بازگشت به صفحه اول

شماره ‏‏‏ ‏‏۱۰۱‏‏ ‏‏ ‏• مردادماه ۱۳۸۵ ‎‏‎ • اوت‏ ۲۰۰۶‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎ ‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎ 

بازگشت به صفحه اول

 

اکبر گنجی جايزه "آزادی مطبوعات" را از باشگاه ملی مطبوعات آمريکا دريافت کرد

 راديو فردا و روزآنلاين

سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۵‏‎ ‎
اکبر گنجی جايزه "آزادی مطبوعات" را از باشگاه ملی مطبوعات آمريکا دريافت کرد، ‏
راديو فردا و روزآنلاين
به خاطر شجاعت در نگارش گزارش های افشاگرانه در باره مقامات ارشد حکومت ايران، باشگاه ملی مطبوعات آمريکا ‏جايزه عمده «آزادی مطبوعات» خود را روز دوشنبه طی مراسمی به اکبر گنجی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر اعطا ‏کرد. آقای گنجی در مصاحبه با راديو‎ ‎فردا می گويد از دريافت اين جايزه خوشحال است ولی می افزايد شرايط در ‏کشورهای ايران‎ ‎و آمريکا متفاوت است. در آمريکا که دمکراسی جا افتاده است به نويسندگان جرايد به‎ ‎خاطر گزارش ‏های افشاگرانه جايزه می دهند ولی در ايران آنها را به زندان می اندازند‎. ‎
آقای گنجی گفت اميدوارم روزی ما هم در ايران شاهد باشيم که ايران به روزنامه‌نگاران‎ ‎خودش و آزاديخواهان جايزه ‏بدهد تا يک کشور ديگر‎. ‎
مهتاب فريد
‎ ‎

باشگاه ملی مطبوعات آمريکا در واشنگتن جايزه ملی خبرنگاری در شجاعت را به اکبر‎ ‎گنجی، روزنامه‌نگار و فعال ‏سياسی اهدا کرد. اين جايزه به خاطر شجاعت گنجی در‎ ‎افشاگری در باره مقامات رژيم جمهوری اسلامی به وی اهدا ‏شد‎. ‎
مهتاب فريد (راديو فردا): آقای گنجی شما الان چه احساسی داريد؟
اکبر گنجی (باشگاه ملی مطبوعات آمريکا، واشنگتن): احساس خوبی دارم‎. ‎
م.ف.: چه فکری مي‌کنيد وقتی مي‌بينيد روزنامه‌نگاران آمريکائی به خاطر گزارش‌های خود جايزه ‏مي‌گيرند، ولی در ايران خبرنگاران متاسفانه زندانی مي‌شوند‎.‎
اکبر گنجي: به هرحال اين دو شرايط متفاوت است و بايد اين را درک کرد که جامعه‌ای که‎ ‎ماقبل دمکراسی قرار دارد، با ‏جامعه‌ای که در شرايط دمکراسی به سر مي‌برد، دو شرايط‎ ‎متفاوت است و اميدوارم روزی ما هم در ايران شاهد باشيم ‏که ايران به روزنامه‌نگاران‎ ‎خودش و آزاديخواهان جايزه بدهد تا يک کشور ديگر‎.‎
م.ف.: اکبر گنجی، روزنامه ‌نگار ۴۶ ساله، که به مدت شش سال به خاطر گزارش‌های خود‎ ‎در ارتباط با قتل‌های ‏زنجيره‌ای در زندان بود، بعدازظهر دوشنبه در حضور شماری از‎ ‎خبرنگاران جايزه معتبر جان آپچان فريدم آو پرس‎ Freedom ‎of Press ‎را دريافت کرد‎. ‎
آقای گنجی قرار است در واشنگتن با فعالان حقوق بشر و سازمان‌های غيرانتفاعی برای پيشبرد دمکراسی ملاقات ‏کند‎. ‎
‎***‎
 

دريافت جايزه روزنامه نگار برجسته ۲۰۰۶، روز آنلاين


شب گذشته اکبر گنجی همچنين جايزه سال ۲۰۰۶ انجمن روزنامه نگاران آمريکا را دريافت‏‎ ‎کرد. وی در سخنرانيش در ‏مراسم اعطای اين جايزه، خود را "شهادت دهنده بر طاعون زدگان‎ ‎خشونت" و "گزارشگر پنهانخانه های خشونت ساز" ‏خواند. گنجی موج فزاينده نظامی گری و‎ ‎جنگ افروزی در منظقه خاورميانه و افزايش به اختلافات قومی و فرقه ای را ‏هشدار تکان‎ ‎دهنده ای از "همه گيرشدن بلای وحشتناک طاعون خشونت" توصيف کرد. متن سخنان اين‎ ‎روزنامه نگار ‏ايرانی را با هم می خوانيم‎: ‎
خانمها‍، آقايان . بسيار سپاسگزارم از اين که اين جايزه را به من می دهيد. اما‎ ‎همچنان که پيشتر هم گفته‌ام، من فقط ‏به نمايندگی همه‌ی آن کسانی که در سالهای دور و‎ ‎دراز رنجهای بسياری را متحمل شده اند، اين جايزه را دريافت می ‏کنم. و فکر می کنم‎ ‎فقط بايد مرا صدايی به حساب آوريد که هم رنجها و هم اميدها و آرزوهای مردمم را‎ ‎منعکس می ‏کنم، مردمی که دل نگران آنند که مبادا آنچه حاکمانشان می کنند و مي‌گويند‎ ‎به حساب آنان گذاشته شود و ‏انسانيتشان، که در آن با همه مردمان جهان سهيمند، از‎ ‎ديده ها پنهان بماند. من خبرنگارم و کارم گزارش کردن است. ‏مدتی است نصيب من اين شده‎ ‎است که از قتلهای سياسی، از زندان و شکنجه گزارش کنم. گزارش مي‌کنم، تا به ‏اعتراض‎ ‎فراخوانم. و در سه روز گذشته ما اعتراض کرديم، من و جمع بزرگی از ايرانيان در‎ ‎سرتاسر جهان، در تهران، در ‏آنکارا، استانبول، سيدنی، تورنتو، مونترآل، استکهلم، وين، لندن، کلن، هامبورگ، برلن، پاريس، بروکسل، آتلانتا، ‏سانفرانسيسکو، نيويورک، لس‌آنجلس، شيکاگو، سانفرانسيسکو و بسياری شهرهای ديگر، سه روز دست به اعتصاب ‏غذا‎ ‎زديم و خواستار آزادی سه زندانيان سياسی در ايران شديم، سه زنداني‌ای که مي‌دانيم‎ ‎هم اکنون در سلول ‏انفرادی هستند، زير شکنجه‌اند. از اين سه تن يکی رهبر سنديکای کارگری، يکی رهبر مبارزات دانشجويی است و ‏يکی روشنفکری سرشناس است. ما خواهان آزادی همه‌ی زندانيان سياسی هستيم. تأکيدمان بر اين سه تن تأکيد بر ‏سه رکن مهم جنبش‎ ‎آزاديخواهی مردم ايران بوده است‎.‎
دکتر ريو در پايان رمان طاعون آلبر کامو فاش می کند که به چه دليل تصميم گرفته است‏‎ ‎فاجعه طاعون‌زدگی روايت کند. ‏می گويد اين فاجعه را با جزئياتش روايت مي‌کنم تا از‎ ‎آنانی نباشم که در برابرفاجعه سکوت پيشه می کنند، تا برطاعون ‏زدگان شهادت دهم ، تا‎ ‎ياد آورم از آن شمعهای مرده، تا دست کم از ظلم و خشونتی که بر اين طاعون زدگان رفته‎ ‎است، يادبودی باقی بگذارم. و باز می گويد علي‌رغم همه‌ی اينها، علي‌رغم اين که‎ ‎طاعون هم در هر جايی روزی پايان ‏می گيرد امااين روايت نمي‌تواند روايت پيروزی نهايی باشد، فقط مي‌تواند نشان دهد طاعون زدگان مجبور بوده اند چه ‏کنند و باز همه‌ی انسانها با همه‌ی ضعفها و ناتوانی بشري‌شان، اگر مي‌خواهند زندگی چهره‌ی انسانی داشته باشد، ‏بايد از پذيرفتن ظلم وخشونت سر باز زنند و اين مبارزه‌ی خستگی ناپذير‎ ‎بر ضد وحشت و خشونت را همچنان ادامه ‏دهند. و می گويد شايد مردمان شادان اينک از بند‏‎ ‎طاعون رسته نمي‌دانند، اما در کتابها آمده است که باسيل طاعون ‏هرگز نمي‌ميرد واز‎ ‎ميان نمي‌رود ومي‌تواند سالهای سال در ميان اثاث خانه، ملافه ها، توی اتاقها، زيرزمينها، چمدانها، ‏لای دستمالها و لای صفحات کتابها لانه کند و منتظر بماند تا‎ ‎روزی که دوباره موشهايش را بيدار کند و بفرستد تا در ‏شهری خوشبخت بميرند‎.‎من نيز امروز در ميان شما هستم تا شهادت دهم بر طاعون زدگان خشونت. من امروز در‎ ‎ميان ‏شما هستم تا از آنانی نباشم که در برابر خشونت و وحشت سکوت پيشه مي‌کنند. من‎ ‎اينجا هستم تا ياد و نماد زنده ‏ای باشم از اينکه باسيل خشونت نمي‌ميرد وهم اکنون در‎ ‎مغزها و افکار و انديشه هايی لانه کرده است . اگر امروز در ‏فلان کشور موشهايش را‎ ‎بيدار کرده است فردا نوبت کشور ديگری خواهد بود. باسيل طاعون خشونت هم مثل باسيل‎ ‎بيماری طاعون نمي‌ميرد و در برابرش بايد بهوش بود. اين باسيل مرز نمي‌شناسد، يک روز‎ ‎در هيبت استالين خاک پهناور ‏روسيه را گرفتار مي‌کند، يک روزدر هيئت هيتلر مردم‎ ‎آلمان و يهوديان و ديگر مردمان جهان را، يک روز در هيئت ‏موسولينی کشور زيبا و‎ ‎کهنسال ايتاليا را و يک روز در هيئت بن لادن زندگی آرام شما مردم امريکا را‎ ‎مي‌آشوبد. و کجای ‏جهان هست که در اين يا آن زمان گرفتار اين مصيبت و طاعون خشونت‎ ‎نشده باشد؟ امروز موج فزاينده نظامی گرايی و ‏جنگ افروزی در منطقه خاور ميانه و دامن‎ ‎زدن به اختلافات قومی و فرقه ای، هشدار تکان دهنده ای است از همه ‏جاگير شدن بلای وحشتناک طاعون‎.‎
در منطقه‌ای و کشوری که من از آن مي‌آيم، خشونت به نام دين صورت مي‌گيرد. خشونت‎ ‎دينی، خشونتی است که ‏خود را مقدس مي‌داند، خود را موجه مي‌داند و خود را بر فراز هر‎ ‎قانونی مي‌نشاند. جهان زمانی مي‌پنداشت که ديگر ‏عصر اين خشونت به سر آمده است. اما‎ ‎ديديم که چگونه صورت پنهان اين خشونت که در لابلای کتابهای قديمی و ‏ذهنهای تارعنکبوت‌گرفته پنهان بود، ناگهان آشکار شد‎.‎

من امروز اينجا در ميان شما هستم تا به ياد آوريم که همه مردمان زمانی گرفتار اين‎ ‎طاعون بوده اند. آنچه را که گذشته ‏است از ياد نبريم، زيرا چيزی که انسانها را بيش‎ ‎از هر چيز مي‌تواند به هم پيوند دهد و ميانشان همبستگی ايجاد کند، ‏ورای همه‎ ‎پيوندهای ديگری چون مليت، دين، نژاد، جنسيت و همه اين عناوين ثانويه، اشتراکشان در‎ ‎رنجهايی است که ‏برده اند وهمچنان هم در معرضشان هستند، و نيز اشتراکشان در آرزوی جهانی بهتر و زندگی آزاد وآسوده برای همگان ‏‏.ما که خواهان جهانی بهتر و عاری از‎ ‎خشونت هستيم، بايد در برابر بلای انسان ساخته خشونت و ارعاب همانگونه ‏عمل کنيم که‎ ‎در برابر بلايای طبيعی. سونامی دو سال پيش اگر چه فاجعه‌ای عظيم و پر از داغ و درد‎ ‎و رنج بود، اما ‏واکنش يکپارچه مردم جهان، آن فرياد رسی بيسابقه، اميدی انسانی با‎ ‎خود به همراه داشت و نمايشی از همبستگی ‏انسانی بود. انسانها امروز هم مثل هميشه‎ ‎تاريخ در معرض خطر فراز آمدن موجهای سونامی خشونت هستند که ‏مي‌تواند همگان را بی هيچ حاشيه امنيتی در کام خود فرو ببرد. مگر يازده سپتامبر در کشور شما امريکا يک‎ ‎سونامی ‏خشونت نبود؟ و برای مبارزه با ترور در هر شکلش چه راهی پيش پای ما گشوده است‎ ‎جز همبستگی انسانی جز به ‏ياد داشتن و به يادآوردن و از ياد نبردن جز انجام وظيفه‎ ‎فرياد رسی و جز پذيرفتن حق مسلم فرياد خواهی.‏
من امروز اينجا هستم تا هم سپاس بگزارم آنانی را که بی اعتنا از کنار رنجهايی که در‎ ‎گوشه گوشه جهان بر انسانها ‏تحميل ميشود نگذشتند و نمي‌گذرند و هم سنت يادآوری را‎ ‎ادامه دهم ، سنتی که محکمترين رشته پيوند را ميان ‏انسانها ايجاد مي‌کند، انسانهايی که آرزومند جهانی بهتر هستند و مي‌دانند که طاعون خشونت هميشه در کمين ‏است و سرنوشت‎ ‎انسان سر نوشتی مشترک است‎. ‎
 

 

 

 

 


 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن شماره ‏‏‏ ‏‏۱۰۱‏‏ ‏‏ ‏• مردادماه ۱۳۸۵ ‎‏‎ • اوت‏ ۲۰۰۶‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎ ‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎ ‎‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت