میهن – شهاب عموپور: وقتی “کشیش والنتین”، عقد میان «یک نظامیِ منع شده از ازدواج» و معشوقه اش را جاری می کرد، شاید نمی دانست تا ساعاتی دیگر، چه بر سرش خواهد آمد. چندی بعد که از درون زندان، بر روی کاغذی، مهربانانه نوشت: “والنتینِ تو” و آن را برای دختر زندانبان که عاشقش شده بود، به یادگار نهاد دیگر غمی نداشت چون کارِ خود را کرد و جانِ خود را بر سرِ آن گذاشت… چون “عاشق” بود.
وقتی “میر حسین موسوی” و “زهرا رهنورد”، ماهها بعد از انتشار آن عکس عاشقانه شان، که دست یکدیگر را در دست داشتند؛ به محاق رفتند و دیگر کسی نتوانست رنگ و رخسارشان را ببیند، بسیاری می خواستند کسی رنگِ رخسارِ آنها را در آن عکس معروف به یاد نیاورد تا مبادا گفته شود، این عشق و دوستی و محبت بود که به محاق رفت، یکی بودن بود که به محاق رفت، گمشده ی تازه پیدا شده ی نسلهای اخیر ایران بود که به بند کشیده شد…
سالهاست که روز بزرگداشت کشیش (قدیس) والنتین، که در فرهنگ غربی به روز تبریک گویی و ارج نهادن به مقام عشق و محبت مبدل شده، در فرهنگ جوانان ایرانی نیز نه تنها به صورت سالروز بزرگداشت عشق درآمده؛ بلکه بهانه ای شده تا آنهایی که نمی توانند و حتی یاد نگرفته اند که در فضای دربسته ی فرهنگ ایرانی، اسلامی، عشق و محبت خود را آشکار کنند از این فرصت یک روزه استفاده کنند و با اهدای کادوهای مخصوصِ این روز، شکلات و کارت پستال و گلِ رُز و آذین بندی همه ی اینها با کلامی از سر مهر؛ همه ی آنچه در سر و دل داشتند را یکجا تقدیم معشوق خویش بدارند.
دولت ایران و نهاد های اجرایی و انتظامی زیر مجموعه اش در این سالها، همانقدر در مخالفت با برگزاری و گسترش این جشنِ نمادین سخت گیری کرده اند که حکومتهای بسته ای همچون عربستان سعودی در ممنوعیتِ آن عمل کرده؛ و برخی زرتشتیان اصیل ایرانی نیز در تقبیح این سنت غربی و جایگزینی جشنهای عاشقانه “سپندار مزگان” و “مهرگان” به جای آن، همانقدر کوشیده اند که علمای شیعه و سنی و معاند با مسیحیت قرون وسطایی؛ اما هیچ یک نتوانسته اند در طی این سالهایی که گذشت، مانع رویکرد هرچه بیشتر جوانان ایرانی به پاسداشت این رویداد شوند.
این دومین سالی است که حضور عصرگاهیِ جوانان در روز والنتین معنای تازه ای دارد؛ نقطه ی روشنی شده برای آنهایی که هنوز امید به حضور مردم در خیابانها برای پیگیری خواسته های دور و درازشان را دارند؛ می خواهند در سکوت یا در فریاد، خواسته های ملتِ خود را به گوش حاکمان برسانند و رهاییِ نمادهای محبوس آزادی خواهیِ شان را از آنان طلب کنند.
هستند کسانی که دوست ندارند به یاد بیاورند که نه آن زوجِ محبوس خانگی، عشق شان به وطن و به پیوندشان، ساختگی و قراردادی بوده و نه به خیابان آمدنِ میلیونها ایرانی عاشق وطن از سر اجبار!
امسال یکی از آن دهها سالی ست که عشق به اجبار می باید “در پستوی خانه نهان می شد” اما اکنون در روز نمادینِ عشق، از پستوها درآمده و در میان جوانان ایرانی صورتی نو یافته، تا رهایی وطن در اولویت عاشقانه های شان باشد…
“کشیش والنتین” در آخرین یادداشت عاشقانه اش به محبوبش نوشته بود: “والنتینِ تو” (شمعِ تو)؛ پروانه ی عشق پا برجاست؛ «منِ» شمع کجاست؟
صفحه اى ديگر:
- غول گرانی چیره بر یارانه ۵۵ هزار تومانی
- «فریب وزارت اطلاعات» به روایت احمدینژاد
- ثمرهی شیرین «همبستگی کاریکاتوریستها»
- دولت: تورم ۱۰ درصد است؛ مجلس: تورم ۶۰ درصد است
- حزبالله: با هزینه ایران، بازسازی جنوب بیروت پایان یافت
- خاطراتِ یک مجلس شکست خورده
- محمود عباس: آماده مذاکره با اسراییل هستیم
- بزرگترین ائتلاف تاریخ اسراییل برای مواجهه با ایران
- تراکم زباله در چهارمین جاده زیبای جهان؛ «مقصران مجهولالهویّه»
- اپوزیسیون سوریه، پارلمان موقت تشکیل داد


