آیدا قجر: «ستون فقراتش بر اثر ضرب و شتم شکست و فلج شد، میگفتند اگر همکاری نکنیم به ما تجاوز می کنند و بچه هایمان را می دزدند، از بس به حال خود رها شد که زخم هایش کرم گذاشت، روابط غیراخلاقی مقابل چشمهایمان، از بس بوی بد و آزاردهنده به ما رساندند که ناراحتی تنفسی گرفتیم، به روی قرآن هایمان ادرار می کردند، لختم کردند و زن نظامی به من تعدی کرد…»
ده سال پیش وقتی آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم وارد خاک افغانستان شد، کوبا را میزبان «جنگجوی دشمن» یا «دشمنان متخاصم» کرد، گوانتانامو چون نامی خوفناک در کنار اسامی چون آلکاتراس و باستیل قرار گرفت. در ابتدا قرار بود محلی باشد برای «نگهداری» متهمان به عضویت و آمریت در گروههای تروریستی اسلامی مانند «القاعده» اما معنای «نگهداری» در فرهنگهای مختلف متفاوت بود انگار؛ فرهنگ هایی که نه با مرزهای جغرافیایی یا مذهبی بلکه با اسلحه، قدرت و منافع از یکدیگر متمایز می شدند.
اوباما در ۲۲ ژانویه وقتی تنها دو روز از ورودش به کاخ سفید گذشته بود نه تنها فرمان تعطیل شدن بازداشتگاه گوانتانامو را صادر کرد بلکه کل زندان های مخفی «سیا» را شامل این دستور، قرار داد. دولت آمریکا که با انتقادهای شدیدی در داخل و خارج به خصوص از سوی سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر مواجه شده بود، – امروز می گوییم که – شعار موفقی را در اولین روزهای کاری مطرح کرد.
تنها اقدام آمریکا در ۱۴ مارس ۲۰۰۹ بود که وزارت دادگستری اعلام کرد «از این پس ایالات متحده آمریکا از عنوان جنگجوی دشمن برای مظنونان به عملیات تروریستی استفاده نخواهد کرد و با توجه به این امر، زندانیان مظنون به شرکت در عملیات تروریستی، از حقوق بین المللی زندانیان برخوردار خواهند شد».
جمعه الودعاتی الدوسری، شهروند سعودی که در این زندان به سر میبرد، در نامه ای سر گشاده به شرح شکنجه هایی که بر او، سایر زندانیان عرب و افغان گذشته پرداخت و پرده از رفتارهای نظامیانی برداشت که دولتشان خود را یکی از مطرح ترین «مدافعان حقوق بشر» می داند.
زمانی که تب افشاگری های «ویکی لیکس» بالا گرفته بود، نیویورک تایمز گزارشی از ۷۰۰ سند در ارتباط با این زندان منتشر و نگرشی تازه درباره وضعیت صدها تن از زندانیان ایجاد کرد که پررنگ ترین آن «بازداشت های اشتباه بر اساس تشخیص هویت افراد» و «تعیین سرنوشت زندانیان توسط سطوح بالای دولتی» بود و دولت اوباما نیز انتشار این اسناد «محرمانه» را محکوم کرد.
یسیم بصاردا، تبعه یمنی یکی از شاهدان «دروغ» میان زندانیان بود و از شرایط بهتری برخوردار شد؛ در ابتدا علیه یک زندانی شهادت داده بود که در اردوگاه آموزشی حضور داشت، اما بعدتر مشخص شد که وی حتی به افغانستان سفر هم نکرده است. تحقیقات بعدی مشخص کرد که مشابه این ادعا از جانب وی در خصوص ۶۰ نفر دیگر نیز مطرح شده بود.
پرویز مشرف، رئیس جمهور سابق پاکستان نیز بعدها اعتراف کرد حکومت پاکستان در مقابل تسلیم ۳۶۹ مظنون میلیونها دلار دریافت کرده است که هدف عمده این تسلیم، خارج کردن شهروندان خارجی بود و «برای حکومت فرقی نمی کرد که افراد مظنون به چه دلیل در خاک افغانستان یا پاکستان حضور داشتند».
طبق ارزیابی مسئولان زندان گوانتانامو، دست کم ۱۵۰ زندانی، بیگناه شناخته شدند اما این تشخیص پس از شکنجههای فراوانی بود که بر آنها وارد آمد و به قول مسئولان آمریکایی «اگر زندانی در سال ۲۰۰۲ خطرناک نبود، بودن در گوانتانامو و سرکار داشتن با نظامیان، به وی روحیه ای ضد آمریکایی داده و او را افراطی بار آورده و در آینده خطرناک خواهد شد».
فعالان حقوق بشر در سراسر دنیا به اعتراض درآمدند، کمپینها تشکیل شد، کارگردانان برتر سینماهای جهان فیلم ها ساختند و جایزه ها بردند، مقابل کاخ سفید غوغا شد و معترضان بریتانیایی امسال هم در اعتراض به دهمین سال «شکنجه، سوء استفاده و بازداشت مستبدانه» زندانیان در میدان «ترافالگار» لندن راه پیمایی کردند. در حال حاضر بیش از ۱۷۰ زندانی در این بازداشتگاه به سر می برند و بر اساس اعلام سازمان عفو بین الملل، تنها ۳ نفر از زندانیان بر اساس رای کمیسیون نظامی محکوم شده اند.
از سوی دیگر اما، پس از آنکه آمریکا نتوانست یا بهتر بگوییم نخواست نیروهای خود را از افغانستان خارج کند، طرح مذاکره با طالبان توسط دولت افغانستان مطرح شد و پس از کسب رای موافق جمعی بر این مصالحه، هفته گذشته خبرگزاری رویترز اعلام کرد که «باراک اوباما در نظر دارد، محمد فضل فرمانده ارشد نظامی گروه طالبان را از گوانتانامو به زندان های افغانستان انتقال دهد»، به گزارش آسوشیتدپرس اما ایالات متحده آمریکا تحت نظارت کشور سوم – احتمالا قطر – قرار است زندانیان را به افغانستان منتقل کند.
یک مقام آمریکایی نیز به رویترز گفته است نمایندگان طالبان و حکومت افغانستان درخواست کرده اند که ۵ زندانی طالبان شامل محمد فضل از گوانتانامو آزاد گردند اما کرزای با انتقال آن ها به کشور سوم موافق نیست و تاکید دارد که بایستی به افغانستان بازگردانده شوند.
اهداف اولیه آمریکا از جمله مبارزه با تروریسم، اخراج طالبان از افغانستان انگار به فراموشی جمعی تبدیل شده است. صدها بی گناه که تحت بدترین شکنجه های جسمی و خصوصا روحی قرار گرفتند طبق صحبت های مقامات آمریکایی با قرار گرفتن در گوانتانامو آینده ی خطرناکی خواهند داشت اما صلح با طالبان ورای همه این بحث ها قرار گرفته به طوریکه «آزادی زندانیان طالبان و ایجاد دفتری برای این گروه» از جمله اقدام ها برای اعتماد سازی عنوان شده تا گفتگوهای صلح با این گروه آغاز گردد.
ده سال از ایجاد زندان گونتانامو گذشت؛ نه اوباما به وعده ی خود عمل کرد و نه شکنجه ها توسط قدرتمندان پایان گرفت که پس از افغانستان، در عراق هم ابوغریبی بر پا شد و کرامت و احترام «انسان» آنجا هم به فراموشی و تمسخر کشیده شد.
اما نباید آمریکا را تنها مقصر دانست، «قدرت» است که نه شرق می شناسد و نه غرب، نه اسلام و نه دیگر ادیان؛ بیش از دو سال از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ایران می گذرد، کهریزک، گوانتاناموی ایران میشود؛ روایت تن هایی که نه به اسم تروریسم بلکه به جرم اعتراض، طعمه کامجویی و قدرت طلبی شدند و جوانانی که «روح» شان را از دست دادند.
پاسخ گوی تک تک «انسان» هایی که این گونه قربانی استبداد و استعمار می شوند تنها بوش، اوباما، خامنهای، صدام، طالبان، مبارک و اسد نیستند بلکه نظام« قدرت» حاکم بر انسان و جهان را باید محاکمه کرد.


