|
چهارشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۲
به نام پروردگار دادگستر
خستــگان را چو طــلب باشد و قوت نبود گر تو بيــــــداد كنـی شرط مروت نبود گر من از ميـــكده هــمت طلبم عيب مكن شيخ ما گفــت كـه در صومــعه همت نبود چون چنين نيك ز سر رشتـــه خود باخبرم آن مـبادا كــــه طلــبكاری دولت نبود
آقای خاتمی سلام! خوابيد يا بيدار؟ نمی دانيم...اگر خوابيد كه وای بر اين مملكت و وای بر سر نوشت شما در پيشگاه عدل الهی و اگر بيداريد دو صد افسوس بر عاقبت كه آنكه ظلم و جور ببيند و لب خاموش بماند ديگر بهانه ای برای فرار از اهمال خود نخواهد داشت. خوابيد يا بيدار؟می بينيد با ملت چه می كنند؟می بينيد چه بر سر جگر گوشه های پدران و مادران ايرانی می آورند؟ هر روز منتظريم تا خبر ربوده شدن يكی از دوستانمان غمی بر غمها بيفزايد و البته
عزممان را در راهی كه پيش گرفته ايم – يعنی راه آزادی ايران و آزادگی ايرانی – راسخ تر كند. آقای خاتمی ، مولا علی حكومت را از آب دهان بز بی ارزش تر می دانست اما امروز مدعيان پيروی از علی به بهانه دفاع از اين آب دهان بز هرچه می خواهند بر سر مردم و دانشجويان می آورند برای اين آب دهان بز قداره می بندند ، چاقو می كشند و حتی با نام خدا و امامان آدم می كشند... آقای خاتمی مولا علی می فرمايد جامعه ای رو به انحطاط است كه در آن اراذل جانشين افاضل گردند و فروع بر مسند اصول بنشينند. خودتان قضاوت كنيد!كدام شرط در جامعه ما صادق نيست؟خواهش می كنيم نگوييد تاريك نمايي! اينها حقايقی هستند كه چشم پوشی از
آنها برای هيچ وجدان بيداری ممكن نيست.نمی خواهيم دستاوردهای دولت شما را نفی كنيم اما بايد واقعيتها را بيان كرد. سومديريت تمام اركان حكومتی را در خود غرق كرده.آقازاده ها كه بقايای شاهزادگان دوهزاروپانصد سال تاريخ پادشاهی ايرانند به چپاول مردم كمر بسته اند اما اينبار در لباسی كذايی از قداست تصنعی پدرانشان و نيز در پشت پرده هايی كه البته هر روز بيشتر فرو می افتند. سن اعتياد آنقدر پايين آمده كه رسما خواهان چاره ای برای اعتياد دانش آموزان می شوند! مولدان فكر و انديشه از هر روزنی برای فرار از ايران ، برای فرار از هويت پدری نهايت استفاده را می برند چون در اين سرزمين سوخته تنها مجازند تا در يك
چهارچوب متحجر حكومتی فكر كنند و اگر دگرانديش باشند يا توسط نوچه ها و قصابان نامريی سر بريده می شوند يا فتوای مهدورالدميشان صادر می شود و يا اتوبوسشان به جای كنفرانش و سمينار سر از دره های تاريك در می آورد! آقای خاتمی می دانيم كه می دانيد و می دانيم كه بخشی از اين گلايه ها بيشتر به افرادی غير از شما مربوط می شوند ولی در شرايط حاضر شما جزو معدود افرادی هستيد كه هنوز اشتباهاتتان را در هاله ای از تقدس پنهان نكرده ايد گرچه اگر اوضاع به همين منوال پيش رود اثری از هاله های كذايی و خود ساخته تقدس باقی نخواهد ماند. آقای خاتمی در هجدهم تير هفتاد و هشت دوستان و همكلاسانمان را با نام حسين (ع) و ذكر
زهرا (س) از بامها و پنجره ها به بيرون پرتاب كردند ، كشتند ، زخمی كردند و غارت نمودند . آن روز بسياری اين حوادث را محكوم كردند.رهبر ، شما و برخی وزيرانتان نيز. وزير علوم در اعتراض به اين فاجعه به طور نمادين استعفا داد. همه وعده برخورد با خاطيان را صادر كردند اما كم كم كه منطق دانشجو حكم به آرامش جامعه كرد و به خيال برخی آبها از آسياب افتاد ، ناله های غم آلود و ندامت گونه برخی تبديل به فرياد هايی به ظاهر مقتدرانه شدند و عاملان فجايع ، تبرئه. در حالی كه دانشجويان هنوز در بند مانده اند. اما امروز وقتی با چاقو و قمه و قداره ، به سبك اجداد ناپاكشان ، باديه نشينان جاهل و مغولان وحشی ، به
خوابگاه ها حمله می برند و دانشجويان را ضرب و شتم می كنند همه - حتی شما- مهر خاموشی برلب می زنند ، نه انگار كه اتفاقی افتاده . حتی برخی وقيحانه از موضع برتر بر می آيند و هرآنچه شايسته خود و نوچه هايشان است را نثار ملت و دانشجويان می كنند. وزيرتان نه تنها استعفا نمی دهد بلكه لبخندی بر لب ، هم سنگر با نيروهای خودسر – كه خيلی هم بی اصل و نسب نيستند!! – حكم بر محكوميت دانشجويان می دهد.وای بر جادوی مقام و رياست كه غيرت انسانها را زايل می كند. آقای خاتمی ! به كجا می رويم؟!روزی برای حمله به حريم دانشگاه به دنبال بهانه بودند اما امروز ديگر حتی زحمت بهانه جويی هم به خود نمی دهند.جوخه های آدم
ربايی هر روز طعمه های خود را از ميان دانشجويان بر می گزينند. به كجا می رويم؟!در اين مملكت يا نبايد انديشيد يا طعمه كج فهمان شد آن هم تنها به جرم انديشيدن. هر روز بيشتر از قبل می دزدند و در دخمه هايی كه حتی شما را به آنجا راه نيست پنهان می كنند.آيا هنوز انتظار نخبه پروری در اين سرزمين داريد؟!دانشجو يا بايد بيانديشد كه اگر چنين باشد سركوب خواهد شد و يا بايد طوطی وار به تقليد از انديشه های متحجرانه بپردازد كه ديگر نخبه نخواهد شد. آقای خاتمي! سكوت تا كي؟!ماندن به چه قيمت؟!تا كی می خواهيد برای اين جماعت نادان از فوايد آزادی بگوييد؟در روزگاری كه حتی دورافتاده ترين جزاير دنيا دكترای دموكراسی
گرفته اند شما هنوز در بند آنيد كه به اقليتی كه اراده فهميدن ندارد الفبای آزادی بياموزيد. نمی دانيم دوستانمان كجايند.در كدام سلول مخوف معنای روز و شب را از ياد برده اند. آقای خاتمی اگر يك شب از عمادالدينتان بی خبر بمانيد چه خواهيد كرد؟اكنون سالهاست كه خانواده های بسياری بی خبر از فرزندانشان شب تا صبح چشم انتظار مانده اند. سكوت تا كي؟! ماندن به چه قيمت؟! فريادهايمان را نمی شنويد؟ می دانيم كه اگر برويد اوضاع بدتر می شود اما خواهش می كنيم برويد.بگذاريد مردم تكليف خود را بدانند.بگذاريد ملت طرفهای خود را بشناسد.ماندن به هر قيمت شايسته شما نيست و رفتن در زمانی ديرتر از اين زمان ديگر ارزشی
ندارد.بدانيد هرچه بيشتر بمانيد ، برگه های سياهی كه در تاريخ بر اشتباهات شما گواهی می دهند قطورتر خواهند شد. روزگاری می گفتيد در صورت پيروزی در انتخابات وامدار كسی نخواهيد بود اما امروز ماندنتان اين باور را محكم تر می كند كه وامدار آنانی هستيد كه عليه انتخاب شما فتوا می دادند. روزی در جلوی دوربين گفتيد جز اندكی آبرو چيزی نداريد ، اشكهايتان را ديديم. اميد مردم به آينده ای بهتر و نيز اشكهايتان بيست و دو مليون نفر را پای صندوقهای رای آورد. وای بر آنروز كه اين ملت اشكها ، زجه ها ، فريادها و درددلهای دوستانمان را كه در سلولهای تيره و تار شكنجه می شوند بشنود.آن روز نه گريستن و نه حتی زجه زدن
شما و امثال شما هيچ اثری نخواهد داشت.اگر اينگونه خاموش بمانيد ديگر از آن اندك سرمايه دوسال پيش هم چيزی باقی نخواهد ماند. آقای خاتمی انتظار از شما بيش از ديگرانيست كه رسما قوه ای به نام قهريه و مرامی به نام خشونت را تاييد و تاكيد می كنند.شمايی كه با نام و اعتبار دموكراسی آمديد ، ماندنتان در اين شرايط توهم خيانت را در اذهان تداعی می كند. آقای خاتمی تا كی می خواهيد در عرصه كلام باقی بمانيد؟چيزی كه بسيار است ، تئوريسين.اما سرزمين ما هميشه مردان عمل را انتظار كشيده و می كشد.موفقيتهای مقطعی شما در عرصه بين الملل نيز تنها متكی به مقبوليت و مشروعيت مردميتان بود كه اگر اين دو ضايع شوند در روابط
خارجی نيز حرفی برای گفتن نخواهيدداشت. آرزو داشتيم به جای آنكه متن سخنرانی شما مرجع امتحانات دانشگاهها شود راهكار شما در دمكراتيك كردن جامعه ايران در دانشگاهها تدريس شود. آقای خاتمی دگر امروز مطرح كردن گفتگوی تمدنها از سوی حكومت ما كمی مضحك به نظر می رسد حكومت ما حتی نتوانسته است با منتقدين داخلی خود با زبانی غير از شكنجه و تهديد و در مكانی جز زندان گفتگو كند. روزی گفتيد زنده باد مخالف من! اما نمی دانستيم كه اين ارادت شما شامل حال موافقانتان نمی شود!بگذاريدمخالفتان شويم تا شايد زنده بمانيم!!گرچه ماندن به هر قيمت را نخواهيم پذيرفت . آقای خاتمی آنها را كه با چوب و چماق ومتكی به جمعی
قداره بند و چماقدار تهديدمان می كنند به تماشای مستندات بيست و هشتم مرداد سی و دو دعوت كنيد آن روز نيز جمعی كه در بعد كميت از لباس شخصی ها و نيروهای به اصطلاح خودسر امروز كمتر نبودند ، مدتی در خيابانها به تاخت و تاز پرداختند و كارناوال مقبوليت و محبوبيت حكومت وقت را به راه انداختند اما همه ديديم كه هركه با مردم نباشد نخواهد ماند.حقيقت اسير اين سياست بازيهای كودكانه نخواهد شد. آقای خاتمی نمی دانم چه اصراريست كه ما ايرانيها هرگز نخواسته ايم تاريخ را از ادامه اش دنبال و از تجربه های گذشته استفاده كنيم.نگذاريد اين بارهم به ابتدای راه برگرديم و تمام اشتباهات را دوباره تجربه كنيم. آقای خاتمی
نمی دانيم خوابيد يا بيدار....اگر خوابيد اميدواريم فريادهامان و درد دلهامان كمی هشيارتان كرده باشد و اگر بيداريد بسم ا...صبر ملت اندازه دارد نگذاريد فضا آنقدر متشنج شود تا اعتراضاتی كه به قول شما نماد دموكراسی در كشورند به الگويی ار آنارشيزم تبديل شوند.بگذاريد دمكرات بمانيم حتی در پشت ميله های زندان!!
به اميد روزی كه همت ايرانی از پس پرده های ظلمت برگه های زرين تاريخ را بنگارد....
انجمن اسلامی دانشجويان دانشكده پزشكی اصفهان
|