بازگشت به صفحه اول

شماره ‏۹۶ ‏• اسفند ماه ۱۳۸۴‏‎‏‎ ‎‏‎ •  مارس ۲۰۰۶‏‎‏‎‏‎‏‎ 

بازگشت به صفحه اول

 

 

‏« کاریکاتورهای محمد وآزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و ‏استثناء»‏

سهراب مختاری

 

‏‏"اگر آزادی رهایی از محدودیت‌های سرکوب‌گرا باشد، آزادی زبان رهایی از محدودیت‌های سرکوب‌گرا در ‏زبان مسلط در جامعه است." (محمد مختاری) ‏
‏"هر گونه محدودیتی که در قانون برای آزادی اندیشه و بیان تعیین شود، به وسیله¬ای برای سرکوب ‏اندیشه¬ها و آثار مخالف بدل می¬گردد."(محمد پوینده)‏



شاید دیگر هیچ کسی در جامعهء ایرانیان اهل فرهنگ و قلم باقی نمانده باشد که به مسئلهء کاریکاتورهای محمد فکر ‏نکرده است. در این ایام اگر به هر سایت اینترنتی یا کانال تلویزیونی مراجعه کنیم نشانه‌ای از این کاریکاتورها خواهیم ‏یافت. اما آیا کاریکاتورها نیز نشانی از ما دارند؟‏
من در این فرصت کوتاه نمی‌خواهم به بررسی زیبایی شناسی این کاریکاتورها و یا ارزش گذاری بر روی آن‌ها بپردازم. اما ‏می‌خواهم به عنوان کسی که خودش را یک نویسندهء نوجوان می‌داند و پسر محمد مختاری (شاعر و نویسنده‌ای که ‏جانش را در راه آزادی اندیشه و بیان بی‌هیچ حسر و استثنا از دست داد) نیز هست، به دو نکته در مورد موضوع یاد شده ‏اشاره کنم. چرا که انگار تعصب و تابوی مذهبی می‌خواهد (در ادامهء کشتارها و سرکوب‌های این بیست و هفت سال) ‏به شکل دیگری دوباره آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثناء را قربانی اعتقادات خود کند.‏


 

الف: آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثناء حق همگان است. این جملهء یاد شده که در منشور کانون نویسندگان ایران آمده است، نه تنها آرمان انسانی و دمکراتیک این کانون را یادآوری می­کند، بلکه یادآور همهء دقایق پر از ترس و التهاب و مرگی است که اعضای این مهم­ترین نهاد دمکراتیک تاریخ معاصر ایران از سر خود گذرانده­اند.

اما سئوالی که پس از انتشار کاریکاتورهای محمد در برابر این اصل از منشور کانون نویسندگان مطرح می­شود یک سئوال دو سویه است. از یک سو می­پرسد که آیا این کاریکاتورها اجازهء کشیده شدن را داشته­اند؟ و از طرف دیگر می­پرسد که آیا کاریکاتورهای کشیده شده حق انتشار داشته­اند؟ از نظر من جواب هر دو سئوال مثبت است. هیچ روزنامه­نگار، نویسنده و هنرمندی نمی­تواند به دلیل ناراحت شدن یک عده انسان متعصب و تندرو مذهبی خودش و اثرش را سانسور کند. و هر اثر ادبی، هنری، خبری و تحقیقی که طنز را هم شامل می­شود نیز بدون گذشتن از زیر  سانسور دولتی حق انتشار دارد. البته عده­ای از فعالین دانشجویی و سیاسی ایرانی مدتی بعد از انتشار کاریکاتورهای محمد در اعلامیه­ای اعلام داشتند که این کاریکاتورها خلاف آزادی اندیشه و بیان است. این عده از فعالین سیاسی و دانشجویی تفسیر خود را از"آزادی اندیشه و بیان" بیان نکرده­اند و به همین خاطر من به خودم اجازه می­دهم که برخورد این عده را همتراز اصل بیست و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی بدانم . این اصل بیانگر این قانون است که " نشریات و مطبوعات آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می­کند."*

نکتهء تعجب­آور هم در این میان این که پنج تن از امضاء کنندگان(آقایان ملکی، مؤمنی، افشاری، دلبری و عطری)** این اعلامیه، از امضاء کنندگان اولیهء پروژهء "رفراندم" نیز هستند و در آن پروژه خواهان تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی شده­اند. این فعالین باید به این مسئله توجه کنند که استبداد همیشه به واسطهء همین اگرها و محدودیت­ها ی قانونی و همچنین فرهنگی به زندگی­اش ادامه می­دهد. و کار هنرمند یا هر انسان آزادیخواه این نیست که تسلیم این اگرها و محدودیتهای سیاسی-فرهنگی بشود، بلکه اتفاقاً همهء هویت اجتماعی یک آزادی­خواه به مبارزه بر علیه این محدودیت­ها گره خورده است. 

ب: نکتهء بعدی و آخر این که زمان آن فرا رسیده است تا همهء ما از کمونیست تا مذهبی "آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثناء" را به عنوان یک پرنسیپ و اصل تعرض­ناپذیر بپذیریم و آن را تحت هیچ شرایطی فدای دیدگاه­های نظری، ایدئولوژیک و سیاسی خود نکنیم.

پس بیاییم و به جای همنوایی با خودکامگان اسلامی هویت خود را بجوییم. هویتی که بر فراز میدان­های خیر و شر یا خوب و بد، تنوع و کثرت را باز می­یابد. پذیرش تنوع و کثرت نیز به معنای این است که هر انسانی بنابر چگونگی اندیشه­ها و اعتقتداتش­ این حق را دارد که آزادانه هر آنچه را که می­خواهد بیان کرده و سپس بیانش را منتشر کند. طبعاً و قطعاً همهء اندیشه­های انتشاریافته نیز انتقاد پذیر خواهند بود. اما آن چیزی که به عنوان اصل ارتباط میان اندیشه­ها و اعتقادات گوناگون باقی خواهد ماند، آزادی اندیشیدن و بیان کردن است.

این تفسیر جزء نگر از آزادی بر خلاف تفسیر مذهبی و مستبدانهء جمهوری اسلامی به آزادی به عنوان یک "کل" می­نگرد که از اجزاء جدایی ناپذیر تشکیل می­شود. و به این اصل مهم دست می­یابد که " نفی هر جزء از آزادی نفی کل آزادی خواهد بود."**

 

*. مجموعهء اساسی، انتشار توسط: معاونت پژوهش، تدوین و تنقیح قوانین و مقررات، تابستان ۱۳۸۱

**. البته این فعالین سیاسی دانشجویی در اعلامیه­ای توانسته­اند خود را از دیگر امضاء کنندگان آن اعلامیه متمایز کنند. اما هرگز نپذیرفته­اند که کشیدن و انتشار آن کاریکاتورها حق انسانی و سیاسی-اجتماعی روزنامه­نگاران دانمارکی بوده است.

**.  جمله­ای از کارل مارکس که در یکی از مقالات او دربارهء "آزادی مطبوعات" آمده است.

 

 

 


 

 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن شماره ‏۹۶ ‏• اسفند ماه ۱۳۸۴‏‎‏‎ • مارس ۲۰۰۶‏‎‏‎‏‎‏‎

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت