|
|
شماره ۸۶ • ارديبهشت ۱۳۸۴ • مه ۲۰۰۵ |
|
گفتگو با کارگردان و تهيه کننده فيلم مصدق تابستان، پائيز، زمستان | ||||||||
|
چندی
بود که دوستان گرامی رضا علامه زاده و بيژن شاهمرادی در کار ساختن فيلمی از زندگی و پيکار رهبر نهضت ملی ايران بودند و ما هم از چندوچون آن مطلع بوديم. اما اخيرا با توجه به بزرگداشت مصدق قرار شد که اين کار برای نخستين بار در
ميهن: آقای شاهمرادی، چه شد که به فکر تهيه اين فيلم افتاديد؟
بيژن شاهمرادی: نخست بايد به اين نکته اشاره کنم که دوستی من با رضا علامه زاده به گذشته های دور و از زمانی که در تهران هم راه و هم فکر بوديم بر می گردد. در اين سال های طولانی که در خارج زندگی می کنم روی فيلم های مختلفی که رضا کارگردان آن بوده همکاری داشته ام. در اين چند سال گذشته بارها با او در مورد ساختن فيلمی درباره زندگی دکتر محمد مصدق صحبت کرده بودم. تا اين که سه سال پيش، رضا برای ساختن يک فيلم سينمايی درباره ی زندگی و مبارزات دکتر مصدق، پس از مطالعه و تحقيقات فراوان، آغاز به کار کرد. رضا با پشت کاری که داشت ضمن مصاحبه های فراوانی که انجام داد، تمامی آرشيوهای فيلم هايی را که در مورد مصدق وجود داشت بازبينی کرد و تا حدودی مواد اوليه را فراهم کرد. اما پروژه ی کار به دلايلی به تعويق افتاد.
ميهن: چه دليل و چه شرايط تازه ای وجود داشت که آن پروژه ناتمام را در شرايط فعلی ادامه داديد؟
بيژن شاهرودی: بعد از به تعويق افتادن پروژه اوليه، هميشه در ديدارهايی که با رضا داشتيم دوباره در مورد اين پروژه به بحث می پرداختيم و هر دو مصمم بوديم که اين پروژه را در شرايط مناسبی انجام دهيم. در سفر امسال رضا به لوس آنجلس، بازهم اين صحبت به ميان آمد ولی اين بارسخن ما به لزوم اتمام اين کار در شرايط کنونی ايران کشيده شد و ضرورت آن برای انديشه ملی و جنبش ملی ايران. هر دو به اين نتيجه رسيديم که شرايط مناسبی برای کار نيمه تمام قبلی در مورد دکتر مصدق، فراهم شده است. حالا ديگر جنبش ملی ايران با پيشينه پيکار و تجربه دکتر مصدق در شرايط کنونی، به آلترناتيو واقعی برای يک اتحاد همه جانبه و فراگير تمامی نيروهايی تبديل شده، که به آزادی و استقلال ايران می انديشند و آرزوی حکومتی مردمی بر مبنای اعلاميه جهانی حقوق بشر را در سر خود دارند. درچنين شرايطی ساختن فيلم زندگی مصدق يک ضرورت زمان بود. ضمنا به اين نکته نيز بايد اشاره کنم که من و رضا در صحبت های اوليه برای پيش برد اين پروژه، هميشه تاکيد داشتيم که بايد کاری کرد که پيام دکتر مصدق که ايجاد يک حکومت مردمی، مستقل و بر مبنای اعلاميه جهانی حقوق بشر بود به ميان نسل جوان ايران، نسل امروز و نسل فردا برود. بنابراين هدف اصلی تدارک و نمايش اين فيلم، در ايران است. همانطور که می دانيد در تاريخ
ميهن: - قرار است که اين فيلم در سالگشت دکتر مصدق در شهر کلن نمايش داده شود. آيا شما از قبل از برگزاری چنين برنامه ای مطلع بوديد که نمايش فيلم را در چنين روزی تدارک ديديد؟
بيژن شاهمرادی: نه، زمانی که رضا از آمريکا به اروپا برگشت، تلفنی خبرداد که دوستان در آلمان از جمله دوست گرامی مان ناصر کاخساز برای دکتر مصدق در تدارک برنامه ای هستند و از ما خواسته اند که مسئوليت بخش هنری آن را به عهده بگيريم. ما پس از صحبت کوتاهی به اين نتيجه رسيديم که فرصت خوبی است برای هدفی که سال ها دنبالش بوديم. به همين خاطر به دنبال آماده سازی اين فيلم برای اين روز معين شديم. و اميدوارم که حاصل کارمان مورد توجه قرار بگيرد. در ضمن اجازه می خواهم که در همين جا از زحمات کميته ی بزرگداشت که کار سنگينی را به عهده گرفته اند صميمانه تشکر کنم.
ميهن: برنامه ی بعدی شما بعد از نمايش چيست؟ آيا در شهرها و کشورهای ديگر اروپا و آمريکا، اين فيلم را نمايش خواهند داد؟
بيژن شاهمرادی: برنامه ما اين است که اين فيلم با کيفيت عالی و به صورت حرفه ای ضبط شود و به شکل DVD از طريق يک شبکه ی پخش، در دسترس تمامی ايرانيان در داخل و خارج ايران قرار بگيرد. خصوصا نسل جوان در داخل ايران.
ميهن: آقای علامه زاده، همکار شما آقای شاهمرادی در بخش هايی از صحبت های خود در مورد چگونگی شکل گيری فکر تهيه و ساخت اين فيلم توضيحاتی دادند، آيا لطفا شما هم کمی در مورد نحوه ی تهيه ی اين فيلم و چگونگی فيلم نامه و روند آن توضيح دهيد؟
رضا علامه زاده: در واقع طرحی که الان در دست تهيه داريم و قرار است برای اولين بار در روز بيست و يکم ماه می در مراسم بزرگداشت دکتر مصدق به نمايش درآيد، فيلم به آن معنايی که بايد باشد نيست و من اسم آن را گذاشته ام " فيلم/نمايش؛ که ترکيبی است از فيلم و اجرای زنده در روی صحنه. همانطور که دوست و همکارم بيژن شاهمرادی توضيح داد من از قبل دنبال اين کار بودم و مقدار زيادی فيلم مستند در اختيار داشتم و اين فيلم ها در واقع همه فيلم های مستندی است، که در آرشيوهای دنيا وجود دارد و بعيد می دانم کسی تصوير ديگری از مصدق داشته باشد که در اختيار من نباشد.
ميهن: آيا اين آرشيوها، همان بخش از کاری است که آقای شاهمرادی به آن اشاره کرده است که شما طی سه سال گذشته برا ی تهيه فيلم سينمايی، اقدام کرده بوديد؟
رضا علامه زاده: دقيقا درست است و البته در آن زمان قرار نبود که من از اين فيلم ها استفاده کنم و در واقع اين ها منابع تحقيقاتی من بود برای ساختن فيلم سينمايی. زمانی که آن طرح به دلايل اقتصادی متوقف شد، من اين فيلم ها را برای خودم نگه داشته بودم؛ و زمانی که همين مراسم بزرگداشت مصدق در شهر کلن مطرح شد و دوستان دست اندرکار تدارک اين بزرگداشت از ما هم حمايت خواستند ديديم که بهترين موقع است ولی ساختن فيلم امکان نداشت و به همين دليل به ذهن من رسيد که از فيلم های مستندی که دارم به شيوه ای، بخش هايی از قصه ی برآمدن دکتر مصدق را از دوره ی مجلس شانزدهم- که رهبری کميسيون نفت را رهبری می کرد- تا آخرين روزهای زندگيش دنبال کنم. اين فکر را با بيژن در ميان گذاشتم و با هم دست به کار شديم. از قسمت های اين فيلم ها که جنبه ی تاريخی داشت استفاده کردم و با مقداری کار گرافيکی روی آن ها در سه قسمت تحت عنوان تابستان، پائيز و زمستان، اديت و آماده کردم. در واقع پايان هر بخش از اين سه قسمت، آغاز اجرای روی صحنه است. بدين معنا که فيلم ها را از آغاز مجلس شانزدهم شروع می شود، مصدق نخست وزير می شود، ماجرای نفت پيش می آيد و مشکل او با انگليس و سفر به آمريکا و حضورش در سازمان ملل متحد و سخنرانی اش در کميسيون امنيت سازمان ملل و برگشت او به ايران و رفتن اش به هلند و شرکت اش در دادگاه بين المللی لاهه بخش اول اجرای نمايش از جايی شروع می شود که مصدق در لابی هتلی در هلند است که اين قسمت را من خودم نوشتم و بازی گران اين صحنه ها را روی سن، بازی می کنند. سپس ماجرا را به صورت فيلم دنبال می کنيم. از رای دادگاه لاهه تا
ماجرای کودتای
ميهن: در اين فيلم/ نمايش شما که بخش اساسی و تازه اش بخش تئاتری آن است، چه کسانی با شما همکاری دارند؟
رضا علامه زاده: ناصر رحمانی نژاد، دوست خوبم و بازيگر و کارگردان خوب ايران، نقش دکتر مصدق را بازی می کند که به شکل بسيار قدرت مندی اين نقش را بازی می کند. هومن آذرکلاه که يکی از بازيگران برجسته و قوی و خوب تئاتر ايران است در دو نقش ظاهر می شود، يکی دکتر غلامحسين مصدق، پسر دکتر مصدق، و ديگری نقش کاملا متفاوت، که دادستان ارتش، تيمسار آزموده است. علی کامرانی، که از بازيگران خوب ماست که در نقش رئيس دادگاه و دو نقش کوچک ديگر بازی می کند.
ميهن: اين برای اولين باری است که چنين کاری يعنی فيلم/ نمايش- حداقل در ميان ايرانيان- صورت می گيرد. خود شما در مورد اين کار و موفقيت اش چقدر مطمئن هستيد؟ زيرا برای اولين باری است که به يک چنين کاری دست زده ايد، يعنی ترکيبی از فيلم مستند و کار نمايش. ضمن اين که اولين کار تئاتری شما نيز هست.
رضا علامه زاده: دقيقا درست است و من هم مثل شما اين سئوال برايم هم مطرح است و تا اولين بار بروی صحنه نرود و واکنش ها را نبينم، قضاوت کردن مشکل است ولی اگر نخواهم پيش بينی کنم، تا به همين امروز که مراحل پايانی تمرين ها را پشت سر می گذاريم. راضی بوده ايم. همين امروز که در مقابل عده ای از دوستان تمرين داشتيم. اکثرا تحت تاثير قرار گرفتند در حالی که هيچ دکور و يا وسيله ای نداشتيم و تنها در يک اتاق به اجرا پرداختيم و حتا قسمت فيلم ها را نمايش نداديم. به نظر من به دو دليل کار موفق خواهد بود. يکی به دليل موضع سياسی کار و شرايطی که در آن قرار داريم، فکر دموکراسی طلبی فکری است که اکثر مردم ما به دنبالش هستند و کاری که امروز به شکل هنری نشان دهد که دموکراسی مختص کشورهای غربی نبوده است و ما خود ساليان قبل جنبش دموکراتيک و حاکميت برآمده از آن داشته ايم. هرچند که همين دموکراسی های غربی جلويش را گرفتند و امروز هم به آن اعتراف می کنند. اين نشان می دهد که ما نيز سابقه مبارزه دموکراتيک داشته ايم و اين کمک می کند به نسل جوان امروز، من فکر می کنم به خاطر اين که اين کار به موقع مطرح شده تاثير زيادی بر روی افکار نسل جوان در داخل ايران داشته باشد. دوم در مورد کار هنری است که من خود از آن راضی هستم. فيلم ها، بسيار فيلم های خوبی است و بازی ها بسيار عالی است پس اميدوارم که مورد توجه قرار بگيرد.
ميهن: با تشکر از شما و از آقای شاهمرادی و با اميد به موفقيت شما و همکاران، ديدارمان هفته آينده در کلن.
مصدق تابستان، پائيز، زمستان نویسنده و کارگردان: رضا علامهزاده اولین اجرا در بزرگداشت زادروز دکتر مصدق
| | |||||||
|
آمار مراجعان به اين سايت |