محمود
احمدی
نژاد
در
اجلاس
عموی
سازمان
ملل
در
سخنرانی
کوتاهی
جهانيان
را
به
"مهرورزی"،
"
دفاع
از
صلح"،
استقبال
از
"گفتگو"
و
دفاع
از
مناسبات
دموکراتيک
در
ميان
اعضای
سازمان
ملل
و
دموکراسی
در
درون
اين
سازمان
فراخواند.
يکی
از
نويسندگان
آلمانی
می
نويسد
پس
از
نابودی
رژيم
نازی
ها
در
آلمان
نويسندگان
برای
برگرداندن
حيثيت
واژه
ها
در
جامعه
آلمان
به
کار
و
تلاش
زيادی
دست
زدند.
چرا
که
نازی
ها
سرکوب
آزادی،
حق
کشی،
نژاد
پرستی،
آدم
کشی،
جنگ
و
تبعيض
را
با
واژه
هائی
چون
"عدالت"،
"برابری"،
"آزادی"،
"ميهن
پرستی"
و
"
مهرورزی"
تزئين
می
کردند.
به
گونه
ای
که
اين
واژه
ها
تا
سالها
پس
از
نابودی
هيتلر
برای
قربانيان
فاشيسم
هيتلری
ترس
آور
شده
بودند.
حالا
ما
ايرانيان
هم
معنی
"مهرورزی"
شاگرد
مصباح
يزدی
و
خامنه
ای
را
می
فهميم.
لحظه
ای
به
چگونگی
قتل
زهرا
کاظمی،
قتل
های
زنجيره
ای،
تهاجم
مغول
وار
همفکران
و
همتايان
احمدی
نژاد
به
کوی
دانشگاه،
قلع
و
قمع
مطبوعات،
وضعيت
گنجی
و
زرافشان،
ترور
نيمه
کاره
سعيد
حجاريان،
آنچه
ديروز
بر
امثال
سحابی
و
عبدی
گذشت
و
حالا
بر
عبدالله
مفتاح
سلطانی
وکيل
خانواده
زهرا
کاظمی
و
دهها
تن
از
زندانيان
سياسی
می
گذرد
بينديشيد.
لحظه
ای
به
خانواده
هزاران
اعدامی
و
صدها
ترور
شده
به
دست
هم
فکران
و
هم
تايان
احمدی
نژاد
فکر
کنيد
تا
بهتر
به
مفهوم
"مهرورزی"
در
فرهنگ
احمدی
نژادها
آشنا
شويد.
به
عضو
گيری
برای
عمليات
انتحاری
و
استشهادی
و
نظريه
ارهاب
آقای
مصباح
يزدی
استاد
احمدی
نژاد،
فکر
کنيد
تا
مفهوم
شعر
"بنی
آدم
اعضای
يکديگرند"
سعدی
را
در
فرهنگ
احمدی
نژاد
بهتر
دريابيد.
آيا
اگر
سعدی
و
حافظ
و
مولوی
و
فردوسی
زنده
و
معاصر
اين
آقايان
بودند،
اسير"مهرورزی"
آنها
نمی
شدند؟
شگفتا
که
تقريبا
هم
زمان
با
اين
سخنان
عوامفريبانه
احمدی
نژاد
در
سازمان
ملل،
هم
تای
او
آقای
عليزاده
در
ايران
خواستار
"خشونت
هرچه
بيشتر"
برای
حفظ
حقوق
شهروندی
ايرانيان
شده
است.
گزارش
عليزاده
رئيس
دادگستری
تهران
به
خامنه
ای
و
مصاحبه
بعدی
وی
در
مورد
واکنش
خامنه
ای
نسبت
به
اين
گزارش
يکی
از
نگران
کننده
ترين
خبرهای
روزهای
گذشته
ايران
بود.
در
اين
مصاحبه
عليزاده
پس
از
آن
که
از
نگرانی
رهبر
پس
از
خواندن
گزارش
رشد
خشونت
و
شرارت
در
جامعه
خبر
می
دهد
و
می
گويد
رهبر
از
اين
گزارش
تکان
خورده،
مدعی
می
شود
که
علت
رشد
خشونت
و
شرارت
وجود
دادسراها
هستند.
عليزاده
می
گويد
برای
دفاع
از
حقوق
شهروندی
بايد
با
کسانی
که
در
محلات
تهران
و
شهرهای
بزرگ
با
اعمال
خشونت
مايه
آزار
مردم
می
شوند
با
قاطعيت
برخورد
شود.
او
می
گويد
چنين
آدم
هائی
مفسدان
فی
الارض
هستند
و
تکليف
آنها
معلوم
است.
بديهی
است
که
عليزاده
به
منشاء
واقعی
خشونت
که
خود
رژيم
اسلامی
است
هيچ
اشاره
ای
نکند
و
راه
دفع
و
رفع
خشونت
را
قاطعيت
هرچه
بيشتر
قوه
قضائيه
و
نيروهای
انتظامی
يعنی
خشونت
و
سرکوب
هرچه
بيشتر
بداند.
اما
چه
کسی
است
نداند
که
رشد
روحيه
خشونت
و
شرارت
در
برخی
از
محلات
فقير
نشين
تهران
و
شهرهای
بزرگ
نتيجه
اعمال
خشونت
توسط
جمهوری
اسلامی،
نتيجه
تبليغ
و
ترويج
خشونت،
اعدام
و
تعزير
در
ملاء
عام
و
البته
نتيجه
فقر،
بيکاری
و
نوميدی
است.
دادسراها
که
پس
از
انقلاب
کنار
گذاشته
شدند
در
سالهای
اخير
و
پس
از
آن
که
اصلاح
طلبان،
اعضای
کانون
وکلا
و
برخی
از
"عقلای"
رژيم
از
رشد
دامنه
خودسری
ها
و
يکه
تازی
ها
و
حق
کشی
های
قضات
ابراز
نگرانی
کردند،
دوباره
و
تا
اندازه
ای
احيا
شدند.
حالا
به
نظر
می
رسد
که
با
کنار
زدن
اصلاح
طلبان،
حاکميت
شرايط
را
برای
حذف
دادسراها
و
اعمال
خشونت
و
خودسری
بيشتر
مناسب
تشخيص
داده
است.
"ميهن"