بازگشت به صفحه اول

ميهن شماره ‎۵۷   *  آذر ‎۱۳۸۱‎ *  اکتبر ‎۲۰۰۲‎

بازگشت به صفحه اول

 

به نام يزدان دادگر
 

داد خواهيم اين بيداد را
 


 

 


مردم رنجديده ايران زمين،

ديری است قوم تازيان مرز و بوم ما را اشغال كرده است، ديری است كه ستم، فقر، گرسنگی، اضطراب و وحشت، ناامنی و بی پناهی، جان را به لبمان رسانده است. روزگار به كام بدخويان و زشت كرداران اهريمن صفت می گذرد و شادی و سربلندی و افتخار از يك يك ما ربوده شده.

سالها پيش پدران ما يك دل و يك صدا آزادی و استقلال و عدالت را فرياد زدند و دست در دست هم با هر انديشه و مرام و پيشه ای به اميد روزهايی روشن تر و آينده ای سرشار از شادی و آسايش و آبادی و امنيت برای فرزندانشان به پا خاستند.

اما افسوس که ديری نگذشت، ديو انحصارگری و واپسگرايی دينی چهره ی كريه خود را نمايان ساخت. مشتی ضد ايرانی به يكباره از لجن زار تاريخ سربرآوردند و با فرهنگ و آرمان و تاريخ ملت ايران به تمامی به ستيز و پيكاری خونين پرداختند.

انقلاب را به كژراهه بردند و آرزوها و اميدها و باورهای مردم نيك انديش ايران را در قبرستان خودپرستی و يكه تازی خويش دفن كردند. اما به عبث پنداشتند چرا كه فرزندان نيك ايران، آنان كه خود را مسئول ميدانستند، لحظه ای از پای ننشستند، پيكار با استبداد و نامردمی را لحظه ای رها نكردند و تا آخرين نفس با قطره های خون خود در راه باز پس گيری حقوق ملت مبارزه كردند و بار ديگر بذر اميد و ايستادگی را بر اين خاك اهورايی پاشيدند و با نثار خون پاك خويش نهال آزادی را آبياری كردند.

ما زندگان اين ديار پر فر و شكوه وام دار شهيدان راه استقلال و آزادی ميهنمان هستيم. وام دار فرزندان نيک ايرانزمين كه به آرزوی فردايی بهتر جان باختند.

يكم آذر روز به خون كشيده شدن پرچمداران دادخواهی ملت ايران داريوش و پروانه فروهر بار ديگر فرا ميرسد.

در تمام طول مبارزاتشان اين دو آزاده لحظه ای جز به ايران نيانديشيدند، هر ايرانی با هر انديشه و مرامی اگر زير ستم قرار می گرفت، اين فرياد دادخواهی داريوش و پروانه فروهر بود كه جهانيان را آگاه می ساخت. از مردان و زنان زخم خورده تاجيك و افغان و اران تا ستمديدگان كرد و بلوچ از بام آسيا تا سينه ی خليج هميشه فارس هر ستمكشيده ای را غمخوار و همراه بودند.

و اكنون نيز به كوری چشم دشمنان انسانيت و ايرانيت كه برای خاموش ساختن اين فرياد بلند و استوار با دشنه ی كينه سينه ی پر مهر آن دو دلاور را پاره پاره كردند، من كه يكی و تنها يكی از هزاران هزار فرزندان فروهرها هستم، با قلبی زخم خورده به ياد تمامی شهيدان و قربانيان راه سربلندی و افتخار ايران و با تعظيم و احترام به تمامی بازماندگان داغديده كه شايد حتی فرصت گريستن بر پيكر عزيزانشان را نيافتند، و به ياد تمامی زندانيان دگرانديش و آزاده، با ياد چشمان زيبا و بخشنده و پر اميد مادرم و با ياد استواری و صلابت پدرم در راه عدالت و آزادی، در آستانه ی چهارمين سالگرد دشنه آجين شدنشان،

با اين باور که دادخواهی فروهرها، دادخواهی ملت ايران در ترور دگرانديشان خويش در درون و برون مرز است، دادخواهی ملت ايران دراعدام و شکنجه وسرکوب و زندان دهها هزار از فرزندان خويش است و با اين باور که فرجام اين دادخواهی ملی خشونت و بيداد را از مردم رنجديده ايران دور می سازد، بار ديگر به خون پاکشان سوگند ياد می کنيم که در اين دادخواهی ملی تا افشای تمامی حقيقت و معرفی تمامی آمران و عاملان اين جنايتهای ضد بشری از پای نخواهيم نشست.
 


آرش فروهر
پنجشنبه سی ام آذر ماه ۱۳۸۱

 

**پايگاه خبری دادنامه**
برگزيده از بخش شنيداری ( در آستانه چهارمين سالگرد )
www.daadnameh.org
www.forouharha.com
 

بالا

بازگشت به صفحه اول


http://www.mihan.net

ميهن - شماره ‎۵۷  آبان ‎۱۳۸۱‎ - اکتبر ‎۲۰۰۲

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد

 

 

آمار مراجعان به اين سايت