|
|
شماره ۹۶ • اسفند ماه ۱۳۸۴ • مارس ۲۰۰۶ |
|
اکبر گنجی آزاد شد
| ||||||||
|
بی بی سی: اکبر گنجی، روزنامه نگار سرشناس ايرانی پس از گذراندن شش سال حبس از زندان آزاد شده است.
آقای
گنجی
که معصومه شفيعی، همسر آقای گنجی، تاييد کرده است که شوهرش از جمعه شب به خانه فرستاده شده بدون آنکه اتهام تازه ای عليه وی مطرح شده باشد.
محمود
سالاركيا،
معاون
دادستان
تهران
امروز،
شنبه آقای سالارکيا در عين حال گفته است که محکوميت آقای گنجی روز دهم فروردين پايان می يابد. خانم گنجی گفته است حال جسمانی همسرش چندان مساعد نيست، کاهش وزن پيدا کرده و فشار خون او پايين است. اکبر گنجی بخش اعظم دوران حبس خود را در انفرادی گذرانده است و می گويد که مورد شکنجه قرار گرفته و تهديد شده است.
آقای
گنجی،
سال
گذشته
در
اعتراض
به
نحوه
برخوردهايی
که
با
او
می
شد،
دست
به
اعتصاب
غذايی
طولانی
زد
که
اين
اعتصاب
غ در طول اين مدت، دولت های خارجی، سازمان ها و گروه های مدافع حقوق بشر، شخصيت های سرشناس بين المللی از جمله برندگان جايزه نوبل و دبير کل سازمان ملل متحد، فعالان سياسی در داخل کشور و حتی شماری از مقامات جمهوری اسلامی تلاش بسياری برای آزادی وی انجام دادند. دولت های غربی و سازمان های بين المللی آقای گنجی را زندانی سياسی تلقی می کردند. اکبر گنجی به طور علنی به انتقاد از آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی پرداخت و خواستار کناره گيری وی از قدرت شد. وی پيشتر در رشته مقالاتی، وزارت اطلاعات وقت ايران را با قتل های سياسی مرتبط خوانده بود.
اکبر
گنجی
آزادی اکبر گنجی: نتيجه فشار های جهانی؟
ترديدی وجود ندارد که حکومت ايران با آقای گنجی مشکل بزرگی دارد. ادامه حبس و يا آزادی او از زندان هر دو مشکلات خاص خود را دارد.
اکبر گنجی، روزنامه نگار سرشناس ايرانی، که عمدتا به دليل افشاگری درباره نقش بعضی از مقامات عاليرتبه در قتل های زنجيره ای به زندان افتاده بود، پس از گذراندن شش سال حبس آزاد شده است.
گرچه آقای گنجی پس از اتمام شش سال محکوميت آزاد می شود و ظاهرا حکومت ايران از لحاظ حقوقی چاره ای جز ترخيص او نداشت، ولی بعضی از نزديکان او و فعالان حقوق بشر فکر می کردند که ممکن است اتهامات جديدی عليه آقای گنجی مطرح شود تا او همچنان در پشت ميله های زندان بماند. ترديدی وجود ندارد که حکومت ايران با آقای گنجی مشکل بزرگی دارد. ادامه حبس و يا آزادی او از زندان هر دو مشکلات خاص خود را دارد. اکبر گنجی هم اکنون سرشناس ترين روزنامه نگار مخالف حکومت جمهوری اسلامی در داخل کشور است. مبارزات او برای کسب حقوق زندانيان سياسی و اعتصاب غذای معروف تقريبا دو ماهه او، اکبر گنجی را به شهرت جهانی رساند به طوريکه بسياری از رهبران و شخصيت های معروف جهان خواستار آزادی او شدند.
به نظر می رسد که مقامات سرانجام با توجه به وضعيت دشوار کنونی و همچنين با توجه به بی نتيجه بودن ادامه بازداشت اکبر گنجی تصميم گرفتند او را فعلا آزاد کنند
مشکل حکومت اسلامی با اکبر گنجی اين است که او با نوشتن جزوه مانيفست جمهوری خواهی علنا اعلام کرد که حکومت ولايت فقيه با دموکراسی سازگاری ندارد و خواستار تشکيل يک جمهوری غير دينی در ايران شد. آقای گنجی همچنين آشکارا آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، را به ديکتاتوری متهم کرد و خواستار برکناری او از قدرت شد. با توجه به ماهيت نظام حکومتی ايران طبيعتا فردی با چنين ديدگاه هايی می بايست همچنان پشت ميله های زندان بماند. ولی ادامه بازداشت آقای گنجی می توانست در وضعيت کنونی هزينه هايی برای حکومت در بر داشته باشد. هم اکنون دولت ايران به دليل برنامه های هسته ای کشور شديد تحت فشار جهانی قرار دارد و دولت آمريکا به خصوص در باره نقض حقوق بشر در ايران تاکيد های زيادی داشته است. با توجه با پايان يافتن دوره شش ساله حبس آقای گنجی، ادامه بازداشت و طرح اتهامات جديد عليه او در وضعيتی که اقدامات دولت ايران با دقت در دنيا دنبال می شود می توانست پی آمدهای نامطلوبی برای جمهوری اسلامی داشته باشد. ضمن آنکه به نظر می رسد که حکومت ايران با توجه به نيازی که به حمايت مردم از برنامه های هسته ای دارد نمی خواهد که با برخی اقدامات به نارضايی در داخل کشور بيفزايد. از سوی ديگر حبس شش ساله آقای گنجی عملا نتوانست او را منزوی کند و او در اين مدت توانست نوشته های خود را به بيرون از زندان انتقال دهد و همچنين با اقدامات خود به شهرت بيشتری دست يافت. ضمن آنکه نظرات او نيز در اين مدت تند تر شد و عملا به انتقاد از شخص آيت الله خامنه ای پرداخت. به نظر می رسد که مقامات سرانجام با توجه به وضعيت دشوار کنونی و همچنپين با توجه به بی نتيجه بودن ادامه بازداشت اکبر گنجی تصميم گرفتند او را فعلا آزاد کنند. مقامات می دانند که اکبر گنجی همچنان در دسترس آنان خواهد بود و آنها هر گاه که بخواهند می توانند او را به زندان بازگردانند. رهبران ايران همچنين با آزادی اکبر گنجی می توانند در وضعيتی که به سرکوب مخالفان خود متهم می شوند ادعا کنند که اجازه داده اند که معروفترين شخصيت ناراضی کشور از زندان آزاد شود.
اگر مصدق، مصدق شد، برای اين بود که جلوی مخالفانش ايستاد. من می گويم دموکراسی بدون خشونت اما با هزينه
گويی
آقايان
فراموش
کردند
که
گنجی
هر
بار
به
مرخصی
رفته
با
پای
خود
نيز
به
زندان
بازگشته
است
در حقوق بشر، تماميت يک انسان و نفس و سلامت او مهمترين مسئله است و هيچ چيزی نبايد به اين مسئله صدمه بزند شيرين عبادی، وکيل اکبر گنجی
دو
هزار
روز
حبس
برای
دگربودگی،
عرف
شکنی
و
دگرانديشی
در
نظام
سلطانيسم
کفايت
نمی
کند،
مجازات
"تفاوت"
بسيار
سنگين
است
غلامعلی حداد عادل، رييس مجلس ايران .
اکبر گنجی اساسا در اعتصاب غذا نبوده و بصورت مرتب مواد غذايی و پروتئينی مصرف میکند سعيد مرتضوی، دادستان تهران
از تازه ترين عکس های گنجی پيش از انتقال او به بيمارستان - نقل از سايت ايرانيان
اکبر گنجی که از روزهای آخر ارديبهشت ماه در اعتراض به وضع زندان و محدوديتهايی که بر او اعمال می شود و نيز دسترسی نداشتن به پزشک برای معالجه بيماريهايش، دست به اعتصاب غذا زده بود اخيرا به بيمارستان منتقل شده است. وی در يک مقطع با گرفتن مرخصی استعلاجی از زندان آزاد شد اما بزودی مورد تعقيب مقامات دادستان قرار گرفت و به زندان بازگشت. او از آن زمان مجددا دست به اعتصاب غذا زد. منابع خبری در باره وضعيت اکبر گنجی همواره محدود بوده است. گرچه او خود در اين اواخر با نوشته ها و نامه هايش از موقعيت فکری و تا حدودی جسمانی خود خبر می دهد اما خبرهای پيرامون او مرتبا با ادعا و ضدادعا همراه می شود و ابهامات در باره وضع او را بيشتر می کند. در حال حاضر و پس از انتقال او به بيمارستان نيز منابع خبری ما عمدتا يا متکی بر اظهارات مقامات قضايی است يا آنچه که معصومه شفيعی همسر گنجی با رسانه ها در ميان می گذارد. برای به دست آوردن تصويری از موقعيت گنجی در ده روز گذشته کنار هم گذاشتن اين خبرها يا بازخوانی آنها اهميت اساسی دارد. روش بازخوانی و چينش خبرها در کنار هم برای به دست آوردن تصويری نسبتا تازه و متفاوت شيوه ای است که در صحنه مطبوعات فارسی زبان با خود گنجی شروع شده است. يکم - سطح بيمارستانی بحران: از زمان ورود گنجی به بيمارستان اظهارات ضد و نقيضی در باره ادامه اعتصاب غذای او شنيده می شود. او پيشتر گفته بود که تا هر زمانی که در زندان باشد کاری بجز اعتصاب غذا نخواهد کرد. معنای اين حرف آن است که حال که در بيمارستان است دليلی برای ادامه اعتصاب غذا ندارد.
از آخرين عکسهای گنجی پيش از انتقال به بيمارستان - نقل از ايرانيان دات کام
جمال کريمی راد سخنگوی قوه قضايی در گفتگو با هاتف گفته است که "برابر اظهارات رئيس بيمارستان گنجی غذا می خورد و حالش خوب است." او در عين حال مايل است تاکيد کند که گنجی در زندان هم "اعتصاب غذای کامل" نداشته است. شايد به همين اعتبار است که دادستان تهران اصولا منکر اين است که گنجی در اعتصاب غذا(ی کامل) بوده است. با اينهمه، رئيس قوه قضايی با تاييد اعتصاب غذای او گفته است که "مساله آقای گنجی حل شده و وی اعتصاب غذای خود را شکسته است و برای مداوا در بيمارستان بستری است." گرچه نمی توان پذيرفت که کسی که در اعتصاب غذای طولانی بوده بتواند به معنای معمول "غذا بخورد"، اما دوستان اکبر گنجی نيز از شکسته شدن اعتصاب او در بيمارستان گفتگو می کنند - دست کم در حد پذيرفتن سرم های دارويی و تقويتی. عيسی سحرخيز – که همراه با سعيد حجاريان و رضا تهرانی جزو هيات سه نفره حل مساله گنجی است - در گفتگويی با صدای فارسی آلمان (دويچه وله) گفته است که از زمانی که او به بيمارستان منتقل شده "ضرورتی برای اينکه بخواهد اعتصاب خودش را ادامه بدهد وجود نداشته است." به گفته او، گنجی از همان شب به توصيه پزشکان سرم و تغذيه را می پذيرد. امری که عملا به معنای توقف اعتصاب غذاست. اين موضوع را همسر گنجی نيز در اظهاراتی که سايت امروز نقل کرده تاييد می کند: "دوستان گنجی به او توصيه کرده اند که تجويز پزشکان را حتی المقدور بپذيرد." همسر گنجی همچنين در انتقاد از دادستانی تهران گفته است که همسرش در طبقه ای بستری است که "تنها بيمار آن طبقه است، از تلفن محروم است و روزنامه هايی را که می خواهد به او نمی دهند." طبيعی است که اکبر گنجی اگر می تواند روزنامه بخواند نمی تواند از نظر جسمانی در وضعيتی بحرانی باشد. با اينهمه از گفته های همسر و دوستان گنجی بر می آيد که او همچنان از بازگشت به غذا خوردن معمول امتناع می کند و به همان آب و چای و چند حبه قندی که با خود قرار گذاشته بسنده می کند. بنابرين بحران هنوز ممکن است در راه باشد.
روز
دوشنبه به گفته معصومه شفيعی اعتراض اصلی گنجی آن است که او در شرايط سخت تری از زندان قرار گرفته است: "وی در شرايطی بسيار سخت تر از زندان در طبقه دوازدهم بيمارستان ميلاد به صورت قرنطينه کامل در حالی که از ملاقات با وکلا و دوستانش و از تماس تلفنی و دريافت روزنامه نيز محروم است، نگهداری می شود."
معصومه شفيعی: گنجی دچار تحليل عضلانی شده است
معصومه شفيعی همسر گنجی از قول پزشکان گفته است که "ساق پا و ران گنجی دچار تحليل عضلانی شده است". ظاهرا انتقال وی به بيمارستان به دنبال بحرانی شدن وضع جسمانی او بوده است. اين موضوع در اظهارات همسر گنجی آمده است اما مقامات قضايی تاکنون به آن تصريح نکرده اند. اما سخنگوی قوه قضايی تاييد می کند که پيش از انتقال به بيمارستان "يک هيات سه نفره از متخصصان داخلی و جراحی عمومی او را معاينه کرده اند" و بر اساس نظر آنها بوده است که گنجی به بيمارستان منتقل شده است. معاون دادستان تهران محمود سالارکيا در همان روز نخست گفت که ما "برای جان گنجی ارزش قائل ايم". اما هواداران گنجی که معتقدند نمی توان به اظهارات رسمی اعتماد کرد متقابلا اين نظر را مطرح کرده اند که ممکن است کسانی بخواهند به نام انجام عمل جراحی بر روی پای گنجی نقشه قتل او را عملی کنند. خود گنجی ظاهرا بر اين نظر است که بيمارستان می تواند مقدمه ای برای اجرای يک نقشه قتل باشد. او در اظهارات اخير خود که با امضای همسرش منتشر شده از سعيد مرتضوی دادستان تهران نقل می کند که به او گفته است "اگر تو بميری صددرصد به نفع نظام است". او همچنين به گنجی گفته است که فشار بين المللی هم محاسبه شده و برای همين "ما تو را به بيمارستان آورده ايم" تا فشار کاهش يابد: " يعنی با مرگ تو خواهند گفت مگر ديوانه بود که در بيمارستان به اعتصاب غذا ادامه داد." گنجی معتقد است که طراحی قتل او انجام شده و سود و زيان آن هم سنجيده شده است. ولی در باره اعتصاب غذای خود ساکت است. اين دست اظهار نظرها از سوی خود گنجی و همسرش و يا تمايل به بازگشت مجدد به زندان به دليل شرايط سنگين امنيتی در بيمارستان طبعا بر نگرانی ها افزوده است. اما اينکه مرگ گنجی به نفع نظام جمهوری اسلامی باشد مورد اتفاق تمام مقامات قضايی و سياسی نيست. حتی اگر گروهی چنين فکر کنند بيمارستان می تواند نقش های ديگری هم داشته باشد. در يک محاسبه اوليه بيمارستان می تواند مانع بحرانی شدن وضع جسمانی گنجی شود ( که ظاهرا دليل اصلی انتقال او به بيمارستان بوده است) و همزمان برای گروهی از مسئولان نشانه ای از رافت دستگاه قضايی وانمود شود که متهم به نقض حقوق گنجی به عنوان زندانی بيمار است. در عين حال، اعزام به بيمارستان از آنجا که مقدمه جراحی است و برای آن هم وضع جسمانی گنجی بايد بهسازی شود به معنای خاتمه اعتصاب غذای اوست و طبيعتا برای مقامات قضايی تدبيری در خاتمه دادن به بحران است. به هر حال اين نکته روشن است که هر نوع عمل جراحی گنجی را برای مدتی از زندان دور نگه خواهد داشت و چنان که مقامات قضايی گفته اند ممکن است به گذراندن دوره نقاهت او در منزل ختم شود. وی پس از دوره نقاهت نيز بر اساس نظر عيسی سحرخيز بايد به کارهای فيزيوتراپی بپردازد که با برگشت به زندان ممکن نيست. همزمان، همسر گنجی به قوه قضايی پيشنهاد کرده است تا گنجی نيز مشمول بخشنامه رئيس قوه شود که سه ماه مرخصی استعلاجی را برای زندانيان بيمار پيش بينی کرده است. از نگاهی ديگر می توان گفت بيمارستان به مقامات قضايی تحميل شده است. اما علاقه مندان به سرنوشت گنجی نگران اند که حضور او در بيمارستان برای کسانی که ممکن است بخواهند او را از ميان بردارند زمينه ايجاد کند. در عين حال رفتار مقامات دادستانی در سختگيری های بيش از اندازه در بيمارستان نيز می تواند در اين جهت تفسير شود که آنها می کوشند انتقال به بيمارستان به منزله پيروزی گنجی بر تحميل خواست خود بر آنان ديده نشود و رفتار با او همچنان به عنوان يک زندانی باشد تا کسی که برای معالجه از زندان خارج شده است (مانند آخرين باری که او به مرخصی آمد). دوم- سطح رسانه ای بحران:
مساله
کيهان
چيست؟
آخرين روز مرخصی گنجی و پيش از بازگشت مجدد او به اوين
بااينهمه، اگر کار رسانه های داخلی و خارجی معمولا انعکاس اخبار گنجی است، روزنامه کيهان با انتشار اتهاماتی نسبت به دوستان و نزديکان گنجی بعد تازه ای را در بحران موجود ايجاد کرده است. همزمان با انتقال گنجی به بيمارستان روزنامه کيهان به عنوان يکی از سرسخت ترين مخالفان او، به گفته گزارشگران بدون مرز " به اتهام زنی و سناريوسازی و انتشار شايعات در باره قتل گنجی که گويا قرار است توسط اصلاح طلبان برای تضعيف نظام انجام شود" پرداخت. اين نوع برخوردها نيز در ايجاد و حفظ فضای بيم و هراس در باره جان گنجی موثر بوده است. کيهان معتقد است که "برخی با تشويق اکبر گنجی به اعتصاب غذا عليه جان او توطئه چيده اند تا با جا خالی دادن و مقصر خواندن نظام درست مانند قتل های زنجيره ای برای دشمنان خوراک تبليغاتی فراهم نمايند." کيهان تاکيد دارد که "اين پروژه زير نظر بيگانگان" طراحی و اجرا می شود. اين روزنامه با متهم کردن مستقيم شيرين عبادی برای ورود غيرقانونی به اتاق گنجی در بيمارستان ميلاد نشان می دهد که در هر نوع تحول آتی چه کسی ممکن است در معرض اتهام قرار بگيرد. خانم عبادی روش کيهان را "مرعوب سازی" وکلای زندانيان سياسی خوانده است. گرچه گروههای وسيعی نوشته های کيهان را به معنای مقدمه چينی برای مرگ اکبر گنجی تلقی کرده اند اما دليل فوری تر انتشار اين نوشته ها می تواند چيز ديگر باشد. در واقع در "بازی مرگ" اکبر گنجی گروههايی مانند کيهان مايلند که از نظر روانی اوضاع را به سود خود و به ضرر گنجی و همراهان او عوض کنند. روزنامه کيهان که معمولا رسانه محافظه کاران تندروی است که بيش از هر چيز به حفظ نظام و رهبری می انديشند، می کوشد در جهت جلوگيری از پيامدهای نامطلوب برای نظام در صورت مرگ گنجی کاری کند. روش کيهان پيشاپيش متهم کردن دوستان اکبر گنجی است تا به آنها اين تصوير را بدهد که در صورت مرگ او آنها نه تنها نخواهند توانست دست به اعتراض سياسی بزنند که بايد پاسخگوی اتهاماتی در زمينه مسئوليت مرگ گنجی باشند. کيهان به عنوان مخالف سرسخت گنجی در تحقير و کوچک شماری او نيز می کوشد. اين روزنامه در باره انتقادهای گنجی از رهبر جمهوری اسلامی نيز بدون اشاره مستقيم به محتوای آن انتقادها دليل آن را چنين توجيه می کند: کسانی که از قابليت "بزرگ شدن برخوردار نيستند تنها دو راه برای رسيدن به جاه و مقام می شناسند: چاپلوسی بزرگان و در صورت عدم جواب اولی گلاويز شدن با ايشان." کيهان با لحنی تهديد کننده و در عين حال تحقيرآميز می نويسد حتی اگر گنجی "خود را بکشد و يا دوستانش او را بکشند باز بعيد است در حد قد و قواره دشمن اين نظام باشد." سوم- سطح قضايی بحران:
راه
برون
رفتی
وجود
دارد؟
گنجی در دادگاه
تفاوت نظر سخنگوی قوه قضايی با نظر آيت الله شاهرودی نيز می تواند اشاره ای به همين نکته باشد. جمال کريمی راد روز شنبه گفت که "اظهارات و مواضع گنجی رغبتی برای عفو او" از سوی رئيس قوه قضايی باقی نمی گذارد. او گفت که "مساله گنجی اولويت چندانی برای دستگاه قضايی ندارد که تقاضای عفوش مورد بررسی قرار گيرد و اينگونه نيست که رئيس قوه قضائيه برای چنين فردی دستور عفو صادر کند." به نظر آقای کريمی راد گنجی يک زندانی متمرد است: "اگر رئيس قوه هم بخواهد وی را عفو کند اين تقاضا بايد از سوی متهم داده شود. ما از گنجی تمرد را شاهد بوده ايم." محمود سالارکيا معاون امور زندانهای دادستانی تهران نيز گفته است "گنجی يا هر محکوم ديگری بايد دوره محکوميتش را حتی اگر يک روز از آن باقی مانده باشد طی کند اما چنانچه گنجی درخواست عفو يا آزادی مشروط کند بعد از بررسی در اين باره تصميم می گيريم." اين در حالی است که رئيس قوه قضايی يک روز پس از گفتگوی سخنگوی قوه با خبرنگاران به صراحت اعلام کرد بنا به خواست رئيس جمهور خاتمی بررسی هايی انجام داده است و "از نظر قضايی در حال بررسی است که آيا وی مشمول عفوهای عمومی می شود يا خير و اگر بر اساس قانون حقی داشته باشد آزاد شود." معصومه شفيعی نيز گفته است که "مطمئنم مسئولان بالای قوه قضائيه در حل مساله گنجی حسن نيت دارند." اما از آقای شاهرودی خواسته است تا "پرونده گنجی را از مرتضوی بگيرد." به نظر می رسد اگر قصدی برای حل مساله گنجی وجود داشته باشد گزينه های اصلی چنين خواهد بود: استفاده از حکم حکومتی با درخواست رئيس جمهور خاتمی چنانکه در مورد آزادی کرباسچی اتفاق افتاد، يا عفو او با درخواست آيت الله شاهرودی که با توجه به اظهار نظر وی در اين زمينه احتمال قوی تری است. اما اگر اين راه حل قضايی انتخاب نشود فرسايشی کردن ماجرا يکی از راههايی است که ممکن است مورد علاقه مقاماتی باشد که به آزادی گنجی راضی نيستند. در اين شيوه با ادامه بحث بيمارستان و سپس عمل او و دوره نقاهت گنجی رسما اعلام نخواهد شد که او آزاد شده است اما احتمالا او به زندان نيز برگردانده نمی شود. اين روش از آن جهت ممکن است انتخاب شود که اجازه ندهد گنجی و هواداران او بگويند که توانسته اند جلو ادامه حبس گنجی را بگيرند و راه را بر هر نوع پيروزی سياسی آنها ببندد.
بيرون
از
قوه
قضايی
راه
حلهای
ديگری
هم
روز
دوشنبه
در
نامه
در
عين
حال،
از
آنجا
که
آيت
الله
خامنه
ای
در
باره
حبس
های
انفرادی
گفته
است
که
هر چهارم - سطح سياسی بحران: آيا اکبر گنجی گفتمان اصلاحات را راديکاليزه کرده است؟ حضور گنجی در بيمارستان و نگرانی هايش از بابت به خطر افتادن جانش، اصرار مقامات قضايی بر آزاد نکردن او و تن ندادن به خواسته های او، موضع او را مرتبا راديکال تر کرده است. او قبل از بازگشت به زندان از مرخصی اخيرش گفته بود که "اگر به زندان بازگردم راديکال تر خواهم نوشت." وی در آخرين نامه ای که از او منتشر شده و خطاب به آيت الله منتظری نوشته است آشکارا صحبت از معزول بودن آقای خامنه ای از رهبری کرده است.
تظاهرات در تهران در اعتراض به ادامه بازداشت گنجی
اما بسياری از هواداران گنجی معتقدند که تز اخير او که ملهم از تز آيت الله خمينی در برابر شاه است نمی تواند جنبه عملی پيدا کند. زيرا نه گنجی در مقام آيت الله خمينی است و نه نظرات او بازتابی سياسی روشنی در بين مردم و بازيگران سياسی ايران دارد زيرا او در مقام رهبری کننده يک جنبش نيست. به اين ترتيب اين نظر می تواند باعث فاصله افتادن ميان گنجی و هوادارانش شود که معتقدند او از واقعيت های سياسی ايران بتدريج دور می شود. از سوی ديگر، با شکست تز "آقای خامنه ای بايد برود" رهبر ايران هم موقعيت ظاهرا بهتری پيدا می کند چون اين ايده نتوانسته است بازتاب دلخواه گنجی را پيدا کند. عدم بازتاب مناسب سياسی چه از طريق سکوت يا نفی تز "آقای خامنه ای بايد برود" صورت گيرد به تثبيت او می انجامد و نتيجه ای خلاف نظر گنجی به دست می دهد. در عين حال، اهميت ماجرا زمانی است که اصلاح طلبان به نقد آرای سياسی گنجی از جمله همين تز بپردازند. هر نوع نفی اين تز از سوی آنان به معنای تثبيت مفهوم مخالف آن گرفته خواهد شد: آقای خامنه ای بايد بماند. محسن آرمين در تحليل خود از وضع گنجی و نظام جمهوری اسلامی ضمن توصيه به آزاد کردن او و تلويحا در باره علت سکوت فعلی اصلاح طلبان در مقابل اظهارات گنجی می نويسد: "آقايان بايد بپذيرند که با حبس و بند افراد نمی توانند انتظار نقد افکار و آرای او را داشته باشند. تنها نتيجه چنين رفتاری جذابيت يافتن بيشتر انديشه های مذکور و محروم ساختن جامعه از نقد و نظر منصفانه و وقوف به اشتباهات و نارسايی های نظری احتمالی افراد است." اين اظهارات نشان می دهد که اصلاح طلبان يا دست کم گروههايی از آنها به راديکال شدن گفتار سياسی تمايل ندارند ولی در وضع کنونی ناچار از سکوت هستند. آقای آرمين از سوی ديگر از گنجی هم خواسته است در حل بحران "به سهم خود" اقدام کند و "سفارش بزرگان" را برای پايان دادن به اعتصاب خود بپذيرد. به هر حال، در صورت مرگ گنجی مخالفان حاکميت ايران پيروزی بزرگی از نظر تبليغاتی پيدا می کنند و قادر خواهند بود نيروهای بيشتری را به صفوف خود اضافه کنند و از پشتوانه اجتماعی بزرگتر و احتمالا فعال تری برخوردار شوند و وحدت تازه ای به صفوف پراکنده خود ببخشند. اين موضوعی نيست که حاکميت ايران از آن بی خبر باشد و يا آن را تحمل کند. بنابرين روند تصميم گيری های رسمی احتمالا به سمتی خواهد رفت که از چنين وضعی پرهيز شود. اما مساله اساسی برای مقامات پيدا کردن راه حلی است که شکل برنده - بازنده به نفع حاکميت و دست کم برنده - برنده را برای دو طرف داشته باشد. بيمارستان می تواند راه حلی ميانی باشد گرچه گروههايی نگران اند که بيشتر تقش تاريکخانه ای را بازی کند که گنجی به دليل افشای آن به زندان افتاد. روزهای گنجی
دی
ماه
ارديبهشت
اکبر گنجی: "آقای خامنه ای بايد برود"
اکبر گنجی پنج سال است در زندان بسر می برد، بيش از يک ماه را در اعتصاب غذا گذرانده است
اکبر گنجی، روزنامه نگار زندانی که هم اکنون در اعتصاب غذا به سر می برد، خواستار برکناری آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، از قدرت شده است.
آقای
گنجی
در
نامه
ای
به
آيت
الله
حسينعلی
منتظری،
از
روحانيون
بلند
پايه
ناراضی
در
ايران،
که
در
روز
جمعه
( اين نامه در چند سايت اينترنتی منتشر شده و خانم معصومه شفيعی، همسر آقای گنجی، در گفتگويی با بی بی سی صحت آن را تاييد کرده است. اين اولين بار است که يک چهره معروف سياسی در داخل کشور چنين صريح خواستار برکناری آيت الله خامنه ای از قدرت شده است. اکبر گنجی ضمن اشاره به اينکه در سياست دموکراتيک بايد با شفافيت صحبت کرد، تاکيد می کند همانطور که آيت الله خمينی می گفت "شاه بايد برود"، اينک هم با صراحت و روشنی تمام بايد گفت که "آقای خامنه ای با يد برود". او در گذشته نيز انتقاداتی را در باره روش حکومت آيت الله خامنه ای مطرح کرده بود ولی هيچگاه علنا خواستار عزل او از قدرت نشده بود. آقای گنجی در نامه خود که خطاب به آيت الله منتظری نوشته شده، از آيت الله خامنه ای به عنوان "حاکم خودکامه" نام می برد و تاکيد می کند که نظام ولايت فقيه در ايران عملا به يک نظام سلطنتی تبديل شده و اصلی ترين مساله سياسی ايران را همين به گفته او نظام سلطانی می داند. آقای گنجی ياد آور می شود که آيت الله منتظری سعی کرده که ولايت فقيه را به "نظارت فقيه" تقليل دهد تا شايد گره از کار فروبسته جمهوری اسلامی بگشايد. ولی او تاکيد می کند که ولايت فقيه در عمل به گفته او چهره غير انسانی خود را عيان ساخته و از اين رو تنها راه برون رفت از مشکلات را زوال انديشه ولايت فقيه و رفتن مصداق آن می بيند. آقای گنجی، که با اعتصاب غذای خود نظر جهانيان را هرچه بيشتر به وضعيت خود و موضوع حقوق بشر در جمهوری اسلامی جلب کرده، می گويد نافرمانی مدنی مهمترين تاکتيک برای گذار از به گفته او سلطانيسم به دمو کراسی است.
اکبر گنجی هشدار داده که عده ای در صدد از بين بردن او هستند
آقای گنجی در مورد خواسته خود مبنی بر برکناری آيت الله خامنه ای از قدرت به انديشه های آيت الله خمينی، بنيان گذار جمهوری اسلامی، استناد می کند. او می گويد که آقای خمينی اعتقاد داشت که افراد ملت حق دارند که زمامدار خود را استيضاح کنند و اگر او جواب قانع کننده ندهد خود به خود از مقام زمامداری عزل است. آقای گنجی در ادامه می افزايد که آقای خامنه ای نه تنها به پرسش ها پاسخ نگفته بلکه پرسش کنندگان را به شدت سرکوب کرده است. اکبر گنجی در پايان نامه خود می نويسد که به دليل ابراز چنين عقايدی بيش از دو هزار روز را در دوره رهبری آقای خامنه ای در حبس گذرانده است. او هشدار می دهد که عده ای در صدد از بين بردن او هستند و تاکيد می کند که اگر او بميرد قاتل او آقای خامنه ای است. در سال های اخير انتقادات علنی از روش حکومت آيت الله خامنه ای و ارسال نامه های سرگشاده به او افزايش يافته است. ولی طرفداران رهبر جمهوری اسلامی او را نمونه يک حاکم عادل در يک کشور اسلامی می دانند و مخالفان او را سرسپردگان دشمنان خارجی می بينند. اکبر گنجی، که هم اکنون به عنوان سرشناسترين زندانی سياسی ايران در جهان شناخته شده، جايگاه خود را به عنوان پرسرو صدا ترين مخالف آيت الله خامنه ای در داخل کشور هر چه بيشتر تثبيت می کند.
| | |||||||
|
آمار مراجعان به اين سايت |