بازگشت به صفحه اول

ميهن شماره ‎‎۵۷‎  *  آذر ‎۱۳۸۱‎ *  اکتبر ‎۲۰۰۲‎

بازگشت به صفحه اول
 

پیام ناصر زرافشان از زندان اوين

بمناسبت چهارمين سالگرد مرگ فروهرها

تعقيب و آزار و پرونده سازی عليه کسانی که ميکوشيدند زوايای مبهم اين ماجرا را روشن کنند ثابت کرد که

 قتلهای زنجيره ای کار يک محفل بسته نبوده ‏است

 
 

هم ميهنان عزيز، ياران انسان خواه
درود گرم مرا از پس حصارهای زندان بپذيريد. از سال ۷۷ تا کنون، از آن پائيز سياه ‏تا امروز، اين نخستين باری است که نتوانسته ام در سالگرد ترور فجيع داريوش ‏فروهر و پروانه اسکندری در کنار شما باشم. در کنار شما نيستم زيرا موجی که ‏با ريختن خون داريوش و پروانه و ديگر جان باختگان آذر ۷۷ در جامعه ما بحرکت در ‏آمد، برخلاف خيال خامی که قاتلان آنان در سر پخته بودند پس از تب و تاب های ‏اوليه نزديکان او فروکش نکرد؛ ادامه يافت، به پيش تاخت، در مسير خود دامن ‏قاتلان را گرفت و رسوا کرد، و هر روز گسترده تر و عميق تر شد، تا امروز که ‏ميرود به خيزابهای بلندتری بپيوندد که از نزديک شدن جامعه به تحول خبر ‏ميدهند.‏
تاريک انديشان در اين پندار باطل که با بستن فضای جامعه ميتوانند آمران اصلی ‏اين فجايع هولناک را پنهان سازند، و از اين طريق مانع فوران خروش حق طلبانه و ‏اراده دادخواهانه مردم شوند، به تعقيب و آزار و پرونده سازی عليه کسانی ‏پرداختند که ميکوشيدند زوايای مبهم اين ماجرا را روشن کنند. اما اين اقدامات ‏نتيجه معکوس داد و ثابت کرد که قتلهای زنجيره ای کار يک محفل بسته نبوده ‏است، زيرا اين بگير و ببندها و پرونده سازی ها در شرايطی صورت ميگرفت که ‏ديگر از آن محفل خودسر ادعائی و قدرت و امکانات اعضای آن اثری باقی نمانده ‏بود و آشکار بود که قدرتی سوای محفل ادعائی و بمراتب بالاتر از آن «عمله ‏اجرائی خرده پا» در کار است.‏
آن عنصری که در داريوش فروهر، پروانه اسکندری، مجيد شريف، محمد مختاری، ‏محمد جعفر پوينده، پيروز دوانی و دهها جان باخته ديگر، مايه کينه و موجب ‏دشمنی شب پرستان با آنها است، انديشه ها و احساسات اين جان باختگان ‏است. اما قاتلان که از اين انديشه ها و احساسات به خشم آمده اند جسم ‏فروهر ها را دشنه آجين ميکنند و چان آنان را ميگيرند، بی آن که بفهمند انديشه ‏را نمی توان دشنه آجين کرد يا به دار آويخت. جسم انسان ها را ميتوان دشنه ‏آجين کرد، جان آنها را هم ميتوان گرفت، اما انديشه مقوله ديگری است که با ‏دشنه و طناب نميتوان آنرا کشت و از ميان برداشت، راز شکست قاتلان ‏آبروباخته فروهر ها همين است. امروز اين قربانيان ديو خودکامگی بر آمده از ‏زهدان ارتجاع، در ميان ما نيستند. اما هوش و انديشه انان در آثارشان زنده و ‏جاری است و خودکامگان و قداره بندان تاريخ که همواره افکار و بينش ‏دگرانديشان هدف آنها بوده است، هرگز اين حقيقت ساده را درک نکرده اند که با ‏گرفتن جسم و جان مخالفين خود نمی توانند تفکر آنان را نيز به قتل برسانند. ‏امسال از پس اين ديوارها، همراه شما، ياد عزيز و خاطره شهدا، داريوش فروهر، ‏پروانه اسکندری، مجيد شريف، محمد مختاری، محمد جعفر پوينده و همه جان ‏باختگان ديگر راه رهائی مردم رنجديده ايران را گرامی ميدارم.‏

اينان
دل به دريا افکنانند
به پای دارنده آتش ها
زندگانی دوشادوش مرگ
پيشاپيش مرگ
هماره زنده از آن سپس که يا مرگ ‏
و همواره بدان نام
که زيسته بودند
که تباهی، از درگاه بلند خاطره شان
شرمسار و سرافکنده ميگذرد
‏        .........‏
در برابر تندر می ايستند
خانه را روشن ميکنند
و ، می ميرند

اوين – آبان ۸۱ ‏
ناصر زرافشان

 

بازگشت به صفحه اول

بالا


ميهن - شماره ‎‎۵۷‎  آذر ‎۱۳۸۱‎ - اکتبر ‎۲۰۰۲

http://www.mihan.net

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

آمار مراجعان به اين سايت