|
|
ميهن شماره ۷۵ • خرداد ۱۳۸۳ • مه-ژوئن ۲۰۰۴ |
|
نامه غير تاريخی امام علی خام راهبر مشرف به انقلاب به امام حسين صدام التکريتی (...ده) | ||||||||
با تشکر از خانم ژ. الف که با ارسال نامه الکترونيکی مطلب زير را که از آخرين کارهای زنده ياد ميز ممد است برای ما ارسال داشته اند. در اين نامه با اشاره به مطالبی که در سايت های مختلف راجع به ميز ممد و همچنين در رابطه با فوت زنده ياد گل آقا ( برای ديدن اين مطالب به اينجا و يا اینجا مراجعه کنيد) آمده اند گفته شده که ايشان بعد از مدتها توانستند بسراغ اين مطلب رفته و آنرا برای ما ارسال نمايند. در زير این نامه را بهمراه توضيحات دوست گرامی ژ. الف می خوانيد. ميهنسلام آقايونا خانما من ميز ممدم از ولايت امام زمان با شما حرف می زنم. ديشب پشت در بودم وقتی امام علی خام با خود آقا حرف ميزد. الهی که قربونشون می رفتم دوتئيشون اينهو يه قپه ی نور بودن. امام علی خام منقلو گذاشته بود و حالا بکش و کی بکش. که يهوئی آقا اومدن تو! با عبا نعلين و عمامه و تسبيح. آقا تا منو ديدن گفتن تو ميز ممدی گفتم آقا به خدا آره. به من گفتن حالا اينقد تحفه ای که بايد قسمم بخوری. حالا چرا اين شکلی شدی؟ گفتم آقا قربونتون برم من سه مرض عمده دارم يکيش قلبی يکيش کليويه آخريشم کبدمه. آقا با کمال ادب به من گفتن مرتيکه خر تو اينهمه مريضی داری و ايقده جاسوسی ميکنی؟ پدرسوخته اگه مريض نبودی چی بودی؟ حالا چه مرگته بنال ببينم. گفتم آقا همه اولادتون و اجدادتون خبر دارن که شما صاحب کرامات و معجزات و اينجور چيزا هستين شما رو بخدا پفی، تفی انگولکی شده به من مريض بکنين تا شفا پيدا کنم. آقا يه تکه قره قوروت (اسم رمزشه تو دربار خلافت امام علی خام به ترياک ميگن قره قوروت) از جِبشون در آوردن و بعدم فرمودند اخ، اخ، آخ اخ، اخ، اخخخخخخخ و بعدم تف کردن روی قرقوروت و دادن به من گفتن اينو هم بايد بخوری هم بمالی و هم بمکی و هم بکشی تا حالت خوب بشه... گفتم ولی آقاجون آقاجون اگه پاسدارا تو خيابون منو گرفتن چی، گفت بزار تو جيبت. گفتم اگه جيبمو گشتن چی! گفت بهشون بگو اونو منو نايب بر حقم بهت داديم. گفتم اگه منو باور نکردن چی؟ گفت اونا اين ترياکو ميشناسن. اينو فقط منو آسد علی ميکشيمو و ميماليمو و ميخوريم. گفتم آقاجون آقاجون ولی آقا يهو غيب شدن. و در حالت تقارب با امام علی خام ظهور کردن. آين دوتا قپه نور با هم يکی شده بودن. نور تو نور يا اگه دلچسبتونه نورة علی نور شده بودن. ولی حالا چرا اينا رو گفتم برا اينکه بدونين که در اون شب قدر چه تصميماتی گرفته شد در خصوص نامه به صدام حسين بعد از مشورتهای خود آقا و نايب بر حقشون قرار شد که نامه ای به اين مظمون به صدام حسين نوشته بشه. نامه با مرکب غايط نوشته شد و با براق خود آقا توسط نايب نايب آقا آيت الله علی اکبر هشم پور برای صدام حسين برده بشه. اين نامه که ازاسرار الهی ست بوسيله قره قوروت نرم شده توسط ذغال روضه مهر و موم شد، آيت الله هشم پور با بدن عريان بر براق لخت نشست، ولی تا سوار و مرکب خواستند غيب شوند از غلظت دود و صدای روضه و حدت نشئه گی هر دو در آغوش هم بيهوش شدند و در توحيد به وحدت رسيدند و غايب شدند. امام و نايب بر حقش نيز ازشوق ديدار در هم ذوب بودن چنانکه حس و حواس از کفشان زائل شده بود و در رخوت به کمال مطلوب رسيده بودند و درهای بهشت تو تودر تو برويشان گشاد شده بود و الاخ... و چنين بود که من توانستم از نامه تاريخی که آنرا صدرة المنتهی ارزيابی کرده با وسايل شيطانی فتوکپی و برايتان بفرستم. اميد وارم که شما در خواندن و به گوش مردم رساندن کوشا باشيد. من هر بار که برايتان می نويسم فکر می کنم که آخرين بار است. دکتر من میگفت فلانی شما خيلی پر پيله هستيد هر کسی برای يکی از بيماريهای شما چند بار مرده بود و شما هنوز...گوش شيطان کر... و اما آن نامهاللهم صل الی محمدة و آل محمدبسم الله الرحمن الرحيمالسلام عليک يا حسين الصدام الافلقی. السلام ايوهی الامام المغيوب و الغايب! اسلام عليک يا حسين الصدام التکريتی. اسلام علی الحسين و علی اولادالحسين و علی اجدادالحسين و علی اصحاب الحسين و علی الفدائيين الحسين. اسلام علی حسين و علی الارواح التی حلت به فنائک. اسلام علی آدم صفت الله. اسلام علی روح نبی الله. السلام علی ابراهيم خليل الله، السلام علی عيسی روح الله.السلام علی العدی و خوسی والفوزيه و الفائزه و النوريه، السلام علی الخمينی روح الله. السلام علی ثارالله و بن ثاره. السلام علی غائدنا و غائدکم. اسلام علی الاخوتنا و اخوتکم، اخواةالاعاظم حضرتنا و حضرتکم سیدتالنساء العالمين مولانالموحدين حضرت اخی الاسامه بن لادن فرزند رشيد پيامبر و ولد حضرت امام روح الله الموسوی الخمينی ... انشالله.و بعد برادر عزيز همين الان که خدمت شما بزگوار می نويسم اربابنا اينجا هستند و محصول حصول شده، ما خود را با دود قره قوروت رفسنجان ساخته بوديم که اربابنا آمدند و با نايبشان به مقاربه پرداختند. از آنجا نشئه و رخوت فراهم آمده و اهل بيوتنا به مساحقه مشغولند و از اين بابت قرار است برای خوديها آياتی صادر و منتشر شود که به سياق تزاوج اناث در نه سالگی، مساحقه و ملاوطه نيز برای خوديها غير ممنوع گردد. چناکه عملا و اجماعا و جماعا در بلاد ما همه طلاب علوم و حوضچه های علميه به آن کردندی و استحباب آن است که در هنگام تقرب دعای نزول انزال شود و کرامات منظور گردد و ذوب در ولايت حاصل و رخوت فراگير طرفين شود، و آن مادة المواد سيلان کند و متساحقين هر يک در کنار ی افتند و طلب ادلديل بعد اعمالها قبيح گردد. چنان که در بلاد افغانستان در زمان حکومت عدل طالبان چنين کردند.برادر عزيز شنيده ام تو چندی ست در چاه زندگی می کنی اينجانب با سرکشيهائی که به آن چاه کذائی در سامراء کرده ام حضرتشان را که اربابنا باشند در آنجا ديده ام که در چه شريط ناگواری بسر می برند. الحال دوازده قرن قمری ست که حضرتشان در آن سوراخ سياه زندگی می کنند. شما فکرش را بکنيد نه گنبدی نه چراغی نه مناری نه موذنی نه بيرقی! همان جور در آن سوراخ قار حضرت ايشان حتی مستلاب هم ندارند وبرای رفع و دفع حاجت چها که نبايد بکنند الله اعلم. ولی خب اينترنت چرا! دارند. خود حضرت پارازيدانت کشور ولايات متهمه آمريکا برای ايشان از نوع خوبش را فرستاده که بيا و ببین. من البته به حاج آقا معتمدی وزارت محترمه استخبارات و فن آوری دستور داده ام که برای اربابنا سخت گيری نکند و در اين چند صباحی که به ظهور مانده بگذارد امامنا فيلم های خوب خوب ببيند که وقتی جهان پر از ظلم و جور شد و ايشون پا در رکاب کرد خوب بتونه از پس خلق الله بر بياد و همه رو از دم تير بگذرونه و همه از مصائب زندگی راحت بشن. من اظهار دلگيری می کردم که شما الان در عالم غيبت بايد توی چاهی، سوراخی جايی باشی، اما اربابنا گفتن که ان الحسين مصباح الهدای و سفينة النجاة و اينکه ايشونم مثل ما به غيبت و دوری از هياهو و حضور در چاه عادت می کنه و کم کم خودشو برای ظهور آماده ميکنه.برادر عزيز صدام حسين ابن علی اميدوارم تا چند روز ديگه اين آمريکائيها تو را شهيد کنند چون میدونم که تمام آرزوی تو اين است که شهيد بشی. من و شعرای بيت و مداحين حرم برای عزاداری و نوحه خوانی وسينه زنی همه چيز رو آماده کرده ايم. ما به يک شهيد جديد يک امام حسين نو احتياج داريم و تو بايد بدونی که فرستاده خدا هستي. من اميدوارم با آمدن آمريکائيها در منطقه چند تا امام زمان جديد هم ظهور کنه تا ما بتونيم مشت محکمی به دهان دشمن بزنيم. آمريکائيها چندين بار با واسطه کردن ميکائيل جاکسون (منظور امام علی خام مايکل جکسون است: ميز ممد) از امام تقاضا کردن که امام ظهور کنن ولی من مانع شدم، گفتم حالا که شما هم به عنوان امامين محترمين رفتين تو چاه بهتره که ما قدری صبر کنيم! در ثانی مگه من چوب سيگارم که حالا تا آمريکائيها اراده کردن امام هم ظهور کنه! امام حالا حالا نبايد ظهور کنه، اگه ظهور کنه طک مليون وسيصد چهارصدهزار آخوند و ملا و حجت الاسلام و آيت الله و حاج آقا، رمال و مارگير و فال گير و طلبه و پاسدار و بسيجی... بيکار ميشن. من به آمريکا گفتم ما برا هر کاری درخدمتيم غير ظهوربازی امام زمان! اين امام زمون بازی از ابتکارای خود ماست، ما هم خرجشو می ديم و هم نونشو ميخوريم. فضولی هم موقوف! خدا کنه پای بد نده که اگه بده من دست به وافور ميیرم و اون رو علنی می کنم حکم جهاد ميدم، شصت و هفت مليون رو وافور بدست ميفرستم تو خيابون...(وای اگر سيد علی حکم جهادم دهدخرمن ترياک نتواند که جوابم دهدخانمها و آقايان اين آخرين نوشته نيمه تمام ميز ممد بود. او اين نوشته و دو نوشته ديگر که يکی نامه ای است به « حجت الاسلام دکتر امام علی شريعتی » و ديگری نامه است به «دستبوس امام حجت الاسلام دکتر ابوالحسن بنی صدر» را که با دست نوشته است و خودش آنرا روی کامپيوتر همراهش برده است تاريخ اين نامه 11 ماه آذر 1382 است و آن دو ديگر تاريخ ندارند. آنچه را پيش رو داريد غير از دو سه غلط املائی من هيچ دخل و تصرفی در آن نکرده ام. نامه به شريعتی و به بنی صدر که هر دو روزگاری از مصاحبين ميز ممد بوده اند در حقيقت بيانيه ای ست مستند اتهام آميز و طنز آميز و به نظر من غير قابل انتشار. البته بايد بگويم، از آنجا که ميز ممد خود ضربدر بزرگی را بر سه صفحه از شانزده صفحه چاپ شده نامه به شريعتی زده است بايد دانست که خود او نيز خواهان باز بينی و بازنويسی آن بوده است . او نوشته های ديگری نيز دارد که با عصبانيت از اين روز و روزگار نوشته است. بنا بر احترام به او و هم به خاطر عدم وسعت نظر لازم نزد بسياری از انتشار آنها خودداری می کنيم. از ئی ميلها و نامه ها وتلفن ها و پيغامهای تسليت و همدری شما ممنون و متشکرم. جسم ميز ممد از ميان ما رفت، ولی نوشته های او هر روز و تا امروز نو و تر وتازه مانده اند. در چاپ و انتشار آنها کوشا باشيم. ژ. الف
برای مطالب منتشره شده از ميزممد به لينک های زير مراجعه کنيد • پاسخ شديد العوعو رهبر مسلح انقلاب به حزب مسامحت اسلامی • پايان فستيوال خونخواران تهران • نامه راهبٌر معزم انقلاب به ژان پل دوم • ميز ممدم از تهران، خيابان کاخ، بن بست رهبری، پلاک ۹ • بخش اول - ماجراهای ميکرو ميکروفن های جرج الدين بوش السلطنه در بيت رهبری • سلام من ميز ممد هستم از دَرَکه مزاحم ميشم
| | |||||||
|
آمار مراجعان به اين سايت |