هر گرایشی که باشیم و به هر جناحی که وابسته باشیم و دارای هر سلیقه ای که باشیم، باید قبل از هرچیز به ایران، سربلندی ایران، عظمت و عزت ایران، استقرار و ثبات جمهوری اسلامی و سرفرازی این نظام و بالاخره تامین نیازها، حیثیت و شرافت مردم ایران بیندیشیم و هیچکس نمی تواند از این مساله خشنود باشد که رقیب او اشتباهاتی کند که سبب شود که او بیشتر مورد توجه قرار گیرد، اما ایران در این میان زیان کند. همه ما باید بخواهیم، با حسن نیت و خیرخواهی کاری کنیم که ایران زیان نکند. اگر هم انتقادی می شود، در همین زمینه باشد و تلاشها به این سو باشد که نیازهای واقعی ایران برآورده شود، حیثیت ایران حفظ شود، موقعیت ایران ارتقاء پیدا کند و این ملت در عرصه های مختلف بتواند آنگونه که شایسته اوست، در عرصه داخلی و بین المللی حضور داشته باشد. بنابراین، اگر ما خواستار کنترل و نظارت بیشتر هم هستیم، برای این است که مسیر برای پیشرفت ایران و تامین نیازها و خواستهای تاریخی این ملت هموارتر شود . امیدوارم، مجلس این وظیفه سنگین خودش را ایفا کند و وظیفه کنترلی و نظارتی خود را بدون ملاحظات خاص و فقط با در نظر گرفتن رضایت خدا و مردم و خدمت به مردم این کار را انجام دهد. اما نکته مهم در این بحث، این است که شیوه و روشی که در این انتخابات بود، شیوه و روش نادرستی بود و نتیجه آن را هم تحت تاثیر این شیوه، از پیش می شد حدس زد که چه خواهد بود و این اشتباه یک امر{است} و {علاوه بر آن} نگرانی بیشتر اینکه، این شیوه تبدیل به یک رویه شود و همه از حالا باید نگران آن باشیم و جلوی آن را بگیریم. ما نباید اجازه بدهیم، در نظامی که افتخارش این است که جمهوری اسلامی است و هدیه ای است که امام(ره) داد و البته این در خواست مردم هم بود و امام(ره) هدایت کردند و شکل و فرمی که در دوره تاسیس در مقابل سایر نظریات تندروانه، متحجرانه، کجروانه یا به اصطلاح غیر دلبسته به معیارهای الهی ارائه شده بود، جمهوری اسلامی را پیشنهاد دادند و {این مساله را مطرح کردند که} مردم همه کاره هستند، میزان رای ملت است و انتخابات مهم ترین حادثه ای است که در حیات اجتماعی انسان ایرانی رخ می دهد و باید آن را باید پاس بداریم .

ما اگر کاری کنیم که این مساله ی انتخابات، انتخاب آزاد و قدرت انتخاب گری مردم لطمه ببیند، کار بسیار بدی انجام داده ایم و این برخلاف معیارهای انقلاب اسلامی و معیارهایی است که ملت ما می خواست و اگر این مساله به رویه تبدیل شود، خطر بزرگی است و اینکه {دستگاه} نظارت که باید بر قدرت که امکانات نظامی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و... را در دست دارد اعمال نظارت نکند تا مجلس که در راس امور است، در خدمت او باشد، {بلکه} کار خود را درست انجام ندهد و وجه آن عوض شود و نظارت در خدمت این باشد که تیپ خاصی از انتخابات صورت گیرد و گرایشات خاصی روی کار بیابد، نوعی انحراف از مساله {انتخابات} است و اینکه ما {در انتخابات} قیمومیت و دخالت بکنیم و از پیش قدرت انتخاب مردم را به انحای محدود کنیم، آن هم با اتهامات عجیبی که واقعا تصور آن هم ممکن نیست. انسانهای مومن، متدین، با سابقه و انقلابی به اتهام عدم التزام به اسلام و نظام اسلامی از صحنه خارج شوند و به گونه ای باشد که در دوسوم حوزه ها یک جناح که به امام(ره)، اسلام، ایران و اعتلا و سربلندی آن پایبند است، حتی نامزد نتواند معرفی کند و اگر انتخابات مهندسی{شده} باشد، این حرف درستی است که اگر در یک سوم جاها هم ولو اینکه شخصیتهای شناخته شده(البته همه افراد محترمند و این بدان معنا نیست که افراد باقیمانده شخصیت کمتری دارند ولی در انتخابات باید افراد شناخته شده ای حضور داشته باشند) با وجود این، می بینیم که در حوزه هایی که افراد شناخته شده باقی مانده بودند، میزان حضور مردم بالای 50درصد بود. لابد اگر در همه حوزه ها به این گونه بود، امروز این جریان (اصلاح طلب) می توانست بالای 50درصد مجلس را در اختیار داشته باشد. به هرحال این کار، کار نادرستی است. البته طبق اطلاعاتی که بنده دارم، بسیاری از اعضای محترم شورای نگهبان(اعم از حقوقدانان و فقها) از بعضی تصمیم گیری ها راضی نبودند و تلاشهای بسیاری {برای رسیدگی به اعتراضاتشان} انجام دادند که بعضی به نتیجه رسید و خیلی جاها هم بی نتیجه بود. ولی خروجی دستگاه هم طوری بود که روشی اعمال شد که روش درستی نبود و خوشحالم که رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و حتی وزیر محترم کشور به این مساله معترض است و می گویند که باید تغییرات اساسی در این زمینه(انتخابات) و بخصوص در زمینه تعیین و تشخیص صلاحیتها ایجاد شود. البته امیدوارم، این اظهارنظر سبب نشود که آقای وزیر کشور هم برای آینده نزدیک، {دیگر} در صحنه حضور نداشته باشد! یک توقع و تقاضا از شما دارم که بسیاری از شما مورد این ظلم قرار گرفته اید، گزارش مبسوط و مستندی برای مقام معظم رهبری و مجلس آینده تهیه کنید تا {واقعیتها} مشخص شود. من فکر نمی کنم که هیچکس، حتی کسانی که این روش را اجرا کرده اند اگر متوجه مشکلات و خطرات آن شوند، این روش را ادامه دهند. کاری نکنیم که خدای نخواسته دلزدگی هایی ایجاد شود، بخصوص برای نسلی که باید امیدوار باشد و اگر این دلزدگی و یاس ایجاد شود و دلخوری ها افزون شود، نظام جمهوی اسلامی اصلی ترین پایه اقتدار خود را که اعتماد و حضور مردم در صحنه است را از دست خواهد داد و این مساله خیلی برای انقلاب و برای خونهایی که برای آن داده شده و سرمایه هایی که گذاشته شده، گران است. ان شاءالله همه باید کاری کنیم که مسائل آنگونه که بهتر است انجام گیرد.

مساله دیگری که می خواهم به آن اشاره کنم و چندان مساله مهمی نیست، به خاطر تحریف و سوء استفاده ای که بیگانه ممکن است از آن بکند و تخریب، جفا و بی انصافی که در درون{کشور} می خواهد صورت گیرد، آن را ذکر می کنم تا احیانا اگر شائبه ای در ذهن خیرخواهان هست برطرف شود. البته من از تخریب هیچ نگرانی ندارم و می دانم، این تخریبها چرا صورت می گیرد و منتظر باشید که در آینده این تخریبها افزون تر خواهد شد و {واقعیت این است که} خوشبختانه یا متاسفانه اگر ما اهل دنیا و {در پی}جلب نظر دیگران باشیم، این تصمیم ها اثر بسیار مثبتی بر روی جلب نظر مردم دارد. ولی آنچه نگران کننده است، اینکه اولا بد اخلاقی بد است . ثانیا اگر بداخلاقی ها به اسم اسلام و انقلاب صورت گیرد، بدتر است. من مطلبی را مطرح کردم که متاسفانه بعد ایجابی آن کمتر مورد توجه قرار گرفت و آن مساله این است که محتوا و جهات انقلاب ما چه بود و بخصوص امام(ره) به عنوان مظهر آن، چه گرایش، روش و خواستی داشتند و اتفاقا معتقدم، باید به شدت روی این مسائل پافشاری کنیم و آنها را بگوییم تا خدای ناکرده چیزهایی که خلاف نظر امام(ره)، خواست مردم و محتوای انقلاب اسلامی و طبعا برخلاف سند مستند مصوب نظام جمهوری اسلامی یعنی قانون اساسی به عنوان معیار و ملاک های ارزشی، انقلابی و اسلامی جا نیفتد. ممکن است، نگذارند که حرف ما در جامعه ما پیاده شود، اما با جامعه و تاریخ صحبت می کنیم و نباید بگذاریم، در ذهنیت جامعه این اشتباهات و تغییر و تحولات جا بیفتد. من {قبلا}گفته ام و تکرار می کنم که بزرگترین رسالت ما «الگوسازی» است. اگر ما توانستیم، تحت نام «جمهوری اسلامی» نظامی را بسازیم که مردم در آن دارای احترام هستند، از آراء مردم حراست می شود، آزادی وجود دارد، نقد قدرت هزینه ندارد، اقتصاد کشور پیشرفته است، عدالت در آن پیاده شده، سیر ارتقا علمی، فنی و صنعتی کشور، سیر صحیحی است(آن هم در این دنیایی که همه سریع در حال به پیش رفتن هستند) و جایگاه و شان ملت ایران در جامعه بین المللی افزون تر شود، ما بزرگترین خدمت را به انقلاب کرده ایم و این یعنی «صدور انقلاب». اینکه تصور شود، جمهوری اسلامی به صورت دیگری نیاز دارد و یا می خواهد انقلاب خود را صادر کند، هم خلاف واقع است و هم جفا به امام(ره) است. بنده به عنوان کسی صحبت می کنم که از اول تا آخر، در متن جریانات بوده ام و سالها مسئولیت رسمی داشته ام. اصلا نظر امام(ره) در مورد صدور انقلاب و نحوه تعاملی که باید با جهان داشته باشیم روشن اسن و این مساله بیان هم شده است. عین همین سیاست، سیاست رهبری امروز است. بنده به عنوان کسی که {با مسائل} آشنا هستم، {این سخن را} می گویم و معتقدم که جمهوری اسلامی نه نیاز به دخالت فیزیکی در عرصه های بین المللی دارد و نه اصلا جزو سیاستهایش بوده و هست. هرکس این حرف را بزند، همگام با دشمن گام برمی دارد. دشمن ما را متهم می کند. دشمن می خواهد مشکلات خود را بپوشاند، یا می خواهد، بهانه ای برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی پیدا کند و {در این راستا} ادعا می کند که جمهوری اسلامی دخالت می کند. کجا دخالت می کند؟ آیا ما عراق را اشغال کردیم؟ آیا خرابکارانی که اول به جمهوری اسلامی فحش می دهند و در مقابل آن می ایستند، کشتار به راه می اندازند و اماکن مقدس و میراث فرهنگی را نابود می کنند و علیه ملت عراق، جمهوری اسلامی و دیگران عمل می کنند، متعلق به نظام جمهوری اسلامی هستند؟ یا اینکه از جای دیگری می آیند؟ خرابکاران کجا هستند؟ کی هستند؟ از کجا آمده اند؟ ایران در عراق و افغانستان همواره خواستار ثبات و آرامش بوده است. این سیاست جمهوری اسلامی ایران است. ما معتقدیم، این دولت مردمی در عراق باید تقویت شود. امکانات در اختیار آن قرار گیرد تا امنیت برقرار شود و کسانی که علیه امنیت عراق کار می کنند، هم برخلاف منافع عراق و هم مصالح و منافع جمهوری اسلامی ایران عمل می کنند. این سیاست واضح و بارزی است. اینکه یک ضدانقلاب بگوید{بجز این نظر} نظر دیگری وجود داشته است، {باید گفت} نخیر؛ هیچ نظر دیگری وجود نداشته است. سیاست جمهوری اسلامی ایران چه در گذشته و چه در حال این بوده است و نیازی به دخالت در عراق نداشته است. البته در قانون اساسی ما هست که از مستضعفین دفاع می کنیم؛ سلطه و سلطه گری را نفی می کنیم. این از افتخارات ماست. بله؛ من هم معتقدم که مقاومت های جانانه ای که در بسیاری از جاهای دنیا صورت می گیرد، حتما الهام گرفته از مقاومت ملت ایران است. این به معنای دخالت ایران نیست. اتفاقا این مقاومت ها، مقاومت در مقابل ترور، تخریب، ویرانگری و تروریسم است. اینها باعث افتخار است. ولی از درون ملتها جوشیده است. تا وقتی که معیارهای دوگانه وجود داشته باشد، ملتها سرکوب شوند و حرفشان به جایی نرسد، این مقاومتها هم مشروع است و هم وجود خواهد داشت و اتفاقا این مقاومتها ضد خرابکاری، تروریسم دولتی، اشغال، سرکوب، توهین و توقیف انسانهاست. چه کسی طرفدار اینهاست؟ کدام دولت اینها را اعمال می کند؟ و کدام قدرتها حمایت می کنند؟ آنها خرابکار هستند. این اهانت به مقاومتهاست که گفته شود، عوامل جمهوری اسلامی هستند. جمهوری اسلامی مقاومتهایی را که علیه اشغال است، تائید می کند. اما آنها از درون ملتها جوشیده اند. البته که معتقدم، از نفس امام(ره) و مقاومت ملت ایران الهام گرفته اند و این مساله غیر از ورود به عرصه های عملیاتی است که هرگز سیاست جمهوری اسلامی نبوده است و به صراحت می گویم که در زمان امام(ره) و اکنون اصلا اینگونه نبوده است. ما در کشورهای همسایه همواره خواستار آرامش و امنیت بوده ایم. البته سرکوب و اشغال و تبعیض را نفی می کردیم و اگر کسانی در این زمینه مبارزه می کردند، مورد تائید ما بودند و در این صورت عامل ما نیستند. ما امروز نظام جمهوری اسلامی ایجاد کرده ایم و باید الگوسازی کنیم. این رسالت ماست. اگر ما نتوانستیم، اقتصاد پویایی ایجاد کنیم، عدالت را اجرا کنیم، پیشرفتهایمان یک گام جلوتر از کشورهای دیگر باشد، لااقل اعتماد مردم را جلب کنیم که از آزادی و آرایشان دفاع کنیم و نتوانیم، الگو را بسازیم، هرچقدر هم که ادعا کنیم، کسی دنبال این الگو نمی رود. خدمت ما به امام (ره) و خون شهدا این است که این الگو را بسازیم. اصلاحات حرفی جز این ندارد که این الگو را باید به خوبی ساخت. این الگو را باید به درستی ساخت. انتقاد ازحکومت، اتفاقا به خاطر انتقاد به حاکمیت و نظام است. این حاکمیت و نظام افتخار ماست. ما که نمی توانیم بگوییم، هر برنامه ای که خاتمی یا دیگران در دوران هشت ساله مسئولیت دارند، عین نظام است و هرکس اشکال به آن بگیرد، ضد نظام خوانده شود و از حقوق اجتماعی اش محروم شود، یا حتی مورد فشارهای دیگر قرار گیرد. واقعا نقد از حکومت، دفاع از آزادی بیان، عدالت، رفاه، دفاع از نبودن فشار بر روی گرده ی مردم بدبخت، عین اصلاحات و انقلاب است. ممکن است، در انجام وظیفه، برنامه نداشته ایم یا برنامه مان غلط بوده یا کوتاهی کرده باشیم، اصلاحات در درون نظام{باید باشد} و نظام در مسیر و سرجای خودش حرکت کند و خدای نکرده، بدخواهان یا بداندیشان {نتوانند}افکار و اندیشه ها و ملاکهای انقلاب را بدزدند. چیزهایی که هیچ سنخیتی با امام(ره) و انقلاب ندارد، به نام آنها جا بزنند. باید {از اصول انقلاب} دفاع کرد؛ ولو قیمت آن این باشد که ما را بیرون کنند. به هر قیمتی باید دفاع کرد. ما باید الگو بسازیم و این الگو به گونه ای باشد که دیگران و در درجه اول، کشورهای اسلامی راجذب کند؛ این می شود صدور انقلاب. در کشور ما هم با دو دو تا چهار تا می شود واقعیتها را دید. خوشبختانه در قبل از دوره بنده چیزی به نام «چشم انداز» که یک اجماع در کشور و مورد تائید رهبری است، وجود نداشت، اما الان وجود دارد و می توانیم، بسنجیم که آیا در آن مسیر حرکت می کنیم. چه کار می خواهیم بکنیم؟ بعد از 20 سال در سال1404 در منطقه به لحاظ علمی، فنی، اقتصادی و... قدرت اول باشیم.امروز برای این کار باید برنامه گذاری کنیم. ما باید به گونه ای باشیم (همانگونه که امام(ره) می خواست) پیشتاز آزادی و بخصوص آزادی انتخابات در تمامی کشورهای اسلامی باشیم. اگر توانستیم این کار را انجام دهیم، معتقدم، دین خود را به انقلاب و اسلام ادا کرده ایم. در یک کلمه بگویم، اصلاحاتی که بنده به آن معتقدم و می خواهم، اصلاحاتی است که می خواهد ایران آزاد، آباد، سربلند، با برخورداری عادلانه از همه برخورداری های مادی و در کنار آن معیارهای معنوی و اخلاقی و آنهایی که دین ما گفته، باشد.

وظیفه ما این است که راه را برای این هدف توسط هرکس که می خواهد عمل کند، هموار کنیم. مهم این نیست که ما سرکار باشیم. هرکس که سرکار است باید این کار را کند و اگر دیدیم{این راه} در حال منحرف شدن است، لااقل حرف خودمان را می زنیم. انحراف پیدا کردن، در مسیر الگوسازی نیست. ما باید الگو بسازیم و همه هم دست در دست هم دهیم که اینگونه شود و فضایی از تفاهم در جامعه ایجاد شود و بدبینی ها و سوءظن ها از بین برود و آنگونه که معیارهای اسلام و امام(ره) و انقلاب ایجاب می کند، حرکت کنیم و خداوند هم یارانش را یاری می کند. شاداب و سربلند باشید!
والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته


موسوی تبریزی: سخنان خاتمی عین تعبیر امام راحل بود

امروز:دبیر کل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ،سخنان اخیر رییس جمهور سابق کشورمان درباره‌ی اندیشه‌های امام راحل را عین تعبیر آن بزرگوار دانست و یادآور شد: همانگونه که آقای خاتمی نظر امام را تبیین کردند انقلاب ما انقلابی فرهنگی بود نه انقلابی که با زور و نظامی‌گری بتوانیم آن را صادر کنیم .

حجت الاسلام حسین موسوی تبریزی در گفت وگو باباران افزود:امام از اول صد رد صدبه تبیین انقلاب پرداختند و انقلابی که مورد نظر ایشان بود و تبیین کردند صد در صدبا فطرت انسان انطباق داشت زیرا اگر غیر از این باشد ضرر می کنیم .وی در ادامه با تاکید بر این‌که اگر آقای خاتمی یک حرف خوب زده باشد یکی از آنها سخنان اخیر وی است ، تذکر 77 نفر از نمایندگان مجلس به وزیر اطلاعات برای برخورد با خاتمی را نگران کننده ندانست و اظهار داشت خود آنها از این قضیه ضرر می‌کنند اما باید نگران برخوردها و رفتارهایی بود که به وجهه اسلام خدشه وارد می‌کند.وی در عین حال که تذکر را حق قانونی نمایندگان می دانست سکوت آنها در برابر نقض اصول اساسی ، برنامه پنجم توسعه و سند چشم انداز، درمقابل صرف وقت مجلس برای تذکر به خاتمی برای یکی از اظهار نظرهایش را تامل بر انگیز خواند.


حاجی درواکنش به اقدامات تازه علیه خاتمی:اشتباه بزرگی را مرتکب می‌شوند

امروز: مدیرعامل بنیاد باران با اشاره به برخی سخنان و واکنش ها به سخنان اخیر سید محمد خاتمی تاکید کرد: متاسفانه عده‌ای در داخل کشور با انگیزه‌ی سیاسی، آن هم دقیقا زمانی که رهبری صحبت از حسن ظن و همگرایی می‌کنند حرف بیگانه را ملاک قرار داده و به کسی که مردم ایران و دنیا ایشان را می‌شناسند تهمت‌های ناروا وارد می‌کنند که بدون شک اشتباه بزرگی را مرتکب می‌شوند.

مرتضی حاجی در گفت‌وگو با سایت باران اظهار داشت: آن‌چه که به عنوان صدور انقلاب در جمهوری اسلامی مطرح شده، صدور ارزش‌ها و فرهنگ انقلاب و پاسخ به کسانی است که سعی کردند آن (صدور انقلاب) را وارونه معنی کرده و از آن به عنوان چماقی علیه جمهوری اسلامی استفاده کنند. به طور مشخص برخی از سیاست‌مداران آمریکایی و اروپایی سعی می‌کردند این‌گونه القا کنند که صدور انقلاب ایران به مفهوم صدور جنگ و ساقط کردن حکومت‌هاست.

وی ادامه داد: آقای خاتمی در شرح خود بر این نکته تاکید کردند که انقلاب یک بنیاد فرهنگی دارد و با استقبالی که مردم از ارزش‌های آن در سراسر دنیا می‌کنند ایجاد تحول فکری و فرهنگی به طور طبیعی رخ خواهد داد و هم‌چنان که در برنامه‌ی چشم‌انداز، هدف ما این است که به کشور الگو در منطقه تبدیل شویم در این صورت طبیعتا به عنوان سرمشق و نمونه‌ی رفتار نیز برای سایر جوامع قرار خواهیم گرفت. بنابراین باید گفت مفهوم سخنان آقای خاتمی کاملا روشن و آشکار است اما این‌که عده‌ای می‌خواهند از آن سوءاستفاده کرده و حرف‌های دروغ و تهمت‌های ناروا به ایشان وارد کنند متوجه گوینده‌ی سخن نیست.

مدیرعامل بنیاد باران در ادامه تصریح کرد: طبیعتا ما از صدای آمریکا یا سایر رسانه‌های آمریکایی و وزارت خارجه‌ی این کشور توقع نداریم برداشت صحیحی از سخنان شخصیت‌های ما داشته باشند. او حرف خود رامی‌زند و از هریک از سخنان برداشت خود را دارد و منویات خاص خود را پی‌گیری می‌کند. اما در داخل کشور متاسفانه برخی با انگیزه‌ی سیاسی آن هم دقیقا زمانی که رهبری صحبت از همگرایی و حسن ظن می‌کنند حرف بیگانه راملاک قرار داده برای ایجاد اختلاف و جدایی بخشی از صاحبان انقلاب از آن، از جمله شخصیت معتبر و محترمی چون جناب آقای خاتمی که بدون شک باید گفت اشتباه بزرگی را مرتکب می‌شوند.

حاجی با انتقاد از خبری که از سوی خبرگزاری فارس در این زمینه منتشر شده بود، گفت: متاسفانه خبرگزاری فارس به جای آن‌که کمک کند به درستی تعبیر و از مفهوم واقعی آن دفاع کند و جواب وزیر کشورها و دولت‌هایی که علیه ما رفتار خصمانه‌ای داشته و دارند به اتکای تعاریف صحیح بدهد، گوینده‌ی این سخن درست را مورد خطاب و عتاب قرار داده است.
وی ادامه داد: مگر کسی گمان می‌کند صدور انقلاب غیر از تعریفی است که آقای خاتمی مطرح کردند؟ باید با کمال تاسف بگویم این نوع رفتارها تنها استفاده‌ی ابزاری از فضای سیاسی کشور است. با مبنای آن برخورد خطی و جناحی. همان چیزی که اخلاق و منش انسانی را فدای آن می‌کنند و برای از میدان به در کردن رقیب سیاسی خود که در داخل همین خانواده است از هر وسیله‌ی مشروع یا غیرمشروع استفاده می‌شود. اما آقای خاتمی از این‌گونه برخوردها لطمه‌ای نمی‌بیند.

مدیرعامل بنیاد باران با بیان این‌که آقای خاتمی بیش از سیاستمداران مطرح امروز کشور در گفتار خود مراقبت دارد و بر رعایت اخلاق، نزاکت، درستی و مستند بودن سخنان خود پایبند است، تاکید کرد: آقای خاتمی بر مبنای یقین و منطقی سخن می‌گویند و از این جهت ایرادی بر ایشان وارد نیست بلکه ایراد از بیگانه‌ای است که از این سخنان تعبیر وارونه کرده و خواسته‌ی خود را دنبال می‌کند و عده‌ای نیز در درون، دست و پای خود را گم می‌کنند و گفته‌های بیگانگان را مستمسکی قرار می‌دهند تا برای آن‌که از شکل‌گیری وحدت جلوگیری کرده و یا به رقیب آسیب وارد کرده تا در آینده‌ای که نگران آن هستند برای رقیب خود پرونده‌سازی کنند.

حاجی در ادامه گفت: متاسفانه عده‌ای از نمایندگان مجلس جایی که باید تذکر داده و از اجحاف جلوگیری کنند و مسوولینی را که کشور را به لحاظ سیاسی و اقتصادی به چنین وضعیت بدی دچار کرده‌اند مورد سوال قرار دهند و در دفاع از حقوق مردم از ابزارهای نظارتی‌شان استفاده کنند ساکت هستند. حال این عده برای آن‌که بگویند ما هم هستیم و در پرونده‌ی خود، کاری را ثبت کنند، به متهم کردن کسی که مردم ایران و دنیا ایشان را می‌شناسند می‌پردازند. البته این هم راهی است برای اظهار وجود.


واكنش روزنامه ها به موج تازه تخریب خاتمی 

امروز:اكثر روزنامه‌های اصلاح‌طلب، گزارش‌های اصلی خود را به تخریب زودهنگام خاتمی و پروژه حمله به رئیس دولت اصلاحات اختصاص دادند. این در حالی است كه برخی مطبوعات جناح راست همچون كیهان، ایران و جام‌جم به خط تخریبی خود علیه رئیس‌جمهوری سابق ادامه دادند.

صدای عدالت در تیتر نخست امروز خود با اشاره به اینكه پروژه حمله به خاتمی تكمیل شد، نوشته است: شاید هم مباحث انتخاباتی در این موضوع بی‌تاثیر نباشد و حاكی از تسویه‌حساب‌های سیاسی باشد و خوشحالیم كه اختلافات خود را اینگونه بروز می‌دهند.

این روزنامه همچنین یادداشتی را كه نوشته احمد زیدآبادی است، در این باره به چاپ رساند.

مردم‌سالاری در گزارش نخست خود نوشته است: پس از سخنان چندی قبل رهبر انقلاب درباره لزوم حفظ وحدت، این انتظار از افراد منتسب به جریان اصولگرایی می‌رفت كه در راستای این رهنمودها دست از تخریب و تخطئه نیروهای انقلابی و خط امامی بردارند و بار دیگر فضای اتحاد و همدلی در جامعه جریان یابد اما در عمل چنین نشد. تخریب بیت معظم امام (ره) و مراجعی همچون آیت‌الله صانعی نمونه‌ای از این رفتارها بود كه به نظر می‌رسد اینك نوبت به سیدمحمد خاتمی رسیده است. تا به حال اگرچه بارها و بارها خواسته شده كه رئیس‌جمهور سابق كشورمان ترور شخصیت شود تا جایی كه وی خود در انتخابات اخیر از بازنشستگی خویش سخن گفت اما به نظر می‌رسد هنوز ترس از كسانی كه به طور بالقوه امكان حضور در انتخابات ریاست جمهوری آینده را دارند (موضوعی كه داود دانش جعفری در مراسم تودیع خویش به آن اشاره كرد) وجود دارد.

سیدمحمد خاتمی كسی است كه امام (ره) به طور صریح وی را فرزند فاضل خویش خوانده‌اند و شاید همین موضوع حساسیت‌ها را نسبت به وی بیشتر كرده است.

اعتماد نیز به نقل از محمدرضا تابش رئیس فراكسیون اقلیت مجلس نوشت: ٧٧ نماینده امضا کننده این طرح برخی از زخم خورده های خاتمی هستند که شرایط سیاسی و انتخاباتی کنونی را بهترین فرصت برای جبران مافات و تسویه حساب های سیاسی دیده اند. [به استناد اینکه خاتمی مساله جدیدی را طرح نکرده بلکه از همان آفت هایی سخن به میان آورده که زمانی امام خمینی هم از آن به عنوان موانع نظام یاد می کردند، گفت] تفکری که امروز از سخنان خاتمی این قدر آزرده خاطر می شوند همان تفکر سلفی است که به انقلاب ضربه سختی زدند یا تفکری که مانند مهدی هاشمی در اوایل انقلاب معتقد به ترویج انقلاب از طریق صدور اسلحه بودند یا در دوره‌ای قتل های زنجیره‌ای را رقم زدند... تمام پیروان این تفکرات طبیعی است که امروز از هشدارهای خاتمی آزرده خاطر شده و منافع شان ایجاب کند که رودرروی وی قرار بگیرند.

در همین حال روزنامه‌های جناح راست امروز نیز همچون روزهای اخیر، خط تخریبی خود علیه خاتمی را تعقیب كردند.

كیهان با اشاره به پاسخ بنیاد باران به یادداشت مدیر مسئول روزنامه، بار دیگر به اتهام‌زنی علیه خاتمی پرداخت و نوشت: بنیاد موسوم به باران كه با ریاست آقای سیدمحمد خاتمی تبدیل به پایگاه اصلی تندروهای اصلاح طلب پس از رویگردانی عمیق مردم از آنها طی سال های اخیر شده، روز گذشته با انتشار بیانیه ای از اظهارات بی اساس رئیس خود دفاع كرد. خاتمی چند روز قبل در اظهارنظری كاملا بی پایه و همسو با تبلیغات منفی رسانه های آمریكایی و صهیونیستی علیه كشورمان تلویحا نظام جمهوری اسلامی را متهم ساخته بود كه با به دست گرفتن اسلحه در حال خرابكاری در دیگر كشورهاست... آقای خاتمی با سخنان خود آشكارا علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی گام برداشته و با دشمنان قسم خورده نظام و مردم ایران سخاوتمندانه! همراهی كرده است.

این روزنامه در گزارشی با عنوان رسیدگی وزارت اطلاعات به اقدام خلاف امنیت ملی خاتمی، نوشته است: ٧٧ نماینده مجلس با اشاره به سخنان خلاف امنیت ملی محمد خاتمی در تذكری به وزیر اطلاعات خواستار رسیدگی عاجل به این سخنان بی‌مبنا شدند.

ایران، ارگان دولت در یادداشتی با عنوان پژواك كدام صدا؟، نوشت: اثبات این موضوع براى افكار عمومى كه سخنان سید محمد خاتمى چه عواقب و هزینه هایى در شرایط كنونى براى كشور به دنبال دارد، چندان سخت نیست. تردیدى هم نیست كه پرداختن به این موضوع جز نگرانى و تأسف براى مخاطبان و آحاد جامعه چیزى به دنبال نخواهد داشت.
اما اكنون كه این اظهارات به خبر ویژه رسانه هاى مخالف نظام و بهره بردارى ناصواب آنها شده، سكوت در برابر آن خیانت به آرمان هاى امام راحل (ره) و انقلاب تلقى مى شود، به همین واسطه فقط چند پرسش كوتاه و ساده از ایشان ضرورى به نظر مى رسد :

چه انگیزه اى باعث شده در این شرایط حساس كه مخالفین و معاندین،جمهورى اسلامى را به دروغ به دخالت در دیگر كشورها متهم مى كنند، به ناگاه آقاى خاتمى این جملات را بر زبان مى آورد آیا درك این موضوع كه این عبارات آبشخور جریان وسیع و قدرتمند غرب براى تحت فشار قرار دادن و القاى اثبات ادعاهاى دروغین آنها در مورد كشورمان مى شود تا این حد دشوار مى نماید و آیا به همین سادگى پذیرفتنى است كه رئیس جمهور سابق كشورمان از عواقب و تبعات این اظهارات بى اطلاع بوده است
از آقاى خاتمى باید پرسید كه تحلیل، برداشت و بطور كلى نگاه وى به تحولات منطقه اى و جهانى از كدامین منظر است و اصولاً منبع رصد اخبار و ارزیابى هاى وى كجاست كه اینك باید شاهد اینگونه اظهار نظرها باشیم.

آقاى خاتمى! برنامه، راهبرد و استراتژى مطلوب شما براى مواجهه و جلوگیرى از عملى شدن تأثیر تهدیدات دشمنان نظام چیست آیا همان است كه در مدت ۸ سال ریاست جمهورى تان سفارش گرفته اید آیا مراد شما از این اظهارات را هم مى بایست در راستاى اهداف همان سیاست تنش زدایى معروف ارزیابى كرد؟

این روزنامه هم‌چنین در این ارتباط یك گزارش خبری به چاپ رساند و نوشت: [با اشاره به سخنرانی خاتمی] براى بررسى علل بیان چنین سخنانى، خبرنگار «ایران» تلاش نمود با فردى كه غالباً در جایگاه سخنگوى خاتمى سخن مى گوید تماس بگیرد؛ اما تلفن همراه او كه این روزها در وبلاگش در این خصوص سكوت كرده است در مدت تماس ما خاموش بود. مرتضى حاجى از دیگر چهره هاى نزدیك به خاتمى كه ریاست ستاد انتخاباتى وى در سال ۱۳۷۶ را برعهده داشت و طى هشت سال ریاست جمهورى او در دو وزارتخانه وزیرش بوده است، با بیان این كه سخنان مذكور را نشنیده است، جنجال در این خصوص را ناشى از خصومت كشورهاى معاند ایران دانست و گفت: خاتمى مى خواست با تعریفش از صدور فرهنگ انقلاب ایران در برابر كشورهایى كه انقلاب ما را خشونت طلب معرفى كرده اند قرار گیرد و انقلاب واقعى ایران را به جهانیان بشناساند.

این در حالى است كه حجت الاسلام سید على میرهادى، عضو شوراى مركزى حزب اعتماد ملى معتقد است كه مسئولان باید شأن جمهورى اسلامى را رعایت كنند و استفاده از الفاظى كه به سوء برداشت علیه نظام منتهى شود را ناشى از بى تأملى افراد مى داند.

رفتار خاتمى اما با قضاوت متفاوتى از سوى اصولگرایان مواجه بوده است. بادامچیان قائم مقام دبیر كل حزب مؤتلفه اسلامى، شكست اصلاح طلبان در انتخابات گذشته را مسبب حیرانى آنها دانسته و خواستار دقت بیشتر آنها در اتخاذ مواضع شد و تأكید كرد: این نوع مسائل است كه باعث حمایت بوش از اصلاح طلبان شده است.

جام جم ارگان صدا و سیما نیز در گزارشی با عنوان سخنان نسنجیده خاتمی، پروژه خط تخریبی رئیس دولت اصلاحات را تكمیل كرد.

این روزنامه نوشت: سخنان این مقام سابق، مستمسكی برای بسیاری از محافل و رسانه‌های استكباری در جهت حمله به نظام جمهوری اسلامی ایران شده و نظام را متهم به تروریستی بودن كرده است.


بازخوانی انتخابات مجلس هشتم در گفتگو با وزیر اطلاعات دوره اصلاحات 

اعتماد-کیوان مهرگان:کسانی که سابقه کار امنیتی دارند، همواره چند خصیصه را با خود یدک می کشند؛ آنان کم سخن می گویند، دیر سخن می گویند، به آنچه می گویند کاملاً اشراف دارند و ... حال اگر یک مقام امنیتی بلندپایه ولو در دولت سابق قرار باشد سخنانی درباره انتخابات بگوید و آن را در رسانه ها منتشر کند، حتماً باید جمله جمله آن را با دقت خوانده و روی آن عمیقاً اندیشید.

علی یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی از زمان کناره گیری از دولت موضع گیری سیاسی نکرده است. اگر گهگاهی هم حاضر شده با رسانه ها سخن بگوید، فقط درباره اقدامات دوران حضورش در وزارت اطلاعات با خبرنگاران حاضر به گفت وگو شده است.»

درخواست این مصاحبه زمانی داده شد که هیات های اجرایی دست به ردصلاحیت گسترده زده بودند. همان روزها قرار مصاحبه هم معین شد اما یک ساعت پیش از آغاز مصاحبه، قرار تعیین شده تا اطلاع ثانوی لغو شد. تحلیل ما این بود که اخباری به وزیر سابق اطلاعات رسیده است که ضرورت انجام مصاحبه و اعلام هشدار نسبت به پیامدهای ردصلاحیت را واجب نمی دید. انتخابات که تمام شد، باز هم پیگیر مصاحبه شدیم تا این بار وزیر اطلاعات دولت خاتمی نه تنها موضوع ردصلاحیت ها بلکه کلیت فرآیند انتخابات هشتم را از زاویه دید خود مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. آنچه وزیر اطلاعات دولت خاتمی درباره انتخابات هشتم با اعتماد در میان گذاشت نه یک موضع گیری سیاسی یک حزب یا یک جناح بلکه ارزیابی یک کارشناس امنیتی درباره یک اتفاق مهم کشور است. پاسخ های علی یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی به پرسش های اعتماد از اینجا آغاز شد.

- مساله انتخابات به یکی از پرچالش ترین مسائل در سال های گذشته تبدیل شده است. پیش از آنکه مسائل و جوانب انتخابات هشتم را باز کنیم، مایلم از تحلیل کلی شما درباره انتخابات با این کیفیت آگاه شوم.

حضور و حاکمیت مردم و اعمال اراده ملی از دستاوردهای انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی خود یک نهضت و انقلاب صددرصد مردمی بود. انقلابی بود که به یک گروه یا حزب یا قوم خاص اختصاص نداشت. همه مردم ایران در انقلاب اسلامی حضور داشتند و این حضور به حدی قوی و پررنگ بود که تمام تعینات و تعلقات رنگ باخت و از بین رفت و همه مردم در انقلاب اسلامی از هر طیف و طایفه یی شرکت کردند و جریان های مخالف در مقابل این قدرت عظیم ملی تسلیم شدند. ارتش، سازمان های امنیتی رژیم شاه و حمایت های امریکا در مقابل قیام ملی شکست خورد و ملت ایران سرانجام پیروز شد؛ این اولین تجربه حضور و مشارکت ملی بود که انقلاب را به نتیجه رساند. این مشارکت و حضور مردم ایران به اشکال مختلف، با مدیریت و رهبری حضرت امام تبلور پیدا کرد، هم در جنگ خود را به بهترین وجه نشان داد و هم در رفراندوم قانون اساسی و توطئه های گوناگون داخلی و خارجی در مقابل حضور و مشارکت مردم شکست خورده است. موانع بزرگی مثل مخالفت های جهانی، مخالفت گروه های پس مانده از رژیم شاه، مخالفت گروه های تروریستی، مخالفت کشورهای منطقه و... همگی عواملی بود که مانع و سد راه مردم بود ولی این موانع و مشکلات نتوانست اراده ملت ایران را تحت تاثیر قرار دهد و او را پشیمان کند و به عقب نشینی وادارد، بلکه در مقابل اراده ملت ایران همه مجبور شدند واقعیت ملت ایران را بپذیرند، نظام جمهوری اسلامی ایران را بپذیرند، رهبری امام خمینی را به رسمیت بشناسند.

انقلاب اسلامی در دنیا به رسمیت شناخته شد که این قدم اول بود که خود را تثبیت کرد و بعدها انقلاب اسلامی به تدریج با تاثیرگذاری در منطقه و دنیا به عنوان یک نظام نوپا، موثر و تاثیرگذار خود را نشان داد و به اثبات رساند. این خصلت و ویژگی حضور و مشارکت قانونمند در اصول قانون اساسی به رسمیت شناخته شد که تمام قوای مملکت ناشی از اراده مردم است.هیچ قدرت و مقامی در ایران بدون اتکا به آرای ملت به رسمیت شناخته نمی شود؛ از رهبری که بالاترین مقام ایران است که نشأت گرفته از اراده ملت است تا ریاست جمهوری و مجلس، به طور مستقیم و غیرمستقیم اختیار و مشروعیت و مقبولیت همه سازمان ها و همه قوا از اراده ملی نشأت گرفته است. اصول مختلف قانون اساسی این را به رسمیت شناخته است و جالب اینجاست که در بازنگری قانون اساسی تاکید شده که مراجعه به آرای عمومی از «اصول تغییرناپذیر» است. مراجعه به آرای عمومی و مشارکت مردم از اصولی است که نباید هرگز دچار تغییر و تحول شود مثل اسلامیت. در حقیقت در جمهوری اسلامی، نه اسلامیت باید تغییر کند و نه جمهوریت آن. ممکن است به مرور زمان بعضی از اصول قانون اساسی تغییر کنند مثلاً شکل مجلس شورای اسلامی به چه صورت باشد، ممکن است تغییر کند یا شکل انتخاب ریاست جمهوری به چه صورت باید باشد، مثلاً باید با انتخاب مستقیم مردم باشد یا از طریق مجلس باشد، اینها ممکن است تغییر کند، شکل خبرگان ممکن است تغییر کند، اینها مسائلی است که ممکن است طی زمان به دلایل مختلف تغییر کنند اما مراجعه به آرای عمومی، یعنی این اصولی که مربوط به حاکمیت ملی است، هرگز تغییر نخواهد کرد یا اسلامیت نظام. ممکن است فرم، شکل و مدل آن تغییر کند ولی اصول مربوط به اسلامیت نظام نباید هرگز تغییر کند.

- همین نکته ارتباط انتخابات آزاد با مساله امنیت ملی را توضیح می دهید؟

امنیت ملی از طرق مختلف قابل تحقق است؛ یکی از این ابزارها برای ایجاد و پایداری امنیت ملی، قوای مسلح است که شامل سازمان های امنیتی، نیروهای انتظامی و نظامی است، که بخش عظیمی از بودجه ملی برای آن هزینه می شود که اتفاقاً درست هم هست و باید هزینه شود تا امنیت مردم و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی حفظ شود ولی همه اینها یک قطره در مقابل قدرت ملت نخواهد بود. چنانچه قدرت ملی از قدرت نظامی حمایت کند، هیچ خطری آن را تهدید نمی کند. اگر قدرت ملی، اراده ملی و رضایت ملی پشت سر یک نظام نباشد، هیچ سلاحی نمی تواند آن نظام را حفظ کند. شما شوروی سابق را نگاه کنید که ابرقدرت بود و قدرتی بود که در مقابل امریکا می ایستاد و در موارد بسیاری امریکا را به عقب نشینی وادار می کرد و بیش از او سلاح های هسته یی داشت. امریکا و اروپا بیش از نیم قرن تلاش کردند آن را از هم بپاشند، نتوانستند. ولی این ابرقدرت در مقابل اراده ملت خود نتوانست مقاومت کند و فرو پاشید. مثال بعدی رژیم شاه بود که تا دندان مسلح بود و مورد حمایت امریکا اما در مقابل اراده ملت ایران مانند کوه یخ آب شد. اگر مردم از او حمایت می کردند، این اتفاق نمی افتاد، اگر مردم شوروی از نظام خود حمایت می کردند امروز نظام ابرقدرت شوروی وجود داشت.

- آیا شما با این قرینه سازی ها هشدار می دهید؟

این مقدمه برای این است که بگویم حضور و مشارکت مردم به اشکال مختلف که مهم ترین آن انتخابات است تا چه حد می تواند امنیت و حاکمیت ملی را تضمین کند و در مقابل آن هر حرکت ناشیانه و هر اقدامی که مردم را از حضور در انتخابات دلسرد و محروم کند، می تواند بزرگ ترین ضربه به امنیت ملی باشد. ببینید موضوع خیلی مهم و حیاتی است چرا؟ چون مساله به امنیت ملی مربوط می شود و قانونگذار برای حفظ آن تدابیر قانونی منظور کرده است که مثلاً اگر فردی با ایراد سخنرانی یا نوشتن مقاله یی مردم را از مشارکت در انتخابات باز بدارد حتماً سازمان های امنیتی و قضایی با نویسنده یا گوینده برخورد خواهند کرد حتی اگر کتاب یا سخنرانی در سطح عموم منتشر نشده باشد. حالا عرض بنده این است که اگر برخورد قضایی و امنیتی با یک کتاب و مقاله بازدارنده و تحریک آمیز و صاحب آن کار درستی است، که البته کار درستی است، چرا اقداماتی که هزاران بار بدتر از آن است، صورت می گیرد مورد قبول و حمایت است. مثلاً یکی از اهداف مهم انتخابات، حضور و مشارکت حداکثر ملت در انتخابات است و این حضور و مشارکت تضمین امنیت ملی و منافع ملی است ولی متاسفانه دستگاه های مسوول قانونی این بزرگ ترین فرصت را به شکل ناقص و معیوبی ارائه می دهند که با ردصلاحیت یک جمع در یک استان یا شهر باعث می شوند جمع زیادی پای صندوق های رای نیایند یا برای همیشه قهر کنند، این مساله با آن سخنرانی تحریک آمیز، آن کتاب یا مقاله چه تفاوتی دارد؟ حرف من این است که ما با دست خودمان گاهی در شهرهای بزرگ ٧٠ درصد مردم را از حضور در انتخابات دلسرد می کنیم. آیا کاری ضدامنیتی تر از این وجود دارد؟ اگر به عنوان کار ضدامنیتی به آن نگاه کنیم آیا بدتر از این هست که ٧٠ درصد مردم یک شهر در انتخابات شرکت نکنند؟ بعد ما به عمل کسانی که این کار را انجام داده اند جایزه داده و آنها را تشویق می کنیم و با فردی که کتاب یا مقاله یا سخنرانی تحریک آمیز داشته است، برخورد می کنیم. مجلس متعلق به مردم است و قانون اساسی اجازه داده در این مجلس شورای اسلامی یهودی، مسیحی و برادران اهل سنت هم نماینده داشته باشند. همین جا این را بگویم اگر قانون اساسی تضمین نکرده بود شاید بعضی از تنگ نظران هرگز اجازه نمی دادند در یک مجلس اسلامی غیرمسلمان حضور پیدا کند در حالی که قانون اساسی به مسیحیان و یهودیان هموطن ما این حق را داده که حضور داشته باشند و جالب اینجاست که هموطنان کلیمی به اندازه یک شهرک کوچک ایران هم جمعیت ندارند، یعنی همین الان که بسیاری از شهرک های ما که ٢٠ تا ٣٠ هزار نفر هستند حق ندارند نماینده داشته باشند اما اقلیت هموطنان یهودی ما زیر ٢٠ هزار نفر هستند ولی در مجلس یک نماینده دارند، هموطنان اهل سنت حق دارند حتی در خبرگان هم حضور داشته باشند اما بعضی از مجریان ما همین حداقل حقوق قانونی را برای دیگر هموطنان مسلمان برنمی تابند. اگر قانون اساسی این حق را داده پس چرا ما برای حضور نمایندگان مردم سخت گیری می کنیم؟ چرا مسلمانانی که خود را ملتزم به دین و انقلاب اسلامی و ولایت فقیه می دانند، وقتی کاندیدا می شوند آنها را رد صلاحیت می کنیم؟ چه کسی چنین اجازه یی به ما داده که به صرف گزارش های واهی، افراد را به اتهام هایی متهم می کنیم که در هیچ مرجع صالحی قابل اثبات نیست. ما کسانی را در این انتخابات رد کردیم که از قضات عالی رتبه یی بودند که برای منصب قضا صلاحیت دارند که به مراتب از نمایندگی حساس تر است یا فرماندهانی را رد کردیم که در سمت فرماندهی و امیری هستند و خانواده های شهیدی را رد کردیم که هر کدام الگو و نمونه ایثار و گذشت هستند. روحانیونی را رد کردیم که تمام عمر خود را در دفاع از اسلام سپری کرده اند. این ردصلاحیت ها با هیچ معیار و میزانی با امنیت ملی جور نیست و از دید من برخلاف مصالح و منافع ملی است و جمهوری اسلامی را در مقابل تهدید ها آسیب پذیر می کند.

- آیا این اقدامات یک برنامه از پیش تعیین شده است یا به خاطر دیدگاه های خاص و به خاطر منافع سیاسی و حزبی است چون وقتی شما به عنوان یک کارشناس امنیتی چنین مسائلی را مطرح می کنید طبیعتاً کسانی هم در بدنه نظام هستند که چنین هشدارهایی را به مقامات می دهند. در پس این تصمیم چه چیزی قرار دارد؟

ممکن است موارد زیادی باشد؛ تنگ نظری، کج فهمی، منافع حزبی و جناحی. تمام اینها می تواند باشد. ممکن است با هم جمع هم شوند، ممکن است فردی هم جناحی باشد، هم کج سلیقه و هم تنگ نظر که همه اینها جمع می شود و متاسفانه ممکن است تمام این موارد باشد ولی در هر صورت منافع ملی نباید به هیچ وجه در دست یک جناح خاص یا گروه خاص و افراد خاص قرار بگیرد. به نظر من وزارت کشور در این دوره بدترین روش را به کار گرفت و تمام اعضای ستادهای اجرایی را از یک جنس و گروه و گرایش انتخاب کرد. خیلی افراطی تر از هیات های نظارت عمل کرد. مسابقه یی در کشور ما آغاز شده و مدتی است که مرتب هم تشدید می شود که مدام یکدیگر را متهم می کنیم و متاسفانه متهم کردن به نام دین صورت می گیرد و هزینه آن را دین می پردازد. و با موازین اخلاق اسلامی فاصله بسیار زیادی دارد. اسلام به هیچ وجه به ما اجازه نداده مسلمانان و حتی غیرمسلمانان را به راحتی طرد، لعن و متهم کنیم و آنها را آلوده نشان دهیم و بد معرفی کنیم و متاسفانه در هر انتخابات موج عظیمی از این تهمت ها به صورت علنی مطرح و آبروی هزاران نفر ریخته می شود. وقتی در مدت کوتاهی (حدود ١٠ روز تا دو هفته) پنج تا شش هزار نفر از کسانی که در محل خودشان افراد سالم و خوبی شناخته شده اند با چنین نسبت هایی طرد و رد می شوند و این را به نام دین انجام می دهیم، می دانید چه ضربه یی به اخلاق و باورهای مردم وارد می شود؟ به نظر بنده این رفتار مغایر با اخلاق اسلامی است.

-شما یکی از تبعات ضدامنیتی ردصلاحیت در انتخابات را دلسرد شدن مردم و کاهش مشارکت آنها در انتخابات بیان کردید. در ادامه یک مساله تازه با عنوان مسابقه اتهام زنی را مطرح کردید. این دو موضوع در کنار پدیده نفی و انکار اقدامات دولتمردان گذشته چه تبعاتی دارد؟

پیش از هر چیز باید تاریخ این بیماری را تا حدی تشریح کنم. بیماری ضداخلاقی مانند نابردباری سیاسی، بدبینی، تخریب شخصیت رقیب، سوءظن، شایعه پراکنی و تهمت زنی بیماری بود که قبل از انقلاب در بین جامعه مومنین وجود نداشت یعنی قبل از انقلاب جامعه مومنین از این اخلاق پست و زشت عاری بودند و تا مدت ها پس از انقلاب اسلامی جامعه اسلامی به همین شکل بود ولی این شیوه، شیوه کثیفی بود که در گروهک های تروریستی و به خصوص در کمونیست ها وجود داشت. آنها در داخل خودشان برای تصفیه خود و رقبای خود از این شیوه ها استفاده می کردند. کمونیست ها به این اصل کاملاً اعتقاد داشتند که هدف، وسیله را توجیه می کند و ما همیشه آنها را سرزنش می کردیم که چرا این اصل ضداخلاقی را قبول دارید و آن را به کار می گیرید و برای رسیدن به هدف از هر وسیله یی استفاده می کنید ولی به مرور زمان متاسفانه به دلیل درگیری بسیاری از کارگزاران ما با گروهک های تروریستی و اختلاط و امتزاج با آنها بسیاری از اخلاق زشت آنها مانند خشونت، بدبینی، سوءظن، تهمت زدن، عدم تحمل یکدیگر از میان آنها به درون مدیران و کارگزاران ما نفوذ کرد و به تدریج به صورت اپیدمی درآمد و در میان جامعه مسلمانان هم رایج شد و متاسفانه امروز به عنوان یک اصل مسلط و یک گفتمان پذیرفته شده درآمده است. این شیوه کثیف و ضداخلاقی یعنی تخریب رقیب سیاسی و انتخاباتی در مرحله برگزاری انتخابات به اوج خود می رسد و هرچه رقابت فشرده تر باشد شدت تخریب بیشتر می شود. در انتخابات ریاست جمهوری نهم با کمال تاسف بداخلاقی بی نهایت صورت گرفت و همه ستادها کم و بیش از این قاعده مستثنی نبودند ولی بعضی ها همه گذشته و کارگزاران و دولت های پیشین را زیر سوال بردند. جمهوری اسلامی را ناکارآمد و مدیران آن را نالایق جلوه دادند.

ممکن است یک دولت برای بر سر کار آمدن از این شیوه استفاده کند ولی زمانی که بر امور مسلط شد، دیگر از این شیوه استفاده نمی کند. ولی دولت نهم متاسفانه تا مدتی تمام ناکامی ها و ناموفقیت های خود را به گردن دولت های قبل می انداخت و اکنون که سه سال سپری شده آن را به گردن همکاران خود می اندازد و به راحتی نزدیک ترین وزرای خود را متهم می کند. این شیوه فرافکنی و غیراخلاقی سبب می شود در سراسر کشور یک ناامنی اخلاقی و مدیریتی به وجود آید. اکنون هیچ یک از مدیران احساس امنیت نمی کنند متاسفانه در کشور ما امنیت اخلاقی و حیثیتی به شدت آسیب دیده است. هیچ کس در هیچ مقامی احساس امنیت حیثیتی نمی کند و ممکن است به راحتی توسط یک رسانه، یک شخصیت یا نهاد حیثیت او زیر سوال رود و تخریب شود و نتواند از خود دفاع کند. به راحتی ممکن است به انواع تهمت ها متهم شود و فرد نتواند از خود دفاع کند. برای از بین بردن این بیماری خطرناک خانه گیر مزمن، به یک انقلاب اخلاقی نیاز داریم و من فکر می کنم روحانیت باید به آن رسیدگی کند و به داد آن برسد. ولی متاسفانه حتی گهگاهی در تریبون های مقدس نماز جمعه این مساله وجود داشته است. گاهی در تریبون مجلس این حالت دیده شده که البته زیاد نیست ولی متاسفانه وجود دارد، اما در تبلیغات انتخابات مانند تبلیغات مجلس، ریاست جمهوری و شوراها شیوه تخریب و لجن پراکنی رایج و عادی شده است.

-آیت الله توسلی پیش از مرگ، حاج حسن خمینی و بسیاری از نزدیکان امام نسبت به بازگشت انجمن حجتیه و نفوذ اندیشه آنان در ارکان نظام هشدار داده بودند آنچه شما توصیف کردید تاییدی است بر این هشدارها؟

انحرافاتی که به نام دین در جامعه ما صورت می گیرد، اکنون وسیع تر از یک حزب، گروه یا سازمان است. بدعت ها، تنگ نظری ها، فرقه گرایی ها و خرافات صدای علما را درآورده. برخی از مداحان یا غیرمداحان دانسته و ندانسته مروج این شیوه ها شده اند. در این شرایط علائم ظهور فرقه های ضددینی و انحرافی را زیاد مشاهده می کنیم. شرایط ما شبیه شرایط قبل از ظهور بابیت است. بابیت فرقه یی بود که از دل شیخیت درآمد و آن هم یک مکتب اخباریگری شیعی بود. جریانی که به حضور عقل بهای چندانی نمی دهد و به نقل و خبر توجه ویژه دارد. متاسفانه اکنون این وضعیت را بار دیگر مشاهده می کنیم که به عقلانیت و هوشیاری دینی کمتر توجه می شود و کسانی که به اندیشه های واهی و عوام فریبانه و متحجرانه گرایش دارند میدان بیشتری پیدا می کنند و در این فضا امکان ظهور چنین فرقه هایی را خواهیم داشت. تاکنون فرقه های زیادی پیدا شده اند که همگی توسط سازمان های امنیتی و دادگاه ویژه روحانیت در نطفه خفه شده و به آنها اجازه ظهور داده نشده است. شاید هر سال پنج یا شش تیم از آنها کشف و منهدم شود. چنانچه به حال خود گذاشته شوند، ممکن است بسیار سریع در همه جا رواج پیدا کند ولی متاسفانه گاهی افکار آنها توسط رسانه های ما به نوعی ترویج و تبلیغ می شود که این مساله در آینده برای ما خطر ساز خواهد بود و باعث می شود عقلانیت دینی تضعیف شود و روحیه ساده لوحی و عوام فریبی رواج پیدا کنند که برای اصالت مذهبی، اصالت دینی و اندیشه های حضرت امام خطر بزرگی است.

- آنچه شما گفتید بخشی از مسائل انتخابات بود و بیشتر مسائل محتوایی انتخابات را دربرمی گرفت. درباره شکل و ماهیت انتخابات چه ایراداتی را وارد می دانید؟

یکی دیگر از اشکالاتی که به وجود آمد و برای سلامت آرا بسیار عجیب بود، یکدست شدن سیستم رای گیری و نظارت بود که پدیده نگران کننده یی بود. در انتخابات گذشته جریان نظارت و جریان اجرایی رقیب یکدیگر بودند و این رقابت سبب تضمین سلامت انتخابات می شد. در ادامه صحبت هایم می کوشم سایر اشکالات را با هم باز کنیم. چند اشکال در انتخابات وجود داشت، یکی از آنها ردصلاحیت گسترده بود که از نظر امنیتی برخلاف امنیت ملی و اخلاق اسلامی بوده و سبب سست شدن اعتقادات بسیاری از مردم می شود، یعنی چنین ردصلاحیتی هم از نظر امنیتی و هم از نظر سیاسی و اخلاق اسلامی به صلاح نبود، اگرچه رد صلاحیت ها از نظر کمی مقداری اصلاح شد ولی آثار سوء آن باقی است.

از نظر مکانیسم اجرا و رقابت در انتخابات گذشته بین این دو جریان رقابت وجود داشت. تشکیلات نظارت رقیب تشکیلات مجری بود و همین رقابت تا حدی اطمینان بخش بود ولی متاسفانه در این دوره پدیده نوظهوری رخ داد که همه یکدست شدند و این مساله مشابه در یک محکمه است. در دادگاه مکانیسم کنترل و نظارت را آنقدر بالا می بریم تا میزان خطا و ظلم به حداقل برسد که این کار درستی است و همه جای دنیا هم متداول است. انتخابات هم باید به گونه یی تنظیم شود که همه مطمئن باشند سلامت انتخابات وجود دارد و سوءظن از بین برود. مکانیسم رای گیری باید طوری تنظیم شود که سلامت تضمین شود. چنانچه شک داشتیم بتوانیم به راحتی شمارش کنیم، چرا اجازه شمردن آرا داده نمی شود؟ اگر اشکالی وجود ندارد چرا این اجازه داده نمی شود؟ چرا نمایندگان کاندیداها در پای صندوق ها حضور نداشتند؟ چرا همه مسوولان صندوق ها را از یک جنس، یک طایفه و یک گروه انتخاب می کنند؟ این مسائل از اشکالاتی است که در این دوره بیشتر بروز کرد. در دوره های قبل کمتر دیده می شد و متاسفانه در بسیاری از شهرها از مراکز استان ها حضور مردم زیر ٣٠ درصد بود و این ظلم بزرگی به جمهوری اسلامی است.

این به خاطر عملکرد و رفتار بد و رد گسترده و شیوه های اینچنینی بوده است. اگر میدان انتخاب را باز کنیم و به مردم فرصت انتخاب بدهیم، مشارکت به حداکثر می رسد. چرا نسبت به مردم سوءظن داریم؟

- یکی دیگر از اشکالات سیستم شمارش آرا بود؛ اشکال و ایرادی که در نامه آقایان خاتمی و کروبی هم آمده بود. شما این اشکال و ایراد را وارد می دانید؟

شیوه شمارش آرا به صورت سنتی و دستی خیلی مشکل است و باید حتماً ماشینی و کامپیوتری باشد. اما باید مانند سیستم بانکی باشد که هر صاحب حسابی بتواند به آن دسترسی پیدا کند یعنی هم شورای نگهبان به راحتی نظارت و شمارش کند، هم فرمانداری و هم خود افراد به راحتی به آن دسترسی داشته باشند و اطمینان بخش باشد و به راحتی هر کس که ذی ربط و ذی نفع است بتواند استفاده کند و از نتیجه انتخابات یا صندوق باخبر باشد.

- این سیستم ممکن است برای انتخابات ریاست جمهوری هم تکرار شود. برای آن زمان چه باید کرد؟

در آنجا راحت تر است، زیرا کاندیداها محدودتر هستند، ولی نگرانی ها زیاد است. اینکه در آنجا چه نرم افزاری به کار گرفته می شود. باید سازوکارهای اطمینان بخشی به کار برده شود تا ضریب اطمینان بالا رود و این مساله امکان پذیر است.

- درباره قانون انتخابات چه نظری دارید؟ چون همه این اقدامات ظاهری قانونی دارند.

یکی از اشکالات اصلی هر انتخاباتی قانون انتخابات است. به نظر من قانون انتخابات بسیار قانون بدی است. از نظر شکلی این قانون بارها دستخوش تغییر شده است یعنی هر دوره که نمایندگان به مجلس وارد شده اند بر مبنای منافع خود قانون را تغییر داده اند و قانون مطابق منافع ملی ما نیست و مصالح ملی را تضمین نمی کند بلکه مصالح حزبی و گروهی است. اجرای این قانون در مدت محدودی هم برای نظارت عملی نیست، هم برای مجریان و سازمان هایی که باید پاسخ دهند عملی نیست. تبلیغات به حدی محدود شده که به شکل بسیار نامناسبی درآمده و مانند مسابقه در تاریکی شده است. انتخاباتی که تبلیغات آن تا این اندازه محدود باشد، همواره با سوءظن همراه است. فکر نمی کنم مجلسی قادر باشد قانون جامعی را به تصویب برساند.

- چرا؟

زیرا نوعاً نمایندگان در این جهت خودشان را می بینند. پیشنهاد من این است که در اینجا مرجع دیگری مانند مجمع تشخیص مصلحت قانون جامع را تصویب کند، در غیر این صورت معمولاً مجالس ما تحت تاثیر منافع زودگذر خود هستند و هر نماینده خود را نگاه می کند، نه منافع ملی را. متاسفانه تجربه نشان داده مجالس ما در هفت دوره قادر به تصویب یک قانون جامع نبودند و روزبه روز بدتر شده است. هر چه به اواخر می رسیم نامناسب تر شده است. وزارت کشور باید مصالح ملی را بنگرد نه مصالح حزبی و باندی و یک قانون جامع تهیه کند، نظر همه صاحب نظران و نمایندگان و“ را بگیرد و به مرجعی مانند تشخیص مصلحت برای تصویب بدهد وگرنه مجلس قادر به به تصویب رساندن یک قانون جامع نیست. ممکن است شورای نگهبان هم آن را تایید نکند، یعنی قانون در جایی باید تعیین شود که مافوق مجلس و حتی شورای نگهبان باشد، زیرا نه تنها مجلس همکاری نخواهد کرد بلکه امکان دارد شورای نگهبان هم همکاری لازم را انجام ندهد.

- پیش از شروع انتخابات مساله دخالت نظامیان در انتخابات مطرح شد. اکثر فعالان سیاسی نسبت به این پدیده هشدارهای لازم را دادند. شما در این باره خطری را احساس می کنید؟

دخالت گسترده نظامی ها تاکنون به این حد واضح نبوده که اکنون در این سطح گسترده عمل می شود. تاکنون سابقه نداشته است که اولاً مجری انتخابات یک نظامی بشود و به صورت وسیع، فرماندار و استاندار نظامی منصوب کند و اینها به صورت آشکار وارد انتخابات شوند و بدتر از همه این دخالت را توجیه کنند. در مجلسی که خودم حضور داشتم، یکی از سران معروف نظامی که نمی خواهم نام او را ذکر کنم، برای دخالت نظامی ها توجیه می آورد و می گفت ما پاسدار و نظامی شده ایم که دخالت کنیم، در زمان جنگ دخالت می کردیم، اکنون هم دخالت می کنیم و این یک کار انقلابی است.

- در مورد این خطر بیشتر توضیح می دهید؟

دو اشکال دارد؛ یکی اینکه برای خود نیروهای مسلح اشکال دارد، زیرا نیروهای مسلح آسیب می بینند و آسیب دیدن نیروهای مسلح تهدید است و باعث اختلاف آنها می شود چون وقتی نیروهای مسلح در کار سیاسی دخالت کنند، اختلافات سیاسی در آنها نفوذ خواهد کرد و در داخل آنها را می پوساند و متلاشی می کند و سبب برهم خوردن وحدت آنها می شود و آنها را از خطرات نظامی به خطرات محدود سیاسی متوجه می کند و قدرت نظامی تضعیف خواهد شد که این مساله خطر بزرگی است یعنی از دشمن اصلی غافل خواهد شد و به مسائل داخلی مشغول می شود، در حالی که نیروهای مسلح باید تمام تلاش خود را برای شناخت و آمادگی در مقابل دشمنان احتمالی به کار گیرند ولی زمانی که به بازی های سیاسی رو آورند تمام این مسائل فراموش خواهد شد.

- سردار جعفری فرمانده سپاه بعد از انتصاب به عنوان فرماندهی سپاه اعلام کرد ماموریت اصلی سپاه مقابله با تهدیدات داخلی است. آیا دخالت آنها در انتخابات در راستای همین استراتژی است؟

توطئه داخلی که در قانون سپاه است؟، و ایشان هم حرف خود را اصلاح کرد.

- اما فکر می کنم منظور فرمانده سپاه بعدها با آن حمایتی که از نیروهای موسوم به اصولگرا کردند، مشخص باشد.

این درست است که یکی از ماموریت های سپاه مقابله با توطئه های داخلی است ولی این توطئه ها ربطی به انتخابات ندارد بلکه منظور از توطئه ها، تجزیه طلبی، شورش ها و ناامنی است. در آن زمان که نیروهای انتظامی یا نیروهای امنیتی قادر به اداره و تامین امنیت نباشند سپاه و بسیج وارد خواهند شد که این یک واقعیت است اما این مساله به این معنا نیست که نیروهای مسلح و سپاه مجاز هستند در مسائل سیاسی و حزبی دخالت کنند. 


 درخواست از اتحادیه اروپا برای پافشاری بر بهبود حقوق بشر در ایران 

بروکسل – ۱٨ اردیبهشت ماه ۱٣٨۷- کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از اتحادیه اروپا خواست که از صدور هر گونه روادید برای آن دسته از مقامات ایرانی که در نقض جدی حقوق بشر دست دارند خود داری کرده، و دارایی های مالی آنها را در اتحادیه اروپا مسدود کند. این کمپین همچنین از اتحادیه اروپا خواست که شرکتهای اروپایی را ترغیب کند تا آنها در ارتباطاتشان از مقامات ایرانی بخواهند که به اعدام اطفال و سایر عملیات متناقض با معیارهای بین المللی حقوق بشر، پایان دهند.

به گفته هادی قائمی؛ همآهنگ کننده کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، "اوضاع حقوق بشر در ایران با شتاب تمام رو به وخامت است. سرسختی ایران در بحران هسته ای، توجه بین المللی را به این موضوع در باره ایران منحرف کرده، و این فرصت را به ایران داده است که بدون هیچگونه هزینه ای، به سرکوب فعالان زنان، کارگران، اقلیتها و دانشجویان شدت دهد. لازم است که اتحادیه اروپا گامهایی فراتر از صدور بیانیه برداشته و ایران را متقاعد کند که موضوع حقوق بشر برای این اتحادیه بسیار جدی است."

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران بر این باور است که اتحادیه اروپا و اعضای آن باید قاطعانه و مصممانه روابط تجاری و سیاسی خود را با ایران، به پایبندی عملی این کشور به اصول حقوق بشر، آنگونه که در بیانیه جهانی حقوق بشر به صراحت بیان شده است، و سایر معیارهایی که اروپا و ایران هر دو آنها را پذیرفته اند، مشروط کند.

در سالهای اخیر اتحادیه اروپا فرصتهایی را دنبال کرده است تا نگرانی های خود را در باره حقوق بشر، با دولت ایران در میان بگذارد. این اقدامات اتحادیه اروپا تاکنون دربرگیرنده بیانیه های عمومی پارلمان اروپا و شورای اتحادیه اروپا، بحثهای بین دولتها، و یک مذاکره در باره حقوق بشربوده که یکجانبه از طرف ایران لغو شده است. در واکنش به این ابتکار عمل ها، هیچ بهبود جدی ای در وضعیت حقوق بشر در ایران حاصل نشده است. دولت ایران طبق معمول و به دفعات متعدد، این نگرانی ها را نادیده گرفته است و بنظر می رسد مادامی که مسئله حقوق بشر با روابط سیاسی و اقتصادی این کشور با اروپا ادغام نشود و پدیده ای مجزا از این روابط باقی بماند، ایران همچنان به این روش ادامه خواهد داد.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران بر این باور است که دولت ایران می تواند و باید متقاعد شود که رعایت تعهدات این کشور به پیمانهای بین المللی حقوق بشر، و رعایت حقوق بنیادین شهروندان، مشخصا باعث بهبود روابط آن کشور با اتحادیه اروپا خواهد شد، در حالی که ادامه بی توجهی به این نگرانی ها اثر معکوس در این روابط سیاسی و اقتصادی خواهد داشت.

دولت ایران همه راههای گفتگو را در باره حقوق بشر با جامعه بین المللی بسته است. دولت ایران به تقاضای دیدار گزارشگر مستقل ویژه سازمان ملل از ایران پاسخ نمی دهد. ایران مرتبا قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل را در باره حقوق بشر نادیده می گیرد که در آنها در باره اوضاع وخیم حقوق بشر در ایران بطور جدی ابراز نگرانی شده و از این کشور خواسته شده است که به الزامات خود نسبت به پیمانهای سازمان ملل متحد پایبند بماند. ایران تنها یکی از معدود کشورهایی است که مانع دسترسی به سازمانهای مستقل بین المللی حقوق بشر می شود. ایران همچنین از سال ۱٣٨۴ بطور یکجانبه گفتگو در باره حقوق بشر را با اتحادیه اروپا متوقف کرده است.

در غیاب چنین سازوکارهایی، اتحادیه اروپا باید از سایر فرصتها و ارتباطات خود با دولت ایران با تمام قدرت استفاده کند و در باره موضوعات حقوق بشر، هم تراز با سایر توافقهای خود، با ایران وارد گفتگو شود. قائمی تاکید کرد: "بویژه در این برهه از زمان، بسیار ضروری است که اتحادیه اروپا با وادار کردن دولت ایران به رعایت الزامات بین المللی، تعهد و رهبری خود را در باره حقوق بشر به نمایش بگذارد."

وضعیت حقوق بشر در ایران بطور مداوم و با شتاب رو به وخامت است. ناتوانی در پرداختن به این وضعیت مخرب فقط به بدترشدن آن کمک می کند. ایران در اعدام کودکان مقام اول جهان و در اعدام بطور کلی رتبه دوم را بعد از چین داراست. حداقل ۱۰۷ نوجوان بخاطر خلافهایی که ادعا می شود در سنین قبل از ۱٨ سالگی مرتکب شده اند در لیست انتظار اعدام هستند. طبق گزارش عفو بین الملل در حالی که در چین اعدامها در مقایسه با سال گذشته بشدت کاهش یافته در ایران دو برابر شده است. در طول سال گذشته حداقل ۴ فعال اجتماعی از اقلیت های کرد و بلوچ در محاکماتی ناعادلانه و در فقدان شواهد اثباتی به اعدام محکوم شده اند: فرزاد کمانگر، عدنان حسن پور، هیوا بوتیمار و یعقوب مهرنهاد. در مورد فرزاد کمانگر به گفته وکیل ایشان، حکم اعدام در وضعیتی صادر شده است که "مطلفا هیچ شاهدی" در اثبات اتهامات وجود نداشته است.

ایران همچنان به اعدام به روش سنگسار ادامه می دهد و حداقل ده زن و دو مرد در انتظار سنگسار هستند. مجازات خشن و غیر انسانی همچون قطع اعضای بدن ، که ۵ مورد در سیستان و بلوچستان در دی ماه ۱٣٨۶ اجرا شد، و احکام شلاق همچنان اجرا می شوند. بسیاری از فعالان کارگری و حقوق زن بخاطر فعالیتهای مسالمت آمیز خود به شلاق محکوم شده اند. فقط در طول شش ماه گذشته، بیش از ۱۲۰ دانشجو در سراسر کشور توسط ماموران اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شدند، و در حالیکه ۱٣ نفراز آنها هنوز زندانی هستند، بقیه با تودیع وثیقه آزاد شدند و این به نیروهای قضایی این اجازه را می دهد که در اینده این دانشجویان را مورد پیگردهای قضایی قرار بدهند. ابراهیم لطف اللهی دانشجویی که در تاریخ ۱۶ دی ماه ۱٣٨۶ توسط نیروهای امنیتی در سنندج دستگیر شده بود در دوره بازداشت در شرایط بسیار مشکوکی فوت می کند. مسئولین بدون اطلاع خانواده اش او را شبانه خاک می کنند. عمادالدین باقی؛ مدافع سرشناس حقوق بشر، در حال سپری کردن دوره محکومیت یک ساله زندان است. ایشان بخاطر مقالاتی که سالها پیش نوشته بود، محاکمه و زندانی شد. هادی قابل، روحانی اصلاح طلب، بدنبال محاکمه ای که بی شباهت به دادگاههای تفتیش عقاید قرون وسطی نبود، زندانی شد. عباس خرسندی، دگر اندیش دیگری است که برای مدت ٨ سال زندانی شده است. در حالی که وضعیت اقتصادی در ایران بخاطرسوء مدیریت دولت رو به خرابی است، خشونتهای حقوق اقتصادی و اجتماعی هم شدت بیشتری می گیرد. تلاشها برای تشکیل اتحادیه های مستقل کارگری برای حمایت حقوق کارگران مطابق با قوانین بین المللی به طرز وحشیانه ای سرکوب می شود. منصور اسانلو؛ رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد، بخاطر فعالیتهای سندیکایی در حال گذراندن دوره محکومیت ۵ ساله زندان است.

این موارد فقط بخشی از خشونتهای ناگوار علیه حقوق بشر در ایران امروز است. از اینرو کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن اتحادیه پیشنهاد می کند که برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران از اهرم های سیاسی و اقتصادی، با شدت بیشتری استفاده کنند. کمپین بین المللی حقوق بشر به اتحادیه اروپا پیشنهاد می کند:

۱) برای ناقضان حقوق بشر در ایران، ممنوعیت سفر اعمال کرده و دارایی های آنها را مسدود کند،
۲) بحث های حقوق بشر را بعنوان جزء اصلی و جدایی ناپذیر از تعهدات اتحادیه اروپا – ایران، با دولت جمهوری اسلامی ایران پیگیری کند،
٣) از اهرم های سیاسی و اقتصادی برای کمک به ایران در بهبود سیاستهای حقوق بشر استفاده کند،
۴) به آن دسته از موسسات اروپایی که با ایران معاملات اقتصادی دارند، از جمله او ام وی و توتال، توصیه کند که با اصرار بربهبود وضعیت حقوق بشر در ایران، مسئولیت های اجتماعی خود را فعالانه به پیش ببرند،
۵) از ایران بخواهد که به خشونتهای وحشتناک علیه حقوق بشر، مستند در قوانین بین المللی، بویژه اعدام کودکان و سنگسار پایان دهد،
۶) هر نوع توسعه روابط سیاسی و اقتصادی را به بهبود واقعی وضعیت حقوق بشر در ایران مشروط کند،
۷) برای بازبینی در قانون مجازات ایران، مطابق با الزامات بین المللی، به ایران یاری رساند،
٨) به نظارت و اعتراض علیه خشونتهای غیر موجه حقوق بشری در ایران ادامه دهد،
۹) با آژانسهای بین دولتها، از جمله ساز وکارهای حقوق بشر سازمان ملل، برای توانمند کردن آنها در نظارت مستقل اوضاع حقوق بشر در ایران همکاری کند، و
۱۰) به دولتهای عضو اتحادیه اروپا توصیه کند که در همه روابط دوجانبه آنها با ایران، باید جزء محکمی ازحقوق بشر گنجانده شود.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، شدیدا با هر گونه اقدام نظامی علیه ایران مخالف است؛ چرا که در صورت وقوع چنین حمله ای، نه تنها جان تعداد بسیار زیادی از انسانها از دست خواهد رفت، بلکه بر امنیت مردم ایران آسیب جبران ناپذیری وارد خواهد کرد، و این خود منجر به بی ثباتی این منطقه در حال حاضر بی ثبات، برای سالیان سال خواهد شد. از سوی دیگر، دولت ایران با استفاده از مشغله ذهنی جامعه جهانی به بحران هسته ای، به سرکوب هر چه بیشتر فعالان صلح طلب حقوق بشر در ایران می پردازد.


 نیشکر هفت تپه، بار دیگر اعتصاب کرد 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران: بنابه گزارشات رسیده از طرح نیشکر هفت تپه شوش، از روز گذشته اعتصاب و اعتراضات گسترده ای در شرکت آغاز گردیده است. کارگران روز سه شنبه از ساعت هفت صبح در محوطه صنعتی شرکت روبروی دفتر مدیریت کل دست به تجمع زدند. تعدادکارگرانی که در این اعتراضات و اعتصاب شرکت دارند بیش از ٣۰۰۰ نفر تخمین زده می شود. در حال حاضر تمامی قسمتهای شرکت در این اعتصاب شرکت دارند که از جمله آنها قسمتهای اداری، بهره برداری و گشاورزی می باشند و همه‍ی فعالیتها این شرکت متوقف گردیده است. کارگران در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق معوقه ۲ ماه اخیر خود دست به اعتصاب زده اند.

خواسته های کارگران شرکت کننده در این اعتصاب به قرار زیر می باشد:

پرداخت حقوق معوقه ۲ ماه اخیر
پایان دادن به پرونده سازیها و احضار فعالین کارگری به دادگاه انقلاب
برکناری مدیر عامل شرکت که آخوندی بنام یعقوب شفیعی و اعضای هیئت مدیره این شرکت
برکناری رئیس حراست شرکت فردی بنام زیبداری که در سرکوب، جاسوسی و پرونده سازی علیه کارگران نقش مستقیم دارد.
همچنین روز گذشته کارگران از ورود ابوالعباسی معاون مدیر عامل شرکت ممانعت کردند. در حال حاضر تعدادی از افراد لباس شخصی وزارت اطلاعات در محوطه شرکت حضور دارند.

احضار ۵ فعال کاری نیشکر هفت تپه شوش به دادگاه انقلاب

بنابر این گزارش، ۵ نفر از فعالین کارگری این شرکت به دادگاه انقلاب دزفول احضار شده اند.

فعالین کارگری که به دادگاه انقلاب احضار شده اند به نامهای زیر می باشند: فریدون نیکوفرد، علی نجاتی،جلیل احمدی،محمد حیدری مهر و رمضان علیپور می باشند.فعالین کارگری فوق در روزهای اخیر احظاریه ای از طرف دادگاه انقلاب دزفول در یافت نموده اند ، که می بایست ٣۱ اردیبهشت ماه خود را به این دادگاه معرفی نمایند. در پی اعتراضات گسترده سال گذشته که ابتدا در محوطه کارخانه و سپس به سطح شهر و در مقابل فرمانداری شوش کشیده شد، وزارت اطلاعات برای پرونده سازی اقدام به دستگیری و بازداشت فعالین کارگری در بازداشتگاههای خود در شوش و دزفول نمود. کارگران نسبت به پرداخت نشدن حقوق خود که چندین ماه به تعویق افتاده بود و سایر خواستهایشان دست به این اعتراضات زده بودند.

در حال حاضر بیش از ۲ ماه است که کارگران نیشکر هفت تپه حقوق دریافت نکرده اند. به تعویق افتادن حقوق ۲ ماه کارگران شرایط سخت معیشتی برای خانواده های آنها بوجود آورده است .


 حاصل ۳۰ سال حکومت اسلامی: نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقر! 

معاون اقتصادی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری رییس جمهوری اعلام کرده است: «طبق شاخص اقتصادی اعلام شده حدود ۲۰ درصد جمعیت زیر خط فقر هستند. این شاخص برای جامعه اسلامی که اخوت حرف اول را می زند خوب نیست. این با وجودی است که دولت هر سال چهار تا پنج هزار میلیارد دلار کالاهای اساسی را توزیع می کند اما باز نیز گروهی بهره مند نیستند.»
علی عسگری در میزگرد اقت