بازگشت به صفحه اول

شماره ۸۸ • تير  ۱۳۸۴‏‎‏‎ • ژوئن-ژوئيه ۲۰۰۵

بازگشت به صفحه اول

 

 

از هفته های پيش :

بر آمدن احمدی نژاد محصول تحريم يا تسليم اصلاح طلبان به تقلب و تجاوز "رهبر"؟

بمب گذاری های زنجيره ای سرداران در آستانه انتخابات به چه معنا است؟

تحریم یا دنباله روی از "جبهه فراگیر" انتخابات ؟

چک های بی محل آقای معین در بازی قدرت خامنه ای با هاشمی!

خودکشی با حکم حکومتی يا پيوند با ملت؟
 

دوشنبه ۶ تيرماه ۸۴

برگزيده "رهبر"يا برگزيده ملت؟

 

 

شکاف و بحران درونی نظام حاکم حالا از هر زمان عميق تر است. موفقيت امروز خامنه ای در کنار زدن رفسنجانی و اصلاح طلبان و روحانيون سنتی و برکشاندن محافل نظامی امنيتی متحد خود، مثل پيروزی موقتی يک کودتا است که زمينه های سياسی و اقتصادی موفقيت ندارد و محتوم به شکست است.

 

با اين که می دانم بخشی از محرومان و حاشيه نشين های شهری به هر دليل به احمدی نژاد رای داده اند، با جسارت و اطمينان تاکيد می کنم که او برگزيده "رهبر" است و بر آن هستم که در يک انتخابات نيمه آزاد محال بود او رئيس جمهور شود. اما در اين انتخابات شمارندگان و اداره کنندگان صندوق ها بودند که بيش از رای دهندگان دربرآمدن احمدی نژاد موثر بودند. محافل نظامی امنيتی به رهبری خامنه ای اين باربا هوشياری حساب شده ای هم دوبار نيمی از رای دهندگان را به پای صندوق ها آوردند. و هم سرانجام آدم خودشان را از صندوق درآوردند.
با درس گيری از شکستی که در دوم خرداد ۷۶ خورده بودند اين بار با اقدامات از پيش سازماندهی شده و به کار گيری گسترده نظاميان و گروههای فشار يکی از ذوب شدگان در ولايت را به عنوان رئيس جمهورقالب کردند. هيچ مفسر، نويسنده و روزنامه نگار مستقل و منصفی نمی تواند اين همه رسوائی را ناديده انگارد و گناه بيرون آمدن احمدی نژاد از صندوق ها را به گردن تحريم کنندگان اين انتخابات سراسر تقلب و تزوير بيندازد. همه آنان که چنين می کنند آگاهانه و يا ناآگاهانه به تقلبات رژيم کم بها می دهند و به انتخابات قلابی و رئيس جمهور برآمده از آن مشروعيت می بخشند. نتيجه اين انتخابات در درجه اول ناشی از دخالت، اعمال نفوذ و تقلب محافل نظامی امنيتی و در درجه دوم نتيجه سياستهای غلط اصلاح طلبان بود.
دهها هزار بسيجی و سپاهی در سراسر ايران صندوق های رای را در ميان گرفتند تا با دست کاری و تقلب در آرا نتيجه کار را به ميل رهبر کنند و کردند.
از محل اعتبارات رهبری به هر مسجد دويست ميليون تومان برای هزينه تبليغات يکجانبه وآوردن محرومان به پای صندوق ها تحويل داده شده بود و در عين حال ميلياردها تومان از بودجه سپاه و بسيج برای در اختيار گرفتن دهها هزار صندوق در سراسر کشور، هزينه شد.
دامنه دستکاری و تقلب در آراء چنان گسترده و افتضاح آميز بود که همه نامزدها که خود از چهره ها و سرکردگان کهنه کار و سرشناس رژيم حاکم اند زبان به شکايت گشودند. در اين ميان نامه کروبی و استعفای او از همه سمت های حکومتی در اعتراض به تقلب به نفع احمدی نژاد و نامه معين خطاب به ملت در اعتراض به تقلب های فاحش به نفع احمدی نژاد و بالاخره نامه هاشمی رفسنجانی خطاب به ملت و با همين مضمون از اسناد انکارناپذير و رسوا کننده تقلب های انتخاباتی محافل نظامی امنيتی به سرکردگی خامنه ای است.
کروبی در نامه اش مدعی شد که اسناد انکارناپذيری دال بر تغيير ميليونی آراء به سود احمدی نژاد دارد. و معين خطاب به ملت گفت اين دستکاری ها نتيجه انتخابات را به سود يک نامزد تغيير داده است.
دو روز مانده به دور اول انتخابات، شورای نگهبان نتيجه نظرسنجی ساختگی خود را که با همه نظرسنجی های ديگر تفاوت فاحش داشت و احمدی نژاد را برنده انتخابات اعلام می کرد برای پشتگرمی بسيج و سپاه انتشار داد. و هم زمان مصباح يزدی به طلاب و بسيجی ها سفارش کرد که پنج شنبه روزه بگيرند و روز جمعه برای انتخاب احمدی نژاد به وظايف خود عمل کنند. (به نقل از سايت امروز)
و البته زمانی که احمدی نژاد با آن همه رسوايی به دور دوم آورده شد ديگر مسلم بود که رهبر و شورای نگهبان وی را برای پست رياست جمهوری برگزيده اند. من نيز در مقاله ای که سه روز پيش از انتخابات دورم دوم در ايران امروز چاپ شد، نوشتم که خامنه ای تصميم خود را گرفته و قرار است احمدی نژاد را از صندوق بيرون بياورند. کيهان شريعتمداری پيش از اعلام نتايج انتخابات تيتر خود را چنين انتخاب کرد" ملت کار را تمام کرد"
هاشمی در نامه اش خطاب به مردم ايران می نويسد:
" به گونه ای بی سابقه با هزينه های دهها ميلياردی از بيت المال، اين جانب و بستگانم را ظالمانه تخريب کردند و با استفاده زياد از امکانات نظام به صورت سازماندهی شده و نامشروع در انتخابات دخالت کردند. ترديدی ندارم که جزای چنين ظلمی به کشور من و مردم، جز خسران دنيا و آخرت نخواهد بود."
بنا ندارم که در مورد انتخابات، شکايت به داورانی که نشان دادند نمی خواهند يا نمی توانند کاری بکنند ببرم و شکايت خود را فقط همانند مورد قبل در دادگاه عدل الهی مطرح می کنم."
اما شگفتا که برخی از کسانی که تحريم و تحريم کنندگان را مسوول آمدن احمدی نژاد می دانند، در انتقاد به اين همه رسوائی ساکتند و نه فقط آنها که راديوهای فارسی زبان خارجی و بسياری از رسانه های بين المللی نيز اخبار اين انتخابات را به گونه ای منعکس می کنند که انگارانتخابات در يک دموکراسی برگزار شده و دست کاری و تقلب ها جزئی بوده است. احمدی نژاد اين نماينده تندروترين گرايش بنياد گرا، از قماش سعيد امامی، سعيد مرتضوی و سعيد عسکراست. برخی از جملاتی که ماهيت فکر و انديشه وی را به نمايش می گذارند و در جريان انتخابات بيان شده اند را يادآور می شوم:
- " ما انقلاب نکرديم که دموکراسی بيايد."
- " ما انقلاب نکرديم که حق رای به دست بياوريم." (سخنرانی در آردان در يازده فروردين ۸۴)
- " بايد دانشگاهها و وزارت خانه ها را از وجود غرب زدگان (مقصود اصلاح طلبان و طرفداران فضای باز است) پاکسازی کنيم."(سخنرانی در تهران در جريان انتخابات)
- " انقلاب ايران سرآغاز انقلاب جهانی و پيروزی دنيای اسلام است." (در مسجدی در گرمسار در جريان تبليغات انتخاباتی)
- احمدی نژاد بلافاصله پس از انتخابات گفت:
" حالا به آمريکا می گويم "کيش و مات"
به احمدی نژاد پيشينه شرکت در ترورهای دولتی از جمله قتل دکتر سامی، و دکتر قاسملو نيز می دهند.
احمدی نژاد نماينده همان نيروئی است که در همه سالهای گذشته رهبر رژيم با تکيه به آنها مخالفان خود را از همه اقشار اجتماعی از مخالفان سياسی گرفته تا اصلاح طلبان پيگير و روحانيون منقد سرکوب کرده است. اين جريان اينک و برای نخستين بار در تاريخ ۲۶ ساله جمهوری اسلامی قوای سه گانه را به طور کامل در قبضه خود دارد. ازانقلاب تا به امروز هرگز اين گرايش خطرناک بطور کامل و مثل امروز قدرت را در قبضه خود در نياورده بود.
اين قبضه قدرت البته به قيمت بزرگترين شکاف و بيشترين پذيرش ريزش نيرو در بدنه نظام جمهوری اسلامی حاصل شده است و بخش بزرگی از روحانيون وفادار به نظام را با خامنه ای رودرروی هم قرار داده است.
اين را هم فراموش نکنيم که با همه دستکاريها و تقلب های انجام شده پيروزی احمدی نژاد با ۱۷ ميليون رای يعنی حدود ۳۲ درصد آرای رای دهندگان اعلام شده است. و اگر اين تقلب ها نبود احمدی نژاد بيش از همان ۱۵ درصد رای نظام را که سازمانهای نظامی و امنيتی توان گردآوری آن را دارند نداشت. پس احمدی نژاد رئيس جمهور برگزيده مردم ايران نيست، رئيس جمهور برگزيده رهبر است. او حداکثر برگزيده يک اقليت طرفدار حاکميت و نيز بخشی از محرومان و حاشيه نشينانی است که خود قربانی سياستهای همين محافل نظامی امنيتی هستند. و البته درميان اين اقليت نيز رهبری همه امور در دست خامنه ای است. اما رئيس جمهور اعلام شدن احمدی نژاد بسيار اهميت دارد چرا که اين حادثه همان گونه که اشاره رفت به معنای قبضه کامل همه قوای سه گانه و همه نهادهای تابعه توسط محافل نظامي- امنيتی به سرکردگی علی خامنه ای است. اين اتفاق را می شود نوعی کودتای رهبر عليه ساير بخش ها و سردمداران نظام تلقی کرد. کودتای رهبر عليه روحانيون جامعه روحانيت مبارز، عليه مجمع روحانيون مبارز، بخشی از روحانيون مجلس خبرگان، بخشی از فرماندهان سپاه، بعضی از مدرسان حوزه علميه قم، و بالاخره آن دسته ازعناصر و اجزاء نظام که نمی خواستند محافل امنيتی نظامی همه قدرت را در اختيار گيرد. از همين جا است که می گويم و تاکيد می کنم که با اين انتخابات شکاف در بدنه نظام حاکم هرچه عميق تر شده است. بخش بزرگی از روحانيون حاکم که احتمالا اکثريت آنان را در برمی گيرد در يک طرف قرار گرفته اند، و در طرف ديگر خامنه ای، جنتی، روحانيونی امثال مصباح يزدی و فاشيستی ترين محافل نظامی امنيتی جمهوری اسلامی که فعلا همه اهرم های نظام را در دست گرفته اند قرار دارند. بخش بزرگی از بدنه حجيم و پر جمعيت نظام مرکب از تکنوکراتها و ديپلماتها نيز به شدت از آنچه پيش آمده ناراضی اند و اين شکافها و نارضايتی ها قطعا در بدنه سپاه، وزارت اطلاعات و غيره نيز امتداد می يابد و ادامه حکومت را برای خامنه ای و ايادی او که احمدی نژاد يکی از آنان است هرچه دشوار تر می کند.
بخشی از محرومين روستاها و محلات حاشيه ای و جنوبی شهرهای بزرگ که به اميد رفاه و زندگی بهتر به احمدی نژاد رای داده اند زودتر از آنچه تصور می شود عليه او و رهبر او خواهند چرخيد. چرا که فقر فزاينده در ميان جمعيت محروم ايران بدون دگرگونيهای ريشه ای در نظام اقتصادی کشور، يعنی بدون جذب سرمايه و سرمايه گذاری های وسيع در ايران، بدون رشد بخش خصوصی، بدون مبارزه با مافيای اقتصادی که در سايه سرکوب و استبداد در بدنه همان جريانی که احمدی نژاد را به قدرت رسانده پديد آمده و رشد سرطانی کرده والان در پشت سر احمدی نژاد پنهان شده، ممکن نيست. و راه جلب و جذب سرمايه و کوتاه کردن دست مافيای اقتصادی به اصلاح عميق ساختاری، فضای باز سياسی، بهبود مناسبات ايران با کشورهای پيشرفته صنعتی و خلاصه مستلزم گام گذاشتن در راه ايجاد فضای باز سياسی در داخل و عادی کردن رابطه ايران با آمريکا و اروپا و مسايلی از اين دست است که احمدی نژاد نماد گرايشی است که ۱۸۰ درجه با اين تحول مخالف است. البته احمدی نژاد بنا به توصيه های رهبر فعلا با اعتدال آغاز کرده است، اما اين آغاز نرم برای سوار شدن جناح فاشيستی بر همه امور حکومتی يک امر عادی است. در روزهای آينده همراه با آغاز عملی کار دولت احمدی نژاد تنش ها در داخل و در مناسبات ايران با اروپا و آمريکا اوج تازه ای خواهد گرفت.
بی پايگی و بی اعتباری شعارهای عوامفريبانه احمدی نژاد به زودی و تا چند ماه ديگر برای آن بخش های محرومی که به اميد زندگی بهتر فريب او را خورده و زير تبليغات سنگين بسيج و سپاه به دام فاشيسم مذهبی در غلتيده اند آشکار خواهد شد و تازه آن گاه است که راه بر همه عوامفريبی های خامنه ای بسته می شود چرا که ديگر نمی تواند مثل هشت سال گذشته مشکلات و نارسائی ها را به گردن ديگران بيندازند. همه می دانند که حالا همه چيز در دست خود او است.
با اين همه شکاف و بحران درونی نظام حاکم حالا از هر زمان عميق تر است. موفقيت امروز خامنه ای در کنار زدن رفسنجانی و اصلاح طلبان و روحانيون سنتی و برکشاندن محافل نظامی امنيتی متحد خود، مثل پيروزی موقتی کودتايی است که زمينه های سياسی و اقتصادی ملی و بين المللی موفقيت ندارد و محتوم به شکست است. نه اوضاع در درون نظام حاکم به آسانی برای باند حاکم قابل کنترل خواهد بود، نه بويژه شرايط ملی و بين المللی کوچکترين سازگاری با حکومتی از نوع طالبان در ايران دارد. در مصاحبه ای با راديو آلمان گفته بودم که آمدن احمدی نژاد احتمال بقای نظام حاکم را کاهش می دهد، اما هزينه رهائی مردم را از شر اين نظام بالا می برد و حتی ممکن است به دخالت نظامی خارجی در ايران بيانجامد.
در اين يادداشت ضمن تاکيد بر اين نگرانی يادآور می شوم که در آينده نزديک مناسبات حاکميت چه در عرصه ملی با مردم ايران و چه در عرصه بين المللی با آمريکا، اروپا و همسايگان ايران روبه وخامت خواهد گذاشت. به گمانم حکومت کنونی آمريکا از تحولات کنونی ايران خوشنود است. زيرا در ميان زمامداران کاخ سفيد هستند کسانی که بر اين باورند که جورج بوش بايد در دور دوم رياست جمهوی خود کار ايران را يکسره کند. فاشيسم مذهبی حاکم در ايران ممکن است بهانه های لازم را به دست حکومت آمريکا دهد و کار آنان را آسان کند. در هفته آينده در ادامه همين يادداشت به امکانات و راههای اپوزيسيون، ظرفيت آن در ايجاد ائتلاف ملی گسترده، ميزان و اثر گذاری آن بر تحولات آينده و اهميت ائتلاف برای کاهش مداخله نظامی خارجی در ايران خواهم پرداخت.

 


۶ تيرماه ۸۴
علی کشتگر

 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن شماره ۸۸ • تير  ۱۳۸۴‏‎‏‎ • ژوئن-ژوئيه ۲۰۰۵

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت