چه کسانی می توانند همزمان در چارگوشه ايران بمب گذاری کنند؟
به دلايل زير سردار قاليباف و ديگر نظاميان وابسته به رهبر عامل بمب گذاری های زنجيره ای هستند
در آستانه برگزاری انتخابات جنگ جناحهای حاکم به اوج رسيده و نظاميان وابسته به رهبر می کوشند نماينده خود را از صندوق ها بيرون آورند. انتخاباتی که خامنه ای می خواهد با کشاندن عده ای از مردم به پای صندوق ها هم "باشکوه برگزار شود" و هم حتی الامکان مهره نظامی مورد اعتماد خود قاليباف را بر صندلی رياست جمهوری
بنشاند. در چنين هنگامه ای است که از پشت لبخند سرداران شاهد انفجارهای زنجيره ای در چهارسوی ايران هستيم. چنان که ظرف سه روز گذشته در اهواز، تهران، زاهدان و مريوان مجموعا بيش از ده بمب منفجر و يا کشف شده و عده ای از مردم از رهگذر اين جنايات جان خود را از دست داده اند.
نخستين پرسشی که هر ذهن کنجکاو در برابر خود مطرح می کند آن است: چه کسانی ذينفعند
و چه کسانی می توانند دست به اين بمب گذاری های هماهنگ و هم زمان در چارگوشه ايران بزنند؟ همه گروههای سياسی شناخته شده اپوزيسيون حتی مجاهدين خلق از اين اقدامات برائت جسته اند. سخنگويان جناح راست تاکنون اين جنايات را به " بقايای رژيم صدام" " دشمنان خارجي" و يا کسانی از ميان عربهای خوزستان نسبت داده اند. اما می دانيم که " بقايای رژيم صدام" در وضعی
نيستند و دليلی هم ندارند که در ايران دست به اين جنايات بزنند. قدرت های خارجی نيز منافعی در اين بمب گذاری ها ندارند و طبعا اين قدر شعور دارند که منافع خود را بشناسند و بدانند که در اين گونه فجايع که فقط در خدمت بهره برداری افراطيون جمهوری اسلامی قرار می گيرد، منافعی ندارند. محمد خاتمی نيز اعلام کرده است که دخالت خارجی در اين انفجارها به اثبات نرسيده
است. او بدين وسيله به شيوه خود به ادعاهای افراطيون در مورد دخالت خارجی پاسخ داده است.
در مورد ايرانيان عرب خوزستان نيز همه می دانند که آنها دارای آن چنان سازمان متشکل و بزرگی که بتوانند در آن واحد در سراسر ايران دست به بمب گذاری و انفجار بزنند نيستند. و اساسا چنين کاری در نفس خود نه فقط با توانايی آنها بلکه با ماهيت و منافع و خواسته های آنان
نيز هيچ گونه سنخيتی ندارد. اين بمب گذاری های جنايتکارانه به سه دليل زيرتوسط محافل نظامی نزديک به علی خامنه ای انجام شده است:
۱- شخص خامنه ای و محافل نظامی نزديک به وی معتقد به ديد توطئه هستند و در سياست از اين مکتب پيروی می کنند. بر آن هستند که از آنجا که رقبا و دشمنان آنها همواره با توطئه به نبرد آنان می آيند، بايد پيشاپيش توطئه طرف مقابل را با
ضد توطئه خنثی کرد. براساس همين ديد اين محافل در ربع قرن گذشته بارها به اقدامات جنايتکارانه ای شبيه بمب گذاريهای اخير دست زده و آن را به رقبا و دشمنان خود نسبت داده اند. مثلا انفجارهای پيش از انتخاب خاتمی در حرم امام رضا و تهران پارس که حتی عده ای را هم به اصطلاح دستگير کردند و در تلويزيون به اعتراف واداشتند. اما بعدها معلوم شد که همه اين جنايات را
باند سعيد امامی انجام داده است. در مورد قتل های زنجيره ای نيز خامنه ای نخست کوشيد به گردن دشمنان خارجی بيندازد اما آن چنان که می دانيم موفق نشد. ترورکشيش های کليسای ارامنه نيز توسط وزارت اطلاعات فلاحيان انجام گرفت، اما عده ای از نادم های مجاهدين را در تلويزيون به عنوان عاملان نمايش دادند.
۲- خامنه ای و فرماندهان نظامی نزديک به وی پيروزی اصلاح
طلبان و حتی هاشمی رفسنجانی را برای بقای قدرت خود خطرناک می دانند و از آن هراس دارند. آنها از هنگام تشکيل مجلس هفتم به بعد بر اين باور بوده اند که می توانند با نشاندن يک نظامی وابسته به خود بر صندلی رياست قوه مجريه همه قدرت را در دست خود قبضه کنند، اما اختلافات درونی جناح اقتدارگرا و چرخش بخش مهمی از نيروهای اين جناح به سمت هاشمی رفسنجانی طرح آنان
را با ناکامی مواجه ساخته است. بسيار محتمل است که نظاميان خواسته باشند ببينند آيا می شود به اين طريق بازی را به سود خود تغيير دهند. مثلا تست کنند و ببينند آيا می شود با اين اقدامات فضا را پليسی و نظامی کرد و از آن برای پيروز اعلام کردن کانديدای خود سود جويند؟ و يا در صورت حتمی شدن شکست از جناح مقابل به بهانه وضع فوق العاده با حکم حکومتی رهبر
انتخابات را به تعويق اندازند؟
3- بجز تشکيلات نظامی و سازمانهای موازی امنيتی هيچ دستگاه و جريانی در ايران امروز وجود ندارد که بتواند هم زمان در جنوب، مرکز و شرق و غرب ايران بمب گذاری کند. برای آماده کردن اين بمب ها، حمل آنها به مراکز مورد نظر، و کار گذاردن آنها در محل بمب گذاری آنهم به طور همزمان به دهها مرکز امن و صدها عامل و مجری کار کشته نياز
است که فقط در اختيار سپاه و نيروهای انتظامی و سازمانهای موازی امنيتی است. با توجه يه همين واقعيت ها است که حتی الهه کولايی سخنگوی معين نيز انگشت اتهام خود را به سوی نظاميان می گيرد و می گويد: " انفجارهای اهواز و تهران تلاش مخالفان اصلاحات برای امنيتی کردن فضای سياسی کشور است."
مهندس عزت اله سحابی نيز روز سه شنبه اعلام کرد که اين انفجارها توسط
افراطيون جناح راست انجام گرفته است، تا اوضاع را به سود خود بچرخانند.
اين حوادث نشان می دهد که باند حاکم به رهبری خامنه ای و نظاميان نزديک به وی که از احتمال محدود شدن قدرت خود در نظام نگران شده اند، در تلاش برای حفظ سنگرهای خود در حاکميت به قمار خطرناکی روی آورده اند. قماری که برای برنده شدن در آن بايد اذهان ساده را با ايجاد ترس و ناامنی و خطر
مداخله دشمن بفريبند و آنان را وادارند که بخاطر حفظ امنيت به سردار باقر قاليباف رای دهند. اما اگر اين تاکتيک ها جنايتکارانه افشا شود و کارگر بيفتد خامنه ای با زنده اصلی آن خواهد بود. در اين انتخابات اگر قالی باف از صندوق بيرون آيد خامنه ای پيروز شده است، اگر هاشمی بيرون آيد طرفداران راه چين (مافيای اقتصادی) و اگر معين رای بياورد بازهم يکی از همان دو
خط خامنه ای و يا هاشمی پيش خواهد رفت. اما در هرحال اگر بيش از ۶۰ درصد مردم انتخابات را تحريم کنند اين رژيم در کليت آن است که تضعيف می شود.
۲۵ خرداد ماه ۸۳
علی کشتگر