بازگشت به صفحه اول

شماره ‏‏‏ ‏‏۱۰۱‏‏ ‏‏ ‏• مردادماه ۱۳۸۵ ‎‏‎ • اوت‏ ۲۰۰۶‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎ ‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎ 

بازگشت به صفحه اول

 

منافع ملی ایران ایجاب می کند که با آمریکا در همه زمینه ها وارد مذاکره مستقیم بشود

گفتگوی احمد رافت با اکبر ‏گنجی، راديو فردا

 

دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵‏‎ ‎
منافع ملی ایران ایجاب می کند که با آمریکا در همه زمینه ها وارد مذاکره مستقیم‎ ‎بشود، گفتگوی احمد رافت با اکبر ‏گنجی، راديو فردا
اکبر گنجی که به دعوت شهر فلورانس برای شرکت در مراسم دريافت شهروندی افتخاری اين‎ ‎شهر به فلورانس آمده ‏است، در مصاحبه با راديو فردا می گويد: موجب افتخار است برای‎ ‎من و ايرانيان که فلورانس ما را به شهروندی پذيرفته. ‏آقای گنجی می گويد منافع ملی‎ ‎ما ايجاب می کند که ايران با آمريکا وارد مذاکره مستقيم بشود نه در زمينه هسته ای‎ ‎
که در همه زمينه ها. منتهی اين مذاکرات بايد شفاف، علنی و در حضور شهروندان صورت‎ ‎بگيرد. وی در پاسخ به اينکه ‏آيا قصد رهبری جنبش دموکراتيک ايران ومبارزه برای‎ ‎آزاديخواهی را دارد، می گويد: انتخاب افراد به رهبری جنبش يک ‏فرايند دموکراتيک است‎ ‎و بايد جامعه بصورت دموکراتيک فرد را انتخاب کند. آقای گنجی می گويد چنين نقشی را‎ ‎برای ‏خود قائل نيست‎. ‎
احمد رافت (رم‎) ‎

احمد رافت (راديو فردا): آقای گنجی از بعد از ظهر امروز شما شهروند فلورانس به حساب‏‎ ‎می آييد که به نوعی مهد ‏رنسانس است و شخصيت هايی را به جهان هديه کرده که هرکدامشان‎ ‎قابل تعمق اند مثل ماکياولی، دانته، ميکل آنژ، ‏داوينچی، گاليله ئو گاليله ئی. شما‎ ‎اينکه همشهری چنين افرادی هستيد چه احساسی داريد؟‎ ‎
اکبر گنجی: اين بسيار موجب افتخار است برای من و ايرانيان که فلورانس ما را به‎ ‎شهروندی پذيرفته و می تواند افتخار ‏کند با افرادی که نام برديد و من هم امروز بعد‎ ‎از ظهر در صحبتی که خواهم داشت به اينها و رنسانس و اومانيسم ‏اشاره خواهم کرد که با‎ ‎اينها شهروند بشود و خودش را در فرهنگ عظيمی که آنها آفريدند و به جامعه بشری هديه‏‎ ‎کردند شريک بداند. من افتخار می کنم به اين انتخابی که آنها کردند‎. ‎
ا.ر: اين شهروندی در روزهايی به شما داده می شود که ايران و جمهوری اسلامی زير‎ ‎نورافکن سياست جهانی قرار ‏دارد. مساله اتمی ايران را به مساله روز دنيا تبديل کرده‎ ‎است. شما فکر می کنيد که اين گفتگو هايی که اخيرا آغاز ‏شده بين قدرتهای جهانی ايران‎ ‎می تواند بصورت مثبتی خاتمه پيدا کند يا اينکه همچنانکه برخی ها می نويسند، نتيجه‎ ‎ای نخواهد داشت و ايران بالاخره رودر روی قدرتهای جهانی قرار خواهد گرفت؟
اکبر گنجی: ما در عرصه سياست دوست يا دشمن دائمی نداريم. اين چيزی که برای ما اصل‎ ‎است و برای هر کشوری ‏بايد اصل باشد، منافع ملی کشور است. به گمان من منافع ملی ما‎ ‎ايجاب می کند که ايران با آمريکا وارد مذاکره ‏مستقيم بشود نه در زمينه هسته ای که‎ ‎در همه زمينه ها. منتهی اين مذاکرات بايد شفاف، علنی و در حضور ‏شهروندان صورت‎ ‎بگيرد. ما از مذاکره نمی ترسيم، مذاکره بايد صورت بگيرد و منافع ملی ايران در‎ ‎مذاکرات دنبال شود. ما ‏خواهان صلحيم نه خواهان جنگ‎.‎
ا.ر: شما در سخنرانی که درمسکلو زمانی که قلم طلايی به شما داده شد، کرديد، به‎ ‎اوايل انقلاب اشاره کرديد و به ‏وقايعی که آنزمان اتفاق افتاد، کشتار ها و همچينين‎ ‎قتلهای زنجيره ای. شما به نوعی می خواستيد کارنامه جمهوری ‏اسلامی را ترسيم کنيد؟
اکبر گنجی: لغت کارنامه شايد صحيح نباشد. چون کارنامه يک رژيم در حوزه اقتصاد، سياست، فرهنگ، اجتماع در همه ‏زمينه ها می شود بررسی کرد و کارنامه مفصلی خواهد بود‎. ‎
من آنچه که در آنجا اشاره کردم، مواردی از نقض حقوق بشر بود که در ايران صورت گرفته‎ ‎بود و در واقع ياد و نام و ‏خاطره آن کسانی که در اين راه کوشش کردند، کشته شدند‎ ‎آنها را گرامی داشتم و بدوستان عرض کردم که اين جايزه ‏در واقه حق همه آنها است که‎ ‎من به نمايندگی از آنها اين جايزه را دريافت کرد. کسانی که در آنجا يادم رفت و در‎ ‎صحبت های ديگر گفتم زندانی هايی هستند که در سلول های انفرادی محبوس اند و کسی ياد‎ ‎و نامی از آنها ندارد و ‏نامشان هيچ جا نيست و دفاع از آنها وظيفه ماست و من خودم را‎ ‎موظف می دانم ياد آنها را گرامی بدارم و اين جايزه ‏حق آنها هم هست. چون به هرحال من‎ ‎وامثال من امروز در موقعيتی هستيم که خيلی ها با اسم ما آشنايند، خيلی ‏ها محبت‎ ‎کردند و از حقوق شهروندی و انسانی ما دفاع کردند و ما هم موظفيم از حقوق انسانهايی‎ ‎دفاع کنيم که ‏کسی آنها را نمی شناسد‎. ‎

ا.ر: راديو و تلويزيون دولتی ايتاليا در مصاحبه با شما از شما سوال کرد که آيا شما‎ ‎قصد رهبری جنبش دموکراتيک در ‏ايران ومبارزه برای آزادی را داريد؟
اکبر گنجی: من معتقدم هر انسانی بايد حق و حدود و قامت و اندازه خودش را بداند. من‎ ‎چنين حد و اندازه ای برای ‏خودم قائل نيستم که خودم را رهبر جنبش آزاديخواهی و‎ ‎دموکراسی خواهی ايران بدانم. من بار ها گفته ام يک روزنامه ‏نگارم، يک دگرانديشم و‎ ‎نظراتی دارم که آنها را بيان می کنم. ضمن اينکه اگر کسی هم بخواهد به رهبری جنبشی‎ ‎برگزيده شود، اين يک فرايند دموکراتيکی می خواهد که هيچ کس نمی تواند خودش به خودش‎ ‎نمره دهد و امتياز قائل ‏باشد. بايد جامعه بصورت دموکراتيکی او را انتخاب کند. ولی‎ ‎من چنين نقشی را برای خودم قائل نبوده و نيستم‎. ‎
 

 

 

 

 


 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن شماره ‏‏‏ ‏‏۱۰۱‏‏ ‏‏ ‏• مردادماه ۱۳۸۵ ‎‏‎ • اوت‏ ۲۰۰۶‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎ ‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎ ‎‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت