بازگشت به صفحه اول

شماره ۸۷‏‏‏‏ • خرداد ۱۳۸۴‏‎‏‎ • مه ۲۰۰۵

بازگشت به صفحه اول

 

گفتگوی علی کشتگر با راديو بين المللی فرانسه درباره

 دخالت نظاميان در بمب گذاريها

 

 


به مناسبت انفجارهای روز گذشته در تهران و اهواز رحمت قاسم بيگلو گفتگوئی دارد با علی کشتگر روزنامه نگار و فعال سياسی در پاريس:


رحمت قاسم بيگلو: آقای کشتگر ۶ تا ۷ انفجار در اهواز و تهران ديروز در صدر اخبار ايران قرار گرفت در سطح بين المللی، پرسش اول من اين است که به نظر شما انفجارها در دو منطقه دور از هم می تواند عامل سياسی مشترکی داشته باشد و اصلا عوامل و منشاء اين حرکت را در چی می بينيد؟

علی کشتگر: خوب ببينيد اينروزها همزمان با تبليغات انتخابات فرمايشی ما شاهديم که در همه جای ايران صدای آزادی خواهی و حق خواهی و تحريم بلند شده و رژيم هم زير فشارهای فزاينده ملی و بين المللی جرات و بهانه سرکوب وسيع ندارد. بايد ديد اين گونه اقدامات جنايتکارانه از چه ناحيه ای می تواند باشد و در خدمت کدام اهدافی و در خدمت چه کسانی می تواند قرار بگيرد؟ فراموش نکنيم که در گذشته نيروهای نظامی و امنيتی و سازمانهای موازی امنيتی دست به اين نوع انفجارها و اقدامات تروريستی زده اند. مثلا برای ايجاد ارعاب و بهانه برای سرکوب در زمان رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی بمب گذاری هايی در مشهد و در حرم امام رضا و نيزدر تهران پارس رخ داد و حتی رژيم عده ای را هم گرفت و به عنوان مسببان آن جنايت در تلويزيون نشان داد. در همان زمان بنده در يک مصاحبه با بی بی سی تاکيد داشتم که اين کار را عوامل رژيم انجام داده اند. همانطور که می دانيد در سالهای بعد روزنامه های اصلاح طلب اعلام کردند که اين اقدامات زير سر باند سعيد امامی بوده و گفته شد که سعيد امامی هم به اين جنايات اعتراف کرده است. يعنی در واقع آن جنايات، آن ترورها و آن بمب گذاری ها را خود رژيم و رهبران رژيم انجام داده بودند. خب الان مگرچه فرق کرده؟ اتفاقا الان بيش از هر زمان افراطيون رژيم به دنبال بهانه می گردند برای پليسی کردن و نظامی کردن فضای ايران. فرياد حق خواهی در همه جای ايران بلند است. زندانيان سياسی مردم را به مقاومت و تحريم انتخابات فرمايشی فرا خوانده اند. ناصر زرافشان وکيل خانواده قربانيان قتل های زنجيره ای و اکبر گنجی روزنامه نگاری که پرونده اين قتل ها را دنبال می کرد هر دو به همين گناه سالها است زندانی اند و هر دو هم با اعلام اعتصاب نامحدود جامعه را به واکنش و مقاومت عليه استبداد و انتخابات فرمايشی فرا خوانده اند. نويسندگان و روشنفکران به حمايت از زندانيان سياسی در برابر اوين تحصن کرده و مردم را به حمايت فرا خوانده اند. ديروز هم در جلوی دانشگاه تهران ديديم که اجتماعی از زنان حدود چندين هزار نفر آنجا گرد آمدند و اعلام کردند که اگر زنان حق رياست جمهوری ندارند چرا بايد بروند يک مرد را برای رياست جمهوری انتخاب بکنند، خوب در چنين وضعيتی من فکر می کنم نيروهای افراطی و جاه طلب نظامی و سازمانهای موازی امنيتی وابسته به بيت آقای خامنه ای می توانند همان نوع اقداماتی که در گذشته انجام شده را برای پيدا کردن بهانه برای نظامی کردن فضای جامعه تکرار کنند. و مدعی هم بشوند که اين اقدامات را دستهای خارجی برای برهم زدن انتخابات انجام داده است. و خلاصه وضعی را بوجود بياورند که اولا عده ای مردم را فريب بدهند و بياورند پای صندوقهای آرا و ثانيا اينکه فضا را هرچه پليسی تر و نظامی تر بکنند تا بتوانند نيروهای راست نظامی افراطی وابسته به آقای خامنه ای از آن استفاده بکنند و آدم خودشان را از صندوق بيرون بکشند؟

قاسم بيگلو: به اين ترتيب با تفسيری که کرديد فکر می کنيد که ميشه انتظار داشت که برا ی حفظ امنيت يا حداقل با استناد به حفظ امنيت در روزهای آينده شاهد حضور بيشتر نيروهای نظامی و انتظامی در جامعه باشيم؟


علی کشتگر: قطعا چنين است از همين امروز من خبرهائی که داشتم در اهواز و در تهران نيروهای نظامی ونيروهای انتظامی در خيابانها مستقر هستند، در ثانی اين مسئله برای روزهای آينده تا انتخابات و روزهای بعد از انتخابات که احتمال دارد مردم عليه انتخابات فرمايشی حرکت بکنند می تواند ادامه پيدا بکند. يک نکته هم دلم می خواست اشاره کنم و آن اين که انفجار۷ -۸ تا بمب در اهواز و تهران که طبيعتا همه نيروهای سياسی با آن مخالفند و محکوم کردند اساسا کارچهار تا جوان متعصب و پابرهنه خوزستانی نمی تواند باشد که هيچ امکاناتی ندارند بلکه فقط می تواند کار يک دستگاه وسيع و عريض و طويل نظامی باشد که بسياری از اين امکانات را در اختيار دارد و می تواند بطور هم آهنگ و هم زمان در همه جای ايران بمب گذاری کند.

قاسم بيگلو: آقای کشتگر به خوزستان اشاره کرديد درست سوالم اين بود که شما که سالهاست مسائل ايران را دنبال می کنيد يک حرکت تجزيه طلبانه جدی در ايران قابل رديابی است؟

کشتگر: ببينيد ملت ايران بدون اغراق قرنهاست با يکديگر زندگی می کنند و تمايل به جدائی در ايران در حد صفر است ما وقتی که به آذربايجان نگاه می کنيم می بينيم که آذربايجان سنگر مقاومت ايرانی ها بود در برابر عثمانی ها و يا اينکه در مشروطه آزاديخواهان آذربايجان اومدند تهران را آزاد کردند. در خوزستان هم ما حرکت تجزيه طلبانه ای نمی بينيم در جنگ ايران و عراق خوزستانی ها چقدر شجاعانه جنگيدند در برابر تجاوزات رژيم صدام به کشورمان، مسئله فقر هست و آزادی خواهی و اينکه اگر در هرجا قومی ايرانی بخاطر فقر بخاطر بيعدالتی، نبود آزادی اعتراضی کرد طبيعتا استبداد اين را به تجزيه خواهی و تجزيه طلبی منسوب می کند و اين يک امر شناخته شده ای است.
 

 

 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن شماره ۸۷‏‏‏‏ • خرداد ۱۳۸۴‏‎‏‎ • مه ۲۰۰۵

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت