بازگشت به صفحه اول

شماره ۸۹ • مرداد ۱۳۸۴‏‎‏‎ •  اوت ۲۰۰۵‏‎‏‎

بازگشت به صفحه اول

 

 

• همسر اکبر گنجی اعلام کرد:
روز چهارشنبه، تحصن عمومی در برابر نمایندگی سازمان ملل در تهران

• نامه ی سوم به دوست نادیده اکبر گنجی

• آخرین اخبار و اظهارنظرات در باره سلطانی

• زندگی طاقت فرسای هجده هزاركارگر كوره پز تهران

 در مراسم شعر خوانی ودعای توسل برای گنجی عنوان شد: گنجی را شاد و زنده می‌خواهیم

• گزارش کمیته بین‌المللی پشتیبانی از اکبر گنجی آقای کوفی عنان، کمک کنید تا جان روزنامه‌نگاری را که به خاطر آزادی بیان در حال مرگ است نجات دهیم!

• نامه به رئیس قوه قضاییه جمعی از اعضای جامعه‌ی علمی و فرهنگی دانشگاه‌های داخل و خارج کشور

• انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در اعتصاب غذای یك روزه روزنامه‌نگاران شركت می‌كند

• بیانیه انجمن دفاع از آزادی مطبوعات

 

 

يكشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۴

 همسر اکبر گنجی اعلام کرد:

روز چهارشنبه، تحصن عمومی در برابر نمایندگی سازمان ملل در تهران

 

با توجه به وخامت حال آقای اكبر گنجی و با توجه به اینكه تاكنون تمامی تلاشهای ما از مجاری قانونی جهت آزادی وی در چارچوب قوانین موجود با مخالفت مسئولان حكومت روبرو شده است، لذا اینجانب از سر ناچاری به نمایندگی از خانواده ایشان برای روز چهارشنبه دوازده مرداد هشتاد و چهار ساعت نه و نیم صبح جلوی دفتر نمایندگی سازمان ملل در تهران اعلام تحصن می‌كنم. خواست ما، آزادی فوری گنجی و جلوگیری از مرگ وی است. از تمام آزادیخواهان و كسانی كه قلبشان برای انسانیت، آزادی، دموكراسی و حقوق بشر می‌تپد دعوت می‌كنیم با حضور گرم خود، ما را جهت حفظ زندگی عزیز دربندمان یاری كنند

 

یکشنبه ۹مرداد ١٣٨۴ – ٣١ ژوئیه ٢٠٠۵

در آستانه پنجاه و دومین روز اعتصاب غذای اکبر گنجی همسر وی اعلام کرد که با ناامیدی از رسیدگی مراجع داخلی به مساله اکبر گنجی و به ناچار در برابر سازمان ملل به تحصن خواهد نشست.

به گزارش خبرنگار امروز معصومه شفیعی اعلام کرد: با توجه به وخامت حال آقای اكبر گنجی و با توجه به اینكه تاكنون تمامی تلاشهای ما از مجاری قانونی جهت آزادی وی در چارچوب قوانین موجود با مخالفت مسئولان حكومت روبرو شده است، لذا اینجانب از سر ناچاری به نمایندگی از خانواده ایشان برای روز چهارشنبه دوازده مرداد هشتاد و چهار ساعت نه و نیم صبح جلوی دفتر نمایندگی سازمان ملل در تهران اعلام تحصن می‌كنم. خواست ما، آزادی فوری گنجی و جلوگیری از مرگ وی است. از تمام آزادیخواهان و كسانی كه قلبشان برای انسانیت، آزادی، دموكراسی و حقوق بشر می‌تپد دعوت می‌كنیم با حضور گرم خود، ما را جهت حفظ زندگی عزیز دربندمان یاری كنند.

همچنین معصومه شفیعی پیرامون فراخوان تحصن خود در برابر دفتر سازمان ملل متحد در تهران، به رادیو فردا گفت: تقریبا بیست و سه ساعت پیش بیمارستان بودم. حال عمومی اش خوب نبود. سرم نداشت. اما پزشکان گفتند اگر حالشان وخیم شود سرم بهشان وصل می کنند. امروز هم دادستانی اطلاعیه داده و گفته است که خانم عبادی و همسر گنجی در صدد از بین بردن ایشان اند. معنی این حرف اینست که حتما زهرا کاظمی را هم ما کشتیم حتما آن بلاها را سر وبلاگ نویس ها ما درآوردیم. حسین قاضیان را ما شکنجه کردیم. قتلهای زنجیره ای را هم حتما ما مرتکب شدیم. در هر صورت هر خیری در مورد آقای گنجی باید از طریق من بعنوان نماینده خانواده ارائه بشود هر خبر دیگری را نمی شود پذیرفت. در این مرحله چون من دستم به جایی بند نیست و همه راه های قانونی را طی کردم و نتیجه ای نگرفتم. لذا اعلام تحصن کردم برای روز چهارشنبه دوازده مرداد نه و نیم صبح در جلوی سازمان ملل. از همه کسانی که برای انسانیت، برای آزادی و حقوق بشر ارزش قائل اند از همه کسانی که دوست ندارند گنجی از دنیا برود و این سرمایه ملی را دوست دارند حفظ کنند خواهش می کنم در این تحصن به ما بپیوندند. از مسئولان مربوطه و وزارت کشور درخواست می کنم امنیت این تحصن را به هرنحو که می توانند تامین کنند چون ما یک خواست بحق داریم و این خواسته در چارچوب قانون قابل توجیه است. ما قصد خشونت نداریم و صرفا می خواهیم آنجا تجمع کنیم و صدایمان را به گوش مسئولان و افکار عمومی و رسانه های خارجی برسانیم. امیدوارم که هرچه زودتر این مساله حل شود و این را تکرار می کنم که نه آقای گنجی و نه وکلای ایشان خانم عبادی و نه خانواده آقای گنجی هیچکدامشان درخواست آزادی مشروط را نکردند و نمی کنند و نخواهند کرد. این مساله باید از طرف مسئولان هرچه زودتر مورد پیگیری قرار بگیرد و پاسخ داده بشود.

 

 

 

 

نامه ی سوم به دوست نادیده اکبر گنجی

از صبر سنگدلان گفتم. از صبر تو خبر ندارم. هنوز مدتی مانده است که شرایط من نیز به وخامت وضع تو برسد. اکنون نه تنها جان عزیز خودت که جان من نیز هر لحظه بیشتر به فرمان روح بزرگ تو بستگی پیدا کرده است. در این مورد بی صبری هرچه بیشتر تو آرزوی من و دوستداران فراوان تو و دوستداران اندک من است

فرود سیاوش پور

 

یکشنبه ۹مرداد ١٣٨۴ – ٣١ ژوئیه ٢٠٠۵

می‌دانم که در پنجاه و یکمین روز اعتصاب غذایت مثل روزهای اخیر قوای به شدت تحلیل‌ رفته‌ای داری. دیشب تا شامگاه منتظر بودم که آخرین خبرها را از وضعت داشته باشم. نمی‌دانم که خود را به درمان عوارض تاکنونی اعتصاب غذایت سپرده ای یا نه و به تجویزات پزشکان مورد اعتمادت تن داده‌ای یا نه یا حداقل به توافق قابل قبولی با هم رسیده‌اید یا نه؟ امیدوارم که دو نامه قبلی ام را تاکنون خوانده باشی و این نامه هم به دستت برسد. چرا که هنوز پاسخ صریحی به خواستم از جانبت دریافت نکرده‌ام.

دیشب در پایان سی و یکمین ساعت اعتصاب غذای خشک، چون فکر می کردم که روزی دیگر باید صبر کنم تا شاید روزنه ای به سوی تو گشوده شود، اعتصاب را به "نیمه خشک، نیمه تر" تبدیل کردم تا این هم ابداعی باشد در تاریخ جنبش نافرمانی مدنی از سوی من، (البته چه بسا قبلن هم سابقه ای داشته است که من نمی دانم) به این معنی که روزی یک لیتر آب همراه با نمک مختصر و قطراتی آب لیمو خواهم نوشید و به این ترتیب هر روز تنها یک لیتر آب مورد نیاز کم خواهم آورد. داروهایی را که دیروز گفتم هم مصرف کردم. روزانه ده حبه قند هم خواهم خورد. همه‌ی اینها با یک دنیا امید است که تا پاسخ مطلوب را از تو بگیرم. دشمنانت صبر زیادی دارند. می دانم که خواست تو از آنان ناچیز است. آزادی از زندان که حق مسلم توست. اما ترویج اندیشه ی تو برایشان بنیان کن می‌نماید و لرزه بر اندامشان می اندازد. دودلی شان بیش از آن و فشارهای تاکنون وارد شده به آنان هنوز کمتر از آن است که در چند و چندین روز به خواسته ی بر حقت تن دهند. خواست من از تو از آن هم ناچیزتر است. تنها خواست من از تو آن است که وقفه ای قابل قبول برای تمدد قوای معین در اعتصاب غذایت دهی و در این فاصله خود را به پزشکان مورد اعتمادت بسپاری تا همه مطمئن شویم که در این روزهای بحرانی آسیب های غیرقابل جبران بر بدنت وارد نشده است. اطمینان از این تصمیم را صریح و از زبان خودت می‌خواهم. از صبر سنگدلان گفتم. از صبر تو خبر ندارم. هنوز مدتی مانده است که شرایط من نیز به وخامت وضع تو برسد. اکنون نه تنها جان عزیز خودت که جان من نیز هر لحظه بیشتر به فرمان روح بزرگ تو بستگی پیدا کرده است. در این مورد بی صبری هرچه بیشتر تو آرزوی من و دوستداران فراوان تو و دوستداران اندک من است.

به تصویر ذهنی آخر نامه ی دومم بازمی گردم. در ستیغی عمودی که گفتم در آستانه ی قله ای بلند ما با گیره های نه چندان محکم و ریسمانی نامطمئن به آن بسته شده ایم و چاره ای جز بالا رفتن از آن نداریم؛ خامنه ای، هاشمی شاهرودی و مرتضوی را می بینم که در هیئت کرکسان منقارها و چنگال های تیزشان را به رخمان می کشند و سقوط هر لحظه مان را منتظرند. حداقل تو در این میان لطفن حرکت اضافی و غیر ضرور به چنین ریسمانی نده. اگر چنین نکنی حتما به کمک هم به زودی به قله پیش رو می رسیم و راه را برای رسیدن به قله های بعدی هموار خواهیم کرد.

 

نیمروز یکشنبه نه مرداد هزار و سیصد و هشتاد و چهار

فرود سیاوش پور

 

نامه دوم

دوست نادیده ام اکبر گنجی،

اکنون که دومین نامه ام را خطاب به تو می نویسم، بیست و پنج ساعت از اعتصاب غذای خشک من با امید وقفه ای در اعتصاب غذای تو می گذرد. تو پنجاه روز را یک به یک شمردی و اکنون من و تو با هم ساعت ها را می شماریم. تا آنجا که می دانم نامه اولم نیز هنوز به دستت نرسیده است. پیک ها کند گذر نیستند اما دیوار قطور این بدتر از زندان بیمارستان میلاد، راه نه تنها من، که هزاران دوستدار تو را برای گفتگو با تو مسدود کرده است و گویا تنها روزنه ای که گاه برای دیدار کوتاه مدت همسرت باز می شود، به رغم تمام تلاش وی، بازتاب دهنده کامل احساس احترام و ارادت عمیق دوستدارانت به تو، نمی تواند باشد.

شش بار در عمرم تجربه اعتصاب غذای تر داشته ام - از هفت روز تا یازده روز- ولی این نخستین بار است که به خاطر تو خود را مجبور به اعتصاب غذای خشک دیده ام. بهتر از هر کسی میدانی که احساس گرسنگی در اعتصاب غذا با سرعتی باور نکردنی از بین می رود و باز نمی گردد ولی باور نمی کردم که احساس تشنگی هم در اعتصاب غذای خشک چنین باشد. اکنون تنها سردرد و حالت تهوع مختصری دارم. اعتصاب غذای خشک جوانان برنا را چهار – پنج روزه از پا می اندازد و مدتی قبل از آن صدمات غیر قابل بازگشت می زند. من اما در آستانه ی پنجاه سالگی از آنجا که به وضعیت رگهایم مطمئن نیستم و در شرایطی که خونم لحظه به لحظه غلیظ تر می شود با هزاران امید، امروز آمپول به اصطلاح رقیق کننده خون به خودم تزریق کردم. قرص کاهش دهنده اسید معده را نیز خشک فرو دادم که در این گیر و دار و استرس این روزها به خونریزی معده دچار نشوم. تنها به این امید که هر چه زودتر پاسخ مثبت تو را به تقاضایم شاهد باشم.

دوستدارانت بزرگانی را جستجو می کنند که با دخالت آنان گره از کار تو گشوده شود، سروش به مشایخ و مراجع نامه نوشته است، کوفی عنان تاکنون ساکت نیز مخاطب هزاران نگران حال تو قرار گرفته است و مستاصلانی هم به خود بزرگ بینان دستگاه ستم و سرکوب به ناچار روی آورده اند. شاید خامنه ای هم که خود را سایه خدا بر روی زمین می داند از طریق استخاره مرگ و زندگی تو را به بازی گرفته است.

اما روی سخن من با توست. با تویی که در این لحظه خود را کاملن همراهت می دانم. با تو که گذشته مشترک نداشته ام و قطعیتی ندارد که در جمهوری آینده دیدگاه واحدی داشته باشیم. (البته اگر هر دو باقی بمانیم) ولی در این لحظه و در این مسیر دشوار و پر مصیبت گذار، تو را بیش از همیشه و شاید همه، همراه می بینم. حتمن تصدیق می کنی که این راه را رهروان بسیار باید و از این رو تو نیز قاعدتن باید تا پایان راه همراه باشی.

جمعی از دوستدارانت در کلن آلمان به دعوت جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی دیشب در زیر باران تا طلوع آفتاب دومین شب همبستگی با تو و دیگر زندانیان سیاسی را برگزار کردند و امشب نیز کنسرت پاپ ایرانی و غربی برای از جمله درخواست آزادی تو و ناصر زرافشان در گوتنبرگ سوئد برگزار می شود. از حضور ده ها دانشجو و فعال سیاسی با شاخه ای گل در برابر بیمارستان به قصد ملاقاتت هم حتما ساعت ها قبل از من با خبر شده ای. می دانم که ساعات پیش رو را با دلهره ی فراوان سپری خواهم کرد. می دانم که قاصدک های تیز پر تا لحظه گشایش روزنه "زندان میلاد" پیام مرا تا آستانه در زندان خواهند آورد.

نگرانی ام از نحوه مواجهه تو با این نامه هاست.

تصویر ذهنی ام این است که من و تو چون کوه نوردان قله ای رفیع در میانه ی راه ستیغی عمودی با گیره هایی نه چندان محکم و ریسمانی نامطمئن به هم بسته ایم و چاره ای جز بالا رفتن از آن ستیغ را نداریم. لحظه ای غفلت و ناهشیاری و اندکی کاهلی در به کار گیری تمام قدرت بازو و تن می تواند هر دوی ما را ساقط کند و کرکسان به انتظار نشسته را کامروا.

پس:

.... تو توانایی بخشش داری،

دست های تو توانایی آن را دارد،

که مرا زندگانی بخشد،....

می توانی تو به من،

زندگانی بخشی،

یا بگیری از من،

آنچه را می بخشی.

 

یک بعد از ظهر شنبه هشت مرداد هزار و سیصد و هشتاد و چهار

فرود سیاوش پور

 

 

 

آخرین اخبار و اظهارنظرات در باره سلطانی

معاون امور زندان‌های دادستانی تهران صبح امروز اعلام كرد: عبدالفتاح سلطانی در حال حاضر در بازداشتگاه اوین به سر می‌برد.

وكیل مدافع عبدالفتاح سلطانی: بر اساس اعلام مسوولان زندان اوین، سلطانی در این مكان نگهداری و پذیرش نشده است.

در جلسه فوق‌العاده‌ امروز در كانون وكلا، هیات مدیره این كانون در نامه‌ای به رییس قوه‌ی قضاییه اعتراض خود را به نحوه برخورد با سلطانی اعلام كرد.

 

 

یکشنبه ۹مرداد ١٣٨۴ – ٣١ ژوئیه ٢٠٠۵

عصر روز گذشته سخنگوی كانون مدافعان حقوق بشر خبر داد كه عبدالفتاح سلطانی، عضو هیات مدیره كانون وكلا و عضو كانون مدافعان حقوق بشر كه از صبح روز گذشته در كانون وكلای دادگستری مركز در اعتراض به دستور جلب خود پیش از احضار تحصن كرده بود، بازداشت شد.

بنا به گفته‌ی محمد شریف به خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، افرادی كه ظاهرا مامور بودند به ساختمان كانون وكلا وارد شدند و ده دقیقه‌ی بعد وی را تحت‌الحفظ از ساختمان بیرون آورده و بر اتومبیلی سوار كرده و بردند. این افراد از جریان بازداشت سلطانی، فیلمبرداری می‌كردند و مشخص نشد كه ماموران كجا بودند.

 

امیدواریم سلطانی زودتر آزاد شود

جداری فروغی، وكیل دادگستری نیز در ارتباط با روند بازداشت عبدالفتاح سلطانی اظهار داشت: من بعدازظهر روزشنبه پس از اینكه مطلع شدم آقای سلطانی در كانون وكلا تحصن كرده‌اند به این مكان رفته و در ساعت هفت و پانزده دقیقه بعدازظهر ملاحظه كردم كه تعدادی از ماموران با لباس شخصی به این مكان مراجعه كرده و با ارائه دو نامه به آقای سلطانی به وی اعلام كردند كه حكم جلب او را دارند. سلطانی نیز در پاسخ به آنها اعلام كرد كه من در حال حاضر فراری نیستم و مشكلی ندارم و اتهام من را ذكر كنید.

این وكیل دادگستری در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی ایسنا ادامه داد: این افراد اتهام را به ظاهر ذكر نكردند و فقط دو نامه‌ای كه در اختیار داشتند را به سلطانی ارائه دادند كه من در آن لحظه از ماموران درخواست كردم كه اجازه دهند كه محتوای نامه را بخوانم ولی این افراد اجازه ندادند.

من به آنها گفتم من به عنوان همراه، همكار و وكیل باید از اتهامات وارد شده به آقای سلطانی آگاه شوم و صرفنظر از این، بر اساس اطلاع من، آقای جندقی ریاست كانون وكلا با دادستانی تهران صحبتی داشته‌اند و قرار نبوده كه حكم آقای سلطانی امروز اجرا شود و قرار گذاشته شده بود كه سلطانی ساعت  هشت و نیم صبح فردا در كانون وكلا خود را معرفی كند و همچنین سلطانی تعدادی از همكاران را به عنوان وكیلان خود مشخص كرده است ولی متاسفانه ماموران به صحبت‌های من توجهی نكردند و گفتند ما نمی‌توانیم به صحبت‌های شفاهی استناد كنیم و باید وی را همراه خود ببریم.

من به ماموران اشاره كردم كه سلطانی یك وكیل دادگستری است و اینجا كانون وكلاست و اجازه دهید كه جندقی ریاست كانون وكلا بیاید و حكم اجرا شود. ولی این آقایان توجه نكرده و سلطانی را همراه خود بردند و از صحنه بازداشت فیلم گرفته شد.

این وكیل دادگستری از محلی كه سلطانی به آن منتقل شده، ابراز بی‌اطلاعی كرد و افزود: تا آنجا كه من اطلاع دارم آقای سلطانی شش، هفت نفر از همكاران خود را به عنوان وكیل انتخاب كرده و این افراد اقداماتی را آغاز كرده و من در تماس تلفنی كه با آقای جندقی ریاست كانون وكلا داشتم وی ضمن ابراز تاسف از وقوع چنین اتفاقی تاكید كرد كه در وقت اداری پیگیر قضیه عبدالفتاح سلطانی خواهد بود.

وی با ابراز تاسف از چنین برخوردی با سلطانی اظهار داشت: سلطانی با عنوان یك وكیل دادگستری دفاع از افراد سیاسی و مطبوعات را بر عهده داشته و در حال حاضر نیز وكالت خانواده زهرا كاظمی را بر عهده دارد و اگر اتهامی بر وی وارد است باید ابتدا وی احضار می‌شد و بعد حكم جلب صادر می‌شود ولی گویی در این قضیه ابتدا به ساكن، حكم جلب صادر شده است.

جداری فروغی در ارتباط با این‌كه در قانون نحوه برخورد با وكلای دادگستری تبیین شده است، اظهار داشت: طبق مقررات وكلای دادگستری در موضع دفاع مانند قضات از مصونیت برخوردار هستند و تخلفات وكلای دادگستری ابتدا به ساكن باید در كانون وكلا و دادسرای انتظامی وكلا و دادگاه انتظامی وكلا مورد بررسی قرار گیرد و پس از آن وكیل دادگستری جلب و بازداشت شود. متاسفانه این برخوردی كه با سلطانی انجام گرفت، مسبوق به سابقه است و تعدادی از وكلا به این نحو بازداشت شده‌اند و این باعث تاسف است كه این برخورد در خانه وكلا و آن هم در صورتی كه هیات مدیره و ریاست كانون وكلا با دادستانی تهران در حال رایزنی بودند، صورت گرفته است. این نحوه برخوردها سنگین است.

این وكیل دادگستری در پایان ابراز امیدواری كرد با پیگیر‌ی‌هایی كه از سوی كانون وكلا و همچنین وكلای سلطانی صورت می‌گیرد، سلطانی هرچه زودتر آزاد شود.

 

معاون دادستان تهران: سلطانی در زندان اوین به سر می‌برد

در همین زمینه معاون امور زندان‌های دادستانی تهران صبح امروز اعلام كرد: عبدالفتاح سلطانی در حال حاضر در بازداشتگاه اوین به سر می‌برد.

محمود سالاركیا با اعلام این خبر به ایسنا، اظهار داشت: حكم جلب سلطانی از سوی دادسرای ناحیه‌ی  هفت صادر شده و موضوع اتهام وی به یكی از اقداماتی كه در گذشته انجام داده، اختصاص دارد و هیچ ارتباطی با اكبر گنجی ندارد.

وی از جزییات دلیل جلب سطانی و ایراداتی كه نسب به نحوه‌ی جلب این وكیل دادگستری مطرح می‌شود، اظهار بی‌اطلاعی كرد.

 

وكیل مدافع سلطانی: موكلم در زندان اوین نبود

وكیل مدافع عبدالفتاح سلطانی كه امروز برای پیگیری محل نگهداری موكلش به زندان اوین مراجعه كرد، گفت كه بر اساس اعلام مسوولان زندان اوین، سلطانی در این مكان نگهداری و پذیرش نشده است.

محمد شریف با بیان این‌كه موكلش در زندان اوین نگهداری نمی‌شود، به ایسنا گفت: تنها سابقه‌ای كه از سلطانی در رایانه زندان وجود داشت مربوط به بازداشت او در سال هشتاد و دو بود و از بازداشت روز گذشته وی هیچ سابقه‌ای وجود نداشت.

وی خاطرنشان كرد: در حال حاضر نمی‌دانم وی به چه اتهامی دستگیر شده و نمی‌دانم كسانی كه او را بازداشت كرده‌اند ضابط دادگستری بودند یا خیر؟

خبرنگار ایسنا نظرات چند تن از وكلای دادگستری را درخصوص نحوه‌ی احضار و جلب افراد از جمله نحوه‌ی رسیدگی به تخلفات وكلا را جویا شد كه بنا بر نظر این افراد، وكیل هم‌شان قاضی است و در تخلفات حرفه‌یی باید از سوی دادسرای انتظامی وكلا مورد سوال قرار گیرد و در جرایم عمومی نیز باید حداقل همانند سایر افراد عادی با آنها رفتار شود.

 

وقتی بدوا برای یك وكیل دادگستری حكم جلب صادر می‌شود، آزادی‌های مردم چه خواهد شد؟

اسماعیل‌زاده گفت: تنها مرجع رسیدگی به تخلفات حرفه‌ای وكلا، كانون وكلای دادگستری است.

دكتر هادی اسماعیل‌زاده، وكیل دادگستری و عضو هیات علمی دانشگاه، درباره‌ی كیفیت برخورد با تخلفات وكلا طبق قانون به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: مرجع رسیدگی به تخلفات حرفه‌ای وكلا طبق قانون، كانون وكلای دادگستری است یعنی اگر كسی از وكیلی شكایت دارد كه در زمان رسیدگی به پرونده مرتكب خطایی شده، دادسرای كانون بررسی می‌كند و در صورت وارد بودن ایراد، دادگاه حكم لازم را صادر می‌كند.

وی افزود: زمانی كه وكیلی مرتكب جرم عمومی می‌شود، حداقل رفتاری كه باید با وكیل انجام شود، رفتاری است كه با فرد عادی می‌شود یعنی در صورت شكایت از یك وكیل، ابتدا باید او را احضار كنند كه اگر بعد از دو بار احضار در جلسه حاضر نشد، بازپرس یا دادیار می‌تواند حكم جلب صادر كنند.

اسماعیل‌زاده تاكید كرد: بر اساس موارد قانونی حكم جلب برای كسی صادر می‌شود كه از حضور قانونی در دادسرا و در برابر یك شاكی امتناع می‌كند اما در مورد آقای سلطانی هنوز مشخص نیست، شاكی چه كسی است ولی ابتدا به ساكن حكم جلب را به منزل ایشان بردند در حالی كه دادسرا چنین حقی را ندارد.

این مدرس دانشگاه خاطرنشان كرد: دادسرا به هیچ وجه حق ندارد بدوا برای افراد هركسی كه باشد، حكم جلب صادر كند و این نه تنها در مورد وكیل برخلاف قانون است بلكه در مورد یك فرد عادی نیز غیرقانونی است.

وی ادامه داد: در مورد جرایم مشهود مثل قتل، بدون دستور جلب هم می‌توانند فردی را بازداشت كنند اما در جرایم غیرمشهود هر آدم معمولی را كه مرتكب جرمی می‌شود باید ابتدا احضار و در صورتی كه پس از دو بار از حضور امتناع كرد، می‌توانند حكم جلب صادر كنند.

اسماعیل‌زاده خاطرنشان كرد: زشتی عمل صدور حكم جلب قبل از صدور حكم احضار برای یك وكیل كه اتفاقا عضو هیات‌مدیره كانون وكلای دادگستری نیز هست، دردناك و تاسف‌آور است.

این حقوقدان با بیان این مطلب كه «واقعا جای سوال و تاسف است كه دستگاه قضایی به كجا كشیده می‌شود» گفت: آزادی‌های مردم چه خواهد شد؟ اگر جرأت می‌كنند یك وكیل دادگستری را كه عضو هیات‌مدیره كانون است بدون احضار، حكم جلب صادر كنند، با مردم عادی چه خواهند كرد؟

 

خارج از ساعت اداری نمی‌توان كسی را جلب كرد

نحوه‌ی بازداشت سلطانی تخلف مشهود است كه هیات بازرسی حفظ حقوق شهروندی باید آن را پیگیری كند

یك وكیل دادگستری با اشاره به نحوه‌ی جلب عبدالفتاح سلطانی، این نوع بازداشت را تخلف انتظامی دانست و گفت: این نوع برخورد از سوی هر مرجعی كه صورت گرفته باشد، نقض حقوق شهروندی است.

نعمت احمدی در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی نحوه‌ی احضار و جلب افراد اظهار داشت: بر اساس ماده صد و سی و چهار قانون آیین دادرسی كیفری، هر نوع دعوتی به دادگاه باید به وسیله احضار صورت گیرد و احضار باید از طریق مأمور ابلاغ باشد. مأمور ابلاغ، موضوع را به شخص ابلاغ می‌كند و شخص طی سه روز مهلت دارد كه مراجعه كند و اگر تشخیص دادند كه اتهامی بر او وارد است، برای وی قرار صادر می‌كنند.

وی ادامه داد: برابر ماده‌ی  سی و دو قانون آیین دادرسی كیفری اگر اتهام از مصادیق بازداشت موقت باشد، بازداشت می‌شود و در غیر این صورت قرار وثیقه صادر می‌كنند.

احمدی با اشاره به نوع بازداشت سلطانی خاطرنشان كرد: نوع بازداشت این وكیل دادگستری مخالف صریح قانون آیین دادرسی كیفری است و تخلف قضایی صورت گرفته است.

این وكیل دادگستری یادآور شد: این نوع رفتار از بین بردن ابتدای‌ترین حقوق شهروندی است كه هم قانون برای آن وجود دارد و هم رییس قوه‌ی قضاییه بر آن تأكید دارد.

وی با بیان این كه برابر قانون خارج از ساعت اداری نمی‌توان كسی را جلب كرد، افزود: مخصوصا كه این عمل در كانون وكلا و برای یك وكیل صورت گیرد زیرا صراحت قانون می‌گوید جلب باید در روز صورت گیرد.

این وكیل دادگستری خواستار این شد كه هیات بازرسی حفظ حقوق شهروندی یا هیاتی از سوی رییس قوه‌ی قضاییه این پرونده را كه به جامعه وكالت و جامعه قضایی لطمه وارد كرده را پیگیری كنند زیرا تخلف مشهود است.

این حقوقدان درباره‌ی نحوه‌ی رسیدگی به جرایم وكلا به خبرنگار حقوقی ایسنا اظهار داشت: وكلا دو نوع جرم را می‌توانند مرتكب شوند، یكی تخلفات انتظامی است كه در دادسرای وكلا پیگیری می‌شود و یكی هم جرایم شخصی است كه دادسرای عمومی به آن رسیدگی می‌كند اما اگر تخلفی در حین كار و به طبع وظیفه وكالتی انجام شد برابر ماده  دو قانون لزوم انتخاب وكیل مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام ما از تأمینات شغلی برخورد است كه قضات برخوردارند و لذا باید در دادسرای انتظامی قضات رسیدگی شود.

وی یادآور شد: نمی‌دانم كه اتهام سلطانی چیست؟ اگر مربوط به حرفه وی است دادگاه انقلاب در این زمینه فاقد صلاحیت است؛ اما اگر مربوط به جرم عمومی است باید در دادگاه عمومی رسیدگی شود.

احمدی در پایان نحوه‌ی جلب سلطانی را به طور قطع تخلف انتظامی دانست و گفت: این نوع برخورد از سوی هر مرجعی كه صورت گرفته باشد، نقض حقوق شهروندی است.

 

دادسرا نمی‌تواند مستقیما به تخلف وكلا رسیدگی كند

یك حقوقدان معتقد است: اولین مرجع برای رسیدگی به تخلفات وكلا، كانون وكلاست.

فریده غیرت، عضو هیات مدیره‌ی كانون وكلای دادگستری مركز در گفت و گو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی نحوه‌ی برخورد با جرایم وكلا اظهار داشت: بر اساس ماده‌ی شانزده قانون لایحه‌ی استقلال كانون وكلای دادگستری، به محض این‌كه دادستان یا رییس دادگستری یا حتی وزیر دادگستری متوجه ارتكاب عملی خلاف از سوی وكیلی می‌شوند، ابتدا باید این موضوع را به كانون وكلا اطلاع دهند.

وی ادامه داد: در این صورت كانون وكلا رسیدگی می‌كند و اگر حكم تعلیق آنها را صادر كرد، نظر خود را به مرجع قضایی اعلام می‌كند.

غیرت با بیان این‌كه اولین مرجع برای رسیدگی به تخلف وكلا، كانون وكلاست، خاطرنشان كرد: دادسرا نمی‌تواند مستقیم وارد عمل شود و طبق قانون، باید به كانون وكلا ارسال شود.

وی به نحوه‌ی احضار همكارش سلطانی اشاره و تصریح كرد: درباره‌ی سلطانی هنوز تا این لحظه اتهامشان مشخص نشده و معلوم نیست وی به چه دلیلی تحت پی‌گرد قرار گرفتند.

این حقوقدان در ادامه یادآور شد: دادسرا باید ماده پانزده و شانزده لایحه استقلال كانون وكلا را رعایت كند.

 

وكیل طبق قانون، هم‌شان قاضی و نحوه‌ی احضارش مانند قاضی مصونیت دارد

یك عضو كانون مدافعان حقوق بشر، با اشاره به روند رسیدگی به جرایم احتمالی وكلا، به نحوه‌ی احضار همكارش، سلطانی اشاره كرد و گفت كه نحوه‌ی احضار وی در قالب‌های قانونی مربوط به چگونگی احضار وكلا نمی‌گنجد.

محمد سیف‌زاده، در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این مطلب بر این نكته كه در احضار وكلا طبق تبصره‌ی دو قانون وكالت مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام محدودیت وجود دارد، افزود: در این قانون وكیل هم‌شان قاضی تشخیص داده شده و در نحوه‌ی احضارش مانند قاضی مصونیت دارد زیرا به استناد اصل صد و شصت و چهار نمی‌توان همانند سایر افراد قاضی را دستگیر كرد و دادسرای انتظامی قضات باید تقاضای تعلیق وی را صادر كرده باشد.

وی افزود: چنانچه وكیل در حین انجام وظیفه یا در مقام دفاع مرتكب جرم شد، باید بعد از تقاضای تعلیق وی از دادسرای انتظامی، كانون وكلا نسبت به احضار وی اقدام كند.

این حقوقدان با اشاره به نحوه‌ی احضار همكارش سلطانی، با تاكید بر این‌كه وی قطعا مرتكب جرمی نشده، افزود: وكلایی كه مسوولیت دفاع از متهمان سیاسی را برعهده می‌گیرند، این‌قدر عقل دارند كه خود مرتكب جرم نشوند و به عقیده‌ی من تنها جرم سلطانی دفاع از بی‌گناهانی است كه او وكالت آنها را برعهده گرفته است.

 

هیچ‌كس را بدون احضار قبلی نمی‌توان جلب كرد

یك وكیل دادگستری معتقد است كه هیچ فردی را نمی‌توان بدون احضار قبلی جلب كرد و این اقدام نقض مقررات آیین دادرسی كیفری و حقوق متهم است.

عبدالصمد خرمشاهی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا درباره‌ی نحوه‌ی احضار و جلب افراد گفت: نمی‌دانم كه عبدالفتاح سلطانی به چه این بازداشت شده است اما معمولا به لحاظ حفظ حقوق متهم و رعایت موازین قانونی و حقوقی كه هر انسانی دارد، ابتدا باید به فرد اخطار داده شود و در صورت عدم حضور، احضار شود.

وی ادامه داد: نمی‌توان هیچ‌كس را بدون اخطار و احضار قبلی ابتدا به ساكن جلب كنند.

این وكیل دادگستری در پایان یادآور شد: اگر ابتدا به ساكن كسی جلب شود از جمله این وكیل دادگستری، نقض مقررات آیین دادرسی كیفری و حقوق متهم است.

 

آنچه واقع شده باعث تاسف و در خور تامل است

بهمن كشاورز با ابراز تأسف از بازداشت عبدالفتاح سلطانی به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: علت تحصن آقای سلطانی در كانون وكلا طبق گفته خودشان این بود كه می‌خواستند بدانند از جانب چه مرجعی و برای چه تقصیری احضار شده‌اند و چه كسانی هستند كه ایشان را می‌برند و به كجا می‌برند كه به گمان من این نه تنها حق ایشان بلكه حق هر شهروند ایرانی است كه در این مورد اطلاعات داشته باشد.

وی ادامه داد: آقای سلطانی كه وكیلی درستكار، پاك، اهل نظر و صادق هستند، مطمئنا اگر سوءتفاهم در موردشان ایجاد شده باشد، در موضع دفاع است كه با توجه به این‌كه تبصره سه ماده واحده انتخاب وكیل اعلام كرده است كه وكلا در موضع دفاع از همان احترام شاغلین شغل قضا برخوردارند و با عنایت به اینكه این احترام جز آن نیست كه تعقیب ایشان باید مسبوق به رسیدگی دادسرا و دادگاه انتظامی قضات باشد نتیجه می‌گیریم كه قانونگذار خواسته است مشابه این امتیاز را به وكلا در موضع دفاع بدهد و به این ترتیب اگر وكیلی بابت آنچه در موضع دفاع گفته یا نوشته است طرف اتهامی قرار بگیرد، طبعا باید بر مبنای این تبصره مساله بدوا از طریق دادسرای انتظامی كانون وكلا مورد بررسی قرار بگیرد و چنانچه تخلف محرز شد وكیل تعلیق شود و سپس اجازه داده شود اگر آنچه واقع شده جرم عمومی است از طرف دادسرای عمومی مورد پیگیری قرار گیرد.

وی ادامه داد: در عین حال در مورد شخص ایشان به عنوان عضو هیات مدیره كانون وكلا یك مطلب اضافی هم مطرح است و آن اینكه در ماده بیست و یک لایحه استقلال كانون وكلا آمده است در مواردی كه وزیر دادگستری در امور مربوط به وظایف یكی از اعضای هیات مدیره كانون و یا دادرسان و دادستان دادگاه انتظامی وكلا تخلفی مشاهده نماید رسیدگی به امر را به دادستان دیوان عالی كشور ارجاع می‌نماید؛ دادستان كل به وسیله‌ای كه مقتضی بداند تحقیقات نموده در صورتی كه تخلف را محرز دانست پرونده را به منظور رسیدگی به دادگاه عالی انتظامی قضات احاله خواهد كرد كه ظاهرا قانونگذار در تدوین قانون استقلال بر آن بوده است كه تخلفات اعضای هیات مدیره كانون وكلا با تشریفات خاص رسیدگی شود، بنابراین در این مورد نیز گمان می‌رود كه علاوه بر رسیدگی دادسرای انتظامی كانون وكلا صدور حكم تعلیق در نهایت بعد از رسیدگی دادستان كل كشور با دادگاه انتظامی قضات باشد.

وی افزود: آنچه مسلم است به نظر ما در این‌جا تبصره سه رعایت نشده است، حالت دیگر این است كه ادعا این باشد كه جرم انتسابی جرم عمومی و غیرمرتبط به امور دفاعی بوده است در این حالت هرچند فرضی بسیار بعید است و اگر باشد من آن را چیزی جز سوءتفاهم نمی‌توانم تلقی كنم، جناب آقای سلطانی از حداقل حقوقی كه برای شهروندان مقرر است یعنی استفاده از وكیل در تمام مراحل دادرسی من‌جمله بازجویی و بازپرسی اولیه برخوردار شوند و در عین‌حال بازهم حق هر شهروندی است كه طبق قانون اساسی بلافاصله بعد از دستگیری و یا حداكثر پس از بیست و چهار ساعت موضوع اتهام به وی صراحتا و كتبا ابلاغ شود و بلافاصله در محضر مرجع قضایی حاضر شود كه امید است در این مورد نیز به همین نحو عمل شود یعنی در اسرع وقت اتهام ایشان و چرا به این شكل تحت تعقیب قرار گرفته‌اند اعلام شود و یكی از وكلای ایشان این امكان را داشته باشد كه در تمام مراحل بازپرس و بازجویی حضور داشته باشد.

كشاورز اظهار داشت: اگر خواسته آقای سلطانی این بود كه از كجا و برای چه احضار می‌شوند، این توقع زیادی نیست زیرا اصل سی و دو قانون اساسی می‌گوید "كه هیچ‌كس را نمی‌توان دستگیر كرد مگر به حكم و ترتیبی كه قانون معین می‌كند؛ در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذكر دلایل بلافاصله كتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداكثر ظرف بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاكمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود" بنابراین این حقی است كه همه شهروندان ایرانی دارند و لذا توقع زیادی نبوده است كه ایشان می‌خواستند بدانند چرا و از طرف چه كسی احضار شده‌اند.

این وكیل دادگستری افزود: این كه آقای سلطانی در محل كانون وكلا و به شكلی كه گفته شده دستگیر شده‌اند گمان می‌كنم از جهت نمادین قابل بررسی باشد، آنچه مسلم است وكیل دادگستری دفتر مشخصی دارد و بنا بر اصل معمولا همه روز در دفتر خود حاضر است و بر مبنای قانون و آیین نامه حداقل سه روز در هفته را مكلف است كه در ساعات خاصی در دفتر خود باشد. بنابراین كمتر كسی مانند وكلای دادگستری قابل دسترس هستند و دیگر این كه عضو هیات مدیره كانون وكلا علاوه بر دفتر در بیشتر ساعات از روزهای هفته در كانون وكلاست و حداقل یك روز در هفته در هیات مدیره حضور دارد. بنابراین به سهولت و با یك تلفن قابل احضار است اینكه ادعا شده است كه آقای سلطانی متواری بودند باید دید مقدمات امر چه بوده است و چگونه چنین ادعایی شده است.

وی گفت: گمان می‌رود كه دعوت ایشان به هر علت و برای هر پوششی بدون این اقدامات ضربتی و ناگهانی هم میسر بوده است و نیازی به این گونه اقداماتی نبوده است و از طرفی بعد از این كه ایشان در كانون وكلا مستقر شدند به طریق اولی ایشان را با یك تلفن می‌توانستند با ذكر اینكه به كجا می‌روند احضار كنند و ایشان هم حتما تمكین می‌كردند و در چنین مواردی اهل معارضه نیستند.

كشاورز اظهار داشت: آنچه واقع شده به هر تقدیر باعث تأسف است و با توجه به اینكه ایشان عضو هیات مدیره كانون وكلا هستند بدیهی است كه انتظار می‌رود كه ریاست و هیات مدیره كانون مركز در این مورد اقدامات مقتضی مبذول دارند و در عین حال این بحث كه وكیل دادگستری و عضو هیات مدیره با این گونه مسائل و با این ابعاد مواجه می‌شود فی حد نفسه باعث تاسف است و قابل تامل است وضعیت كسانی كه در موضعی چنین قرار ندارند.

وی گفت: به هر حال چون ایشان به عنوان یك وكیل صرف نظر از سمتشان در كانون وكلا دچار این مشكل شده‌اند مطمئنا كانون وكلا موظف است در مورد ایشان اقدامات لازم را در حدی كه از حقوق قانونی خود برخوردار شوند به عمل آورد كه قطعا هم خواهد آورد به خصوص از هیات مدیره موجود كه در آغاز كار شعار خود را تعامل با قوه‌ی قضاییه قرار داد، انتظار می‌رود كه در این مورد فعال و مؤثر عمل كند.

 

نامه اعتراض هیات مدیره كانون وكلا به رییس قوه‌ی قضاییه درباره‌ی بازداشت سلطانی

هیات مدیره كانون وكلا در نامه‌ای به رییس قوه‌ی قضاییه اعتراض خود را به نحوه برخورد با عبدالفتاح سلطانی اعلام كرد.

فریده غیرت با اعلام این خبر به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: صبح امروز جلسه فوق‌العاده‌ای در كانون وكلا تشكیل شد و در نامه‌ای به آیت‌الله هاشمی شاهرودی به این نحوه برخورد اعتراض كردیم و این‌كه به یك وكیل دادگستری و یك عضو هیات مدیره آن هم در خانه خودش تعرض شده است و این تعرض هم به قوه‌ی قضاییه تلقی می‌شود و هم به كانون وكلا و پیامد خوبی ندارد؛ ما این را به رییس قوه‌ی قضاییه منعكس كردیم.

غیرت خاطرنشان كرد: به زودی اقدامات خود را در این رابطه و اینكه چرا ایشان را بازداشت كرده‌اند و به چه اتهامی، آغاز خواهیم كرد.

 

زندگی طاقت فرسای هجده هزاركارگر كوره پز تهران

 

 • نماینده كارگران پاكدشت: به علت نداشتن پول كافی و فقر مفرط، بیش از‌‏ هجده هزار كارگر، در زاغه‌‏های كوره پزخانه ها, همچون سربازان پادگانها شب را به صبح می رسانند، در این كوره‌‏پزخانه‌‏ها، زن، مرد و حتی كودكان كمتر از هشت سال كار‌‏ می‌‏كنند و بین نان‌‏آور و نان‌‏خور فرقی نیست.

‏• خانواده های این كارگران در همین فضای چند متری غیر مسكونی، كلیه امور خانه چون, آشپزی و رخت شویی را انجام داده و كودكان نیز از ترس موشهای بزرگ ساكن در كنار گوشه همین اتاقها , آسایش ندارند

 

 

یکشنبه ۹مرداد ١٣٨۴ – ٣١ ژوئیه ٢٠٠۵

نماینده كارگران پاكدشت، گفت: به علت نداشتن پول كافی و فقر مفرط ‌‏‌، بیش از‌‏ هجده هزار كارگر، در زاغه‌‏های كوره پزخانه ها, همچون سربازان پادگانها شب را به صبح می رسانند ، در این كوره‌‏پزخانه‌‏ها ، زن ، مرد و حتی كودكان كمتر از هشت سال كار‌‏ می‌‏كنند و بین نان‌‏آور و نان‌‏خور فرقی نیست .

"عباس سالاری" , در گفت و گو با خبرنگار گروه كارگری ایلنا ، افزود‌‏: در حال حاضر چهارصد كوره پزخانه فعال در استان تهران وجود دارد كه كارگران شاغل در بسیاری از این كارخانجات ، به دلیل نداشتن پول كافی برای اجاره حتی یك اتاق برای سكونت شبانه ‌‏, شب را با خانواده خود در محل كارخانه های اجرسازی به صبح می رسانند .

وی گفت‌‏: بسیاری از كارگران با خانواده هایشان در این كوره پزخانه ها در شرایطی سخت و طاقت فرسا كار كرده و فرزندان كم سن و سال آنان نیز برای ادامه زندگی ناچار به تن دادن به كارهای سخت در همین كوره پزخانه ها هستند

 

وی، تصریح كرد ‌: هر پنج كارگر در یك اتاق دوازده متری كه به دلیل غیر مسكونی بودن و عدم بهداشت محیط ، بیشتر به زاغه شبیه می باشد ، تن خسته شان را به خواب می سپارند .

این مقام كارگری ، افزود ‌‏: خانواده های این كارگران در همین فضای چند متری غیر مسكونی ، كلیه امور خانه همچون , آشپزی و رخت شویی را انجام داده و كودكان نیز از ترس موشهای بزرگ ساكن در كنار گوشه همین اتاقها , آسایش ندارند

 

سالاری گفت‌ ‏: وضعیت معیشتی كارگران كوره پزخانه ها به دلیل كمی دستمزد و عدم اداره امور زندگی تاسف بار بوده و در سال گذشته ، انواع بیماریهای عفونی و مهلك نیز در بین كارگران كوره‌‏پزخانه‌‏ها شیوع پیدا كرده است.



 

 

 

 

 

 

 

در مراسم شعر خوانی ودعای توسل برای گنجی عنوان شد:

گنجی را شاد و زنده می‌خواهیم


مراسم شعرخوانی ودعای توسل درحمایت از اکبر گنجی و پاسداشت ٥٠ روز مقاومت شنبه شب در مقابل منزل وی وبا حضور نزدیک به هزار نفر و در حالی که شمع و پوستری از اکبر گنجی در دست داشتند برگزار شد.

در این مراسم که به همت دفتر تحکیم وحدت ، سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی و جمعی از فعالین سیاسی دانشجو برگزار شد عباس امیر انتظام، سعید حجاریان، پرویز ورجاوند، فریبرز رییس دانا، خسرو سیف، مراد فرهادپور، حسین پایا، محمد ملکی ، شاه ویسی، سیمین بهبهانی ، سیدعلی صالحی، علی‌اشرف درویشیان، محمد بسته‌نگار، فاطمه حقیقت‌جو، علی‌اکبر موسوی خوئینی‌ها، رجبعلی مزروعی، زهره آقاجری ، حسین رفیعی، مرضیه مرتاضی لنگرودی، فریبا داودی مهاجر، اعضای شاخه جوانان جبهه مشارکت، نهضت آزادی و فعالین ملی ومذهبی حضور داشتند .

در ابتدای این مراسم و بعد از اعلام خبر دستگیری عبدالفتاح سلطانی وکیل اکبر گنجی و بسیاری از دانشجویان؛
سیمین بهبهانی و تعدادی از فعالین دانشجو به قرائت اشعاری در مدح آزادی ودفاع از اکبر گنجی پرداختند و ترانه مرغ سحر توسط حاضرین در مراسم خوانده شد.

پس از پایان مراسم شعر خوانی سعید حجاریان در بین تجمع کنندگان حاضر شدو با تاکید مجدد بر اینکه مقصر اصلی اوست و اوست که باید به جای گنجی باشد بار دیگر جمله خود در خصوص گنجی را بر زبان راندو گفت:

پهلوان اکبر نمی‌میرد.

حجاریان سپس با اشاره به اینکه وی و دوستانش می‌خواستند با حکمیت قضیه را فیصله دهند ودر حالی که گریه می کرداظهار داشت: تلاشهای ما به نتیجه نرسید، متاسفانه تمام قول و قرارهایی که ما گذاشتیم توسط قوه قضائیه و دادستان تهران زیر پا گذاشته شد و الان تنها کاری که می‌توانم انجام دهم دعاست.