اين که می گويند هيچ نظام خودکامه ای خود به خود فرو نمی ريزد و هيچ خودکامه ای به ميل خود قدرت را رها نکرده و نمی کند، حرف درستی است که بارها اثبات شده است. اما اين که می گويند بدبخت ملتی که به قهرمان نياز دارد، حرف مفتی است که به ويژه اين روزها در ايران، مورد سوء استفاده ی ترسو ها و تسليم طلبان عرصه ی سياسی قرار می گيرد، چنان که بسياری انفعال و بی عملی خود را در پشت اين شعار پنهان می کنند. شعاری که بسياری از فعالان سياسی و جوانان آزاديخواه کشور را هم ممکن است به اين پندار غلط رهنمون شود که
مقاومت و فداکاری قهرمانانه عليه استبداد، امر بيهوده ای است.
در يکی دو سال گذشته، بارها، مستقيم يا غير مستقيم از زبان بعضی ها شنيده ايم که می گويند کار آدم هايی مثل ناصر زرافشان ، اکبر گنجی و هاشم آغاجری که بر ايده های خود پايمی فشارند و حاضر به کوتاه آمدن يا طلب عفو از دژخيمان حاکم نيستند، لجبازی ای است که خود آن ها را تباه می کند، اما خم بر ابروی رژيم نمی آورد. بارها و بارها شنيده ايم که خاتمی گفته است که بدبخت ملتی که به قهرمان نياز داردو عده ی ديگری هم دنباله ی اين شعار را گرفته اند و دانسته يا ندانسته، با تکرار آن، بی همتی، جبونی و انفعال را تبليغ کرده اند. در برابر اين شعار بايد گفت
بدبخت ملتی که قهرمان ندارد يا بدبخت ملتی که قهرمانان خود را نمی شناسد. بدبخت ملتی که به ندای مقاومت و پايداری قهرمانانش بی اعتنا است. قهرمانان تجسم آرزوها و خواسته های مردمند و هم از اين رو است که قهرمان می شوند. در سراسر تاريخ، در همه ی عرصه های اجتماعی و علمی و اخلاقی، قهرمانان يعنی آنان که در راه شکستن سد ها و عبور از بزنگاه های سخت، خطر کرده و دست به تلاش و فداکاری های جانانه زده اند ، بشريت را گام به گام به جلوبرده اند. احترامی که هر ملتی برای قهرمانان خود قائل است، ارزشی است که اگر شکسته شود، بدا به حال آن ملت. عشق و علاقه ی ما به قهرمانان افسانه ای مان مثل رستم، کاوه ی آهنگر و آرش
کمانگير وتالی های واقعی آنان امثال مهرک، بابک، حلاج و در دوران معاصر ستارخان و باقرخان، ارزشی است الهام بخش که مقاومت ملی عليه استبداد را باز توليد می کند و نيرو می بخشد.
و حال در دوران سخت و سياه استبداد آخوندهای بنياد گرا ما بيش از هر زمان بايد به قهرمانانمان ارج بگذاريم، به ويژه قهرمانان امروزيمان. به آنان که با صراحت و شجاعت، وجدان و زبان فرهيختگان و آزاديخواهان ايران شدند و همه ی هستی خود را در اين قمار به بازی گرفتند. داريوش فروهر، محمد مختاری و پروانه ی اسکندری و... که قهرمانانه در برابر استبداد لب به سخن گشودند، مردم را به پيکار عليه استبداد فرا خواندند و جان خود را فدای آزادی ملت
کردند، قهرمانان دوران کنونی هستند. آنان که با گفتمان شبه مدرن، دنائت طبع و تسليم طلبی را تبليغ می کنند، وزير شعار " بدبخت ملتی که به قهرمان نياز دارد"، مقاومت را دست می اندازند و پايداری ملی را در برابر استبداد ريشخند می کنند،آگاه يا نا آگاه، می خواهند بی همتی خود را زير اين شعارها و کفتمان ها پنهان کنند. بدون اين قهرمانان مقاومت و بدون مقاومت هزاران همتای گمنام آنان که در اين يک ربع قرن، جان خود را در شعله ی مقاومت دميده اند، نه دنيا چهره ی کريه استبداد دينی را آن چنان که امروز می شناسد، می توانست شناخت، نه در ايران خودکامگی و خودکامگان اين چنين بی اعتبار و بی آينده می شدند. پس رژيم حق دارد
که از اعتصاب غذای ناصر زرافشان و هم بندانش اين همه احساس ترس کند و تا می تواند از درز خبر به بيرون از اوين جلوگيری کند. اعتصاب غذای زندانيان سياسی در سالگرد هجده تير، آن هم در روزهايی که خيانت اصلاح طلبان حکومتی و برگزاری انتخابات فرمايشی مجلس هفتم به رکود و انفعال در جامعه و در جنبش دانشجويی دامن زده، انرژی تازه ای بر کالبد اين جنبش و در ميان مخالفان استبداد می دمد. زرافشان، اين وکيل شجاع و پاک باخته ی خانواده های قربانيان قتل های زنجيره ای حالا دارد به يک قهرمان ملی تبديل می شود. دردوره ی ما نقش بابک و حلاج و ستارخان را کسانی همچون ناصر زرافشان ايفا می کنند. او از هنگام وقوع قتل های زنجيره
ای تا به امروز، يک لحظه از پيگيری اين پرونده و تلاش در راه افشای دست های جنايتکاری که در بالاترين سلسله مراتب قدرت جمهوری اسلامی قرار نشسته اند، باز نايستاده است. او و ساير زندانيان اعتصابی هم بند او نيز که حاضر نيستند خاطره ی جنايات رژيم در حمله به کوی دانشگاه فراموش گردد، به ويژه در اين لحظات که استبداد هجوم خود را به آزادی ها تشديد کرده، دارند به ما نشان می دهند که حتا در اسارت نيز می توان با مقاومت خود پشت استبداد را لرزاند. آن ها با اقدام خود ملت را به مقاومت فراخوانده اند. اين اقدام آن ها بی ترديد در ارتقاء جنبش آزاديخواهانه ِ کنونی کشور اثر گذار خواهد بود.
ای کاش همه ی ما به ندای
آنان پاسخ مثبت دهيم.
علی کشتگر
جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۳
|
ميهن شماره ۷۷ • مرداد ۱۳۸۳ • ژوئيه- اوت ۲۰۰۴ |
http://www.mihan.net |
|
نقل مطالب با ذکر منبع آزاد |
|