میهن ـ رها تهامی: چگونه می توان طی الارضی در زمان کرد. بازگشت با همه حواس به برهه ای، مثلا درست سال ۵۷ و خیابانهای تب دار تهران و میانِ مردمی که کسی جز خمینی نمی شناختند.
چگونه می توان درک کرد که چه اتفاقی افتاد و حتی حق داد، به آنچه آن روز شوری وصف ناپذیر بود و سه دهه بعد، یک جنونِ بی دلیل به حساب آمد.
هنر جادویی هفتم، این کارستان کرده و تماشاگران بارها به سِحر پرده نقره ای تا قبل از پیدایش زمین و بعد از روز قیامت هم رفته اند. سینما در تاریخ تفرج بسیار کرده و خیلی ها در همین عصر ما توانسته اند، درست کنار انقلاب فرانسه و بینوایانش زندگی کنند.
اما آنکه این معجزه را ممکن می کند، نویسنده است و خالق رمان. نویسنده قهار می تواند، خواننده را پرواز دهد و به جای خواندنِ تاریخ، بازیگر حوادثش کند.
نویسنده، مورخ نیست. مسیحِ تاریخ است و کارش زنده ساختنِ فسیل روزهای از دست رفته و حتی در حافظه نمانده.
رضا براهنی این کار سِترگ را کرده است. انقلاب ایران و آنچه سال ۵۷ در تهران می گذشت و التهابی که در پادگانِ نیروی هوایی بود و حس و حالی که مردم عادی اسلحه ندیده با لمس ژ-۳ داشتند و ایمانی که به امام موعود نشسته در پرواز “ایرفرانس” بسته بودند را بار دیگر بازسازی کرده است.
رمانِ “رازهای سرزمین من”، با روایتِ چندین صدایی و خط سیرِ منشوری، راوی زندگی چندین طبقه اجتماعی در یک بستر زمانی ۱۵ ساله است تا که به انقلاب ۵۷ ختم می شود. سرهنگ جزایری که زخم خورده معشوقی نابکار است و اسیر چنگ افیون، یک روز انقلاب می کند. روح انسانی اش طاقتِ این همه تحقیر مستشار آمریکایی را نمی آورد و همراه با گروهبانها که از این حقارت خسته شدند، سروان آمریکایی را به رگبار می بندند. سرهنگ و یارانش همه اعدام می شوند ،درباغی متروک و حومه تبریز و به گمنامی. این تازه اول ماجراست.
حسین، مترجم سروان که او هم در مظانِ اتهام است به حبس ابد دچار می شود و تا وقتی مردم در زندان گشایند، بی هیچ گناهی در زندان می ماند. مترجم نه عضو دار و دسته ای است و نه اصلا سر ستیز داشته، عصیانِ دیگران او را وسط مهلکه ای انداخته و حالا مردم بر سر دست بلندش می کنند و او چه قدر شرمگین است از این قهرمانِ شدن اتفاقی.
تا همین چند سطر که گفتیم، ذهن خلاقِ رضا براهنی صد داستان دیگر را روایت کرده است، اما گُلِ قصه گویی براهنی در پاییز و زمستان ۵۷ است.
آدمهای عادی دیروز در تظاهرات، کس دیگری می شوند. زندگی را زمین می گذارند و مرگ را به آغوش می کشند. بی هیچ سابقه ای در کنار هم برادر می شوند و هم دوش تا ته قصه می روند.
حسین که رنج زندان از ۴۰ سالگی اش یک پیرمرد ۶۰ ساله ساخته، در آمبولانس با معلم میان سالی روبرو می شود که دست از سرش بر نمی دارد و تا می شنود که از زندان آمده و ۱۵ سالی در بند بوده، به خانه می بردش و حسین می شود قهرمان محله “امیر آباد”.
از اینجا به بعد چنان روزها تند و آتشین می شود و آنقدر براهنی توانمند است در نشان دادن روزهای انقلابی، آن هم نه در بالانشینِ سیاسی ها و مشهورین انقلابی که در کاشانه مردم کوچه و خیابان که خواننده یادش می رود، کتابی می خواند و در همان صفحات هر روز همراه حسین و اهلِ محل به تظاهرات می رود.
امام قرار است بیاید و مادر پیر و عارف مابِ معلم میان سال، که پای رفتن اش فلج است، معتقد و مصر است که با آمدن محتوم امام و گذشتنش از خیابان شفا خواهد گرفت و ازصندلی چرخ دار خواهد گذشت. امام می آید و مادر در وجدی عارفانه به هنگام پخش نیمه تمامِ مراسم استقبال از تلویزیون، جان می دهد.
بگذریم از اینکه براهنی راوی رنج تقدیری اهالی شهر نو می شود. درست در روز دهم بهمن ۵۷ که مردها به “شهر نو” می ریزند و می کشند و می سوزانند، یک پیرزن دیگر می میرد. مادرِ رقیه ، زن حاجی گلاب که آب توبه بر سر ریخته و سر تا پا وقف انقلاب است.
مرگ به جان شهرافتاده و انقلاب تشنه خون است. ناگاه پیرمردی دیوانه می آید و میانِ آن همه مردم انقلابی، آیه های عذاب می خواند و بشارت می دهد که در آستانه عذابی الیم هستند، وقتی اهل محل، جسد پیرمرد دیوانه را افتاده در مسجد می بینند، می گویند که ضد انقلاب بوده است.
روایت براهنی از انقلاب ایران در عین واگویی جز به جزئش به تمثیل و نماد هم می رسد، التهابی عمیق را می توان در تمامی کتاب حس کرد، ترسِ گنگ که خبر از وقوع یک فاجعه می دهد، فاجعه ای زیبا با نیت های پاک.
رمانِ “رازهای سرزمین من” روایت باشکوه انقلابی است که شاید به گونه ای تقدیری در ناصیه مردم ایران بود و اتفاق افتاد. خواندنش قرائت تاریخ نیست، اما می توان آن حس را درک کرد که چگونه چهار میلیون نفر به استقبال آیت الله خمینی رفتند. درک چنین واقعه ای تنها با خواندن این روایتِ خیال انگیز ممکن است و عبرت گرفتن از تاریخ بدون چنین درکی از حس مردم سال ۵۷، ناممکن است.
صفحه اى ديگر:
- مجلس نهم و اصلاح طلبان بر باد رفته
- فرهنگ در محاصره کمیسیون فرهنگی
- یاران احمدی نژاد در پارلمان اصولگرا
- مجلس نهم بدون سران موتلفه
- جامعهای که اصولگرایان میبینند
- مکتب ایرانی احمدی نژاد
- اماراتی ها از ابوموسی می گویند
- امارات پاشنه آشیل ایران است
- مبانی تاریخی حاکمیت ایران بر جزایر تنب و ابوموسی
- لبنان؛ هواداران و مخالفان آیت الله خامنهای



