عکسی دیدم از آنتوان سوربوگین برای سال ۱۲۹۷(اواخر قاجار اوایل دوره پهلوی) که در تهران گرفته شده است. عکس فوق العاده است. پوشش دختر نشان می دهد که رعیت زاده است. دختری از طبقات پایین اواخر قاجاریه. او نیم رخ ایستاده، سینه هایش را جلو داده و دستهایش را بالا برده و کج به ما نگاه می کند. فیگور اغواگرایانه او جلوی دوربین عجیب به نظر می رسد. عکس های آن دوره معمولا تصاویری اند از آدم های زل زده به دوربین با بدن هایی کاملا رام ودر خود فرو رفته. آنها معمولا جلوی دوربین شی شده اند. اما فیگور این دختر جلوی دوربین عکاس غربی، گویی طبقه و تاریخ را کنار زده است و خود دختر را به گونه ای ناب نشان می دهد. در واقع احساس می کنیم که دختر با ژست اش جهش پیدا کرده است.
وج هنرها در یونان باستان شعر یا poerty بود که دقیقا از ماده پوئیسیس یا ساختن است. از سویی دیگر مفهومی در یونان باستان متداول بود تحت عنوان پراکسیس، که عرصه عمل نیک یا همان سیاست یونانی بود. این دوگانه درارسطو، همان دوتایی «هنر- سیاست» است. جورجیو آگامبن (کتاب وسایل بی هدف:چاپ اول ۱۳۸۷) در تفسیری تحت مبحث «منطق وسیله-هدف» این دوگانه را اینگونه توضیح می دهد که پوئیسیس کنشی است که غایتی غیر خودش دارد و همواره وسیلهای است برای رسیدن به یک هدف (مانند شغل و مسابقه). در مقابل، پراکسیس کنشی است که غایتش خودش است یا به تعبیر آگامبن«هدفی بدون وسیله» است (مانند انواع بازی ها). آگامبن براین مبنا بحثی را پیش می کشد و از ساحت دیگری صحبت می کند که ساحت حقیقت و عرصه ظهور راه های بروز آن است. او مبارزه سیاسی، اختراعات، آفرینش هنری، فرایند عاشقی و غیره را در این ساحت تعریف می کند. این ساحت قلمروی وسایل بیهدف (ناب) وعرصه ظهور انسان بماهو انسان است. قلمروی ژست دقیقا در اینجا قرار می گیرد. در ژست است که فاصله کاذب تفکر وکنش برداشته میشود زیرا که فرد فرصت آن را مییابد تا «واسط بودن ناب» خود را آشکار کند بدون آنکه در مدار«حد وسط بودن میان وسیله و هدف» گرفتار شود.