•
اكنون
بیش
از
سه
ماه
است
كه
او
را
به
طور
انفرادی
در
بازداشتگاه
امنیتی
دو
-
الف
حبس
كردهاند.
در
حالی
كه
كمتر
از
سه
ماه
و
نیم
از
حبس
شش
ساله
آقای
گنجی
باقی
مانده،
نه
تنها
از
زندان
باز
یا
عمومی
خبری
نیست،
بلكه
بیش
از
سه
ماه
است
كه
در
بازداشتگاه
انفرادی
محبوس
است.
بیش
از
شش
ماه
است
كه
از
ملاقات
با
وكلایش
محروم
است.
شصت
و
سه
ماه
است
كه
ممنوع
التلفن
است.
در
طول
چهار
ماه
گذشته
فقط
دو
بار
فرزندان
خود
را
ملاقات
كرده
است.
كتاب
به
او
نمیدهند.
بیماریهای
او
بدون
معالجه
ادامه
دارد.
از
كمر
درد
مزمن
(دیسك
كمر
)
و
زانو
درد
شدید
رنج
میبرد...
چهارشنبه
٢٣
آذر
١٣٨۴
–
١۴
دسامبر
٢٠٠۵
معصومه
شفیعی
همسر
اكبر
گنجی
برای
چندمین
بار
متوالی
در
نامه
سرگشاده
به
ذكر
فشار
ها
و
رنجهایی
كه
بر
اكبر
گنجی
و
خانواده
اش
می
رود
پرداخته
است.
به
گزارش
سایت
ادوار
نیوز،
در
نامه
ی
جدید
خانم
معصومه
ی
شفیعی
آمده
است:
امروز
چهار
شنبه
۲۳
آذر
۸۴
،
دوهزار
و
شصت
و
یك
روز
از
حبس
اكبر
گنجی
میگذرد.
در
آخر
اردیبهشت
ماه
سال
جاری،
او
به
دلیل
حكم
غیرقانونی
و
غیرعادلانه
و
تبعیض
در
اجرای
حكم
نا
عادلانه،
محرومیت
چند
ساله
از
تماس
تلفنی،
و
محرومیت
از
مداوای
بیرون
از
زندان،
دست
به
اعتصاب
غذا
زد.
مسئولین
مربوطه
بارها
و
بارها
اعلام
كردند
اگر
او
اعتصاب
غذا
را
بشكند
،
به
مرخصی
استعلاجی
اعزام
خواهد
شد.
وقتی
حال
او
به
شدت
رو
به
وخامت
نهاد
،
او
را
به
بیمارستان
بردند.
در
بیمارستان
هم
به
طور
مكتوب
و
شفاهی
به
او
گفته
شد
اگر
دست
از
اعتصاب
غذا
بردارد
ظرف
كمتر
از
۹
روز
به
خانه
می
رود
و
دیگر
به
زندان
باز
نخواهد
گشت.
اما
مطابق
معمول
با
دروغ
و
فریب
و
پیمان
شكنی
،
نه
تنها
او
را
به
خانه
نفرستادند
،
بلكه
در
چند
نوبت
به
خاطر
اظهار
عقاید
و
دیدگاه
هایش
او
را
به
شدت
مضروب
كردند.
فحشهایی
نثار
او
كردند
كه
در
بدترین
محلهها
و
اماكن
فساد
هم
بر
زبان
نا
اهلان،
جاری
نمیشود.
با
چشمبند
و
دستبند
و
همراه
با
كتك
او
را
به
زندان
بردند.
در
اثر
رفتار
وحشیانه
ماموران
ویژه
دادستانی
كتف
چپش
آسیب
شدید
دید
به
طوری
كه
با
گذشت
۳
ماه
هنوز
درد
میكند.
اكنون
بیش
از
۳
ماه
است
كه
بر
خلاف
قانون
سازمان
زندانها
او
را
به
طور
انفرادی
در
بازداشتگاه
امنیتی
۲
الف
حبس
كردهاند.
مطابق
ماده
۹
و
۱۰
آییننامه
سازمان
زندانها،
زندانی
پس
از
گذراندن
یك
پنجم
از
حبس
خود
در
بند
عمومی،
به
زندان
باز
منتقل
و
بقیه
حبس
خود
را
در
آنجا
خواهد
گذراند.
در
حالی
كه
كمتر
از
سه
ماه
و
نیم
از
حبس
۶
ساله
آقای
گنجی
باقی
مانده،
نه
تنها
از
زندان
باز
یا
عمومی
خبری
نیست،
بلكه
بیش
از
۳
ماه
است
كه
در
بازداشتگاه
انفرادی
محبوس
است.
بیش
از
۶
ماه
است
كه
از
ملاقات
با
وكلایش
محروم
است.
۶۳
ماه
است
كه
ممنوع
التلفن
است.
در
طول
۴
ماه
گذشته
فقط
۲
بار
فرزندان
خود
را
ملاقات
كرده
است.
كتاب
به
او
نمیدهند:
در
سه
ماه
گذشته
بارها
درخواست
كرده
معجم
قرآن
در
اختیار
او
قرار
دهند
اما
حتی
كشفالآیات
هم
در
اختیار
او
قرار
نمیدهند.
بیماریهای
او
بدون
معالجه
ادامه
دارد.
از
كمر
درد
مزمن
(دیسك
كمر
)
و
زانو
درد
شدید
رنج
میبرد.
زانوهایش
حتما
باید
عمل
شوند،
بسیار
ضعیف
شده
و
جز
پوست
و
استخوان
چیزی
از
او
باقی
نمانده
است.
طی
ماههای
گذشته
۲۷
كیلوگرم
كاهش
وزن
داشته
است.
به
همین
خاطر
میزان
فشار
خون،
قند،
پروتئین
و
گلبولهای
سفید
و
قرمزش
بسیار
پایین
است.
طی
۳
ماه
گذشته
حتی
یك
بار
هم
او
را
به
بهداری
زندان
نبردهاند
چون
نمیخواهند
شرایط
جسمانی
او
را
كسی
ببیند.
دستها
و
بدنش
به
شدت
سرد
است
و
اینها
همه
در
حالی
است
كه
وضعیت
محل
نگهداری
او
از
نظر
قرار
داشتن
حمام
و
دستشویی
در
حیاط
زندان
و
پایین
بودن
درجه
حرارت
محل
نگهداری
او،
بر
وخامت
حالش
میافزاید.
آقایان
كماكان
به
وعده
و
وعیدهای
خود
ادامه
میدهند
و
با
پیمان
شكنیهای
مكرر،
عدم
تعهد
و
پایبندی
خود
را
نه
تنها
به
قانون
بلكه
به
حداقل
اصول
انسانی
بارها
و
بارها
اثبات
كرده
و
میكنند.
من
به
شدت
نگران
وضعیت
جسمانی
همسرم
هستم
و
به
صراحت
اعلام
میكنم
هر
حادثهای
برای
او
پیش
آید
مسئولیت
مستقیم
آن
به
عهده
زمامداران
نظام
است.
یكی
از
مسئولین
اخیرا
به
آقای
گنجی
گفته
كه
:"با
افكاری
كه
تو
داری
،
جنازه
ات
از
اینجا
بیرون
برود
،
بهتر
است
.
هركس
،
حتی
مسئول
این
بازداشتگاه
هم
اگر
چنین
افكاری
داشته
باشد
،
بهتر
است
جنازه
اش
از
اینجا
بیرون
برود."
یكبار
دیگر
هم
به
او
گفته
:
"
اگر
در
اینجا
بمیری
،
بسیاری
از
مسئولین
خوشحال
خواهند
شد
و
كسی
ككش
هم
نمیگزد".
سئوال
من
اینست
كه
اینهمه
برخورد
نا
عادلانه
،
غیر
قانونی
و
غیر
انسانی
با
یك
فرد
آنهم
به
دلیل
ابراز
عقایدش
چه
توجیهی
دارد؟
در
سال
۱۳۷۶
،
۹۰
روز
او
را
حبس
كردند
.
از
ابتدای
سال
۷۹
هم
تاكنون
۲۰۶۱
روز
.
یعنی
جمعا
۲۱۵۱
.
در
كجای
دنیا
یك
فرد
به
بهانه
در
اختیار
داشتن
فتو
كپی
روزنامه
ها
-
اما
در
واقع
به
دلیل
نقد
قدرت
غیر
پاسخگو
كه
نه
توجیه
شرعی
دارد
نه
عرفی
-
تا
این
حد
مجازات
می
شود؟
كجای
دنیا
فردی
بیمار
را
ممنوع
الملاقات
با
وكیل
و
با
خانواده،
ممنوعالتلفن،
ممنوعالمعالجه،
ممنوعالمطالعه،
ممنوعالتغذیه
نموده
و
در
انفرادی
حبس
میكنند؟
آیا
انتقام
گرفتن
از
یك
فرد،
برخی
را
آنقدر
بیرحم
كرده
كه
مرگ
منتقد
را
لحظهشماری
میكنند؟
آیا
اینها
نشانههای
مهرورزی
و
عدالت
طلبی
است؟
رفتار
با
گنجی
نشان
میدهد
كه
شعار
عدالت
خواهی
و
مهرورزی
با
شهروندان
تا
چه
حد
به
واقعیت
نزدیك
است.
گنجی
را
مهرورزانه
كتك
زدند،
برای
اثبات
مهربانیشان
به
او
زشت
ترین
دشنامها
را
دادند
و
در
انفرادی
حبس
كردند.
ممنوعیت
از
تلفن
و
ملاقات
با
خانواده
و
وكیل
برای
اثبات
عدالت
خواهی
و
رافت
اسلامی
است؟
نحوه
رفتار
و
برخورد
با
مخالفان
و
دگراندیشان،
ملاك
و
میزان
پایبندی
به
شعارها
است،
نه
امتیاز
دادن
به
خودیها
و
متملقان.
فرزندان
گنجی
۶
سال
است
كه
از
پدر
محرومند.
آنچه
در
این
سالها
و
مخصوصا
در
۷
ماه
اخیر
بر
آنها
رفته،
واهی
بودن
ادعاها
و
پوچ
و
توخالی
بودن
شعارهای
پررنگ
و
لعاب
مدعیان
دروغین
عدالت
و
قانون
مداری
را
میرساند.
فرزندان
گنجی
و
مادر
پیر
و
چشم
به
راهش
با
روح
و
جسم
خود،
عدالت
و
مهرورزی
حكومت
را
احساس
كرده
و
میكنند.
آیا
این
بیگناهان
منتظر،
حق
دارند
كه
از
خود
بپرسند
كه
این
چه
عدالتی
و
چه
حكومت
اسلامی
است
كه
در
طول
۴
ماه
فقط
۲
بار
به
آنها
اجازه
ملاقات
با
عزیز
بیمار
و
دربند
خود
را
داده
است؟
ننگ
و
نفرت
بر
آنانی
باد
كه
بهانهی
هدفی
به
زعم
خود
مقدس
از
ددمنشانهترین
روشها
استفاده
كرده
و
به
گمان
خود
به
فریب
دیگران
مشغولند
كه
در
واقع
جز
خود
را
نمیفریبند.
نگاهی
به
سرنوشت
محتوم
مستبدین
تاریخ
گذشته
و
معاصر،
درس
عبرتی
برای
همه
عاشقان
و
سرسپردگان
قدرت
است،
باشد
كه
دریابند.
معصومه
شفیعی
همسر
و
مادری
نگران
و
مستاصل
چهارشنبه
۲۳/۹/۸۴
مطابق
با
صدویكمین
روز
زندان
انفرادی
اكبر
گنجی
ميهن شماره ۹۳ • آذر ماه ۱۳۸۴ • دسامبر ۲۰۰۵ | http://www.mihan.net |
نقل مطالب با ذکر منبع آزاد |
|