|
|
شماره ۹۶ • اسفند ماه ۱۳۸۴ • مارس ۲۰۰۶ |
|
« کاریکاتورهای محمد وآزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثناء» سهراب مختاری | ||||||||
|
"اگر
آزادی
رهایی
از
محدودیتهای
سرکوبگرا
باشد،
آزادی
زبان
رهایی
از
محدودیتهای
سرکوبگرا
در
زبان
مسلط
در
جامعه
است."
(محمد
مختاری)
الف: آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثناء حق همگان است. این جملهء یاد شده که در منشور کانون نویسندگان ایران آمده است، نه تنها آرمان انسانی و دمکراتیک این کانون را یادآوری میکند، بلکه یادآور همهء دقایق پر از ترس و التهاب و مرگی است که اعضای این مهمترین نهاد دمکراتیک تاریخ معاصر ایران از سر خود گذراندهاند. اما سئوالی که پس از انتشار کاریکاتورهای محمد در برابر این اصل از منشور کانون نویسندگان مطرح میشود یک سئوال دو سویه است. از یک سو میپرسد که آیا این کاریکاتورها اجازهء کشیده شدن را داشتهاند؟ و از طرف دیگر میپرسد که آیا کاریکاتورهای کشیده شده حق انتشار داشتهاند؟ از نظر من جواب هر دو سئوال مثبت است. هیچ روزنامهنگار، نویسنده و هنرمندی نمیتواند به دلیل ناراحت شدن یک عده انسان متعصب و تندرو مذهبی خودش و اثرش را سانسور کند. و هر اثر ادبی، هنری، خبری و تحقیقی که طنز را هم شامل میشود نیز بدون گذشتن از زیر سانسور دولتی حق انتشار دارد. البته عدهای از فعالین دانشجویی و سیاسی ایرانی مدتی بعد از انتشار کاریکاتورهای محمد در اعلامیهای اعلام داشتند که این کاریکاتورها خلاف آزادی اندیشه و بیان است. این عده از فعالین سیاسی و دانشجویی تفسیر خود را از"آزادی اندیشه و بیان" بیان نکردهاند و به همین خاطر من به خودم اجازه میدهم که برخورد این عده را همتراز اصل بیست و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی بدانم . این اصل بیانگر این قانون است که " نشریات و مطبوعات آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین میکند."* نکتهء تعجبآور هم در این میان این که پنج تن از امضاء کنندگان(آقایان ملکی، مؤمنی، افشاری، دلبری و عطری)** این اعلامیه، از امضاء کنندگان اولیهء پروژهء "رفراندم" نیز هستند و در آن پروژه خواهان تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی شدهاند. این فعالین باید به این مسئله توجه کنند که استبداد همیشه به واسطهء همین اگرها و محدودیتها ی قانونی و همچنین فرهنگی به زندگیاش ادامه میدهد. و کار هنرمند یا هر انسان آزادیخواه این نیست که تسلیم این اگرها و محدودیتهای سیاسی-فرهنگی بشود، بلکه اتفاقاً همهء هویت اجتماعی یک آزادیخواه به مبارزه بر علیه این محدودیتها گره خورده است. ب: نکتهء بعدی و آخر این که زمان آن فرا رسیده است تا همهء ما از کمونیست تا مذهبی "آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثناء" را به عنوان یک پرنسیپ و اصل تعرضناپذیر بپذیریم و آن را تحت هیچ شرایطی فدای دیدگاههای نظری، ایدئولوژیک و سیاسی خود نکنیم. پس بیاییم و به جای همنوایی با خودکامگان اسلامی هویت خود را بجوییم. هویتی که بر فراز میدانهای خیر و شر یا خوب و بد، تنوع و کثرت را باز مییابد. پذیرش تنوع و کثرت نیز به معنای این است که هر انسانی بنابر چگونگی اندیشهها و اعتقتداتش این حق را دارد که آزادانه هر آنچه را که میخواهد بیان کرده و سپس بیانش را منتشر کند. طبعاً و قطعاً همهء اندیشههای انتشاریافته نیز انتقاد پذیر خواهند بود. اما آن چیزی که به عنوان اصل ارتباط میان اندیشهها و اعتقادات گوناگون باقی خواهد ماند، آزادی اندیشیدن و بیان کردن است. این تفسیر جزء نگر از آزادی بر خلاف تفسیر مذهبی و مستبدانهء جمهوری اسلامی به آزادی به عنوان یک "کل" مینگرد که از اجزاء جدایی ناپذیر تشکیل میشود. و به این اصل مهم دست مییابد که " نفی هر جزء از آزادی نفی کل آزادی خواهد بود."**
*.
مجموعهء
اساسی،
انتشار
توسط:
معاونت
پژوهش،
تدوین
و
تنقیح
قوانین
و
مقررات،
تابستان
**. البته این فعالین سیاسی دانشجویی در اعلامیهای توانستهاند خود را از دیگر امضاء کنندگان آن اعلامیه متمایز کنند. اما هرگز نپذیرفتهاند که کشیدن و انتشار آن کاریکاتورها حق انسانی و سیاسی-اجتماعی روزنامهنگاران دانمارکی بوده است. **. جملهای از کارل مارکس که در یکی از مقالات او دربارهء "آزادی مطبوعات" آمده است.
| | |||||||
|
آمار مراجعان به اين سايت |