مريم
انصاری،
صدای
آلمان
چهارشنبه
۷
تير
۱۳۸۵
امروز
كنفرانس
مطبوعاتى
با
شركت
اكبرگنجى
در
مركز
راديويى
دويچه
وله
برگزار
شد.
در
اين
كنفرانس
خبرنگارانی
از
سراسر
آلمان
شركت
كردند
و
سوالات
خود
را
با
وى
مطرح
كردند.
گنجى
پيش
از
پاسخ
به
سوالات
خبرنگاران
به
دستگيرى
منصور
اسانلو،
رامين
جهانبگلو
و
علياكبر
موسوى
خوئينى
اشاره
كرد
و
تاكيد
كرد
كه
اگر
آنها
آزاد
نشوند
در
داخل
و
خارج
از
ايران
يك
اعتصاب
غذاى
گسترده
در
سطح
جهانى
براه
خواهد
افتاد!
کنفرانس
با
خوشآمدگويی
مسئول
بخش
آسيايی
دويچهوله
به
آقای
گنجی
آغاز
شد
و
پس
از
صحبت
کوتاهی
در
مورد
زندگی
و
مبارزات
وی
از
شرکتکنندگان
خواسته
شد
تا
سوالات
خود
را
مطرح
کنند.
بحثها
و
سئوالات
شرکتکنندگان
پيرامون
موضع
دمکراسی
و
حقوق
بشر
در
ايران،
برنامه
هستهای
ايران،
بحث
حکومت
دينى
و
حکومت
سکولار،
جنبش
دمکراسيخواهی
در
داخل
و
خارج
ايران
و
ايجاد
يک
رابطه
فعال
ميان
اين
دو
بود.
آقای
گنجی
در
آغاز
کنفرانس
گفتند
که
قبل
از
آنکه
به
پرسشهای
خبرنگاران
پاسخ
دهند،
صحبتی
کوتاه
با
جمع
دارند
که
البته
مخاطب
اصلی
اين
سخنان
رژيم
حاکم
بر
ايران
است.
اکبر
گنجی
سپس
به
نقض
گسترده
حقوق
بشر
در
ايران
و
سرکوب
سياسی
مخالفان
و
بازداشتهای
خودسرانه
اشاره
کرد.
او
از
جمله
از
اسارات
آقای
اوصانلو،
از
رهبران
سنديکای
کارگران
که
اکنون
ماههاست
بازداشت
شده
است
و
در
سلول
انفرادی
بسر
ميبرد،
بازداشت
آقای
رامين
جهانبگلو
(پروفسور
فلسفه)
و
آقای
موسوی
خوئينی
(نماينده
جنبش
دانشجويی
در
مجلس
ششم
و
از
فعالان
دفاع
از
زندانيان
سياسی)
نام
برد.
اکبر
گنجی
گفت:
«روشنفکران
ما،
نيروهای
مخالف
و
اصلاحطلبان
در
هرحال
بيانيهای
داده
و
خواستار
آزادى
اين
چند
تن
شدهاند.
چند
روز
پيش
هم
در
تهران
اجتماعی
بود
از
همه
گروهها
که
در
آن
خواستار
آزادی
آقای
خوئينی
شدند.
تمام
راههای
مسالمتآميز
را
ما
طی
کردهايم
و
راهها
همه
بسته
است.
رژيم
بايد
اين
سه
تن
را
در
اسرع
وقت
آزاد
بکند.
اگر
اين
سهتن
در
اسرع
وقت
آزاد
نشوند،
ما
يک
اعتصاب
غذای
گسترده
در
سطح
جهانی
براه
خواهيم
انداخت.»در
اينجا
خبرنگار
روزنامه
«فرانکفورت
آلگماينه
سايتونگ»
از
گنجی
پرسيد،
منظورتان
از
ما
و
كسانى
كه
اين
اعتصاب
غذاى
گسترده
را
خواهند
كرد
که
هست؟
وی
گفت:
«اولين
نياز
ما
اين
است
که
دنيا
از
وضعيتی
که
ما
در
آن
بسر
ميبريم
مطلع
بشود.
ايرانيان
مهاجر
و
ايرانيان
تبعيدی
بسيار
ميتوانند
به
اين
روند
کمک
بکنند.
اما
برای
ساختن
دمکراسی
ما
چارهای
نداريم
جز
اينکه
ايرانيان
داخل
و
خارج
کشور
يک
جبههی
گسترده
در
کنار
همديگر
تشکيل
بدهند.»اکبر
گنجی
تاکيد
کرد
که
در
ايران
و
در
خارج
از
ايران
يک
جنبش
قوی
برای
دمکراسی
خواهی
وجود
دارد
که
پيروان
آن
در
سه
مورد،
يعنی
دمکراسی،
آزادی
و
حقوق
بشر
وحدت
نظر
دارند.
از
نظر
وی
نقطه
ضعف
اين
جنبش
اين
است
که:
«
جنبشمان
سازمان
و
تشکيلات
ندارد.
نيروهای
بسيار
بسيار
گسترده
و
متنوعی
در
اين
جنبش
شرکت
دارند.
به
همين
دليل
اين
جنبش
رهبری
هم
ندارد
و
از
فقدان
رهبری
رنج
ميبرد.
ما
اگر
بتوانيم
به
جنبشمان
سازمان
بدهيم
و
بطريقی
دمکراتيک
برای
آن
رهبری
انتخاب
کنيم،
نهضت
ما
بسيار
سرعت
خواهد
گرفت.»
گنجی
در
عين
حال
به
شاخص
برجستهی
جنبش
دمکراسيخواهی
در
ايران
اشاره
کرد:
«امروز
در
کل
منطقه
خاورميانه
اسلامی
در
هر
کشوری
انتخابات
برگزار
بشود،
بنيادگرايان
در
آن
پيروز
ميشوند
و
رژيمهايی
سرکوبگر
از
رژيمهای
استبدادی
کنونی
برقرار
خواهند
کرد.
ايران
تنها
کشوريست
که
اگر
در
آن
يک
انتخابات
آزاد
و
دمکراتيک
برگزار
بشود،
در
آن
نيروهای
مدرن
دمکراسيخواه
پيروز
خواهند
شد.»نظر
اکبر
گنجی
در
رابطه
با
برقراری
عدالت
پرسيده
شد.
او
گفت
که
برای
حل
مسئلهی
فقر
و
فساد
دو
راه
حل
وجود
دارد.
يکی
عدالت
فاشيستيست
که
از
سوی
دولت
ايران
دنبال
ميشود
که
اين
بهمعنای
سرکوب
کامل
جامعه
مدنی
و
نيروهای
مخالف
و
دادن
شعارهای
پوپوليستی
ضدسرمايهدارانه
است.
او
از
فاشيسم
بعنوان
نوعی
رومانتيسيسم
ياد
کرد
که
سودای
بازگشت
به
بهشت
گذشته
را
دارد.
وی
تاکيد
کرد
که
تنها
راهحل
مسئلهی
فقر
و
فساد
از
طريق
دمکراسيست،
زيرا
اگر
آزادی
نباشد
نميتوان
درباره
فساد
و
فقر
نيز
صحبت
کرد
و
راهحلها
را
در
اين
زمينه
پيشنهاد
نمود.
به
نظر
اکبر
گنجی
فاشيسم
هرگز
به
عدالتخواهی
اعتقادی
ندارد،
زن
و
مرد
را
برابر
نميداند،
مسلمان
و
غيرمسلمان
را
برابر
نميداند،
فقها
و
غيرفقها
را
برابر
نميداند
و
حکومت
را
فقط
حق
فقها
ميداند:
«مردم
ما
خواهان
برابری
اقتصادی
هستند
و
با
اين
توزيع
نابرابر
ثروت
به
شکل
کنونی
مخالفاند.
عدالتخواهی
بخش
مهمی
از
جنبش
دمکراسيخواهی
ماست.
دمکراتها
بيش
از
هر
کس
ديگری
به
عدالت
وفادارند.».
مسئول
بخش
افغانی
دويچهوله
در
مورد
حکومت
سکولار
از
اکبر
گنجی
پرسيد
و
اينکه
آيا
امکان
يک
حکومت
دينی
دمکراتيک
وجود
دارد
يا
خير.
پاسخ
او
اين
بود
كه:
«من
به
هيچ
نوع
حکومت
دينی
اعتقاد
ندارم.
ما
نه
دولت
دينی
ميخواهيم،
نه
دين
دولتی.
ولايت
فقيه
يعنی
اينکه
همه
مردم
صغير،
بمعنای
کودک
نابالغ
و
مهجور
به
معنای
ديوانه
ميداند.
اينها
اصطلاحاتيست
که
خود
فقها
بکار
ميبرند.
در
ولايت
فقيه
فرض
ميشود
که
همهی
مردم
صغيرند
و
مهجورند
و
به
ولی
احتياج
دارند
که
دست
آنها
را
بگيرد.
نکته
سوم،
يتيم
بودن
است.
يعنی
وقتی
کسی
يتيم
ميشود،
پدرش
ميميرد
و
او
هنوز
نابالغ
هست،
اختيارش
را
ميدهند
دست
يک
ولی.
اينها
ميگويند،
همهی
مردم
يتيماند.
نکته
چهارم
اينکه
همه
مردم
گوسفندانی
هستند
که
به
شبانی
احتياج
دارند
که
آنها
را
راه
ببرد.
طبعا
من
چون
مردم
را
صغير
و
يتيم
و
مهجور
و
گوسفند
نميدانم،
به
ولايت
فقيه
هم
اعتقادی
ندارم.
حکومت
هم
يک
امر
عقلايی
ست
که
ما
براساس
عقلمان
يک
سامان
سياسی
درست
ميکنيم
و
خودمان
زندگی
خودمان
را
اداره
ميکنيم.»
از
اکبر
گنجی
در
رابطه
با
برنامه
هستهای
ايران
سوال
شد
و
نظر
او
اين
بود
که
برنامه
هستهای
جمهوری
اسلامی
نه
تنها
محيط
زيست
را
در
ايران
نابود
ميکند،
بلکه
ميتواند
کشور
را
درگير
يک
جنگ
نمايد.
به
نظر
گنجى
ايران
بايد
با
آمريكا
وارد
ارتباطى
شفاف
شود
و
هرگونه
ارتباط
پنهانى
با
آمريكا
تنها
به
تثبيت
استبداد
در
ايران
كمك
ميكند.
او
همچنين
در
پاسخ
به
يکی
از
خبرنگاران
که
در
مورد
هولوکاست
پرسيده
بود،
گفت
که
دولت
فعلی
سعی
ميکند
در
دادن
شعارهای
راديکال
دست
طالبان
و
القاعده
را
از
پشت
ببندد
و
با
اينکار
ميخواهد
رهبری
جنبشهای
اسلامی
را
بدست
گيرد.
اما
گذشته
از
اين،«کارکرد
داخلی
اين
نوع
راديکاليزم
برای
سرکوب
سياسيست
که
در
داخل
ميشود.»
او
همچنين
تاکيد
کرد
که
مسئلهی
مردم
ايران
نابودی
اسراييل
نيست،
بلکه
نابودی
فلسطين
است
که
از
کوچکترين
حق
انسانی
خود
محروم
شده
است.
مريم
انصارى
ميهن شماره ۱۰۱ • مردادماه ۱۳۸۵ • اوت ۲۰۰۶ | http://www.mihan.net |
نقل مطالب با ذکر منبع آزاد |
|