شیرین
عبادی
در
مصاحبه
با
روزنامه
مترو
تحریم
نکنید،
فشار
سیاسی
بیاورید
مترجم:
علی
جواهرفروش
روز
چهارشنبه
۸
مارس
[۱۷
اسفند]،
شیرین
عبادی،
وکیل
و
برنده
جایزه
صلح
نوبل
،
با
فیلیپ
دوست
بلازی
وزیر
امور
خارجه
فرانسه،
ملاقات
کرد.
طی
این
دیدار
فرصتی
پیش
آمد
تا
از
این
مدافع
حقوق
بشر
درخصوص
عقاید
مردم
ایران
پیرامون
مسأله
هسته
ای
و
حاشیه
هایی
که
ازسوی
غربی
ها
در
این
زمینه
وجود
دارد،
سؤالاتی
پرسیده
شود.
به
نظر
شما
برنامه
هسته
ای
چه
چیزی
برای
حکومت
اصولگرایان
به
ارمغان
می
آورد؟
حکومت
ایران
موفق
شده
تا
از
پرونده
اتمی
به
عنوان
عاملی
برای
دوام
غرور
ملی
استفاده
کند.
جدا
از
مسایلی
که
درخصوص
غیرمردمی
بودن
این
حکومت
و
بی
صبری
که
ازسوی
مردم
برای
برداشتن
موانع
موجود
در
ایجاد
دموکراسی
و
آزادی
بیان
وجود
دارد،
مسأله
اتمی
به
مؤثرترین
حربه
برای
پست
شمردن
اروپا
و
ایالات
متحده
تبدیل
شده
است.
به
علاوه،
درصورت
موفقیت
این
پرونده،
مشروعیت
جاه
طلبی
ها
و
زیاده
خواهی
های
ایران
در
سطوح
منطقه
ای
و
بین
المللی
توجیه
خواهد
شد.
علیرغم
ظواهر
موجود،
به
نظر
می
رسد
که
رییس
جمهور
احمدی
نژاد
از
قدرت
کافی
برخوردار
نیست.
آیا
در
نزد
حکومت
تقسیماتی
وجود
دارد؟
خیر،
هیچ
تقسیم
بندی
وجود
ندارد
و
همه
با
هم
متحدند.
آنها
معتقدند
که
درصورت
دستیابی
به
بمب،
تحقیر
و
کوچک
شمردن
مردم
باز
هم
ساده
تر
خواهد
شد.
همان
طور
که
می
دانیم
آژانس
اتمی،
پرونده
ایران
را
به
شورای
امنیت
ارسال
کرد.
چگونه
می
توان
تهران
را
متقاعد
نمود
تا
از
برنامه
اتمی
نظامی
خود
به
برنامه
ای
صلح
آمیز
روی
آورد؟
تا
این
زمان،
حکومت
به
منظور
استفاده
بهینه
از
وقت
خود،
با
اروپایی
ها
و
روس
ها
به
مذاکره
پرداخته
و
دراین
خصوص
نیز
موفق
بوده
است.
به
عقیده
من،
تحریم
های
اقتصادی
بی
نتیجه
اند
و
سختی
های
آن
صرفاً
گریبانگیر
مردم
خواهد
شد.
ولی
من
به
فشارهای
سیاسی
معتقدم
که
می
توانند
درخصوص
یک
موضوع
حساس
و
قابل
توجه
اعمال
شوند:
حقوق
بشر.
باید
برای
ایجاد
دموکراسی
اصرار
ورزید
و
درباره
سرنوشتی
که
زندانیان
سیاسی
به
آن
دچار
شده
اند،
افشاگری
کرد.
دراین
رابطه،
تهدیدهایی
را
که
در
مورد
خانواده
این
زندانیان
روا
می
شود
و
موانعی
را
که
در
دفاع
از
آنان
به
وجود
می
آید،
نباید
ازقلم
انداخت.
دراین
خصوص،
تفکرات
ایرانیان
بسیار
حساس
است،
به
ویژه
جوانانی
که
به
اینترنت
نیز
دسترسی
دارند
و
مایلند
از
بند
شستشوهای
مغزی
که
در
مطبوعات
رسمی
وجود
دارد،
خلاص
شوند.
شما
در
فرانسه
این
مسایل
را
با
صدای
بلند
بازگو
می
کنید
و
نمی
گذارید
که
زندانیان
سیاسی
ما
فراموش
شوند.
در
شورای
امنیت،
این
فرانسه
است
که
باید
بحث
پیرامون
مسأله
حقوق
بشر
در
ایران
را
مطرح
کند.

تبدیل
دانشگاه
به
گورستان،
به
ضرب
شلیك
گاز
اشك
آور
ادوار
نیوز:
دانشجویان
بسیجی
با
حمایت
گروه
زیادی
از
نیروهای
لباس
شخصی
با
هجوم
به
دانشجویان
دانشگاه
شریف
كه
در
محل
در
نظر
گرفته
شده
برای
تدفین
شهدا
تجمع
كرده
بودند،
با
پرتاب
گاز
اشك
آور
و
ضرب
و
شتم
شدید
دانشجویان
دختر
و
پسر
حاضر
در
محل
در
حالیكه
فریاد
یا
حسین
سر
داده
بودند
به
زور
پیكر
شهدا
را
دفن
كردند.
بنابر
گزارش
شاهدان
عینی
سعید
حدادیان
مداح
معروف
از
پشت
بلندگو
هدایت
حمله
كنندگان
را
بر
عهده
داشته
است.
به
گزارش
خبرنگار
ادوارنیوز
عده
دیگری
از
دانشجویان
با
هجوم
به
دفتر
رییس
دانشگاه
شریف
با
شكاندن
شیشه
های
دفتر
رییس
دانشگاه
خواستار
پاسخگویی
وی
شدند.
برخی
گزارشها
از
ضرب
و
شتم
ریس
دانشگاه
شریف
توسط
دانشجویان
معترض
حكایت
داردجو
دانشگاه
شریف
به
دلیل
شلیك
چند
گاز
اشك
اور
و
حضور
نیروهای
لباس
شخصی
فوق
العاده
ملتهب
گزارش
می
شود
و
تمامی
كلاسهای
این
دانشگاه
تعطیل
شده
است.
گزارشهای
تكمیلی
حاكی
است
در
این
مراسم
مهرداد
بذرپاش
رییس
مشاوران
جوان
رییس
جمهور
نیز
فعالانه
حضور
داشته
است.
همچنین
امروز
ورود
به
دانشگاه
شریف
با
ارائه
كارت
بسیج
هم
امكانپذیر
بوده
است.

ادامه
تجمع
و
تحصن
دانشجویان
دانشگاه
شریف
ادوارنیوز:در
پی
تلاش
برای
تدفین
پیكر
تعدادی
از
شهدای
گمنام
در
داخل
دانشگاه
صنعتی
شریف
دانشجویان
این
دانشگاه
ظهر
امروز
با
تعطیل
كردن
كلاسهای
درس
و
تجمع
در
محل
در
نظر
گرفته
شده
برای
خاكسپاری،
نسبت
به
این
اقدام
اعتراض
كردند
به
گزارش
خبرنگار
ادوارنیوز
دانشجویان
كه
تعداد
آنها
بیش
از
۶۰۰
نفر
است
با
تشكیل
حلقه
های
انسانی،
در
اطراف
قبور
كنده
شده
در
داخل
دانشگاه
تاكنون
از
این
اقدام
جلوگیری
كرده
اند.
سایر
گزارشها
حاكی
از
اصرار
دانشجویان
بسیجی
بر
موضع
خود
برای
دفن
شهد
و
همچنین
حضور
تعداد
زیادی
نیروی
لباس
شخصی
در
محل
مسجد
دانشگاه
شریف
است.
و
دانشجویان
نیز
در
اطراف
و
داخل
مسجد
تجمع
كرده
اند
دانشجویان
با
حمل
پلاكاردهایی
كه
در
آنها
نسبت
به
استفاده
ابزاری
از
شهدا
اعتراض
شده
است
همچنین
خواستار
بركناری
میرزایی
معاون
دانشگاه
شریف
و
مسئول
انجام
طرح
تدفین
هستند.
در
همین
رابطه
تجمع
كنندگان
قطعنامه
ای
صادر
كرده
اند
كه
در
پی
می
اید:
قطعنامه
تجمع
کنندگان
امروز
در
دانشگاه
شریف
تجمعی
به
دعوت
انجمن
اسلامی
دانشجویان
در
اعتراض
به
تصمیم
شورای
فرهنگی
مبنی
بر
دفن
شهدای
گمنام
در
صحن
دانشگاه
انجام
شد.
طی
دو
روز
قبل
از
آن
نیز
نظرسنجی
انجام
شده
توسط
انجمن
اسلامی
دانشجویان،
نشان
میداد
كه
۸۲.۵
درصد
دانشجویان
با
این
طرح
مخالفند.
در
این
تجمع
كه
با
حضور
بیش
از
هزار
دانشجو
آغاز
شد،
دانشجویان
به
ابراز
نظرات
خود
در
مخالفت
با
دفن
شهیدان
در
دانشگاه
پرداختند
و
سوءاستفاده
از
شهدا
را
محكوم
نمودند.دانشجویان
حاضر،
پس
از
آن
به
سمت
دفتر
ریاست
دانشگاه
حركت
كردند
تا
از
ریاست
دانشگاه
مستقیما
بخواهند
كه
مانع
از
اجرای
این
طرح
شود.پس
از
گذشت
سه
ساعت
با
اعلام
معلق
شدن
طرح
مزبور
دانشجویان
معترض،
قطعنامه
زیر
را
صادر
كردند
كه
به
امضای
معاونت
دانشجویی(
به
نیابت
از
ریاست
دانشگاه
آقای
دكتر
سهرابپور)
آقای
وثوقی
وحدت
رسید:
قطعنامه
تجمع
دانشجویان
به
دفن
شهدا
در
دانشگاه
«جمع
دانشجویان
حاضر
در
این
تجمع
اعلام
می
دارد
با
هرگونه
طرحی
مبنی
بر
دفن
شهدا
در
فضای
دانشگاه
اكیدا
مقابله
می
كند
و
تا
زمانی
كه
این
طرح
از
طرف
شورای
فرهنگی
دانشگاه
لغو
نگردد
به
اعتراض
خود
به
انحای
مختلف
ادامه
خواهد
داد.
خواسته
جمع
معترض
به
صورت
مشخص
به
شرح
زیر
است:
۱-
رییس
دانشگاه
یا
نماینده
وی
با
حق
امضا
كتبا
متعهد
شود
كه
شهدا
تا
پایان
تعطیلات
و
تا
قبل
از
اقدام
۲
مندرج
در
همین
قطعنامه
در
فضای
دانشگاه
دفن
نگردد.
تبصره:
مسجد
جزء
صحن
دانشگاه
محسوب
می
شود.
۲-
چون
دانشگاه
متعلق
به
دانشجویان
است
و
دانشجو
صاحب
اصلی
دانشگاه
است
لذا
هرگونه
تصمیم
گیری
های
این
چنینی
باید
یر
اساس
رفراندومی
كه
برگزار
كنندگان
آن
شامل
نمایندگان
مسئولین
دانشگاه،
انجمن
اسلامی
دانشجویان
و
دیگر
گروه
های
دانشجویی
معترض
می
باشد،
انجام
پذیرد.
۳-
تاریخ
برگزاری
رسمی
رفراندوم
نیمه
دوم
فروردین
ماه
می
باشد.
۴-
بركناری
مهندس
میرزایی
به
عنوان
عامل
اصلی
ارائه
این
طرح.»
روز
شنبه
نظرسنجی
ای
(از
۱۲۵۵
نفر
دانشجویان)از
طرف
انجمن
دانشجویان
برگزار
شد
كه
مطابق
نتایج
آن
رای
دانشجویان
اینگونه
بود:
۱۵.۱
درصد
از
دانشجویان
موافق
طرح
دفن
شهدا
۸۲.۵
درصد
از
دانشجویان
مخالف
این
طرح
و
۲.۴
دانشجویان
رای
سفید(
ممتنع)
گفتنی
است
پیش
از
این
گروه
های
مختلف
دانشجویی
با
امضاء
نامه
ای
خطاب
به
شورای
فرهنگی
دانشگاه
خواستار
لغو
این
طرح
شده
بودند
كه
متن
این
نامه
در
زیر
می
آید:
«اعضای
محترم
شورای
فرهنگی
دانشگاه
با
سلام
نظر
به
تصمیم
اعضای
شورای
فرهنگی
مبنی
بر
خاكسپاری
شهیدان
گمنام
در
دانشگاه،
ما
گروه
های
فرهنگی
و
فوق
برنامه،
فضای
دانشگاه
را
برای
این
اقدام
مناسب
نمی
دانیم
و
از
این
رو
مؤكدا
درخواست
می
نماییم
تا
از
طرح
مذكور
صرفنظر
نمایید.
با
تشكر»
گروههای:
۱-
انجمن
علمی
و
فوق
برنامه
دانشكده
مهندسی
و
علم
مواد
۲-
جمعیت
امام
علی
۳-
كانون
تئاتر
دانشگاه
شریف
۴-
كانون
موسیقی
شریف
۵-
كانون
عكس
شریف
۶-
گروه
كوه
دانشجویی
شریف
۷-
گروه
یاریگران
۸-
انجمن
اسلامی
دانشجویان
۹-
انجمن
علمی
دانشجویی
دانشكده
كامپیوتر
۱۰-
فوق
برنامه
دانشكده
ریاضی
۱۱-
نشریه
ارغوان
۱۲-
نشریه
نقطه
سر
خط
۱۳-
دفتر
مطالعات
فرهنگی
۱۴-
انجمن
علمی
و
فوق
برنامه
دانشكده
شیمی
۱۵-
مجله
عمران
شریف
۱۶-
كانون
شعر
و
ادب
۱۷-
مجله
صنایع
۱۸-
كانون
علمی
فرهنگی
رسانا
۱۹-
دفتر
فعالیت
های
دانشجویی
مكانیك
۲۰-
مجله
ریاضی
بیانیه
شورای
مرکزی
دفتر
تحکیم
وحدت
در
محکومیت
حمله
وحشیانه
به
دانشگاه
صنعتی
شریف
•
شورای
مرکزی
دفتر
تحکیم
وحدت
ضمن
ابراز
انزجار
نسبت
به
حمله
وحشیانه
به
دانشگاه
شریف
و
مضروب
ساختن
دانشجویان،
خواهان
معذرت
خواهی
رئیس
دولت
و
استعفاء
وزیر
علوم
جهت
التیام
بخشی
به
زخمهای
خانواده
های
معظم
شهدا
و
جامعه
دانشگاهی
است
آن
هنگام
که
افراد
بی
تدبیر
زمام
امور
را
در
دست
بگیرند
انحطاط
ملتها
آغاز
می
گردد.
وزیر
علوم
بی
تدبیر
دولت
امنیتی
که
با
پایین
ترین
حد
نصاب
در
تاریخ
این
کشور
به
کابینه
راه
یافت
پس
از
تکیه
زدن
بر
اریکه
قدرت
کوشید
انتقام
تحقیر
خویش
در
مجلس
را
از
دانشگاهیان
بگیرد.
در
سایه
حس
انتقام
جویی
بود
که
وی
کار
تصفیه
دانشگاهیان
را
آغاز
نمود.
انتصاب
روحانیون
فاقد
مدرک
و
اخراج
اساتید
نواندیش
تنها
گوشه
ای
از
بی
تدبیری
این
فرد
بوده
است.
وزیر
بی
درایت
علوم
که
از
حل
معضلات
اساسی
این
وزارتخانه
عاجز
است
در
سایه
انتقام
جویی
طی
چند
ماه
گذشته
نقشی
اساسی
در
غوغاسازی
و
غوغاسالاری
داشته
است
و
کوشیده
است
ناتوانی
خویش
را
درسایه
این
غوغاها
پنهان
نماید.
از
این
رو
در
ابتدا
بحث
اسلامی
کردن
متون
درسی
و
اعزام
اساتید
به
حوزه
علمیه
را
مطرح
نمود
و
هنگامی
که
جنجال
این
بحث
فرو
نشست
به
کثیف
ترین
طرح
در
طول
تاریخ
چند
هزاره
این
کشور
که
سوء
استفاده
از
پیکر
جان
باختگان
در
راه
اعتلای
کشور
است
روی
آورد.
طرحی
که
چهره
دانشگاه
ناشناسی
کابینه
امنیتی
در
حمله
سفاکانه
به
دانشگاه
شریف
را
نمایان
ساخت
و
نشان
داد
همچنان
گوش
به
فرمانانی
حلقه
به
گوش
در
این
کشور
آزادند
و
می
توانند
هر
گاه
که
اربابانشان
امر
نمایند
دانشگاهیان
را
به
خاک
و
خون
بکشند.
دفتر
تحكیم
وحدت
ضروری
می
داند
نكاتی
را
پیرامون
هجوم
نیروهای
امنیتی
مسلح
به
سلاح
گرم
و
گاز
اشك
آور
به
ساحت
دانشگاه
و
شهدا
در
دانشگاه
صنعتی
شریف
بیان
دارد.
۱-
کابینه
بی
تدبیر
احمدی
نژاد
در
حالی
برای
دانشجویان
شاخ
و
شانه
مكشد
که
از
استیفای
حداقل
حقوق
ملت
در
عرصه
بین
الملل
عاجز
بوده
است.
لذا
نمایشی
چنین
گستاخانه
از
خود
به
نمایش
می
گذارد
تا
به
خیال
باطل
خویش
مخالفان
را
به
سکوت
وادار
نماید.
۲-
بی
شک
از
کوزه
آن
تراود
که
در
اوست.
قصه
وزیر
علومی
که
نحوه
کسب
رای
اعتماد
وی
حتی
صدای
موافقان
دولت
را
نیز
درآورد
مضحک
تر
از
همه
است.
بی
شک
از
وزیری
که
با
آرایی
مشکوک
وزیر
شد
نمی
توان
انتظار
زیادی
داشت.
وزیری
که
سهم
بودجه
وزارت
علوم
را
کاهش
داد
و
برسرعت
مهاجرت
نخبگان
از
کشور
افزود
چاره
ای
جز
این
ندارد
که
با
غوغاسالاری
اذهان
عمومی
را
منحرف
نماید.
۳-
آقایان
مقدس
نما
در
چند
ماه
اخیر
آنچنان
در
سوء
استفاده
از
مقدسات
و
احساسات
مذهبی
این
مردم
گوی
سبقت
را
از
همدیگر
می
ربایند
که
فراموش
کرده
اند
که
روزی
از
اریکه
قدرت
به
زیر
خواهند
آمد
و
باید
پاسخگوی
اعمال
خویش
باشند.
آخرین
مورد
از
این
اقدامات
شنیع
سوء
استفاده
از
پیکر
شهیدانی
است
که
در
راه
اعتلا
کشور
جان
باخته
اند
کثیف
ترین
کاری
که
این
دولت
غوغا
سالار
به
آن
متوسل
شده
است
اقدامی
که
فریاد
اعتراض
فرزندان
شهید
دانشگاه
شریف
را
نیز
به
دنبال
داشت.
۴-
به
راستی
با
توسل
به
کدام
استدلال
باید
پیکر
شهدا
را
به
دانشگاه
انتقال
داد؟
آقایانی
که
هرگونه
قرائتی
غیر
از
قرائت
خود
از
دین
را
بدعت
می
دانند
در
کجای
سنت
این
گونه
رفتار
را
مشاهده
نموده
اند؟
آیا
پیامبر
پیکر
حمزه
(ع)
را
در
جایی
غیر
از
محل
عمومی
به
خاک
سپرد
و
یا
شاید
علی
(ع)
با
پیکر
پیامبر
به
شیو
ه
ای
دیگر
برخورد
نمود؟
بی
شک
این
رفتار
تنها
یک
علت
دارد
و
آن
غوغاسالاری
جهت
پوشش
معایب
خود
است
اقدامی
که
دولت
جدید
سخت
به
آن
محتاج
است.
۵-
اما
شیوه
حمله
به
دانشجویان
نیز
خود
نکته
جالبی
است.
در
میان
گروههای
فشار
این
حدادیان
مداح
کاسب
است
که
جمعیت
را
به
حمله
به
دانشجوان
فرا
می
خواند
و
در
پی
این
فراخوان
حمله
است
که
نیروهای
امنیتی
نیز
وحشیانه
به
دانشجویان
هجوم
می
اورند
و
به
ضرب
و
شتم
آنها
میپردازند.
به
راستی
نیروهای
نظامی
و
شبه
نظامی
و
امنیتی
باردیگر
در
دانشگاه
چه
می
کنند؟
حدادیان
در
دانشگاه
چه
می
کرده
است؟
و
این
بار
قرار
است
چه
کسی
به
جرم
دزدیدن
ریش
تراش
محاکمه
شود؟
هر
چند
ازآنجا
که
تا
کنون
کسی
پریشان
نشده
است
انتظار
حتی
محاکمه
ای
قلابی
را
نیز
نمی
توان
داشت.
۶-
آقایان
درحالی
در
روزهای
گذشته
مشغول
انتقاد
از
نحوه
برخورد
دولت
فرانسه
با
دانشجویان
هستند
که
خود
حتی
از
جریان
واقعی
اطلاعات
در
مورد
این
حادثه
جلوگیری
می
نمایند
و
می
کوشند
این
واقعه
را
برخورد
میان
دانشجویان
جلوه
دهند.
به
راستی
حاج
حسین
حدادیان
دانشجوست؟
کدام
دانشجو
از
گاز
اشک
آور
استفاده
می
نماید؟
۷-
آنچه
در
این
میان
جای
تقدیر
دارد
هوشیاری
و
مقاومت
بی
نظیر
دانشجویان
شجاع
دانشگاه
صنعتی
شریف
است.
دانشجویانی
که
با
مقاومت
خویش
برگ
زرین
دیگری
از
مبارزات
دانشجویی
را
رقم
زدند
و
نشان
داند
که
دانشجویان
این
کشور
همچنان
در
مقابل
اهانت
به
صاحت
دانشگاه
و
سوء
استفاده
از
مقدسات
ایستادگی
خواهند
نمود.
در
پایان
شورای
مرکزی
دفتر
تحکیم
وحدت
ضمن
ابراز
انزجار
نسبت
به
حمله
وحشیانه
به
دانشگاه
شریف
و
مضروب
ساختن
دانشجویان،
سوء
استفاده
از
پیکر
شهیدان
این
مرز
وبوم
را
محکوم
می
نماید
و
ضمن
اعلام
غزای
عمومی
برای
جامعه
دانشگاهی
کشور
در
روز
سه
شنبه
مورخه
۲۳/۱۲/۱۳۸۴حمایت
خود
را
از
دانشجویان
شجاع
دانشگاه
شریف
اعلام
می
نماید.
همچنین
این
شورا
خواهان
معذرت
خواهی
رئیس
دولت
و
استعفاء
وزیر
علوم
جهت
التیام
بخشی
به
زخمهای
خانواده
های
معظم
شهد
او
جامعه
دانشگاهی
است
شورای
مركزی
دفتر
تحكیم
وحدت

متن
کامل
سخنرانی
جک
استراو
در
مورد
ایران
ایران
در
مسیری
اشتباه
حركت
میكند
·
ایران
در
مسیری
اشتباه
حركت
میكند.
این
فرصتها
در
حال
از
دست
رفتن
است.
از
زمانی
كه
رئیس
جمهور
احمدی
نژاد
در
انتخابات
سال
گذشته
برنده
شد،
او
و
گروه
كوچكی
كه
در
اطراف
او
قرار
دارند،
سیاستهایی
را
در
داخل
و
خارج
از
ایران
اتخاذ
كردهاند
كه
خطر
لطمهی
واقعی
به
شهرت
ایران
و
روابط
این
كشور
با
دیگر
كشورهای
جهان
را
در
پی
دارد.
ایران
و
ایرانیان
شایستهی
وضعیت
بهتری
هستند.
·
متن
کامل
سخنان
جک
استراو
به
نقل
از
سایت
روزنا،
سایت
خبری
روزنامه
اعتماد
ملی
همانطور
كه
برخی
میدانید،
چون
باید
دعوت
نامههایی
را
دریافت
كرده
باشید،
من
در
اصل
قصد
داشتم
در
ماه
سپتامبر
در
محل
این
موسسه
دربارهی
ایران
به
ایراد
یك
سخنرانی
بپردازم.
من
آن
سخنرانی
را
مدت
كوتاهی
قبل
از
ایراد
آن
لغو
كردم
كه
از
این
بابت
معذرت
میخواهم،
اما
دلیل
خوبی
برای
این
كار
داشتم.
من
باید
در
اواخر
آن
هفته
به
مجمع
عمومی
سازمان
ملل
متحد
در
نیویورك
میرفتم
و
به
من
گفته
شد
كه
رئیس
جمهور
احمدینژاد،
با
درخواست
یك
ملاقات
موافقت
كرده
است.
از
زمانی
كه
ایشان
رئیس
جمهور
شدند،
این
اولین
فرصت
من
بود
كه
میتوانستم
با
ایشان
رو
در
رو
دیدار
كنم.
راستش
را
بخواهید،
سخنان
و
اقدامات
او
در
مدت
كوتاهی
پس
از
به
قدرت
رسیدنش
قابل
پیشبینی
نبود.
اما
من
میخواستم
شناختی
را
نسبت
به
این
مرد،
و
سپس
دیدگاهی
از
آنچه
او
به
مردم
ایران
ارائه
میكند،
به
دست
آورم.
در
پایان
همان
جلسه
من
گفتم
كه
ما
–
كه
منظورم
بریتانیا
و
جامعه
بینالمللی
بود
-
با
دقت
به
سخنرانی
كه
او
قرار
بود
در
بعداز
ظهر
همان
روز
در
مجمع
عمومی
سازمان
ملل
متحد
ارائه
كند،
گوش
خواهیم
داد.
همان
طور
كه
میدانیم،
سخنرانی
رئیس
جمهور
احمدینژاد
در
آن
روز
تحریك
كننده
و
منازعهانگیز
بود.
سخنان
او،
هم
عقبگردی
به
روزهای
اول
انقلاب
ایران
و
هم
در
مغایرت
برجستهای
با
فراخوان
رئیس
جمهور
خاتمی
برای
گفتوگوی
تمدنها
قرارداشت
-
فراخوانی
كه
به
گرمی
مورد
استقبال
جامعهی
بینالمللی
قرار
گرفت
و
همچنین
به
ایران
نیز
كمك
كرد
كه
از
سردی
روابط
بیرون
آید.
نباید
گفت
كه
روابط
با
رئیس
جمهور
خاتمی
بدون
مشكل
بود.
در
مورد
مسائل
بسیار
مهمی
عدم
توافق
وجود
داشت:
مخالفت
ایران
با
روند
صلح
خاورمیانه،
سابقهی
حمایت
این
كشور
از
سازمانهای
تروریستی
همچون
حماس
و
حزبالله،
سابقه
نامطلوب
آن
در
حقوق
بشر
و
آزادیهای
سیاسی
و
به
تازگی
هم
جاهطلبیهای
هستهای
ایران.
اما
بنا
بر
محاسبات
ما
بافت
جمعیتی
ایران
و
دورنمای
درازمدت
سیاسی
این
كشور
به
ما
دلیل
خوبی
ارائه
میكرد
كه
بتوانیم
در
مورد
سیاست
تعامل
سازنده،
خوشبین
باشیم.
به
خصوص
قضاوت
ما
این
بود
كه
ایرانیان،
به
ویژه
قشر
جوان،
در
این
علاقه
مندی
با
ما
شریك
هستند
كه
ایران
را
یك
كشور
كاملا
ارتقا
یافته
و
عضوی
از
جامعهی
بینالمللی
ببینیم
كه
به
صورت
گسترده
مورد
احترام
قرار
دارد.
قشر
جوان
ایران
هنوز
هم
چنین
علاقهمندی
را
دارد.
آنها
میدانند
كه
كشورشان،
پتانسیل
عظیمی
دارد،
منابع
خوب
طبیعی،
یك
جمعیت
جوان
تحصیل
كرده،
و
تاریخی
از
فعالیتهای
سیاسی
و
مباحثه.
و
آنها
درك
میكنند
كه
چشم
انداز
صلح
منطقه،
كه
شامل
امنیت
ایرانیها
نیز
میشود،
نسبت
به
هر
وقت
دیگر
مهمتر
است
و
میدانند
كه
دیگر
نه
یك
دیكتاتور
متخاصم
در
همسایگی
خود
در
عراق
دارند
و
نه
هم
حكومت
ستیزه
جوی
طالبان
را
در
افغانستان.
اما
ایران
در
مسیری
اشتباه
حركت
میكند.
این
فرصتها
در
حال
از
دست
رفتن
است.
از
زمانی
كه
رئیس
جمهور
احمدی
نژاد
در
انتخابات
سال
گذشته
برنده
شد،
او
و
گروه
كوچكی
كه
در
اطراف
او
قرار
دارند،
سیاستهایی
را
در
داخل
و
خارج
از
ایران
اتخاذ
كردهاند
كه
خطر
لطمهی
واقعی
به
شهرت
ایران
و
روابط
این
كشور
با
دیگر
كشورهای
جهان
را
در
پی
دارد.
ایران
و
ایرانیان
شایستهی
وضعیت
بهتری
هستند.
اجازه
بدهید
كه
با
وضعیت
داخل
كشور
آغاز
كنم.
چند
سال
پیش،
ایران
یكی
از
پیشتازان
بحث
در
این
مورد
بود
كه
چگونه
میتوان
اسلام
را
با
مفاهیم
مدرن
دموكراسی
و
حقوق
بشر
سازگاری
داد.
در
این
كشور،
ریاست
جمهوری،
پارلمان
و
انتخابات
محلی
وجود
داشت
كه
به
طور
نیرومندی
رقابت
میكردند.
مبارزات
شجاعانهی
روزنامه
نگاران
كمك
كرد
كه
دامنه
كامل
حاكمیت
ترور
و
وحشتی
كه
وزارت
اطلاعات
و
امنیت
ایران
بر
ضد
مردم
خود
به
كار
میبرد
روشن
شود.
امروز،
با
تاسف،
بسیاری
از
این
روزنامهها
توسط
قوه
قضاییه
ایران
بسته
شدهاند.
سازمان
گزارشگران
بدون
مرز،
ایران
امروز
را
به
عنوان
"بزرگترین
زندان
روزنامهنگاران
در
خاورمیانه"
توصیف
كرده
است
و
همچنین
یكی
از
بدترین
كشورها
در
زمینهی
آزادی
رسانهها.
مقاماتی
كه
در
سركوبهای
داخلی
دست
داشتهاند،
اكنون
در
كابینه
این
كشور
حضور
دارند
و
زندانها
بار
دیگر
مملو
از
زندانیان
سیاسی
شده
است.
دو
انتخابات
عمومی
اخیر،
یعنی
انتخابات
پارلمانی
سال
٢٠٠٤
و
همچنین
انتخابات
ریاست
جمهوری
در
سال
٢٠٠٥،
به
مردم
ایران،
قدرت
واقعی
انتخاب
آزاد
را
نداد.
كنترل
گستردهی
كاندیداها،
توسط
قدرت
موازی
تئوكراسی
در
ایران،
منجر
به
آن
شد
كه
شورای
نگهبان
این
كشور
حدود
٢٥٠٠
نامزد
انتخابات
پارلمانی
را
رد
صلاحیت
كند
و
عجیب
اینكه،
این
شمار،
٨٠
نفر
از
اعضای
وقت
پارلمان
ایران
را
نیز
در
بر
میگرفت-
كسانی
كه
صلاحیت
آنها
چهار
سال
پیش
تایید
شده
بود.
ایرانیان
عادی
میپرسند،
چرا
در
آن
سوی
مرز،
شیعهی
عراقی
میتواند
به
هر
نامزدی
كه
بخواهد
رای
بدهد،
اما
ایرانیها
نمیتوانند.
عكس
العملها
و
سركوب
در
داخل
ایران،
در
رقابت
با
منازعات
در
صحنهی
خارجی
این
كشور
قرار
دارد.
جای
تاسف
است
كشوری
كه
از
بانی
آن،
كوروش
كبیر
به
خاطر
بازسازی
معابد
یهودان
تجلیل
میشود،
حالا
مردی
رئیس
جمهور
آن
است
كه
خواستههای
مشمئزكنندهای
مبنی
بر
حذف
اسراییل
از
روی
زمین
دارد.
ایران،
به
جای
استفاده
از
موقعیت
ژئوپولیتیكی
و
نفوذ
بیتردیدش
در
منطقه
برای
ارتقای
ثبات،
چنانچه
ما
و
همسایگان
آن
آرزومندیم،
عملی
كاملا
برخلاف
را
انجام
میدهد.
ایران
حالا
تنها
كشور
در
جهان
است
كه
مخالف
یك
راه
حل
دو-دولته
در
مناقشهی
خاورمیانه
است.
این
حكومت
همچنان
به
حمایت
مالی
و
تداركاتی
خود
از
گروههایی
ادامه
میدهد
كه
با
استفاده
از
تروریسم
روند
صلح
خاورمیانه
را
تضعیف
میكنند.
و
همچنین
از
گرووهایی
در
لبنان
و
عراق
پشتیبانی
میكند
كه
این
گروهها
از
روند
سیاسی
در
كشورهای
خود
حمایت
نمیكنند.
شاید
بهتر
بود
كه
پول
ایران
برای
حمایت
از
چنین
گروههای
برای
ایجاد
اشتغال
و
فرصتهای
مناسب
برای
خود
ایرانیان
در
داخل
كشور
مصرف
میشد.
هیچگاه
تصمیم
حكومت
ایران
برای
مقابله
با
جامعهی
بینالمللی،
به
اندازه
موضع
سرسختانه
این
كشور
در
قبال
برنامهی
هستهای
آن،
تا
این
حد
روشن
و
بالقوه
زیانبار،
نبوده
است.
این
پروندهی
پیچیدهایست
كه
با
اقدامات
نابجا
و
عمدی
حكومت
ایران،
پیچیده
تر
شده
است.
ارزش
آن
را
دارد
كه
در
آغاز
در
مورد
یك
مسئله
صریح
باشیم.
نگرانی
جامعه
بینالمللی
از
این
خواست
سرچشمه
نمیگیرد
كه
ایران
از
تولید
برق
توسط
انرژی
هستهای
بازداشته
شود،
چنانچه
حكومت
ایران
سعی
دارد
كه
چنین
برداشتی
را
به
مردم
بقبولاند.
در
واقع
در
پیشنهاداتی
كه
اروپاییها
در
ماه
اوت
به
ایران
ارائه
كردند،
ما
پیشنهاد
كمك
در
این
زمینه
كردیم
و
من
نقل
قول
میكنم
از
این
پیشنهاد
كمك
"برای
تولید
برق
هستهای
كه
بیخطر،
مقرون
به
صرفه
و
مخالف
گسترش
سلاحهای
هستهای
باشد
و
همچنین
برنامههای
تحقیقاتی
در
این
زمینه.
رئیس
جمهور
بوش
نیز
گفت
كه
او
از
حق
ایران
برای
انرژی
صلح
آمیز
هستهای
حمایت
میكند.
اما
مسئله
اساسی
اعتماد
بینالمللی
درباره
جاهطلبیهای
هستهای
ایران
است.
نگرانیهای
ما
دو
جنبه
دارند.
اولین
آن
بسیار
ساده
است:
ایرانیها
تلاش
كردهاند
كه
فعالیتهای
هستهای
خود
را
پنهان
كنند.
سازمان
بینالمللی
انرژی
اتمی
در
مورد
چگونگی
عملكرد
ایران
در
برنامهی
هستهای
این
كشور
تحت
یك
سیاست
پنهان
كاری
اسناد
مفصلی
را
تهیه
كرده
است.
برای
سالها،
ایران
فعالیتهای
اعلام
نشده
در
رابطه
با
غنیسازی
اورانیوم
و
فعالیتهای
مربوط
به
بازفرآوری
اورانیوم
را
داشت
كه
اگر
موفقیت
آمیز
میبود،
ایران
را
قادر
به
تولید
مواد
لازم
برای
تسلیحات
اتمی
میكرد.
فقط
از
سال
٢٠٠٢،
از
زمانی
كه
دامنهی
فعالیتهای
اعلام
نشدهی
ایران
آشكار
شد،
ایرانیها
به
برنامههای
هستهای
خود
اعتراف
كردند
و
آن
هم
فقط
تحت
فشار
تحقیقات
سازمان
بینالمللی
انرژی
اتمی.
در
واقع
ایران،
در
ابتدا
ادعا
میكرد
كه
هیچ
برنامهای
برای
غنیسازی
اورانیوم
ندارد.
در
اوایل
سال
٢٠٠٣،
ایران
وادار
شد
اعتراف
كند
كه
در
واقع
در
حال
ساختن
تاسیسات
بزرگی
برای
هدف
اولیه
یعنی
غنی
سازی
اورانیوم
بوده
است.
ایران،
در
آن
زمان
اصرار
كرد
كه
هیچ
فعالیت
غنی
سازی
را
انجام
نداده
است.
بعدا
معلوم
شد
كه
این
روند
را
با
استفاده
از
دو
روش
جداگانه
انجام
داده
است.
سال
گذشته،
ما
دریافیتم
كه
ایران
اسنادی
را
از
شبكهی
عبدالقدیر
خان
(دانشمند
هستهای
پاكستان)
به
دست
آورده
است.
این
اسناد
به
برنامههای
غیر
قانونی
نظامی
كرهی
شمالی
و
لیبی
كمك
كرده
بود.
در
تازه
ترین
گزارش
همه
جانبه
خود،
محمد
البرادعی
نتیجهگیری
كرده
كه
"
آژانس
(بینالمللی
انرژی
اتمی)
در
حال
حاضر
در
جایگاهی
نیست
كه
بتواند
نتیجه
گیری
كند
كه
هیچ
مواد
یا
فعالیتهای
هستهای
اعلام
نشدهای
در
ایران
وجود
ندارد".
دومین
دلیل
نگرانی
ما،
كه
به
اندازهی
دلیل
اولمان
با
اهمیت
است،
ماهیت
برنامههای
هستهای
ایران
است.
ایران
هیچ
نیاز
غیر
نظامی
به
تاسیسات
تبدیل
اورانیوم
در
اصفهان
و
تاسیسات
غنی
سازی
اورانیوم
در
نطنز
ندارد
كه
محور
اصلی
موضع
فعلی
این
كشور
را
تشكیل
میدهد.
ایران
ادعا
میكند
كه
یگانه
كاربرد
این
دو
مركز
به
عنوان
بخشی
از
روند
تولید
سوخت
راكتورهای
هستهای
است.
اما
ایران
فقط
یك
راكتور
برق
هستهای
دارد
كه
آن
هم
در
حال
حاضر
در
بوشهر
زیر
ساخت
قرار
دارد.
مسئله
این
است
كه
بسیاری
از
كشورهای
جهان
با
فقط
چند
راكتور
تولید
برق
هستهای،
ایجاد
تاسیسات
پرهزینهی
تبدیل
و
غنی
سازی
اورانیوم
را
از
نظر
اقتصادی
مقرون
به
صرفه
نمیدانند.
روسها،
به
هرحال،
تامین
سوخت
راكتور
هستهای
بوشهر
را
برای
ده
سال
قرارداد
كردهاند
و
تامین
سوخت
به
صورت
دائمی،
در
صورتی
كه
ایرانیان
مایل
باشند،
را
نیز
پیشنهاد
كردهاند.
با
اینحال،
حكومت
ایران
سعی
میكند
موضوع
را
تصویر
دیگری
بدهد.
نگرانیها
در
مورد
برنامهای
هستهای
ایران،
تنها
آن
نگراییهایی
نیست
كه
به
طور
خاص
كشورهای
اروپایی
و
امریكایی
دارند.
شورای
حكام
آژانس
بینالمللی
انرژی
اتمی،
با
اجماع
و
یك
صدا
قطعنامههایی
را
تصویب
كرد
كه
در
آن
از
ایران
خواسته
میشد
تا
فعالیتهای
مربوط
به
غنی
سازی
و
پردازش
دوبارهی
اورانیوم
را،
به
منظور
اعتماد
سازی،
به
حالت
تعلیق
درآورد.
و
زمانی
كه
در
اوایل
ماه
گذشته
(چهارم
فوریه)
آژانس
تصمیم
گرفت
كه
پروندهی
هستهای
ایران
را
به
خاطر
عدم
پایبندی
قانونی
این
كشور
در
قبال
پیمان
منع
گسترش
تسلیحات
اتمی
به
شورای
امنیت
گزارش
كند،
این
قطعنامه
حمایت
گستردهای
را
از
جمله
از
سوی
روسیه،
چین،
هند،
مصر،
برزیل،
سریلانكا
و
یمن
به
خود
جلب
كرد.
از
٣٥
كشور
عضو
شورای
حكام
آژانس،
فقط
سه
كشور،
یعنی
سوریه،
كوبا
و
ونزوئلا،
رای
مخالف
دادند
و
پنج
كشور
دیگر
نیز
رای
ممتنع.
جامعهی
بینالمللی
حق
دارد
كه
از
مقاصد
هستهای
ایران
نگران
باشد.
اگر
ایران،
كه
یك
برنامهی
فعال
موشكهای
بالستیك
نیز
دارد،
سلاح
هستهای
تولید
كند،
وضعیت
بیثبات
منطقه
خاورمیانه
و
آسیای
مركزی
بازهم
بیشتر
بی
ثبات
خواهد
شد.
همچینن
دیگر
كشورهای
منطقه
نیز
ممكن
است
به
فكر
انكشاف
توان
هستهای
خود
شوند
و
یا
در
جنگ
افزارهای
بیولوژیكی
و
شیمیایی
سرمایه
گذاری
كنند.
من
شنیدهام
كه
گفته
میشود
كه
ما
در
منطقه
از
سیاست
یكسانی
برخورددار
نیستیم.
اجازه
بدهید
كه
به
این
موضوع
بپردازم.
ما
آرزو
داریم
كه
اسراییل
نیز
پیمان
منع
گسترش
تسلیحات
اتمی
را
امضا
میكرد
و
ما
همیشه
گفتهایم
كه
جهان،
مكان
بهتری
میبود
اگر
عضویت
در
این
پیمان
از
سوی
همه
حكومتهای
موجود
قبول
میشد.
ما
همچنین
حامی
فرعی
اولین
قطعنامه
در
سال
١٩٩٥
در
كنفرانس
بازنگری
پیمان
منع
گسترش
تسلیحات
اتمی
بودیم
كه
خواستار
ایجاد
منطقهی
"بدون
تسلیحات
هستهای"
در
خاورمیانه
بود.
ما
در
مقاطع
زمانی
مختلفی
بارها
این
خواست
را
تكرار
كردیم.
اما
هیچ
چیز
به
اندازهی
اینكه
ایران،
تعهدات
بینالمللی
خود
را
به
استهزا
گیرد
و
در
پی
بدست
آوردن
تسلیحات
هستهای
باشد،
هدف
از
ایجاد
خاورمیانهی
بدون
تسلیحات
هستهای،
و
اسراییل
غیرهستهای
–
را
به
خطر
نمیاندازد.
و
زمانی
كه
مردم
دربارهی
استانداردهای
دوگانه
صحبت
میكنند،
بگذارید
بیاد
بیاوریم
كه
اسراییل
هرگز
تهدید
نكرده
كه
ایران
یا
مردم
ایران
را
نابود
میكند.
اما
ایران
چنین
تهدیدی
را
با
استفاده
از
راههای
كاملا
غیر
قابل
قبول
كرده
است.
یك
عامل
دیگر
نگرانی،
لطمهایست
كه
اقدامات
ایران
به
دولتهای
حامی
منع
گسترش
جهانی
تسلیحات
هستهای
میزند.
در
مارچ
سال
١٩٦٣،
رئیس
جمهور
كندی
پیش
بینی
كرد
كه
تا
سال
١٩٧٠
احتمالا
بین
١٥
تا
٢٠
كشور
دارای
تسلیحات
هستهای
وجود
خواهند
داشت،
اما
اكنون،
چهاردهه
بعد
از
این
پیش
بینی،
فقط
هشت
یا
نه
كشور
با
سلاحهای
هستهای
وجود
دارد.
این
امر،
بسیار
رضایت
بخش
است
و
نشان
میدهد
كه
ما
قادر
به
محدود
كردن
گسترش
این
تسلیحات
وحشتناك
شدهایم
و
تا
حد
زیادی،
این
امر
ناشی
از
تلاشهای
كشور
برای
تاسیس
و
تقویت
سیستمی
معتبر
بر
پایهی
یك
توافق
روشن
بر
ضد
گسترش
(تسلیحات
هستهای)
میباشد.
اگر
ایران
بخواهد
،
با
سوء
استفاده
از
امتیازات
خود
تحت
پیمان
(منع
گسترش
تسلیحات
اتمی)،
آژانس
بینالمللی
انرژی
اتمی
و
سازمان
ملل
متحد
را
به
چالش
بكشاند،
و
بر
فعالیتهای
خود
برای
به
دست
آوردن
تسلیحات
هستهای
اصرار
كند،
این
امر
میتواند
زیان
غیرقابل
جبرانی
را
بر
توافقهای
بینالمللی
وارد
كند.
بنابراین
امروز
ما
در
كجا
قرار
داریم؟
هفتهی
گذشته
شورای
حكام
گزارش
موقر
محمد
البرادعی
را
مورد
بحث
قرار
داد.
متاسفانه
باید
بگویم
كه
حكومت
ایران
در
استفاده
از
فرصتی
ناكام
ماند
كه
قطعنامهی
شورای
حكام
در
ماه
فوریه
برای
ایران
فراهم
آورد،
كه
میتوانست
از
طریق
آن
با
تعلیق
كلیهی
فعالیتهای
غنیسازی
و
پردازش
دوبارهی
اورانیوم،
به
سوی
احیای
اعتماد
بینالمللی
گام
بردارد.
اما
در
واقع،
ایران
با
قطع
همكاری
تحت
پروتكل
الحاقی
-
كه
نخستین
از
شمار
متعدد
مذاكرات
بین
خود
من
و
همكاران
فرانسوی
و
آلمانی
من
از
یك
سو
و
طرف
ایرانی
از
سوی
دیگر
بود
-
اعتماد
بینالمللی
نسبت
به
خود
را
بیش
از
پیش
مخدوش
ساخت.
با
توجه
به
جدی
بودن
وضعیت،
این
حق
شورای
امنیت
است
كه
حالا
جهت
تقویت
اختیارات
آژانس
بینالمللی
انرژی
اتمی،
وارد
عمل
شود.
احتیاط
دیپلماتیك
ایجاب
میكند
كه
من
برنامههای
مان
برای
شورای
امنیت
آشكار
نسازم.
مذاكرات
با
اعضای
دائم
و
غیر
دائم
شورای
امنیت
امروز
آغاز
شد.
ما
خواهیم
خواست
كه
براساس
چهار
اصل
ذیل
اقدام
كنیم:
-
اول،
هدف
ما
اعمال
فشار
لازم
است
تا
اینكه
ایران
یك
تعلیق
كامل
و
قابل
بررسی
تمام
فعالیتهای
مربوط
به
غنی
سازی
و
پردازش
دوبارهی
اورانیوم
را
به
اجرا
درآورد
و
با
سازمان
بینالمللی
انرژی
اتمی
همكاری
كامل
نماید.
-
دوم،
اقدام
توسط
شورای
امنیت
باید
به
صورت
افزایشی
باشد:
در
هر
مقطع
زمانی
یك
قدم.
و
همچنین
باید
این
اقدام
برگشت
پذیر
باشد،
تا
ما
بتوانیم
به
عكسالعمل
ایرانیها،
واكنش
نشان
دهیم.
ما
باید
راه
را
برای
مذاكرات
با
ایرانیها
در
هر
مقطعی
باز
بگذاریم،
البته
در
صورتی
كه
آنها
بخواهند
مقررات
را
اطاعت
كنند.
-
سوم،
ما
میخواهیم
نیرومندترین
توافق
بینالمللی
را
در
این
زمینه
حفظ
كنیم.
-
و
سرانجام
اینكه،
اقدام
شورای
امنیت
به
منظور
تقویت
صلاحیت
آژانس
بینالمللی
انرژی
هستهای
خواهد
بود
كه
همچنان
به
ایفای
نقش
اصلی
در
نظارت،
بازرسی
و
حل
مسائل
باقیمانده،
ادامه
خواهد
داد.
بنابراین
دخالت
شورای
امنیت
به
معنای
پایان
تلاشهای
ما
جهت
یافتن
یك
راه
حل
از
طریق
مذاكرات
نیست.
بلكه
آغاز
مرحلهای
جدید
در
تلاشهای
دیپلماتیك
ماست.
اگر
ایران
آماده
است
كه
به
درخواست
آژانس
احترام
كامل
بگذارد،
در
آن
صورت،
درها
برای
یافتن
یك
راه
حل
از
طریق
مذاكرات
دوباره
باز
خواهد
شد.
روسیه
پیشنهادات
سازندهای
ارائه
كرده
است
كه
ما
از
آن
استقبال
میكنیم
و
همچنین
به
ایران
نیز
اجازه
میدهد
كه
به
چرخهی
كامل
سوخت
هستهای
دسترسی
داشته
باشد.
علاوه
بر
آن
فرصتی
را
نیز
مساعد
میسازد
كه
اعتماد
جامعهی
بینالمللی
دوباره
احیای
شود.
اما
ایران
نیز
باید
هیچ
تردیدی
نداشته
باشد
كه
اگر
خواستههای
جامعهی
بینالمللی
را
بازهم
به
چالش
بكشاند،
شورای
امنیت
پاسخ
خواهد
داد.
من
اطمینان
دارم
كه
همه
اعضای
شورا
خواهند
خواست
كه
نگرانیهای
سیاسی
خود
را
از
فعالیت
ایران،
اظهار
كنند
و
از
ایران
بخواهند
كه
به
خواستههای
شورای
حكام
آژانس
بینالمللی
انرژی
اتمی،
احترام
بگذارد.
اگر
حكومت
ایران
تصمیم
بگیرد
كه
به
نگرانیهای
جامعهی
بینالمللی
اعتنا
نكند،
باعث
ضربه
خوردن
منافع
مردم
ایران
خواهد
شد.
عدم
وجود
اطمینان
سیاسی
در
ایران،
قبلا
اعتماد
تجاری
را
متاثر
ساخته
و
بازار
بورس
تهران
ارزش
خود
را
ازدست
داده
است
و
بخش
بزرگی
از
سرمایهی
ایران
در
حال
خارج
شدن
از
كشور
است.
در
یك
اقتصاد
جهانی،
سرمایه
گذاران
خارجی
مدتیست
كه
ترجیح
میدهند
در
مورد
ایران
دوباره
فكر
كنند
و
یا
اینكه
به
دنبال
كشور
دیگری
برای
سرمایه
گذاری
باشند.
حكومت
ایران
در
كشمكش
ایجاد
اشتغال
برای
هفتصد
و
پنجاه
هزار
نفر
خواهد
بود
كه
هرساله
وارد
بازار
كار
میشوند.
بسیاری
از
بهترین
استعدادهای
جوان
ایران
خواهان
خروج
از
كشور
خود
هستند.
روند
طولانی
در
اقدام
سازمان
ملل
متحد،
باعث
تشدید
این
وضعیت
میشود.
این
چیزی
نیست
كه
ما
برای
مردم
ایران
بخواهیم،
اما
تصمیم
در
دست
حكومت
ایران
است.
در
مورد
پروندهی
هستهای
ایران،
این
موضعی
ست
كه
ما
در
حال
حاضر
در
آن
قرار
داریم.
اما
ما
نباید
دستور
كار
بزرگتری
را
نادیده
بگیریم
و
آن
اینكه
چگونه
میتوانیم
به
مردم
ایران
كمك
كنیم
كه
توانایی
خود
را
برای
بازگرداندن
ایران
به
عنوان
كشوری
كه
در
منطقه
و
در
میان
جامعه
بینالمللی
از
قانون
اطاعت
میكند،
درك
كنند؟
این
كار
آسانی
نخواهد
بود
و
همچنین
مسئلهایست
كه
ما
باید
آن
را
از
چند
زاویه
بررسی
كنیم.
تا
جاییكه
به
نفوذ
ایران
در
منطقه
مربوط
میشود،
ما
از
همكاری
خود
با
این
كشور
در
مورد
افغانستان
استقبال
میكنیم.
افغانستان
میتواند
و
باید
به
عنوان
یك
مدل
برای
جامعهی
بینالملل
باشد.
اما،
ما
نباید
از
طرح
مسائل
مشكل
شانه
خالی
كنیم
و
نخواهیم
كرد.
ما
همه
میخواهیم
كه
ایران
یك
نقش
منطقهای
را
به
عنوان
پایهی
ثبات
ایفای
كند،
اما
ایران
تا
زمانی
كه
به
حمایت
از
تروریزم
بپردازد،
موضعی
دوگانه
در
قبال
القاعده
داشته
باشد
و
فعالانه
روند
صلح
خاورمیانه
را
تضعیف
كند،
هیچ
گاه
احترام
منطقهای
را
كه
به
دنبالش
هست،
به
دست
نخواهد
آورد.
در
عین
حال
ما
و
دیگر
اعضای
جامعهی
بینالمللی
نباید
زمانی
كه
حكومت
ایران
از
استانداردهای
بینالمللی
پیروی
نمیكند،
به
فكر
راههای
دیگر
باشیم.
ما
در
مباحثات
سیاسی
داخلی
ایران،
طرف
هیچ
جانبی
را
نمیگیریم
-
این
مسائل
مربوط
به
ایران
میشود
تا
راه
حلی
برای
آن
بیابند
و
آنها
كاملا
توانایی
این
كار
را
دارند.
با
توجه
به
تاریخ
مردم
ایران،
آنها
به
هرگونه
نشانهی
دخالت
از
خارج،
حساس
هستند
و
این
حساسیت
آنها
قابل
درك
است.
اما
به
این
معنا
نیست
كه
ما
باید
دفاع
از
حقوق
بشر
و
آزادیهای
سیاسی
را
متوقف
كنیم،
ارزشهایی
كه
برای
ما
بسیار
با
اهمیت
هستند
و
همچنین
بسیار
از
ایرانیها
نیز
أرزوی
آزادی
بیان،
دولت
شفاف
و
دموكراتیك،
احترام
به
حقوق
اقلیتها
و
یك
سیستم
قضایی
مستقل
را
دارند.
مردم
ایران
از
زمان
انقلاب
مشروطه
در
صد
سال
پیش
همواره
برای
رسیدن
به
این
اهداف
تلاش
كردهاند.
و
ما
باید
به
مر