بازگشت به صفحه اول

شماره ‏‏۹۷‏ ‏• فروردين ۱۳۸۵‎‏‎ ‎‏‎ •  آوريل ‏۲۰۰۶‏‎‏‎‏‎‏‎ 

بازگشت به صفحه اول

 

 

 

چهار رباعی برای ايران
 

هربار که از عشق مدد می جويم

بيتی دوسه با ياد وطن می گويم

گاهی چو دماوند کشم سر به فلک

گه تلخی  واژه در خزر می شويم

ويدا فرهودی

 

 


 

جمعه ۴ فروردين ١٣٨۵ ٢۴ مارس ٢٠٠۶

 

از هر چه بهار شاد ترت می خواهم
آزادتر از کبوترت می خواهم
شب چون بکشد به قامتت چترسکون
تاجی زستاره بر سرت می خواهم
***
ای باغ به گل مجال اعجاز بده
در شعر مرا توان ايجاز بده
تا ذره به ذره خوانم از خاک وطن
در گفت مرا وسعت ابراز بده
***
ای شعرچه بی قرار می آيی !
از سمت کدام کوی  يار می آيی ؟
ازنسل هزاران غزل سر سبزي
افسوس که با وهم کنار می آيی !
***
هربار که از عشق مدد می جويم
بيتی دوسه با ياد وطن می گويم
گاهی چودماوند کشم سر به فلک
گه تلخی  واژه در خزر می شويم
 

ويدا فرهودی – بهار ۱۳۸۵



 

 

 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن شماره ‏‏۹۷‏ ‏• فروردين ۱۳۸۵‏‏‎‏‎ • آوريل ‏۲۰۰۶‏‎‏‎‏‎‏‎

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت