بازگشت به صفحه اول

شماره ۸۸ • تير ۱۳۸۴‏‎‏‎ • ژوئن-ژوئيه ۲۰۰۵

بازگشت به صفحه اول

 

كدام سیاست موثر بود، تحریم یا شركت؟

 

• قابل پیش بینی است كه طرفداران شركت در انتخابات انگشت اتهام را به سوی تحریم كنندگان دراز كرده و اعلام كنند كه اگر سیاست تحریم نبود، طیف گسترده ای در انتخابات شركت می كرد و وضع به اینجا خاتمه پیدا نمی كرد. در پاسخ تنها به یك نكته اكتفا می كنیم: در شرایطی كه رژیم كروبی را تحمل نكرد، آیا حاضر بود معین را تحمل كند؟
 


ماشاالله سلیمی - منوچهر مقصودنیا



دوشنبه ٣٠ خرداد ١٣٨۴ – ٢٠ ژوئن ٢٠٠۵
دور اول انتصابات نهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی كه اینك به جرات می توان بر آن انتصابات اندر انتصابات نام نهاد، برگزار شد و ادامه این بازی مسخره بین هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد به دور دوم كشیده شد.
اپوزیسیون طرفدار شركت در انتخابات در خارج از كشور كه عمدتا از طیف توده ای های گذشه و حال بودند، (حزب توده ایران، راه توده، حزب دمكراتیك مردم ایران، طیف توده ای های فدائیان) حكم حكومتی خامنه ای نسبت به آقای معین را به فال نیك گرفته با اعلام حمایت از معین و ” جبهه دمكراسی و حقوق بشر “ مورد نظر وی، مردم را به شركت وسیع در انتخابات دعوت كردند. آنان نه تنها مثل گذشته تحریم كنندگان را به باد انتقاد گرفتنند، اینبار بطور غیرمستقیم آنهائی را كه نیز در داخل كشور سیاست تحریم را در پیش گرفتنند از نیش زبان و قلم بی بهره نگذاشتنند.
در شرایطی كه خامنه ای بطور صریح هدف شركت مردم در انتخابات را «تزریق خون تازه در رگهای نظام» اعلام كرده و افزوده بود «ملت ایران روز جمعه به قانون اساسی و مواد غیر قابل تغییر قانون اساسی یعنی اسلام و ارزشهای اسلامی رای می دهد و از نظام خود و قانون اساسی دفاع می كند.»، طیف توده ای های شركت كننده در انتخابات به خاك پاشیدن به چشم مردم ادامه دادند و سعی كردند با عمده كردن معین از یكسو و خطر امریكا و جنتی، ‌از سوی دیگر مردم را هر چی وسیع تر به پای صندوقها بكشند و به مضحكه انتخابات مشروعیتی بدهند.
گردانندگان سایت اینترنتی راه توده (پیك نت) آنقدر به این انتخابات فرمایشی ایمان آورده بودند، كه قبل از اعلام نتیجه انتخابات بطور شگفت انگیزی با تیتر درشت شكست جناح راست و پیروزی معین و تن دادن خامنه ای به این شكست را اعلام كردند و وقتی هم كه معلوم شد معین با احراز رتبه پنجم شكست سختی را متحمل گردیده و با تقلب گسترده در انتخابات، توسط دارو دسته رهبری احمدی نژاد جای كروبی را گرفته، بی سرو صدا و بدون اینكه به روی مبارك خویش بیاورند، آن مطلب را که كذب محض بود، از سایت پاك كرده تا كسی به این افتضاح دسترسی نداشته باشد. اینك این سایت از حالا خطر فاشیزم را، البته از زبان آقای معین ساز كرده است. حال سوال اینجاست كه سایر طیف های شركت كننده توده ای چه خطری را علم خواهند كرد، آیا آنها نیز هم صدا با این سایت خواهند شد؟ این سوالی است كه باید منتظر بود تا چند روز آینده، پاسخ آن روشن شود.
سوال دوم در این رابطه این خواهد بود كه اگر دیروز با شعار ”جبهه دمكراسی و حقوق بشر“ به حمایت از معین پرداختند،‌ فردا با شعار جبهه ضدفاشیستی از رفسنجانی حمایت نخواهند كرد؟
اساس استدلال طرفداران شركت در انتخابات عدم موثر بودن سیاست تحریم بود. حال كه در برابر دیدگان شگفت زده همگان، با جابجائی آرا، احمدی نژاد را به جای كروبی نشاندند، باز می توان آن استدلال را تكرار كنند؟
ما گفتیم و نوشتیم، این انتخابات فرمایشی است، انتصابات است، رای مردم در این شرایط تاثیری در سرنوشت كشور ندارد، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن راه تغییر و تحول از درون نظام را بسته است، بنابر این نباید در این خیمه شب بازی انتخاباتی شركت كرد و به این انتخابات مشروعیت بین المللی داد.
پیش از ما و هم صدا با ما، زندانیان سیاسی و منجمله ناصر زرافشان و اكبر گنجی كه با مرگ دست و پنجه نرم می كنند و دانشجویان، فرهیختگان سیاسی داخل كشور به صورت جمعی و فردی، و تمامی جریانات ترقیخواه و دمكرات خارج كشور، انتخابات را تحریم كردند و از مردم خواستند كه در این نمایش مسخره شركت نكنند.
باید توجه داشت كه، اپوزیسیون واقعی در داخل كشور با انتشار بیانیه هائی با امضای صدها فعال سیاسی و با شعار های تغیر بنیادی ساختار سیاسی و تدوین قانون اساسی جدید، و تبدیل این شعارها را به گفتمان غالب سیاسی، از حالت تدافعی خارج و به تهاجم سیاسی دست زده است.
در چنین شرایطی امید است كه آن بخش از اپوزیسیون خارج و داخل كشور كه با شعار شركت در انتخابات تاكنون با این روند به مخالفت بر خواسته و به مانعی در شكل گیری یك آلترناتیو دمكراتیك و مترقی در بعد ملی و بین المللی تبدیل شدند، اینك به این گفتمان ملی پیوسته و بدین ترتیب از مانع به مدافع آن تبدیل شوند.
شكست خوردگان در انتخابات اخیر قبل از همه و در راس همه، نیروهائی بودند كه با استدلال های همیشگی نظیر انتخاب بین بد و بدتر، انتخاب اصلح، جلوگیری از به قدرت رسیدن رفسنجانی، اصلاحات گام به گام، خطیر بودن لحظه و امكان مداخله خارجی در ایران، بدون درس آموزی از شكست سیاست های گذشته و بویژه سیاست دل بستن به وعده های خاتمی، اصرار بر شركت در انتخابات و رای دادن به معین را داشتنند.
به همراه این نیرو اصلاح طلبان حكومتی كه بطور یكپارچه و با تمام قد و قامت به میدان آمده بودند و نیز ملی ــ مذهبی ها و نهضت آزادی، كه به پیروزی قطعی خویش اطمینان داشتند، در این شكست سهیم بودند. آنان كه هدف خویش را حفظ نظام از طریق اصلاح آن، اعلام كرده بودند، در عمل یكبار دیگر با دیوار بتنی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن روبرو شدند و نه تنها نتوانستند به پیروزی برسند، بلكه از رقابت در دور دوم نیز با تقلباتی كه صورت گرفته، حذف شدند.
حال باید دید آنها كه اینك اعلام كرده اند كه «خطر فاشیزم را جدی بگیرید» دست از دفاع از مصلحت نظام بر داشته و به مصلحت جامعه و مردم روی آورده و به افشای ابعاد تقلب و نیز رای سازی ها، خواهند پرداخت؟ و جامعه ایران و جهان را از وقایع پشت پرده آگاه ساخته و بدین ترتیب از سیاست مشروعیت بخشیدن به نظام دست برداشته، یا به همین حد غر زدن ها اكتفا كرده و در نهایت دست به دامان ولی فقیه و رفسنجانی خواهند شد؟
بی شك باید گفت این بار بر خلاف گذشته سیاست تحریم انتخابات به یك كنش ملی چه در عرصه داخلی و جه در عرصه خارجی تبدیل شد. نتیجه انتخابات نشان داد آنچه كه طرفداران تحریم می گفتند، درست بود، این سیاست بود كه با واقعیات جامعه همخوانی داشت، و به همین دلیل سیاستی بود موثر و آینده دار.
رژیم حتی در چهارچوب انتصابات نیز حاضر نشد به قواعد بازی تن دهد، و كروبی را در رقابت نهائی بپذیرد. حال باید دید كه طرفداران شركت در انتخابات از خواب طولانی بیدار خواهند شد یا همچنان با لجاجت اصرار خواهند كرد كه مرغ یك پا دارد.
قابل پیش بینی است كه طرفداران شركت در انتخابات انگشت اتهام را به سوی تحریم كنندگان دراز كرده و اعلام كنند كه اگر سیاست تحریم نبود، طیف گسترده ای در انتخابات شركت می كرد و وضع به اینجا خاتمه پیدا نمی كرد. در پاسخ تنها به یك نكته اكتفا می كنیم:
در شرایطی كه رژیم كروبی را تحمل نكرد، آیا حاضر بود معین را تحمل كند؟
انتخابات به دور دوم كشیده شده است. اگر در این دور تقلبی صورت نگیرد بنظر می رسد كه پیروزی رفسنجانی قطعی است. زیرا بخش قابل توجهی از رای كروبی و معین و مهر علیزاده قابل پیش بینی است كه به جیب رفسنجانی سرازیر شود. از این رو شانس رفسنجانی در عرصه داخلی بسیار بیشتر از احمدی نژاد است. و در عرصه خارجی نیز اتحادیه اروپا با تمام نیرو از رفسنجانی پشتیبانی كرده و به این سیاست خود ادامه خواهد داد. اتحادیه اروپا بخوبی بر این نكته واقف است كه اگر رفسنجانی ”میانه رو و عمل گرا“ شكست بخورد پیشبرد سیاست حفظ نظام حمهوری اسلامی با همان سیاستی كه در رابطه با قذافی پیش بردند، در عرصه بین المللی امری دشوار خواهد بود و زبان مشترك پیدا كردن با سپاهی ای نظیر احمدی نژاد كه از سوی خامنه ای پشتیبانی و حمایت می شود، خیلی سخت می باشد. به عبارت دیگر شكست رفسنجانی در دور دوم، شكست سیاست اروپا نیز خواهد بود. به همین دلیل آنان با تمام نیرو،آشكار و پنهان و بیشتر از دور اول در دور دوم انتخابات به نفع رفسنجانی دخالت خواهند كرد.

 

 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن شماره ۸۸‏‏‏‏ • تير ۱۳۸۴‏‎‏‎ • ژوئن-ژوئيه ۲۰۰۵

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت