همجنس‌گرایان و واقع‌گرایی

۳۱ خرداد ۱۳۹۰ | چاپ چاپ

میهن ـ آیدا قجر: رویارویی کنش‌گران همجنس گرا در مقابل منتقدان سنتی یا مذهبی چندی است توجه بسیاری از فعالان حقوق بشر، حقوق زنان و همجنس‌گرایان را به خود جلب  کرده است؛ برخی بر این باورند که اصرار برای به رسمیت شناخته شدن، بدون طی مقدمات لازم، تاثیری جز دفع حداکثری  و افزایش سوء تفاهم ها نخواهد داشت.

همجنس‌گرایان در ایران و ایرانیان همجنس‌گرا در خارج از کشور، مانند دیگر کنشگران نه تنها مدت‌هاست نادیده گرفته شدند بلکه از ابتدا هم به عنوان یک صنف اجازه اعلام حضور نداشتند و این مساله، مشکل ویژه ایران نیست؛ برخی از کشورها بعد از تجربه طولانی مدتی از تفاهم و تعامل، این طیف را رسمیت داده و حقوقشان را محترم شمرده‌اند.

رویدادهای دو سال اخیر و فضای اعتراضی حاکم بر کشور، فعالان همجنس گرا را مانند دیگر کنشگران اجتماعی و سیاسی جرات بخشید تا برای مطالبه حقوق خود به پا خواسته و صدایی باشند در میان صداهای دیگر؛ اما در این میان نکاتی یا نادیده گرفته می‌شود یا از اساس درک درستی نسبت به آن وجود ندارد.

با توجه به این که همجنس‌گرایان «باید» از حقوق شهروندی و آزادی بیان و اجتماعی برخوردار باشند اما آیا می‌توان چنین حقی را بدون توجه به اجتماعی که در آن قرار داریم مطالبه کرد و فریادش زد؟

آیا به راستی ما نگاه درستی نسبت به فضای حاکم بر ایران چه از نظر سیاسی و چه فرهنگی و اجتماعی داریم؟

شاید مایل به پذیرش این نکته نباشیم که نمی‌توان بدون واقع‌گرایی و توجه به این که بافت جامعه ایران هنوز هم سنتی ـ مذهبی است انتظار تاثیرگذاری داشته باشیم؛ نسل قبل از ما که مادران و پدران‌مان هستند در اکثریت جامعه حتی با روابط دختر و پسر خارج از چهارچوب سنت و شرع مشکل دارند و به رسمیت‌اش نمی‌شناسند، چطور می‌توان از این طیف چشم پوشید یا توقع داشت همجنس‌گرایان را به رسمیت بشناسند؟

یا در ادبیاتشان به جای واژه‌ی «همجنس‌باز» از «همجنس‌گرا» استفاده کنند؟

و اصولا آیا چنین تفاوتی را باور دارند؟ یا در مقابل گذار از سنت به مدرنیته جبهه داشته و این گذار را به معنای بی‌هویتی تلقی می‌کنند؟

جنبش اعتراضی اخیر مردم که واکنش به سال‌ها ظلم و دیکتاتوری در ایران است به سال‌های اخیر محدود نشده و تا به یاد داریم ما اسیر هرم استبداد بوده‌ایم، اما در طی این دو سال که جنبش از شور به شعور رسیده‌ است و مطالبات خود را طبقه‌بندی کرده و از شعار «رای من کجاست؟» به «حق من کجاست؟» صعود کرده؛ امروز دریافته است که از روز نخست تنها رای و نظر او غصب نشد بلکه حق شهروندی و انسانی‌اش مصادره گشت.

برای به دست آوردن این حقوق باید هزینه داد و با  رعایت «تمامیت ارضی» و «انتخابات آزاد» خواستار حق «آزادی بیان و اندیشه» شد؛ این عده همان کسانی هستند که  مذهبی و لاییک و با حجاب و بی‌حجاب را کنار یکدیگر جمع کردند تا با تکیه بر اصول مطالباتی خود به ایده‌آلی، شاید «دور» دست یابند

با توجه به نکات یاد شده کنش‌گران خارج از ایران که از فضای یک‌دست‌تری برخوردار هستند و با بهره برداری از آزادی بیان و اندیشه، توانایی ابراز هرگونه نظر و عقیده‌ای را دارند بایستی برای مطالبات خود جهت‌گیری درستی ترسیم کنند؛ فعالانی که از نظر من رادیکال به موضوع نگاه می‌کنند، میتوانند جبهه فعالیت‌های خود را از ایران  جدا کرده و با تکیه بر آزادی‌هایشان خواستار به «رسمیت» شناخته شدن توسط مهاجران ایرانی باشند یا در مقابل می‌توانند خواسته‌های خود را مطابق با جامعه ایران که «نباید» از فضای آن غافل شد همراه سازند.

جامعه‌شناسان بسیاری که در خارج از ایران نیز زندگی و فعالیت کرده‌اند معتقدند هیچ فعال سیاسی و مدنی نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن بافت اجتماع خود، جهت‌گیری یا کنشی داشته باشد مگر آن‌که هدف وی آن جامعه نباشد.

اگر با این دید به موضوع خواسته‌ی همجنس‌گرایان داخل و خارج از ایران نگاه کنیم به آسانی می‌توان خطای کنش آن‌ها را باز شناخت؛ نمی‌توان از «تابوی» همجنس‌گرایی بدون به دست آوردن حقوق شهروندی  و انسانی گذشت و در کنار این حقوق بایستی اکثریت مردم ایران را که هنوز درگیر سنت و مذهب هستند در نظر گرفت.

روزی که ما به اصل «انتخابات آزاد» دست یابیم مسلما حقوق شهروندی در ذیل آن قرار خواهد گرفت و می‌توان با رسیدن به آزادی، مطالبات خود را از جامعه‌ای که در آن قرار دادیم در کنار دولت منتخب مردم فریاد زنیم.

اما آیا ما امروز به چنین مرحله ای رسیده ایم؟

اگر هدف اصلی کنشگران بازپس‌گیری وطن از حاکمان ظلم و زور، به دست آوردن حقوق برابر و بازگشت به ایران باشد باید تاکید کرد که برای رسیدن به آرزو و از دست ندادن امید، تنها راه پیروزی «اجماع» بر مطالبات بافت اصلی جامعه و دوری از رادیکالیزم و سانسور است و اگر این رفتار از سوی هر صنف یا گروهی ادامه پیدا کند تاریخ هیشه تکراری ما بار دیگر برای فرزندانمان آزموده خواهد شد.

 

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

صفحه اى ديگر: