میهن – بهروز صمدبیگی: از زمستان ۸۲ که سید محمد خاتمی و مهدی کروبی به عنوان روسای قوه مجریه و مقننه به رهبر جمهوری اسلامی نامه نوشتند و بر برگزاری انتخابات مجلس هفتم تاکید کردند و جبهه ائتلافی دوم خرداد از هم پاشید، تا زمستان ۹۰ و در آستانه انتخابات مجلس نهم، عرصه سیاست ایران تغییرات عمدهای را به خود دیده است. مهدی کروبی به عنوان یکی از سران معترضان به نتایج انتخابات ریاستجمهوری از دایره “خودی”های جمهوری اسلامی کنار گذاشته شده و ماههاست که در زندان خانگی به سر میبرد. سید محمد خاتمی هم که از سوی طیفی از اصلاحطلبان به کندروی و مماشات متهم میشد و اصولگرایان تندرو او را در حلقه “سران فتنه” جمع بستهاند، برای اولین بار صراحتا اعلام کرده است: “شرکت در انتخابات معنا ندارد.”
نمایشی و فرمایشی
از میان سرشناسان اصلاحطلب نخستین بار خاتمی به پیشواز بحث انتخابات رفت و شروطی را مطرح کرد. اما با واکنشهای تندی از سوی اصولگرایان و مخالفان جمهوری اسلامی مواجه شد. چرا که از “آزادی زندانیان سیاسی، پایبندی همگان به قانون اساسی و فراهم شدن امکان برگزاری انتخابات سالم و آزاد” گفته بود.
چندی بعد در حالی که مهلت نامنویسی نامزدهای انتخابات مجلس نهم به پایان رسیده و ۴۰ نماینده از فراکسیون ۶۴ نفره اصلاحطلبان نامشان را در لیست پنج هزار و ۳۹۵ متقاضیان نوشتهاند؛ کمتر کسی نسبت به رویه واحد اصلاحطلبان نسبت به شرکت نکردن در انتخابات تردید دارد. هرچند که از بهکار بردن لفظ تحریم اجتناب کنند و یا محمد رضا تابش، خواهرزاده خاتمی و رییس فراکسیون اقلیت مجلس و مسعود پزشکیان، وزیر کابینه اصلاحات و سایرین برای تجربه دوباره نمایندگی مجلس مشتاق باشند.
طیف مخالفان خارج از کشور و مخالفان ساختاری پیش از این نیز رویکرد تحریم را در انتخاباتهای گذشته آزموده بودند اما این بار نوبت به اصلاحطلبان رسیده است تا با شرکت نکردن در انتخابات یک گام به موضع تحریم نزدیک شوند. شورای هماهنگی راه سبز امید روز سه شنبه ۲۹ آذر بیانیهای منتشر کرد و انتخابات مجلس نهم را ناعادلانه و نمایشی بودن توصیف کرد. در این بیانیه راهبران گمنام جنبش سبز صراحتا نوشتهاند “پس از رایزنیهای گسترده با بخشهای مختلف جنبش سبز، بررسی و اطلاع از مواضع و دیدگاههای احزاب و تشکلهای مستقل منتقد و به ویژه آگاهی از نظرات آقایان کروبی و موسوی، انتخابات مجلس آینده را غیر قانونی و ناعادلانه اعلام می نماید و شرکت در این نمایش انتخاباتی را مغایر با مصالح ملت و کشور میداند.” شورای هماهنگی راه سبز هم اگرچه از لفظ تحریم استفاده نکرده است اما خواهان عدم شرکت شهروندان در انتخابات شده است.
چند روز بعد جبهه مشارکت ایران اسلامی، یکی از احزاب محوری و عمده اصلاحطلب که البته در دو سال گذشته مجوز فعالیت نداشته است در بیانیهای عنوان کرد: ” با کمال تأسف اراده حاکمیت، برگزاری انتخابات نمایشی است که حاصل آن مجلسی فرمایشی خواهد بود که جایگاه آن به مراتب از مجلس هشتم نازلتر است. ما بر این عقیده هستیم در انتخاباتی که در فضای آزاد برگزار نشود، نامزدهای مردمی اجازه ورود و رقابت نداشته باشند و از آن مهمتر رأی مردم به هیچ انگاشته شود نمی توان شرکت کرد و به همین دلیل تصمیم خود مبنی بر عدم شرکت در انتخابات مجلس را به اطلاع عموم ملت ایران میرسانیم.”
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دیگر حزب مهم و لغو مجوز شده اصلاحطلبان هم در بیانیه مشابهی از سوی شاخه خارج از کشور خود تصریح کرد: ” سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به عنوان بخشی از جنبش اصلاح طلب و سبز ایران اعلام میکند که در این شبه انتخابات فرمایشی نه نامزدی دارد و نه به نامزدی رأی خواهد داد و از همه نیروهای اصلاح طلب میخواهد تسلیم فشارهای روانی و تطمیعها و تهدیدهای حاکمانی نشوند که در طول دو سال و چندماه گذشته جز به زبان زور و تزویر با مردم سخن نگفتهاند، و با امتناع از ثبت نام نامزدی، مبارزه مدنی و منفی خود را تداوم بخشند و بدین وسیله وفاداری خویش را به آرمانهای مردم و همدردی خویش را با مادران و پدران و همسران و فرزندان رنج دیده و شهیدان، مجروحان و اسیران جنبش ضد استبدادی و آزادی خواه سبزایران ابراز دارند.”
اما چرا این صراحت در مواضع سید محمد خاتمی و محمد موسوی خویینی، دبیرکل مجمع روحانیون مبارز دیده نمیشود؟
شرکت نکردن کافی است؟
خاتمی تاکید کرده شرکت نکردن در انتخابات “به معنای تحریم انتخابات نیست و دل بستگان به اصل انقلاب هیچ گاه انتخابات را تحریم نمی کنند.” و موسوی خویینی هم به عنوان یک اصلاحطلب پرنفوذ گفته است: “ما اعلام کرده ایم که لیست انتخاباتی نداریم؛ ما انتخابات را تحریم نمی کنیم ولی لیست انتخاباتی هم نداریم.” این احتیاط دو چهره سرشناس اصلاحطلب میتواند دلایل مختلفی داشته باشد.
اما میتوان شک داشتن نسبت به میزان شرکت را مهمترین عامل عنوان کرد. کارشناسان سیاسی میگویند که انتخابات مجلس در ایران بیش از آن که سیاسی باشد از مولفههای بومی تاثیر میپذیرد و بعید نیست که اعلام تحریم از سوی مردم با پاسخ مثبت مواجه نشود. ضمن این که تحریم به عنوان یک پیام آشکار به حاکمیت است که به هر صورت بخشهایی از اصلاحطلبان را تا حدی تحمل کرده است و بعید نیست در صورت اعلام رسمی تحریم، این چهرهها را نیز با برخوردهای قضایی و امنیتی مواجه کند.
اما فاکتور توقع شهروندان ناراضی از انتخابات ریاستجمهوری گذشته را نباید از نظر دور داشت. آنان چند صد روز است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی را در حصر میبینند، قاتلان کشتههای جنبش سبز در امانند و فعالان سیاسی و روزنامهنگاران بسیاری در پشت میلههای زندان بهسر میبرند. به گمان برخی از آنان، باید رویه واحد و سفت و سختتری اتخاذ شود تا به نوعی رساننده اعتراض و نارضایتی باشد. باید دید در روزهای باقیمانده، اصلاحطلبان دلبسته صندوقهای رای هم بالاخره تن به تحریم میدهند یا نه.
صفحه اى ديگر:
- مجلس نهم و اصلاح طلبان بر باد رفته
- فرهنگ در محاصره کمیسیون فرهنگی
- یاران احمدی نژاد در پارلمان اصولگرا
- مجلس نهم بدون سران موتلفه
- جامعهای که اصولگرایان میبینند
- مکتب ایرانی احمدی نژاد
- اماراتی ها از ابوموسی می گویند
- امارات پاشنه آشیل ایران است
- مبانی تاریخی حاکمیت ایران بر جزایر تنب و ابوموسی
- لبنان؛ هواداران و مخالفان آیت الله خامنهای



