میهن ـ احمد جلالی فراهانی: به من اگر باشد رنگ این یکی را خاکستری می زنم. سی امین جشنواره فیلم فجر را می گویم. خاکستری اما نه برای تلفیق بچه گانه سپیدی و سیاهی! خاکستری برای تمام خاکستری که بر سر جشنواره امسال نشسته است. چه جشنواره فیلم فجر بهمن سال ۹۰ تمام شد و سیاهی اش ماند برای آنها که تمام درکشان از سینما چیدن بادمجان است دور قاب قدرت و نشستن و هم پیاله شدن با سرداران و سردمداران استبداد. ماند برای آنها که سالیان سال است دلشان می خواهد از پله های صحنه تالار وحدت بالا بروند و بیانیه هیئت داوران را به نام خودشان قرائت کنند. آش جشنواره سی ام آنقدر شور بود که صدای کیهان شریعتمداری را هم درآورد و سیمرغش برای بهترین فیلم، در همان پشت کوه قاف قافیه باقی ماند که سخت این روزها به تنگ آمده است.
پای جشنواره سی ام آنقدر لنگ بود که روزنامه ای مثل کیهان درباره آن نوشت: ” می توانیم با قاطعیت بگوییم اگر جشنواره امسال ضعیفترین جشنواره فیلم سالهای اخیر نباشد، یکی از ضعیفترین ها محسوب می شود! داد کیهانیان البته نه برای فیلمسازان ضعیف و آثار ضعیف ترشان که برای ” قلاده های طلا ” بر باد بود و اینکه چرا این فیلم ” ضد فتنه ” به ناگهان از فهرست جشنواره حذف شده است و اکرانش ملغی!
قلاده ها در توقیف
هنوز به آغاز حکومتی ترین دوره جشنواره های فیلم فجر جمهوری اسلامی دو روزی مانده بود که خبرها دهان به دهان پیچید که فیلم آخر ” ابوالقاسم طالبی ” که روزنامه شریعتمداری آن را ” سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران ” می نامید، به گل توقیف نشست.
گرچه چند روز پیش از آن تارنمای افراطی ” رجاء نیوز ” که به محافل امنیتی منتسب و منصوب است در همان اوایل بهمن درباره این فیلم نوشت: ” این فیلم به دلیل پرداختن به برخی موضوعات ملتهب، از سوی برخی نهادهای غیرسینمایی توقیف شده است. ”
این فیلم به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دور دهم از نگاه حکومت می پردازد و کسانی چون امین حیایی، پردیس افکاری، محمدرضا شریفینیا، حمیدرضا پگاه و علیرام نورایی در آن بازی کرده اند.
اغلب رسانه های مخالف و موافق جمهوری اسلامی اما توقیف این فیلم را با انتخابات مجلس نهم مرتبط دانستند و متفق القول گفتند که مقامهای جمهوری اسلامی ترجیح دادهاند به خاطر متشنج نکردن جامعه٬ نمایش آن را به زمان دیگری موکول کنند.
توقیف این فیلم در حالی رخ می داد که پیشتر فیلم «پایاننامه» ساخته حامد کلاهداری با موضوع حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ در سینماهای ایران به نمایش درآمده بود که با عدم استقبال وحشتناک مردم مواجه شد.
با این همه بسیاری از ناظران سینمای ایران توقیف فیلم “قلاده ها” را بازی نخ نما شده و باسمه ای قلمداد کردند که برای شدت بخشیدن به عطش مخاطبان برای تماشای یک فیلم در جوامعی مثل ایران رخ می دهد و گواه آنها برای این مدعا اکران فیلم در چند سائنس محدود بود که البته در همین چند نمایش محدود هم فیلم از نظر کارشناسی و روایت و صداقت و وفاداری در آن، مردود شده اعلام شد.
پیمان معادی
در جشنواره سی ام اما پیمان معادی یک اتفاق تازه بود. او که با ” جدایی نادر از سیمین ” نامش بر سر زبانها افتاده، اینبار در حالی قدم بر روی صحنه تالار وحدت گذاشت که مردم نه بازی فوق العاده اش را که نخستین فیلمش را برگزیده بودند. انتخابی معنادار از تماشاگران باهوشی که سلیقه و فکر و اندیشه شان ۱۸۰ درجه با دست اندرکاران حکومتی و بله قربان گوی جشنواره تفاوت داشت. در واقع این دوره از جشنواره تنها دوره ای بود که در آن فیلمی که مورد توجه مردم قرار گرفت و سیمرغ بلورین این بخش را از آن خود کرد با بی مهری زاید الوصف هیئت داوران روبرو شد. با این همه فیلم سینمایی ” برف روی کاجها ” اتفاق ویژه جشنواره امسال برای سینما دوستان ایرانی بود.
نکته جالبتر اما فیلمهای برگزیده داوران بود که در بخش بهترین انتخاب تماشاگران پائین ترین رتبه ها را به خود اختصاص داده بودند و فیلمهایی چون ملکه؛ روزهای زندگی و ضد گلوله در میان آرا تماشاگران در رتبههای پایینتری نسبت به فیلم خوب معادی قرار داشتند. این در حالی بود که همین فیلمها در میان نامزدها و برگزیدگان جشنواره بیشترین سهم را از آن خود کرده اند. همین موضوع نشان می دهد که تا چه جشنواره فیلم فجر در این دوره دولتی و حکومتی شده بود. در واقع در این تضاد شدید سلیقه میان داوران جشنواره و مخاطبان آن همان شکافی که در جامعه میان مردم و حکومت وجود دارد، شعله می زد.
نشستهای سراسر دشنام!
از زشتی های پر شمار جشنواره امسال یکی هم نشستهای خبری پر از حاشیه آن بود و فحاشی ها و بد و بیراه هایی که سازندگان و دست اندرکاران فیلمها نصیب یکدیگر و داوران و دست اندرکاران جشنواره سی ام می کردند. مثالهای بسیاری در این باره می توان زد که یکی از آنها شاید سخنان جنجالی محمدرضا شریی نیا بازیگر این روزها محبوب حاکمیت باشد که در نشست خبری فیلم انیمیشن تهران ۱۵۰۰ بعضی از فیلمهای جشنواره را ” خجالت آور ” توصیف کرد و به خبرنگاران گفت: ” من بسیار عصبانی هستم که «تهران ۱۵۰۰» در بخش مسابقه سینمای ایران انتخاب نشد. باید مسئولان علیرغم پارتیبازیهایی که انجام میشود به آثاری که به پیشرفت سینما هم کمک میکند، بها دهند.”
این حرفها را همان شریفی نیایی می زند که در روز افتتاحیه جشنواره و به هنگام عبورش مردم و سینمادوستان حاضر در مراسم او را مدام هو می کردند. همان شریفی نیایی که به مدد حضور در مراسم تنفیذ احمدی نژاد به نون نوای پر چربی در این دو سال رسیده است.
از دیگر نشستهای پر تنش جشنواره امسال یکی هم نشست فیلم سینمایی ” خرس ” ساخته خسرو معصومی بود که با انتقاد تند خبرنگار یکی از رسانه های افراطی روبرو شد که ساخته آخر معصومی را ” یک حماقت ” خوانده و گفته بود: ” به لحاظ قانون شرع و قرآن، اگر زن به خیال فوت شوهر اولش ازدواج کند، به محض اینکه ثابت شد همسر اولش زنده است، عقد دوم باطل میشود. شما حق ندارید هر حماقت مستندی را فیلم کنید. ممکن است مردم از قانون و شرع بیاطلاع باشند، اما شما حق ندارید از بیاطلاعی مردم فیلم بسازید.”
در همین نشست بود که خسرو معصومی از منطقه ای در ایران خبر داد که زنانش حجاب ندارند و گفت که برادرش را مدتها برای تحقیق به این منطقه فرستاده بوده است و این منطقه از تهران مدرن تر است.
تهمینه میلانی هم در جشنواره امسال از خبرسازها بود. او عملاً جزو تحریم کنندگان جشنواره سی ام بود در مواجهه با عکس منتشر شده او و همسرش در مراسم افتتاحیه این دوره از جشنواره به رسانه ها گفت که این عکس مربوط به سه سال قبل است و پس از برگزاری مراسم افتتاحیه سیامین دوره از جشنواره فیلم فجر یکی از سایتها در خبری همراه با گزارش تصویری عکسهایی از مراسم افتتاحیه منتشر کرده که تعدادی از آن مربوط به این دوره از جشنواره نیست. از جمله این عکسها میتوان به تصاویری از تهمینه میلانی، محمد نیکبین، ابراهیم حاتمیکیا و محمدرضا فروتن اشاره کرد. تهمینه میلانی در گفتوگو با خبرآنلاین، در این زمینه گفته است: ” من نسبت به عکسهایی که مربوط به این دوره از جشنواره نیست و به عنوان عکسهای من و همسرم در مراسم افتتاحیه سیامین دوره جشنواره فجر منتشر شده، اعتراض دارم. ”
گریه اسعدیان برای خانه سینما
یکی دیگر از اتفاقات جشنواره امسال همایون اسعدیان بود و اشکهایش در نشست پرسش و پاسخ فیلم «بوسیدن روی ماه» بهخاطر مشکلات پیش آمده برای خانه سینما. اسعدیان در بخشی از این نشست گفت: ” خانه سینما ۲۰۰۰ نفر عضو دارد و همین اعضا میتوانند خانه سینما را نگه دارند. در نهایت ما اهالی سینما ماندگار میشویم، نه مدیران. مدیران ممکن است سال بعد در سازمان ورزشی باشند یا در هیئتمدیره استقلال و پرسپولیس اما ما همچنان هنرمند میمانیم. ”
از جمله اتفاقات جشنواره امسال توهین های مکرر تهیهکننده فیلم سینمایی «بیداری» در نشست پرسش و پاسخ این فیلم بود که در روز هشتم جشنواره اتفاق افتاد و توهین های او به منتقدان و خبرنگاران البته بیپاسخ نماند و بیش از ۴۰ نفر از منتقدان، خبرنگاران و اهالی رسانه با امضای نامهای خطاب به «محمد خزاعی» نسبت به برخوردهای توهینآمیز این تهیهکننده اعتراض کردند.
اکبر عبدی و ناصر تقوایی
گل طلایی جشنواره سی ام را که به جرات می توان جشنواره میان مایگان صنعت سینمای ایران نامید، اکبر عبدی با حرفهای پر نیش و کنایه اش در آخرین دقایق پایانی مراسم اختتامیه زد. او که در سیامین جشنواره فیلم فجر برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم ” خوابم می آد ” شد، در مراسم اختتامیه از ناصر تقوایی نام برد و او را استاد مسلم سینمای ایران دانست .
عبدی پس از دست دادن به تک تک هیئت داوران و ابراز ارادت به مردم، بدون گرفتن جایزهاش در حال پایین آمدن از سن بود که محمدرضا شهیدیفر مجری مراسم به او یادآوری کرد جایزهاش را بگیرد. او پس از گرفتن سیمرغ، گفت: ” از هیئت داوران و انتخاب تشکر میکنم اما جایزه گرفتن برای من خیلی دیر شده. من مثل بابایی میمانم که در شصت سالگی بچهدار میشود؛ زنگوله پای تابوت. ”
عبدی ادامه داد: ” من باید سر «ای ایران» جایزه میگرفتم، برای کار کردن با فهیمترین کارگردان سینمای ایران، استاد ناصر تقوایی. من برای بازی در این فیلم که ساختش دو سال طول کشید، تنها ۱۹۵ هزار تومان پول گرفتم، اما این فیلم به بخش مسابقه هم نیامد.”
هنرپیشه تمام عیار فیلمهای کمدی ماندگار سینمای ایران در ادامه گفت: “من جایزهام را بارها و بارها از مردم گرفتهام اما این جایزه را باید برای «آدم برفی» میگرفتم که اصلاً در بخش مسابقه نبود.سالی که من در «هنرپیشه» کاندیدا شدم، در آن سال جایزه را به فرامرز قریبیان دادند برای یک فیلم الکی یعنی «بندر مه آلود» و نه فیلم اصلی اش یعنی فیلم استاد مسعود کیمیایی که باید برای این یکی میگرفت… از همه اساتیدم از داود میرباقری، عزتالله انتظامی، استاد مشایخی و مرحوم حاتمی که بسیار از او آموختم تشکر میکنم. تشکر ویژه از عبدالله اسکندری که مرا در تمام زمینههای زندگی شخصی و حرفهای راهنمایی کرد و از خانوادهام … مادرم برای این که مرا به کلاسهای تئاتر بفرستد، سه تا النگویش را فروخت و من به ازایش سه دانگ خانه به نامش کردم. همیشه از مردم در حال سیمرغ گرفتن هستم. وقتی موقع تصادف وسط میروم و باعث خنده و آشتی و آشنایی آدمها میشوم… از عطاران عزیز تشکر میکنم که به من اعتماد کرد و بر خلاف نظر تهیه کننده نقش را به من داد. به دلیل فوت پیرزنهای بازیگر این نقش را به من سپرد اما تهیهکننده می گقت دو تومان میدهیم یک پیرزن میاوریم بازی کند! تهیهکننده چه سر صحنه و چه تا الان حتی یک خسته نباشید هم به من نگفته است! “
صفحه اى ديگر:
- خاطراتِ یک مجلس شکست خورده
- محسن کدیور:نظارت گریزی رهبر جمهوری اسلامی عین استبداد است
- عبدالجبار کاکایی: . سعدی پایه گذار حقوق اجتماعی و مفهوم ملت بوده است
- جایگاه ایران در مذاکره با آمریکا ضعیف و شکننده است.
- محمد نوری زاد: آوینی اگر امروز می بود به این همه فساد اعتراض می کرد
- سیاست ایران و سال بن بست
- سیر تحول وضعیت زنان در جمهوری اسلامی
- دکتر محمد ملکی: در نظام ولایی مخالفت، پاسخش تنبیه است
- فرخ نگهدار :خوشبینی نه به آیتالله خمینی بلکه به حلقه یاران او در پاریس بود
- چرا اصغر فرهادی مهم است


