سینما در سیماى امام

۱۴ بهمن ۱۳۹۰ | چاپ چاپ

میهن ـ رضا صدیق: ”درشرایط اوایل انقلاب سینما موضوع ملعونی بود و مردم تمام سینماها را آتش می‌زدند. چون می‌گفتند سینما محل ترویج فساد است. تولید فیلم به صفر رسید و سینماها تعطیل شد.

” ما نمی‌گوییم سینما اساسا بد است. نظیر فیلم « گاو» می‌تواند فیلم فرهنگی و آموزنده‌ای باشد و فکر و روح بیننده را تعالی دهد.”
این جزو معدود نظراتى ست که آقاى خمینى در ارتباط با سینما بیان کرده. نظرى که بیان کننده ى دید و نظر پایه گذار جمهورى اسلامى نسبت به سینماست. نگاه و نظرى که باعث شد نوجوانان و جوانان پرشور انقلابى با نام “سینماى انقلابى” پا در عرصه فیلم سازى بگذارند و سینماگران پیش از انقلاب تا مدت ها به حاشیه رانده شوند.

همین اظهار نظر اما حاشیه ى امنى براى داریوش مهرجویى ایجاد کرد و فیلمى مانند “اجاره نشین ها” که در اوایل انقلاب جامعه ایران را به نقد کشیده بود مجوز پخش گرفت.

این حاشیه امن اما براى دیگر سینماگرانى نظیر امیر نادرى، مسعود کیمیایى، ناصر تقوایى و… ایجاد نشد و همه شان تا سال ها کنج دنجى نشسته بودند تا اگر فیلم نمى سازند لااقل به جرم چپ و مجاهد و سیاسى راهى زندان نشوند.

آقاى خمینى در یکى از سخنرانى هایش درباره ى فیلم سازان پیش از انقلاب که قرار بود در جمهورى اسلامى  فیلمسازى کنند گفته بود: “باید کسانى که فیلمسازند، باید معلوم بشود که اینها چکاره اند. چه جورى بوده اند، وضع روحى شان، وضع زندگى شان، وضع معاشرتشان، قبلا چه جورى بوده است آیا تحول حاصل شده برایش، تحول روحى، یا اینکه باز همان ته مانده سفره شان هست و قلبهاى شان. گاهى وقتها فیلم را خوب، بسیاری ها متوجه نمى‏شوند چى است، لکن محتوایش روى هم رفته انسان یک وقت مى‏بیند که یا طرف چپ است‏ یا طرف راست است‏ یا رو به فساد است. (۱۶/۵/۶۱)”

این دستور و بیانات که صریحا مخالف اصل ٢٣ قانون اساسى جمهورى اسلامى – تایید شده در سال ۵٨، مبنى بر تفتیش عقاید است باعث شد تا بسیارة از سینماگران یا مهاجرت را برگزینند، یا تواب شوند، یا بر اساس جو آن زمان در فضاى مخدوش همان فضا کار کنند و فعالیت سینمایى خود را ارائه دهند. این تغییرات اما باعث توقیف بسیارى از فیلم ها شد؛ “چریک تارا” ساخته بهرام بیضایى که همزمان با اجبارى شدن حجاب ساخته شده بود به دلیل بى حجابى بازیگر زن فیلم – سوسن تسلیمى توقیف شد. “خط قرمز” مسعود کیمیایی و یا “جایزه” ى علیرضا داوودنژاد نیز از مثال هاى دیگر این سیل توقیف ها هستند.
آقاى خمینى دستور به تشکیل شوراى عالى انقلاب فرهنگى با هدف راه اندازى دوباره دانشگاه ها داد و بخشى از این شورا معطوف به سینما و فعالیت هاى هنرى شد. از سوى دیگر با دستور غیر مستقیم آقاى خمینى – حوزه ى هنرى به ریاست محمد على زم راه اندازى شد که پایگاهى مستحکم براى سینماگران انقلابى شد؛ پایگاهى که با اتکا به موازین  امام  حمله به سینماگران غیرخوى را آغاز کرد.
اما از سوى دیگر ماجرا صدا و سیما نیز پایگاه مهمى بود که باید بوسیله نیروهاى انقلابى فتح مى شد. پس از قطب زاده اولین رییس صدا و سیما پس از انقلاب دومین برادر اکبر هاشمى رفسنجانى، محمد هاشمى به ریاست این سازمان رسید. شخصى که با پشتوانه ى آقاى خمینى و حمایت هاى او مدت ها توانست ریاست این سازمان را در دست داشته باشد.افاى نظیر بهروز افخمى، حسین پناهى، داوود میرباقرى و… که جوان هاى انقلابى و تازه نفس و درس خوانده ى هنر بودند در این سازمان قرار گرفتند و براى اولین پس از انقلاب شروع ه پخش برخى از فیلم هاى دوبله شده ى پیش از انقلاب کردند. “ریش قرمز” ساخته ى کوروساوا، “جیب بر خیابان جنوب” ِ ساموئل فولر و… از این دست فیلم ها بود که البته در برخى از مواقع با برخورد از سوى مدیران بالادستى وانقلابى روبرو مى شد.
البته این پایگاه مهم از سوى دیگر احزاب نیز مورد نظر بود؛ زمانه اى که نه ماهواره اى هست و نه اینترنتى- اهمیت مدیوم تصویر و تلوزیون صد چندان مى شود. آقاى خمینى در یکى از نشست هایش با مدیران صدا و سیما اهمیت این موضوع را اشاره مى کند و مى گوید: “رادیو و تلویزیون از تمام رسانه هایى که هست‏ حساس تر است. رادیو و تلویزیون مى‏تواند یک مملکت را اصلاح کند و مى‏تواند به فساد بکشد. تبلیغات رادیو و تلویزیون مى‏تواند از راه سمع مردم را یا تربیت کند یا منهدم کند.” اما این سخنان به رهنمود بسنده نمى کند و در ادامه به نسخه اى تازه مى رسد: “فیلمى که شما نشان مى‏دهید اگر فیلم سازنده باشد در سراسر کشور سازندگى دارد و اگر یک فیلم خداى نخواسته انحرافى باشد در سرتاسر کشور نقش دارد. کارشناس مى‏خواهد این فیلمها، فیلمها ممکن است‏ یک نتایجى بدهد که نتایج را اشخاص عادى نتوانند درست‏ بفهمند، کارشناسها درست فکر کنند، تامل کنند تا اینکه یک فیلم صحیحى باشد که مناسب با جمهورى اسلامى و با مصالح اسلام، با مصالح کشور خودتان.(۲۷/۱۲/۶۰)”
نکته اى که در اغلب صحبت هاى آقاى خمینى و در این مورد به خصوص یعنى سینما و هنر اهمیت فراوانى دارد، عبارات و فرمایشات کلى و انتزاعى ست؛ صحبت هایى که هرگونه تفسیرى را بر مى تابد. “سازنده” بودن فیلم از نظر ایشان هیچ گونه تعرفى ندارد؛ تعریفى که امروز به استناد به جان بر کفانش جز انحصارگرایى و موج توقیف و حذف غیرخودى نیست. اشاره ایشان به چپ گراها، راست گراها و فساد نیز اشاره اى نسبى بوده که امروز ابزار دست پیروان آرمان هایش هست. رمز صحبت هاى آقاى خمینى براى از دست ندادن ضربان نبض جامعه نیز همین کلى گویى هاى کد دهنده اى ست که دستور به حذف بسیارى از هنرمندان و سینماگران شد.
یکى دیگر از معدود صحبت هاى ایشان در ارتباط با سینما و سیما- که نشان از نشناختگى و ابزار محورى هنر در اختیار عقاید شخصى رهبر است اشاره به “آموزنده” بودن فیلم ها مى کند و مى گوید: “باید فیلمهایى که در تلویزیون هست، فیلم هاى آموزنده باشد. فیلمهایى باشد ولو از خود ایران درست کنند، آموزنده باشد یا فیلمهایى که از خارج مى‏آید درست تفتیش شود که ممکن است آنها با شیطنت فیلم هایى را بفرستند که بخواهند فاسد کنند جوانان ما را.
۲۵/۲/۵۹″ اشاره ى با اکراه رهبر ایران در آن زمان به سینماى داخلى یکى دیگر از نشانه هایى ست که امر بر حذف – و دستور به خودى و غیرخودى کردن سینماگران و هنرمندان داخلى دارد. دستورى که امروز با قباى ایشان بر تن رهبر صاحب قدرت امروز- آقاى خامنه اى جلوه ى واضح ترى به خود گرفته تا آن جا که از طریق یاران فدایى اش سینماگران هرزه و خانه شان ویران مى شود تا مبادا حرفى، تصویرى، کلامى و فیلمى خلاف نظر رهبر امروز جمهورى اسلامى زده نشود!

امام میلیارد تومانى بر نگاتیوهاى منقطع

ده سال طول کشید تا فیلم “فرزند صبح” به کارگردانى بهروز افخمى به پایان رسید. پایانى بد.

فیلم بالا و پایین هاى فراوانى را گذراند. کار مدتى متوقف بود. بعد که فیلم برداریش تمام شد مرحوم سیف لله داد فیلم را تدوین کرد که افخمى سخت سلیقه، نپسندید و گفت از ابتدا تدوین مى کنیم. صداگذراى فیلم هم تملیفش نا معلوم شده بود. فیلم نگاتیو گرفته شده بود و قرار بود که موسسه ى تهیه کننده اش «عروج فیلم» که بخش سینمایی موسسه تنظیم و نشر آثار و اندیشه های آقاى خمینی قلمداد می شود- هزینه اى دوباره کند و فیلم را به خارج بفرست تا قطع نگاتیوها صورت بگیرد. این اتفاق نیفتاد و بعد از چندین جشنواره ى فجر که هر سال خبر رسیدن فیلم منتشر مى شد، بالاخره طر جشنواره ى بیست و نهم فجر فیلم به نمایش درآمد. افخمى عصبانى و شاکى گفت نامم را از تیتراژ در بیاورید این فیلم من نیست. چنین نشد، فیلم در سال منتقدین به نمایش درآمد و افخمى یکى از سخت ترن شب هایش را گذراند. افخمى زیر بار نقدهاى تند و گاهن توهین آمیز قرار گرفت از یکسو از سمت کیهان و فارس و رسانه هاى حکومت که فریاد وا اسلاما سر داده بودند، و تز سوى دیگر هم سینماگران و منتقدین اصیل سینما. فیلم على رغم بودجه اى برابر یک میلیارد و هشت میلیون تومان، چنان بى کیفیت و غیرسینمایی بود که حتى افخمى نیز نتوانست از پس این نقدها بر بیاید و بهترین راه را مقصر دانستن تهیه کننده دانست.

فیلمى که قرار بود تنها درباره ى کودکی آقاى خمینى باشد و در میانه ى راه تبدیل به داستان زندگى اش شد. از جمشید هاشم پور تا عبدالرضا اکبرى تست گریم دادند تا انتخاب شوند براى “خمینى” شدن. قرعه به نام اکبرى اقتاد و او شد خمینى.

خمینى اى که افخمى از همین راه تله فیلمى هم با بودجه اى میلیونى براى صدا و سیما ساخت. شاید او اولین و آخرین کارگردانى باشد که اجازه یافت “خمینى”سازى کند. بعد از این تجربه ى بد، که به قول کیهان و سایت هاى حکومتى به سیماى آقاى خمینى توهین شده بود، بعید است اجازه ى تکرار این اتفاق داده شود.
پس از انقلاب فیلم هاى زیادى از دربار شاه ساخته شد. حکومت در تلاش بود تا یک کار میلیاردى و پرهزینه بسازد و در تاریخ زندگى رهبر کبیرش را آنگونه که مى خواهد به تصویر بکشد؛ تصویرى که بر نگاتیوهاى منقطع نشده، بد ظاهر شد. چنان بد، که دیگر حتى صدایى از اکران و نمایش اش به گوش نمى رسد.
بى راه نیست که با اخبار امسال و ماکت سازى از آقاى خمینى و آن تئاتر پیاده شدن از هواپیما و … این سوال را مطرح کنیم که “فرزند صبح” از این ماکت رنگ و رو رفته و تصنعى، با این پرفورمنس  خنده آور بدتر است؟! شاید بد نبود اگر افخمى سخن مى گفت؛ از آن هزینه ى میلیاردى تا این ماکت سازى – به شیوه ى کاغذدیوارى هاى مدرسه، چقدر فاصله ست؟
“فرزند صبح” در بایگانى ها نگه داشته شد، تا زمانى نا معلوم. تلاش ساخت این فیلم سینمایى ناکام، شاید اتفاقى بود که هیچ گاه مدیران و حضرات فکرش را نمى کردند. افخمى “میرزا کوچک خان جنگلى” را از لحاظ سینما و مدیوم سینما چنان به تصویر کشید که همیشه در خاطره ها مى ماند، و آقاى خمینى را چنان، که ناخواسته در خاطرات خواهد ماند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

صفحه اى ديگر: