سینمای رسانه جشنواره فیلم سال نود؛ جشنواره ای با رعب و وحشت

۲۷ بهمن ۱۳۹۰ | چاپ چاپ

میهن ـ سپیده عبدی: جشنواره فیلم فجر امسال به شکل عجیبی مملو از آدم هایی بود که هیچ سنخیتی با سینمای ایران ندارند، سال های پیش می دیدم که کسانی که در راستای سینمای بدنه فعالیت دارند هم در سینمای مطبوعات به چشم می خورند اما امسال حضور کسانی که به هیچ وجه با سینما سنخیتی ندارند با عث شد که بسیاری از مطبوعاتی ها در نامه ای با محمد خزائی “دبیر جشنواره” شوخی کنند.

مضمون یکی از یادداشت ها این بود که امسال آقای خزایی دل هیچ کس را نشکستند و به همه کارت دادند تا بتوانند سینمای ایران را بررسی کنند و بسیاری شوخی های از این دست…

خاطرم هست که سینمای مطبوعات و جشنواره فیلم فجر از این لحاظ برای ما لذت بخش بود که پس از هر فیلم با منتقدان و روزنامه نگاران وضعیت آن فیلم از فیلمنامه تا فیلمبرداری و همه چیز را بررسی می کردیم اما امسال انقدر سطح کیفی فیلم ها پائین بود که بحث هایی که تا سانس بعدی به دراز می انجامید به کلمات کوتاهی مانند خیلی ضعیف و ضعیف تغییر کرده بود.

امسال مسئولان سینمایی سعی کردند به فیلم هایی که در ژانر سیاسی ساخته می شود کمک های بیشتری بکنند تا به این واسطه این ژانر را در سینمای ایران قوی کنند، امسال هم فیلم “قلاده های طلا” ابوالقاسم طالبی فیلمی بود که مورد توجه مسئولین و حمایت آنها واقع شده بود که توسط آقایان در سانس ۱ نیمه شب در میلاد به نمایش گذاشته شد که به طرز عجیبی نصف چراغهای سالن سینما هنگام نمایش این فیلم روشن بود و سینمای مطبوعات مملو از اطلاعاتی هایی بود که هر چه اندیشیدیم در نیافتیم چه ربطی می توانند به سینما داشته باشند!

وجود غرفه های رسانه های دولتی یک اتفاق عجیب دیگر در سنمای مطبوعات امسال بود، یک سالن بزرگ پر از غرفه هایی که همه و همه وابسته به دولت بودد از خبرگزاری سینما که به مدیریت جواد شمقدری است گرفته تا کانالهای مختلف تلویزیون و رادیو و حتی یک غرفه به سایت های سینمایی خصوصی داده نشده بود

حضور معمم ها اتفاق عجیب دیگری بود که روزنامه نگارها گاهی در موردش به جای نقد فیلم بحث می کردند فجر نود به طرز عجیبی پر بود از حضور آخوندهایی که معلون نبود اصلا برای چه به این سینما آمدند و آنها که معتقدند کل سینما باید تعطیل شود آمدند این فیلم ها برای چه ببینندو….

قبل از اینکه جشنواره فیلم فجر نود برگزار شود محمد خزایی”دبیر جشنواره” طی گفت و گویی اعلام کرد که امسال فقط برای روزنامه نگاران و منتقدان کارت سینمای مطبوعات صادر می شود و حتی کارگردانان و بازیگران فقط در تایم اکران فیلمشان می توانند حضور داشته باشند تا بتوانیم یک جشنواره تخصصی برگزار کنیم که البته تا آنجایی که به بازیگران و کارگردانان کارت داده نمی شود درست گفتند اما حضور آدمهایی که هیچ ربط به سینما ندارند به مراتب بیش تر از کارگردانان و بازیگران بود.

نشست خبری فیلم های جشنواره امسال هم بسیار جالب بود بسیاری از کارگردانان و بازیگرها برای حضور در نشست خبری فیلمشان اصلا نمی آمدند و عده ای هم که می آمدند مشغول احوالپرسی می شدند تا سانس بعد که فیلم بعدی نمایش داده می شد و نشست خبری برای خود و دوستان موافقشان برگزار می کردند.

در برخی از نشست ها هم که با اما و اگرهای فراوان سر ساعت برگزار می شد اگر روزنامه نگار و یا منتقدی حرفی می زد که دست اندرکاران فیلم احساس می کردند مورد نقادی واقع شده اند توهین آمیز صحبت می کردند و خود را ملزم به پاسخ نمی دانستند.

کسانی که سئوال می پرسیدند حتما باید  به مطبوعات ربط پیدا می کردند و دختران و پسرهای کارآموز که عمدتا بیشترین سئوال ها را می پرسیدند در بسیاری از مواقع حتی نام و یا تخصص آدم هایی که در نشست حضور داشتد را نمی دانستند که در روزهای اول برای قدیم ترهای مطبوعات عجیب بود اما این اشتباه انقدر تکرار شد که دیگر در روزهای آخر حتی اشتباه این دوستان جوان را اصلاح نمی کردیم.

سطح کیفی جشنواره امسال بسیار بدتر از چیزی بود که همه ما متصور بودیم به هر حال خالی بودن جشنواره از نام های بزرگ باعث می شود در همان ابتدای راه بدانیم که جشنواره محصور کننده ای را شاهد نیستیم اما این جشنواره به طور کل از متریال های سینمایی خالی بود و نمی توانست هیچ  سینما دوستی را به وجد آورد.

امسال اولین سالی بود که مطبوعاتی ها در سالن به شدت احساس ناامنی می کردند و تقریبا تمام مدت نگران این بودند که اطلاعاتی ها آن ها را زیر نظر داشته باشند، خلاصه جشنواره امسال جشنواره ای بود که با رعب و وحشت گذشت!

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

صفحه اى ديگر: