بازگشت به صفحه اول

شماره ۹۴ • دی ماه ۱۳۸۴‏‎‏‎ •  دسامبر ۲۰۰۵‏‎‏‎‏‎‏‎

بازگشت به صفحه اول

 

خیز بنیادگرایان برای تشکیل حکومت اسلامی
محمد تهوری

 

 در حالیکه هنوز زمان قطعی برای برگزاری انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری تعیین نشده و بحث های بسیار جدی برای تعویق انتخابات مطرح است ، تحرکات برخی روحانیون بنیادگرا شائبه تلاش جدی برای طراحی تحولاتی اساسی در آینده را به ذهن متبادر می سازد،چراکه نقش و عملکرد مجلس خبرگان و نحوه گزینش اعضای آن نشان می دهد که این نمایش نمی تواند بی ارتباط با برنامه یی جدی برای باز تولید تعریفی جدید از نقش و جایگاه رهبری و نوع حکومت ایران باشد.
تعطیلی کلاس درس آیت الله مصباح یزدی پرچمدار روحانیت بنیادگرا در قم و برگزاری کلاس خصوصی فقه برای
۲۵ نفر از مریدان خود ( سایت روز آن لاین ۲۱ آذر ۸۴ ) ، برگزاری همایش بررسی کم و کیف مجلس خبرگان در مشهد توسط موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی و تاکید بر ضرورت جوانگرایی در مجلس خبرگان ( سایت فردا ۱۹ آذر ۸۴ ) ، تاکید آیت الله احمد خاتمی بر اعمال نظارت استصوابی در بررسی صلاحیت نامزدان مجلس خبرگان توسط شورای نگهبان در پاسخ به نامه آیت الله کروبی و تهیه فهرست نامزدان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی به ریاست آیت الله مصباح یزدی در مقابل فهرست تشکل های روحانی و ... نشان می دهد

 

روحانیون بنیادگرا که با حمایت از دکتر احمدی نژاد توانسته اند در نهمین انتخابات ریاست جمهوری با صف آرایی در برابر روحانیون سنتی حوزه علمیه که از نامزدی آیت الله هاشمی رفسنجانی حمایت کرده بودند به پیروزی برسند این بار اسب خود را برای فتح مجلس خبرگان زین کرده اند
 

اما این تلاش وقتی معنادار می شود که بدانی :
۱- مجلس خبرگان رهبری طبق اصول ۱۰۷، ۱۰۸ و ۱۷۷ قانون اساسی وظیفه انتخاب ، عزل و نظارت بر رهبری و نهادهای تحت نظر ایشان را بر عهده دارد و برابر با ماده ۱۸ آیین نامه داخلی مجلس خبرگان موظف به وضع قوانین مربوطه است ولی در طول ۲۴ سال فعالیت ( ۳ دوره ۸ ساله ) حتی یک مورد از نظارت اعمال شده بر عملکرد رهبری و دستگاههای تحت نظر ایشان که مهمترین وظیفه این مجلس است به ملت گزارش نشده است و حتی پس از برگزاری هر نشست به دیدار مقام رهبری رفته و به بیانات ایشان گوش فرا داده و دبیر این مجلس نیز گزارشی از کم و کیف اجلاس به مقام رهبری ارائه می دهد.
در واقع آنجا که رهبر باید با حضور در مجلس خبرگان به پرسش های نمایندگان پاسخ و گزارشی از عملکرد خود ارائه کند اعضای مجلس خبرگان در محضر مقام رهبری حاضر شده و گزارش عملکرد ارائه می کنند به همین دلیل طی ۲۴ سال گذشته هیچگاه ضرورتی برای عزل رهبر ی و انتخاب فرد دیگر احساس نشده است.
۲- مجلس خبرگان تنها مکلف به برگزاری نشست سالانه ( سالی یکبار و طی دو روز) است یعنی در واقع نمایندگان این مجلس تنها ۲ روز در سال مکلف به حضور در نشست سالانه هستند در حالیکه امر نظارت باید دائمی و مستمر باشد و در خلال بحث های داخلی اعضای خبرگان است که درستی یا نادرستی عملکرد رهبر روشن می شود. این امر گواه این است که مجلس خبرگان نه تنها به وظیفه نظارتی خود عمل نمی کند بلکه ظاهرا اعتقادی به چنین وظیفه یی ندارد در غیر این صورت مجلس خبرگان بصورت دائمی حداقل در کمیسیونها تشکیل جلسه میداد.
۳- اکثریت اعضای مجلس خبرگان از منصوبان رهبری در نهادهای تحت نظر خویش اند لذا اصل نظارت با چنین فرایندی خود به خود منتفی است ، چگونه ممکن است افرادی که تصدی دستگاهی را بر عهده گرفته اند بر عملکرد آن دستگاه و مقام مافوق اش نظارت کنند از سوی دیگر در این فرایند روشن نیست نمایندگان مجلس خبرگان باید بر عملکرد رهبر نظارت داشته باشند یا رهبری باید بر عملکرد منصوبان خود نظارت کند.
۴- صلاحیت نامزدان انتخابات مجلس خبرگان در یک دور باطل توسط منصوبان رهبری در شورای نگهبان مورد رسیدگی قرار می گیرد ، وقتی عده یی از منصوبان رهبری قرار است صلاحیت افرادی را بررسی کنند که می خواهند بر عملکرد رهبری نظارت داشته باشند و در صورت لزوم رای به عزل وی دهند چگونه ممکن است این انتخابات آزاد و سالم برگزار شود . در چنین شرایطی تکلیف روحانیون ا صلاح طلب روشن است و معمولا قبل از آنکه با تیغ شورای نگهبا ن حذف شوند از اعلام نامزدی صرفنظر می کنند همانطور که آیت الله موسوی تبریزی دبیر کل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه ( در گفتگو با خبرگزاری کار ایران ۱۴ شهریور ۱۳۸۴ ) می گوید : در حوزه علمیه ۲۰۰۰ مجتهد وجود دارد که امتحان دادن به بهترین های شورای نگهبان را اهانت به خود تلقی کرده و در انتخابات شرکت نمی کنند.
۵- اجتهاد بعنوان مهمترین شرط انتخاب شدن در انتخابات مجلس خبرگان در حقیقت رقابت را به مجتهدین۴ تشکل متعلق به روحانیون یعنی جامعه مدرسین حوزه علمیه ، جامعه روحانیت مبارز، مجمع روحانیون مبارز و مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه محدود کرده است در این دایره بسته دو تشکل آخر نیز جز اقلیتی از اعضایشان که رد صلاحیت شان ممکن نیست قادر به عبور از فیلتر شورای نگهبان نیستند و در نهایت انتخابات بدون رقابت و با حضور نامزدان ۲ تشکل اول برگزار می شود.
در چنین شرایطی برگزاری مانورهای متعدد علمای بنیادگرا برای فتح مجلس خبرگان در واقع تجهیز برای صف آرایی در مقابل روحانیون سنتی صاحب قدرت و وابسته به حکومت قلمداد میشود چراکه آنها رقیبی جز این دسته از روحانیون پیش رو ندارند .
در این خصوص چند فرض قابل تصور است:
۱- علمای بنیادگرا که طی سالهای اخیر از حمایت های مادی و معنوی حاکمیت از جمله شخص رهبر برخوردار بوده اند با تصاحب کرسی ریاست جمهوری فرصت را برای استقرار حکومت اسلامی بعنوان آرزویی دیرینه مغتنم شمرده و در این راه نیازمند کنترل و همراهی رهبر و در صورت نیاز تغییر رهبری دارند.
۲- علمای بنیادگرا در هماهنگی با رهبر تصمیم دارند با کنار زدن روحانیون سنتی به ویژه آیت الله هاشمی رفسنجانی به قلع و قمع گسترده تکنوکرات ها و حذف روشنفکران و دگراندیشان پرداخته تا بتوانند هرگونه روزنه یی برای بازیابی قدرت توسط منتقدان را مسدود کنند.

 

ایده استقرار حکومت اسلامی و حذف کامل بساط جمهوریت برای بنیادگرایانی که سالها به تئوری پردازی در این حوزه مشغول بوده اند بر بستری بهتر از این مهیا نخواهد شد
 

 


۳- ... و در خوشبینانه ترین فرض بنیادگرایان برای داغ کردن تنور همیشه سرد انتخابات مجلس خبرگان و سرگرم کردن فعالان سیاسی این نمایش را به راه انداخته اند تا پس از کسب پیروزی در این میدان بی رقیب بتوانند با تکیه بر آن اهداف سیاسی اشان را به پیش ببرند.
اما به نظر نگارنده فرض اول را باید جدی تر گرفت چراکه ایده استقرار حکومت اسلامی و حذف کامل بساط جمهوریت برای بنیادگرایانی که سالها به تئوری پردازی در این حوزه مشغول بوده اند بر بستری بهتر از این مهیا نخواهد شد . آنها به خوبی با موقعیت و قدرت مجلس خبرگان آشنا هستند و نیک می دانند که ناکارآمدی مجلس خبرگان در طول ۲۴ سال گذشته ناشی از اراده حاکمیت بوده است و گرنه این مجلس قدرت در اختیار گرفتن امور را داراست همانگونه که حضرت امام در پیامی به نمایندگان اولین دوره مجلس خبرگان ( ۲۳ تیر ۱۳۶۲ ) می گوید:" ... و اکنون شما ای برگزیدگان ملت ستمدیده در طول تاریخ شاهنشاهی و ستمشاهی ، مسولیتی قبول کردید که در راس همه مسولیت هاست و آغاز به کاری کردید که سرنوشت اسلام و ملت رنجدیده و شهید داده و داغدیده در گرو آن است."

 

برگرفته از ادواز نيوز

 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن شماره ۹۴ • دی ماه ۱۳۸۴‏‎‏‎ • دسامبر ۲۰۰۵‏‎‏‎‏‎‏‎

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت