بازگشت به صفحه اول

شماره ۹۰ • شهريور ۱۳۸۴‏‎‏‎ • اوت - سپتامبر ۲۰۰۵‏‎‏‎

بازگشت به صفحه اول

 

به ائتلاف مشارکت - هاشمی نمی پیوندیم
گفتگو با ابراهیم یزدی ، دبیر کل نهضت آزادی ایران 

 

ایران ما – روز گذشته دكتر ابراهیم یزدی ، دبیر کل نهضت آزادی ایران به پرسش‌های مركز پژوهش‌های صدا و سیمای قم پاسخ داد که در زیر متن کامل این پرسش و پاسخ را می خوانید :
- عوامل حضور مردم در انتخابات بر خلاف پیش بینیهایی كه در محافل داخلی و خارجی مبنی بر تحریم مردم شده بود چه بود؟ از بین این دلایل " تنوع كاندیداها، تبلیغات ومشكلات معیشتی مردم" كدام عامل را در حضور گسترده مردم موثرتر میدانید؟
براساس آمارهای غیررسمی منتشر شده توسط برخی از نهادهای رسمی، پیش‌بینی می‌شد كه حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد واجدین شرایط در نهمین انتخابات ریاست جمهوری شركت كنند. یعنی بین ۵۵ تا ۶۰ درصد شركت نكنند. اما خودداری این تعداد از جمعیت از شركت در انتخابات، تماما به دلیل یا علت تحریم برخی از گروه‌ها و یا تبلیغات رادیوهای خارجی نبود. به نظر می‌رسد این جمعیت را باید به سه گروه، تقسیم كرد: اول‌ گروهی كه در هر حال و صرفنظر از شرایط و جو سیاسی منفعل است و علاقه¬ای به شركت در انتخابات ندارد. در تمام كشورها، حتی در جوامعی كه دموكراسی نهادینه شده است درصدی از واجدین شرایط به طور دائم از حضور در پای صندوق‌های رای خودداری می‌نماید.
دوم گروهی كه به شركت در سرنوشت و دادن رای علاقمند است و احساس مسئولیت می‌كند، اما ناامید شده است. هدف اصلی جنبش اصلاح‌طلبی، اصلاح انحرافات، قانون‌گریزی‌ها و سایر مسایل و مشكلات، از طریق تغییر در ساختارهای حقیقی، یعنی رفتار مسئولان و كنشگران حكومتی، بود و نه تغییر در ساختارهای حقوقی (قانون اساسی) . تجربه هشت ساله دولت آقای خاتمی، و مقابله‌هایی كه با این دولت شد، احتمال موفقیت در تغییر ساختارهای حقیقی را به شدت كاهش داد و موجب آن شد كه امید به اصلاح ساختارهای حقیقی، در چارچوب ساختارهای حقوقی فعلی از بین برود یا كاهش پیدا كند. بنابراین، از نظر این گروه‌، شركت در انتخابات بی‌معنی و فاقد ارزش و اعتبار و عملی لغو و بیهوده محسوب می‌شد. در حالی كه گروه اول، جمعیتی از نظر سیاسی فعال بود. خاموش بود. این گروه جمعیتی فعالان سیاسی با دیدگاه‌های متفاوت و معتقد به عدم شركت در انتخابات در تبلیغ مواضع خود فعال بودند و از امكانات محدودی كه داشتند، استفاده می‌كردند. سوم گروهی از جمعیت كه علاقمند به شركت در سرنوشت و رفتن به پای صندوق‌های رای بود، اما حضورش مشروط به آن بود كه آرایش نیروهای سیاسی به هنگام انتخابات چگونه شكل بگیرد. در واقع حضور یا عدم حضور این بخش از «امتناع» كنندگان، به برنامه‌ها و سیاست‌های احزاب و گروه‌های سیاسی مورد اعتماد و توجه مردم، یا این بخش از جمعیت، بستگی داشت.
اعتراض كاندیداهایی نظیر كروبی، هاشمی و معین به تقلبات و تخلفات انتخاباتی در دور اول می‌باشد كه موجب شد احمدی‌نژاد به دور دوم برسد. برای پی بردن به آنچه اتفاق افتاده است شمارش مجدد آرای حوزه‌ای مثل اصفهان و شیراز می‌توانست پرده از اسرار بردارد. مطلب روشن است و به قول معروف تنها خواجه حافظ شیراز از آن بی‌اطلاع است.

هنگامی كه نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب درون حاكمیت، و اپوزیسیون یا احزاب بیرون از حاكمیت (نظیر نهضت آزادی ایران و سایر فعالان ملی ـ مذهبی) با گروه دوم یاد شده در بالا هماهنگی كه نكردند و بر اساس برنامه‌های راهبردی تعریف شده خودشان و در چارچوب منافع ملی اعلام حضور مشاركت نمودند، این بخش از جمعیت از حالت بی‌تفاوتی یا بی‌تصمیمی بیرون آمد و به صحنه فعال انتخابات وارد شد. در آماری كه در بالا اشاره شد، آمده بود كه از كل جمعیت، حدود ۳۰ درصد گفته بودند كه هنوز تصمیمی برای شركت یا عدم شركت در انتخابات نگرفته‌اند. از میان همین جمعیت بود كه درصدی از آنها با ورود اصلاح طلبان بیرون از حاكمیت به صحنه انتخابات وارد شدند.
- نقطه گسست و اضمحلال تئوری تحریم انتخابات چه بود؟
تحریم انتخابات علی‌الاصول حركتی «سلبی» و نه «ایجابی» ؛ «منفعل» و نه «فعال» محسوب می‌شود. اما در شرایطی هم ممكن است به عنوان یك نافرمانی مدنی حركتی مثبت و فعال محسوب شود. باید یادآور شد كه میان «تحریم» و «عدم شركت» یك تفاوت جدی وجود دارد. و همچنین میان شركت یا عدم شركت یك شخصیت حقوقی نظیر یك حزب سیاسی ـ با شخصیت حقیقی ـ شهروند ـ در انتخابات تفاوت وجود دارد. شركت یك حزب سیاسی در انتخابات یعنی، كاندیدا معرفی می‌كند، برنامه می‌دهد و یا از كاندیدایی حمایت می‌كند و مردم را به شركت در انتخابات دعوت می‌نماید. یا ممكن است در انتخابات شركت نكند و نه كاندیدایی معرفی كند و نه از كاندیدایی حمایت نماید و نه مردم را به شركت درانتخابات دعوت نماید. در شرایطی ممكن است گروه یا گروه‌های سیاسی، از این مرحله گامی فراتر بردارند و انتخابات را تحریم نمایند یعنی مردم را به عدم شركت در انتخابات دعوت و ترغیب نمایند. اتخاذ چنین تاكتیكی به وضعیت و فضای سیاسی جامعه و رابطه احزاب با مردم بستگی دارد. اگر چنان چه نیروهای مردمی آنچنان سازمان یافته باشند و رابطه احزاب سیاسی با جامعه به گونه‌ای شكل گرفته باشد كه حركت‌های سیاسی گسترده مردمی با برنامه احزاب سیاسی هماهنگی پیدا كرده باشد، تحریم انتخابات می‌تواند به عنوان نوعی نافرمانی عمومی مفید و موثر باشد. در غیر این صورت تحریم انتخابات عمل سیاسی كه موجب تغییر در رفتارهای حقیقی حاكمان بشود نمی‌باشد.
- برخی ها از مسئله"آرا سازماندهی شده"در انتخابات یاد كردند تحلیل شما از این مسئله چیست؟ ما واقعا با آرا سازماندهی شده مواجه بودیم یا خیر؟ پیامد های این نوع آرا در جامعه چیست؟
شواهد و قرائن همگی حاكی از آن است كه در مورد آقای احمدی‌نژاد ، به خصوص در دوره اول آرای سازماندهی شده وجود داشته است. در دور اول احمدی‌نژاد تبلیغاتی نداشت، نه پوستری چاپ كرده بود و نه پرده‌ای بر در و دیوار آویخته بود. در نظرسنجی‌ها، نفر ششم یا هفتم بود. یك فعال سیاسی، فرهنگی شناخته شده‌ای هم نبود. اگر كارنامه وی در شهرداری تهران هم مثبت ارزیابی شود، حداكثر می‌توانسته است در آرای حوزه انتخابیه تهران موثر باشد نه در شهرهای دیگر. عضو یك حزب سیاسی فراگیر هم نبود و هیچ حزبی هم از او حمایت نكرد.

در چند اظهار نظری كه از آقای احمدی نژاد درباره برخی از مسایل اقتصادی نقل شده است نظیر بورس، سیستم بهره بانكی، و ... نشان می‌دهد كه درك ایشان از مسایل اقتصادی علمی نیست.
________________________
پس سئوال اساسی پاسخ داده نشده این است كه وی چگونه توانست آرایی بیش از سایر كاندیداها، كه تبلیغات فراوان و گسترده‌ای هم در همه جا داشتند به دست آورد؟ اعتراض كاندیداهای دیگر، نظیر كروبی، هاشمی و معین به تقلبات و تخلفات انتخاباتی در دور اول می‌باشد كه موجب شد احمدی‌نژاد به دور دوم برسد. برای پی بردن به آنچه اتفاق افتاده است شمارش مجدد آرای حوزه‌ای مثل اصفهان و شیراز می‌توانست پرده از اسرار بردارد. مطلب روشن است و به قول معروف تنها خواجه حافظ شیراز از آن بی‌اطلاع است.
اما در مورد پیامد این نوع سازماندهی در آرای ریخته شده به صندوق‌ها، قطعا موجب افزایش بی‌اعتمادی مردم به نهادها و ساختارها و كاهش اعتبار انتخابات و زبان نظام جمهوری اسلامی است.
- جریانات فعال اجتماعی و سیاسی در انتخابات نهم چه بودند؟
در نهمین انتخابات ریاست جمهوری، احزاب و گروه‌های راست محافظه‌كار، اعم از معتدل، افراطی یا خردگرا و خردگریز، اصلاح‌طلبان درون حاكمیت و برخی از گروه‌ها و احزاب بیرون از حاكمیت در انتخابات شركت داشتند. چند جریان سیاسی ـ اجتماعی، نظیر جنبش دانشجویی، ملیون قدیمی و روشنفكران لائیك و چپ از حضور در انتخابات خودداری كردند. اگر چه برخی از شخصیت‌های شناخته شده این جریان اخیر در دور دوم با اعلام حمایت از یك كاندیدا حضور پیدا كردند.
- سرنوشت این جریانات بعد از انتخابات چیست؟ چه جریانات شكست خورده و چه پیروز شده؟
تاثیر انتخابات بر هر یك از این جریانات متفاوت است و بستگی به اهداف و برنامه‌های آنان در انتخابات دارد. احزاب و گروه‌های بیرون از حاكمیت، نظیر نهضت آزادی ایران و سایر نیروهای ملی ـ مذهبی، اگر چه كاندیدا معرفی كردند و بعد از ردصلاحیت‌ غیرقانونی كاندیدای آنها، از كاندیداتوری دكتر معین حمایت كردند، اما چون هدف راهبردی آنها پیشبرد فرایند دموكراسی بود، علیرغم عدم انتخاب كاندیدای مورد حمایت‌شان، آنها در انتخابات شكست نخوردند بلكه پیروز هم بودند و از فرصت انتخابات به طور موثری در ایجاد ارتباط با مردم و مخاطبین خود و حضور در صحنه، به رغم همه فشارهایی كه علیه آنها اعمال شده است، بهره بردند.
اما جریان‌هایی اصلاح‌طلبی كه هدف اصلی آنها ادامه حضور در درون حاكمیت بود، شكست در انتخابات، بر مناسبات سیاسی ، اجتماعی این جریان‌ها با یكدیگر و بیرون از آن، تاثیرگذار است.
شكست برخی از جریان‌های راست و محافظه‌كار، به خصوص گروه‌های قدیمی و شناخته شده، موجب تغییراتی در مناسبات آنها با نهادهای درون حاكمیت و گستره فعالیت‌های متعدد آنها خواهد شد. اما نهاد و جریان پیروز هم، به دلیل چگونگی راهكارهای اعمال شده در پیروزی و چالش‌های شدید سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیش رو در سطح ملی و بین‌المللی، نمی‌تواند به این پیروزی خیلی تكیه كند. این انتخابات موجب تشدید و تعمیق شكاف میان مسئولان سطح بالای حكومت شده است. فرایند «همه با هم»، در عصر انقلاب كه موجب پیروزی شود. پس از انقلاب جای خود را به «همه با من» داد. این فرایند در انتخابات ریاست جمهوری به نقطه اوج و نهایی خود رسیده است و به همان میزان هم بر شكنندگی و آسیب‌پذیری نظام افزوده شده است.
- احزاب در انتخابات موفق تر بودند یا افراد بدون وابستگی به احزاب؟
اكثر كاندیداها یا وابستگی حزبی و گروهی داشته‌اند یا مورد حمایت و تایید احزاب و گروه‌ها بوده‌اند.
- به نظر می‌رسد برخی رفتارهای محفلی موثرتر از رفتارهای حزبی شد آیا شما این مطلب را قبول دارید؟
در شرایط ویژه سیاسی ایران، كه امكان فعالیت موثر احزاب سیاسی ـ به خصوص مخالف ـ وجود ندارد و هزینه فعالیت سیاسی برای این گروه‌ها بسیار بالا است، طیفی از گروه‌بندی‌های سیاسی، از محفل گرفته تا حزب، جبهه، سازمان و انجمن شكل می‌گیرد. در این شرایط، تاثیرگذاری محفل‌های سیاسی، محدود بوده و به طور عمده در میان نخبگان و آن هم در كوتاه مدت است.
- چشم انداز آینده اپوزیسیون در فضای آینده جامعه چیست و عملكرد آنها در انتخاب نهم چه بود؟
نهمین انتخابات ریاست جمهوری، آرایش نیروهای سیاسی را تغییر داده است. برخی از گروه‌ها یا احزابی كه «پوزیسیون» محسوب می‌شوند، به بیرون از دایره حاكمیت پرتاب شدند و در كنار «اپوزیسیون» موجود قرار گرفته‌اند. این گروه‌ها، دیر یا زود به توافق پیرامون همكنشی و همكاری با یكدیگر بر محور مشتركات خواهند رسید و بر فرایند تحولات اصلاح‌طلبانه تاثیرگذار خواهد بود.
- تحلیل شما از شكست آقای هاشمی در دور دوم با توجه به اختلاف بالای آرا چیست؟
چند عامل را می‌توان در شكست آقای هاشمی موثر دانست. اول آرای سازماندهی شده است. به نفع آقای احمدی‌نژاد. دوم روحیه و ذهنیت مردم ما به گونه‌ای است كه در رقابت میان یك غیرروحانی با یك روحانی غیر روحانی را به روحانی ترجیح می‌دهند. بیست و هفت سال حكومت و سلطنت روحانیان د رایران و عملكرد آنان موجب گسسته شدن رابطه روحانیان با مردم عادی و عامی شده است. آن رابطه و نفوذی كه روحانیان در دوران انقلاب در میان مردم داشتند اگر به كلی از بین نرفته باشد، به شدت كاهش پیدا كرده است. سوم این كه آقای هاشمی رفسنجانی، علاوه بر روحانی بودن از مسئولان و كارگردانان اصلی حكومت روحانیان در طی ۲۷ سال گذشته می‌باشد و كارنامه این دوره در افكار عمومی مردم مقبولیت چندانی ندارد. در خرداد ۷۶ ناطق نوری نماد كل روحانیان حاكم بود و بخشی از رای مردم به خاتمی،‌ رای منفی به روحانیان حاكم بود. مردم عادی عموما و اكثرا، هم از موقعیت و رابطه احمدی‌نژاد با رهبری و سپاه و هم از موضع رهبری و سپاه در مورد كاندیداتوری آقای هاشمی رفسنجانی بی‌اطلاع بودند، و رای به احمدی‌نژاد را رای منفی به همه آنها تلقی كردند. حتی هنگامی كه برخی از اصلاح‌طلبان برای جلوگیری از سلطه فاشیسم مردم را به حمایت از هاشمی رفسنجانی دعوت كردند، برخی از مردم تصورشان از فاشیسم هاشمی و سایر مقامات قدرتمند روحانی بود نه احمدی‌نژاد. چهارم این كه احمدی‌نژاد خود را نماد ساده زیستی و صداقت و خدمتگزار معرفی كرده بود. در حالی كه در نزد افكار عمومی هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش شهرت خوبی نداشتند و تبلیغات منفی فراوانی، نیز صورت گرفته بود. با وجود این به نظر می‌رسد عامل اول یعنی آرای سازمان یافته به نفع احمدی‌نژاد تعیین كننده بوده است. و اگر نبود، احتمال پیروزی هاشمی رفسنجانی بالا بود.
- آیا شكست آقای هاشمی به معنای خداحافظی روحانیت با منصب ریاست جمهوری است؟
به نظر می‌رسد، تصمیم‌گیرندگان اصلی با توجه به آن چه درباره روابط روحانیان، با مردم اشاره كردم، ترجیح داده‌اند كه رئیس مجلس و رئیس جمهور روحانی نباشند. بازگشت روحانیان به ریاست قوه مجریه و مقننه بسیار دور از ذهن است. اما این جابه‌جایی‌ها موجب تغییر چندانی در قضاوت و ذهنیت مردم نسبت به روحانیان موجود نخواهد شد. زیرا دخالت سپاه در انتخابات و سازماندهی آرا، و تغییرات به وجود آمده در قوه مجریه و مقننه ، با موافقت و هدایت رهبری، كه یك شخصیت روحانی می‌باشند و در راس هرم قدرت قرار دارند، صورت گرفته است. هر قدر حضور و دخالت مقام رهبری در فعل و انفعالات و تغییرات و تحولات سیاسی، اقتصادی و ... بیشتر و بارزتر می‌گردد به همان نسبت در نزد افكار عمومی مسئولیت ایشان بیشتر خواهد بود و طبیعی است كه انتقادات و ایرادات و نارضایتی‌ها نیز متوجه ایشان شود. بنابراین غیرروحانی بودن روسای قوه مجریه و مقننه، تاثیر چندانی بر قضاوت مرم درباره حكومت روحانیان بر جای نمی‌گذارد.
- آینده آقای هاشمی و نیروهای حامی او را چگونه ارزیابی می‌كنید به طور مثال كارگزاران سازندگی .
شكست آقای هاشمی را نباید معادل خروج یا حذف او از معادلات سیاسی دانست. آقای هاشمی در میان شخصیت‌های سیاسی، اجتماعی،‌ اقتصادی درون حاكمیت و روحانیان و علمای قم و شهرستان‌ها هواداران جدی دارد. آقای هاشمی می‌داند چه اتفاقی افتاده است و مسئول اصلی آن كیست! به همین دلیل هم در اعتراض خود می‌گوید شكایت به خدا می‌برد!!
اما آنچه اتفاق افتاد، هاشمی را بر سر دو راهی سرنوشت نهایی سیاسی‌اش قرار داده است. شاید بهتر آن بود هاشمی در دور دوم انصراف می‌داد و از حضور در انتخابات خودداری می‌كرد. كه هم به نفع خودش هم به نفع نظام بود.
در حال حاضر قضاوت درباره آینده ایشان كمی عجولانه است. اما كارگزاران، همانقدر كه اعلام كرده‌اند ممكن است با تشكیل جبهه اعتدال به سازماندهی نیروهای هوادار خود و ادامه فعالیت به تناسب وضع جدید بپردازند.
- آیا تجربه نا كامی آقای هاشمی منجر به شكاف در روحانیت سیاسی و ایجاد قطبهای جدید در روحانیت خواهد شد؟
نهمین انتخابات ریاست جمهوری، آرایش نیروهای سیاسی هوادار حاكمیت را نیز تغییر داده است. شكاف در میان روحانیت سیاسی كه با جدا شدن جمعی از روحانیان از «جامعه روحانیت» و تشكیل «جامعه روحانیون» و ... و سپس موضع‌گیری‌های تند و شفاف آقای منتظری و زندانی ساختن ایشان در منزل و پیامدهای ناشی از آن تا جدا شدن جمعی از مدرسین و پژوهشگران جوان حوزه علمیه قم از نهادهای سنتی، آغاز شده بود، در جریان این انتخابات ابعاد تازه‌ای پیدا كرده و رو به رشد می‌باشد.
- به نظر شما این شكست به معنای بازنشستگی سیاسی آقای هاشمی است؟
تصور نمی‌كنم آقای هاشمی آمادگی بازنشستگی را داشته باشند. تجربه گذشته نشان می‌دهد كه آقای هاشمی خود را با شرایط بسیار متنوع هماهنگ می‌سازد.
- دلایل پیروزی آقای احمدی نژاد در دور اول چه بود؟
همان طور كه قبلا هم اشاره كردم آرای سازمان یافته در دوره اول به نفع احمدی‌نژاد نقش بسیار تعیین كننده داشته است. در حالی كه نظرسنجی‌های قبل از رای‌گیری در دور اول همه حاكی از آن بود كه احمدی‌نژاد در ردیف ششم یا هفتم قرار دارد و تبلیغات چندانی هم نكرده بود، آرای سنگین او در دور اول بسیار مشكوك بود و سئوال برانگیز شد. اعتراض شدید هر سه كاندیداها، كروبی، هاشمی و معین به تقلبات و تخلفات در دور اول رای‌گیری بود. اگر چه گفته می‌شود میزان تقلبات در دور اول چندان زیاد نبود، اما با توجه به آرای نزدیك نفرات دوم تا پنجم، آرای سازماندهی شده و تقلبات صورت گرفته تاثیر قطعی بر بالا آمدن آقای احمدی‌نژاد به نفر دوم داشته است.
- دلایل پیروزی قاطع در دور دوم چه بود؟
در پاسخ به یكی از سوالات بالا در این مورد توضیحاتی داده‌ام.
- آرایش سیاسی و جهت گیریهای كلان دولت احمدی نژاد را چگونه پیش بینی میكنید؟
با توجه به نقش مقام رهبری و سپاه در این انتخابات و رابطه‌ای كه آقای احمدی‌نژاد با مقام رهبری و سپاه دارد، تركیب دولت و جهت‌گیری‌های كلان به طور كامل هماهنگ با مقام رهبری و سپاه خواهد بود.
- چالشهای پیش روی دولت احمدی نژاد چیست؟
دولت جدید با چالش‌های جدی در سطح ملی و بین‌المللی روبرو می‌باشد. نظام جمهوری اسلامی ایران در سطح ملی با پنج بحران و چالش‌های جدی روبرو است كه عبارتند از سیاسی، اقتصادی، مدیریت، ایدئولوژیك و فرهنگی (هویت). اما مهمترین پیش روی دولت جدید، اقتصادی است. محافظه كاران در طی هشت سال ریاست جمهوری خاتمی، از بعد اقتصادی دولت را به چالش كشیدند. این امر سبب آن شد كه سطح انتظارات و خواسته‌های اقتصادی مردم، به شدت بالا برود. تا آنجا كه بخش قابل توجهی از برنامه تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد (و همچنین آقای كروبی) به طرح مطالبات اقتصادی اختصاص داده شده بود.
آیا دولت جدید می‌تواند به این چالش‌ها جواب بدهد؟ بستگی دارد به ماهیت «جواب‌ها» اگر چالش‌های اقتصادی صرفا در چارچوب «تنگی معیشت» یعنی شكاف میان متوسط درآمدها و هزینه‌های خانواده تعریف شود، و راه‌حل فوری آن هم اختصاص سهمی از درآمد نفت به هر خانواده دانسته شود، همانطور كه اعلام كرده‌آند، بی‌تردید، این امر نه تنها باعث كاهش شكاف نمی‌گردد، بلكه برعكس بر وخامت اوضاع خواهد افزود.
در چند اظهار نظری كه از آقای احمدی نژاد درباره برخی از مسایل اقتصادی نقل شده است نظیر بورس، سیستم بهره بانكی، و ... نشان می‌دهد كه درك ایشان از مسایل اقتصادی علمی نیست. با این نوع نگاه‌ها به مسایل اقتصادی نمی‌توان به چالش‌های كنونی جواب داد.
حل یا كاهش بحران اقتصادی پیش‌شرط و پیش‌نیازهایی دارد كه با آنچه آقای احمدی‌نژاد و حامیانش درباره دموكراسی، توسعه سیاسی و حقوق و آزاد‌ی‌های اساسی مردم گفته‌اند در تعارض است. پاسخ به چالش‌های اقتصادی بدون حل بحران‌های سیاسی امكان‌پذیر نیست.
به نظر می‌رسد دولت جدید با چالش‌های اجتماعی نیز روبرو بشود. در سطح بین‌المللی نیز دولت جدید با چالش‌های جدی روبرو است.

ـ مهمترین فرصتهای دولت احمدی نژاد چیست؟
دولت جدید درآمد بسیار خوبی از نفت را در اختیار دارد. قوای سه گانه با هم و هر سه قوه با مقام رهبری هماهنگ هستند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد كه محافظه‌كاران و سنت‌گرایان هنگامی كه قدرت را یكپارچه به خود منحصر می‌سازند، و رقیب قدرتمندی كه آنها را به چالش بطلبد در برابرشان نیست، احساس قدرت و اعتماد می‌كنند و در نتیجه، حاضر به تعدیل مواضع خود و تغییر در سیاست‌ها و روش‌های كاركردی می‌شوند. ژاپن یك نمونه بسیار خوبی است. تغییرات ژاپن از زمان امپراطور میجی آغاز شد. میجی نماینده محافظه‌كاران و سنت‌گرایان و با شعار حفظ سنت‌ها روی كار آمد. اما با واقع‌بینی توانست مسیر حركت ژاپن را تغییر بدهد. بعضی از سخنگویان این جریان، از الگوی ژاپن اسلامی سخن گفته‌اند. تا چه اندازه این سخن جدی یا معنادار است روشن نیست. به نظر می‌رسد یك فرصت بسیار مهم و شاید آخرین فرصت نه فقط برای این جریان، بلكه برای كل نظام جمهوری اسلامی فراهم شده باشد. اگر نتوانند از این فرصت استفاده درست به عمل آورند، هم خودشان و هم نظام جمهوری اسلامی بازنده نهایی خواهد بود.
ـ دلایل حضور نظامیان در صحنه سیاست در این دوره از انتخابات چه بود؟
قاعدتا منظور شما از حضور نظامیان در این انتخابات و صحنه سیاست سپاه و بسیج است. این حضور و دخالت اولا خلاف نص صریح قانون است.
ثانیا هیچ یك از فرماندهان سپاه و از جمله فرمانده كل قوا، در مورد دلایل این حضور و دخالت چیزی به طور مستقیم نگفته‌اند تا مورد بررسی قرار گیرد. حدس‌ها و گمان‌ها براساس قرائن و شواهد است. و من ترجیح می‌دهم در این مورد فعلا چیزی نگویم.
 

 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن شماره ۹۰ • شهريور ۱۳۸۴‏‎‏‎ • اوت - سپتامبر ۲۰۰۵‏‎‏‎

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت