بازگشت به صفحه اول

شماره ۸۷‏‏‏‏ • خرداد ۱۳۸۴‏‎‏‎ • مه ۲۰۰۵

بازگشت به صفحه اول

 

آزموده را آزمودن خطاست

سخنی با هموطنان پیرامون نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

ناصر زرافشان

 

 

تجارب گذشته نشان داده است حتی اگر آزادی انتخابات هم وجود داشته باشد، برای اصلاح امور كشور در ساختار سیاسی موجود از رئیس جمهور كاری ساخته نیست و مطالبات مردم در حال حاضر و تغییراتی كه لازمه‌ عینی حل مشكلات جاری و خروج كشور از بحران كنونی است، تغییراتی ‌نیست كه از كسی كه در ساختار موجود قدرت به ریاست جمهوری‌ انتخاب می‌شود، ساخته باشد
هم‌میهنان، با نزدیك شدن بیست و هفت خرداد هشتاد و چهار، بار دیگر بازی‌های تكراری و عوامفریبانه و شعارهای توخالی انتخاباتی آغاز شده است. اما همانطور كه تجربه‌ی انتخابات شوراهای شهر و روستا و مجلس هفتم نشان داد اكثریت مردم دیگر به این نمایش‌ها اعتنایی نمی‌كنند و دیگر نمی‌توان با این سناریوها آنان را وارد بازی كرد. البته اقلیتی كه از نظام موجود تغذیه می‌كنند و «به خاطر یك دستمال، قیصریه را به آتش می‌كشند» آراء ثابت انتخاباتی را تشكیل می‌دهند. اما در اینجا روی سخن با گروه دیگری از مردم است كه اگر چه اصولاً دیگر به این نمایش‌های تكراری اعتقادی ندارند، لیكن هنوز در مورد عملكرد خود در این انتخابات تصمیم قطعی نگرفته‌اند، و ابهام و نگرانی نسبت به آینده، آنان را در تردید و بلاتكلیفی نگاهداشته است. از این رو به حكم وظیفه‌ی اجتماعی خود لازم می‌دانم نكاتی را با این گروه در میان گذارم:
تغییر، غلبه بر بحران جاری و بهبود زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه خواست همه‌ی ما است، اما در مورد جامعه و امكانات واقعی اصلاح و تحول آن، باید از روی واقعیات خود جامعه و تجربه‌های عینی آن قضاوت كنیم تا به دام تصورات ذهنی و پیش‌بینی‌های غیرواقعی نیفتیم، و كسانی كه در گذشته مردم را فریب داده‌اند، نتوانند بازهم آنان را فریب دهند.
طی هشت ساله‌ی گذشته دو بار در ایران انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده و این دو نوبت انتخابات تجربه‌ی بزرگی را در اختیار مردمی قرار داده است كه تا سال هفتاد و شش هنوز به اصلاح نظام موجود امیدوار بودند. اكنون همه تصدیق می‌كنند كه نه فقط در انتخاباتی كه قرار است در بیست و هفت خرداد انجام شود، بلكه در هیچ انتخابات دیگری هم كه از این پس در چهارچوب نظام فعلی انجام شود، دیگر هیج معجزه‌ای نمی‌تواند وفاق و شور و هیجان مردم در انتخابات سال هفتاد و شش را تكرار كند، و دیگر هیچگاه تعداد شركت‌كنندگان در انتخابات، به آن ارقام بیست میلیونی و بیست و دو میلیونی نخواهد رسید. اما نتیجه‌ی انتخابات آن دو دوره با همه‌ی مشاركت استثنایی و گسترده‌ی مردم در آنها چه بود؟ خودكامگان و صاحبان واقعی قدرت هم آراء مردم را بی‌اثر ساختند و هم فرد منتخب آنان را به قول خود او به یك «تداركات‌چی» تبدیل كردند، و مردم پس از هشت سال اتلاف عمر جامعه، و به بهایی گزاف به این نتیجه رسیدند كه بدون اصلاح‌ نظام سیاسی جامعه، نه آراء آنان در اداره‌ی كشور تاثیری دارد، و نه فرد منتخب آنان صاحب قدرت و اختیاری خواهد بود.
این تجربه‌ی سنگین بطور عینی به مردم نشان داد كه در چهارچوب نظام موجود از هیچ كس كه به این سمت انتخاب شود كاری ساخته نیست و تفاوتی نمی‌كند كه این فرد چه كسی باشد.
اما امروز دوباره بحث را بر روی انتخاب این یا آن كاندیدا یا فقدان آزادی در انتخابات متمركز ساخته‌اند، گوئی اگر آزادی انتخاب هم وجود داشته باشد، در ساختار كنونی قدرت از رئیس جمهوری كه انتخاب می‌شود كاری ساخته است. این درست است كه همه‌ی داوطلبان نمی‌توانند از صافی نظارت استصوابی رد شوند و آزادانه در معرض انتخاب مردم قرار گیرند؛ این درست است كه نظام حاكم خود از قبل در میان پادوهای خود «انتخابات» انجام می‌دهد و مردم فقط باید یكی از كسانی را كه در آن «انتخابات» برگزیده شده‌اند، تایید كنند؛ اما تجارب گذشته نشان داده است حتی اگر آزادی انتخابات هم وجود داشته باشد، برای اصلاح امور كشور در ساختار سیاسی موجود از رئیس جمهور كاری ساخته نیست، و مطالبات مردم در حال حاضر و تغییراتی كه لازمه‌ی عینی حل مشكلات جاری و خروج كشور از بحران كنونی است، تغییراتی ‌نیست كه از كسی كه در ساختار موجود قدرت به ریاست جمهوری‌ انتخاب می‌شود، ساخته باشد. زیرا مشكلات و بحران كنونی خود حاصل عملكرد ساختار موجود قدرت است. در ساختاری كه فرد انتخاب شده را به یك «تداركات‌چی» تبدیل می‌كند، مشكل بر سر این یا آن فرد كاندیدا، یا حتی تامین آزادی انتخابات نیست، و از این رو متمركز ساختن بحث بر مقایسه‌ی این و آن كاندیدا با یكدیگر، یا حتی بر تامین آزادی انتخابات پیش از تغییرات ساختاری لازم، پنهان كردن اصل مسئله و سرگرم ساختن مردم به بحث‌های واهی و فریب آنها است. آن نظامی كه حق مردم برای تعیین سرنوشت خویش را به رسمیت نمی‌شناسد و در برابر اراده‌ی مردم تمكین نمی‌كند باید اصلاح و دگرگون شود؛ پیش از هرگونه انتخاباتی باید به فكر چهارچوب و ساختاری بود كه در ان اصل حاكمیت مردم به كرسی نشسته و سازوكار لازم برای تحقق و اجرای عملی آن پیش‌بینی شده باشد. تا زمانی كه این مهم به انجام نرسیده است شركت در انتخابات و رای دادن به كاندیداهایی كه قبلاً از سوی خود قدرت حاكم انتخاب شده‌اند، نه تنها چیزی را تغییر نمی‌دهد، بلكه به حفظ و ادامه‌ی وضع موجود و تشدید و تعمیق همه‌ی مشكلات حاصل از آن هم كمك می‌كند. شركای سابق قدرت كه بتدریج از دایره‌ی قدرت بیرون رانده شده‌اند، دیگرانی كه در خارج از ساختار قدرت سرگرم دلالی سیاسی برای ارباب قدرت و توجیه‌تراشی برای ترغیب مردم به شركت در انتخابات هستند، كسانی كه یكی به نعل و یكی به میخ می‌زنند و برای شركت و عدم شركت خود شرط و شروط تعیین می‌كنند، و كسانی كه با مطرح ساختن چهره‌های امتحان شده‌ی سابق و اسبق – كه عملكردشان بر همه روشن است – سعی می‌كنند به این نمایش بی‌رمق گرمایی ببخشند همه در منافع ماجرا شریكند و در واقع دغدغه‌ی موقعیت و منافع خود را دارند، نه غم و غبطه‌ی مردم و سرنوشت جامعه را، و در پشت توجیهات گوناگون آنها ، روابط پنهان و بند وبست‌های آنان با محافل قدرت نهفته است. مردم از خود می‌پرسند نظامی كه در تمام طول عمر خود علناً بخش بزرگی از جامعه را نامحرم می‌دانسته و تفكیك مردم به «خودی» و «غیرخودی» اساس سیاست‌های آن است، چگونه می‌خواهد با توسل به آراء همان نامحرمان و غیرخودی‌ها اكنون برای خود نمایش مشروعیت به راه اندازد؟
از این رو اكنون كه با چنین شرایطی برخی عوامل اجرایی دست‌چندم و ناتوان مجموعه‌ای كه خود مسبب اصلی بحران و مشكلات جاری است با همان وعده‌ها و شعارهای تكراری و توخالی همیشگی برای نهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری به میدان آمده‌اند، در راستای طرح ملی رفراندوم، این انتخابات نمایشی را تحریم كرده و از همه‌ی كسانی هم كه هنوز در این مورد تردید دارند می‌خواهم خیالات واهی را بدور افكنده و با تحریم انتخابات بطور جدی برای‌مبارزه در راه تحقق دموكراسی و عدالت اجتماعی ایستادگی كنیم.
 

خرداد هشتاد و چهار
زندان اوین
ناصر زرافشان

 

 

 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن شماره ۸۷‏‏‏‏ • خرداد ۱۳۸۴‏‎‏‎ • مه ۲۰۰۵

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت