چه کسانی از جدایی نادر از سیمین در رنجند؛ روی تاریک یک سکه

۷ بهمن ۱۳۹۰ | چاپ چاپ

میهن ـ احمد جلالی فراهانی: آخرین ساخته اصغر فرهادی از همان ابتدا هم مال مردم بود. از همان نخستین روزی که قرار شد ساخته شود. از همان زمانی که او در آخرین روز شهریورماه سال ۱۳۸۹ درمراسم جشن خانه سینما هنگام دریافت جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم درباره الی، آرزو کرد که شرایطی پیش بیاید که گلشیفته فراهانی به ایران برگردد، و بهرام بیضایی، امیر نادری، محسن مخملباف و جعفر پناهی بتوانند در ایران فیلم بسازند و سر همین حرفهایش، جواد شمقدری، معاونت سینمایی وزارت ارشاد اعلام کرد که مجوز ساخت فیلم جدایی نادر از سیمین که کارگردانی آن را آقای فرهادی به عهده دارد، به دلیل سخنان او لغو شده است.

از همان زمان صف بندی حکومتیان علیه مردم که در تمام زمینه ها صورت پیدایی به خود گرفته بود، سر از آستین فیلم جدایی نادر از سیمین درآورد و فیلم برای مردم شد و مخالفانش، موافقان حاکمیت و موافقانش، حامیان مردم. شاید سر همین ماجراها هم بود که فرهادی جایزه گلدن گلوبش را تقدیم به مردم صلح دوست ایران کرد و نه حاکمیت ایدئولوژیک آن.

خشم مخالفان ادامه دارد

با این همه حتی بردن جایزه گلدن گلوب هم برای فرونشاندن خشم مخالفان این فیلم – بخوانید مردم – کافی نبود. چنانکه فرهادی در حالی جایزه گلدن گلوب را از ” مدونا ” ستاره جنجالی هالیوود می گرفت که  یک روز پیش از آن هدف انتقاد شدید رسانه های اینترنتی نزدیک به محافظه کاران و خبرگزاری فارس که رسانه ای امنیتی محسوب می شود قرار گرفته بود و بهانه هم البته مهیا بود. دست دادن فرهادی با آنجلیا جولی. این سایت های خبری با انتشار عکسی از آقای فرهادی در حال دست دادن با آنجلینا جولی، بازیگر سینمای هالیوود در مراسم هفدهمین دوره جوایز سالانه منتقدان آمریکایی، کانادایی از این کار او به شدت انتقاد کردند.

خبرگزاری فارس در این باره نوشت: « فرهادی با این اقدام – که البته در گذشته هم در جشنواره فیلم برلین صورت گرفته بود – نشان داد چیزی از عرف دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران نمی‌داند و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم این روابط را به او یاد نداده‌اند. »

همین خبرگزاری بعد از مراسم گلدن گلوب در خبر خود از برندگان این جوایز نوشت: « از نکات قابل توجه در حاشیه این مراسم توجه فرهادی به واکنش افکارعمومی و جامعه هنری ایران در مواجهه با رفتار گذشته خود بود. وی در این مراسم و هنگام دریافت جایزه خود از دست دادن با محری زن مراسم خودداری کرد. »

مخالفان افراطی این فیلم پا را از این هم فراتر گذاشتند و در عصبانیت از افتخار تاریخی این فیلم مدعی شدند که « جشنواره های خارجی و به طور خاص “اسکار” و “گلدن گلوب” به عنوان دو رویداد مهم سینمای جهان و آمریکا به دست صهیونیست ها یا دولت آمریکا اداره می شود و تنها فیلم هایی که در راستای منافع آمریکا و رژیم اشغالگر فلسطین باشد، موفق به دریافت این جوایز می شوند!

مسعود فراستی از منتقدان نزدیک به حاکمیت که در برنامه های متعددی در صدا وسیمای جمهوری اسلامی حاضر می شود و به نقد فیلمهای سینمایی روز ایران می پردازد نیز از جمله کسانی بود که از پیروزی جدایی نادر از سیمین خوشحال نشد و برنده شدن جایزه گلدن گلوب او را برنیانگیخت. او در این باره نوشته است: « جشنواره‌های هنری و سینمایی فرنگی را عمدتا سیاسی می‌دانم – برخلاف رقابت‌ها، مسابقات و جوایز جهانی علمی و ورزشی – از همین رو به آن‌ها و جوایزشان اعتقادی ندارم. این جشنواره‌ها برای خودشان خوبند و در راستای اهداف و مصالح ملی‌شان.»

فراستی در ادامه متن خود می نویسد: « همچنان بر این نظرم که «جدایی…» فیلم خوبی نیست. علت موفقت‌های جهانی آن را نیز دو دلیل عمده می‌دانم. اول – ضعف و آشفتگی و بحران تفکر در سینمای امروز جهان، آخرین آثار فیلمسازان مطرح جهان از جمله ترنس مالیک، لارس فون‌تریر، پدرو آلمودوار، برادران داردن و فیلم‌های سطحی دیگر گواه این ادعاست. دوم- «یک جدایی»، تصویر بی‌خطر و نوعا اگزوتیک مدرنی است از جامعه شهری مملو از دروغ و توجیه دروغ برای حفظ خود؛ و تشویق به مهاجرت، با دوربینی ادایی و بی‌هویت اما به ظاهر امروزی. این تصویر جهان سومی در راستای نگاه غربی‌ها به ماست از همین زاویه است که آن را نماینده شایسته سینمای ایران نمی‌دانم. »

او حتی برنده شدن این فیلم در اسکار را هم نشانه خوبی برای سینمای ایران ندانست و نوشت: « این جمله یکی از مسئولان سینمایی را که «اگر «جدایی…»، جایزه نگیرد عداوت آمریکا با ما را نشان می‌دهد»، نمی‌فهمم. حالا که جایزه گرفته، نشان عدم عداوت آمریکا با ماست؟ شوخی نمی‌کنید؟ »

فراستی در انتهای نامه خود غیر مستقیم فرهادی را متهم به پیروی از منویات دیگران کرد تا جامعه خود و به همین دلیل نامه اش را اینگونه به پایان می برد که : « امیدم این است که این جوایز، فیلمسازان ما را نفریبد و فیلم‌هایشان مماس با خود و جامعه‌شان باشد نه مماس با دیگران. »

سلحشور وارد می شود

اما تندترین واکنش به افتخار کسب جایزه گلدن گلوب توسط فرهادی را کسی نداشت جز فرج الله سلحشور که به در دادگاهی به جرم سرقت اثر ادبی ( فیلمنامه یوسف پیامبر ) محکوم شده است. این کارگردان ناموفق که از هواداران افراطی آیت الله خامنه ای است در واکنش به موفقیت فرهادی در کسب جایزه گلدن گلوب به رسانه ها گفت: «  جایزه گرفتن جدایی نادر از سیمین را برای ایران افتخار نمی دانم و معتقدم فرهادی یک فیلم متضاد با اعتقادات مردم وفرهنگ ایرانی ساخته است. »

فرج الله سلحشور درباره جایزه گرفتن فیلم جدایی نادر از سیمین در گلدن گلوب در ادامه گفته بود: « جدایی نادر از سیمین یک فیلم در ضدیت اعتقادات مردم وتوهین به فرهنگ وخانواده در ایران است و برای همین نمیتوان گفت این فیلم برای ایران وما افتخار آورده است.»

این کارگردان افراطی که پیش از آن با اظهاراتش درباره زنان هنرپیشه ایرانی و فاحشه خواندن آنان در سرخط خبرهای هنری نشسته بود در ادامه درباره آخرین ساخته فرهادی گفت بود « مثلا اگر کسی دزد خوبی باشد وبانکی را بزند وبعد به او جایزه بهترین دزد را بدهند ویا اگر دکتری متخصص تولید قرص های روانگردان باشد وجایزه بگیرد آیا واقعا باید به آنها افتخار کرد؟ جدایی نادر از سیمین هم چنین نقشی را در گلدن گلوب ایفا کرد و برای ما پیرو رهبری ها کسب این جایزه هیچ افتخاری ندارد.

سلحشور در پاسخ به این موضوع که این فیلم را خود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این جشنواره ها فرستاده اند پاسخ داد: « مسئولان وزارت ارشاد به ایران وفرهنگ ایران خیانت کردند وبه نظر من رسانه ملی کار درستی انجام داد که این موضوع را پوشش خبری نداد.فراموش نکنیم که رهبری می گویند که به جایزه هایی که در خارج به ما داده می شود دلخوش نباشید ، اما اگر معیار ما مردم ، هنرمندان ویکسری جریان ساز هستند که موضوع فرق می کند و در اینصورت باید ۲۶دی ماه را هر سال جشن بگیریم. »

این کارگردان در ادامه سخنانش درباره نماینده ایران در اسکار گفته است: « جدایی نادر از سیمین به همراه تایید کنندگان آن برای ارسالش به اسکار به کشور واسلام خیانت کرده اند و به نظر من وتمام ولایتمداران جایزه گلدن کلوب جدایی نادراز سیمین هیچ افتخاری برای کشور وملت ما نیست بلکه یک خیانت بزرگ در حق ملت است. »

ابراهیم حاتمی کیا نیز یکی دیگر از مخالفان فیلم جدایی نادر از سیمین و اصغر فرهادی است. البته کارگردان آژانس شیشه ای و بوی پیراهن یوسف هرگز بصورت علنی مخالفت خود را با فرهادی و فیلمش نشان نداده است اما او در یادداشتی که برای سید رضا میرکریمی بواسطه آخرین ساخته او ” یه حبه قند ” نوشته است بطور غیر مستقیم فرهادی را مورد آماج نقد خود قرار می دهد و با متهم کردن او به درخواست پناهندگی از دولت آلمان می نویسد: « کام‌ات شیرین. اگر این حَبّه قندت نبود، یادمان می‌رفت کجایی هستیم و با کامِ تلخ در صفِ سفارتِ خرس‌نشان ایستاده بودیم تا از سرزمین همیشه آفتاب‌مان به جبرِ همکار تلخ‌مزاج، همه مهر دروغ بر پیشانی، متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری بگیریم.»

او یادداشتش را اینگونه به پایان می برد که: « سیّد عزیز، متوقع نباش که با این حَبّه قندت قادر به شیرین کردن کامِ جفامسلکان باشی. این تلخی به بلندای نسلِ این نهضت همچنان ادامه‌دار است، ولی بدان، این بارانِ سیاهِ جفایِ غریبه‌هایِ دوست‌نما، پایانی دارد. تو حوصله کن و مباد که شکایت به غریبه بری. تو شاگردِ مکتبِ فردوسی و حافظی که نه کوچیدند و نه شوقِ ترکِ سرزمین به فرزندانشان دادند. این عصر وارونگی پایانی دارد برادر! »

اگر جدایی نادر از سیمین بتواند یکی از دو جایزه ای را که بخاطرش در اسکار نامزد شده است کسب کند، شاید بسیاری از مخالفان فرهادی از این که آشکارا با فیلم او مخالفت کرده اند، پشیمان شوند. شاید هم برعکس با کسب جایزه اسکار مخالفان فرهادی جری تر شوند و بر سر او همانی رود که بر سر مهرجویی و بیضایی و نادری و تقوایی و دیگران رفته است!

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

صفحه اى ديگر: